امروز روشنم قد همون آفتاب رو قالی ✨
بایست سرخاب سفیداب میکردیم... آسته و آراسته میزدیم در بزم حریفان، تا منور گردد از دیدارم، ایوانت چو شمع😌
ولی قد سه چار ماه گشادی مشق دارم، بریم به کارمون برسیم🚶🏻♀️
بایست سرخاب سفیداب میکردیم... آسته و آراسته میزدیم در بزم حریفان، تا منور گردد از دیدارم، ایوانت چو شمع😌
ولی قد سه چار ماه گشادی مشق دارم، بریم به کارمون برسیم🚶🏻♀️
Alireza-Ghorbani-Rameshgar
<unknown>
برای عصر جمعهای که چای بنوشیم و به پاییز گرم بیرون از پنجره نگاه کنیم ☕🌄✨
انگار اولین روز بعد عیده، کاش میرفتم تو یه سیاهچاله اونور هفته بعد در میومدم \``/
بگم؟
دو ساعت پیش داشتم ناله میکردم چرا واقعا حالا که وقت ندارم باز کلاس شرکت میکنم؟
ولی جدی با همه باگاش فک کنم همونیه که باید ((((((((؛
#اینپستصرفابرایریپلایهایبعدیوچسنالههایمربوطهمیباشد.
دو ساعت پیش داشتم ناله میکردم چرا واقعا حالا که وقت ندارم باز کلاس شرکت میکنم؟
ولی جدی با همه باگاش فک کنم همونیه که باید ((((((((؛
#اینپستصرفابرایریپلایهایبعدیوچسنالههایمربوطهمیباشد.
Forwarded from Untolds. (Sαrα)
همواره تو این تعارض گیر کردم که دلم نمیخواد هیچوقت کوچکترین حرف و حرکتی حتی غیر عمدی از سمت من هیچ احدی رو ناراحت کنه، در عین حال چجوری باید به کسی که واقعا و عمدا اذیتم میکنه صراحتا بگم "برو بمیر". تازه بازم قراره درگیر باشم که چجوری بگم بمیره ولی ناراحتش نکنم.
پَریما
<unknown> – سپیده رئیس سادات - به یاد پرویز مشکاتیان (192 kbps)
بلند بلند خوندمش و دلم برا خودم سوخت.
پَریما
سعدی بخون، بذار یادم بره اینا رو.
سعدی خواندم، یادم که نرفت ولی سوهان کشید اون همه زبری رو. جا نمیشه تو دلم
کج و کوله شدم، ولی اینقدری نگهش میدارم تا خسته شم. زیادی سنگینی کنه، بعد رهاش کنم.
کج و کوله شدم، ولی اینقدری نگهش میدارم تا خسته شم. زیادی سنگینی کنه، بعد رهاش کنم.
Frieden.(سپزانیا)
داشتم دنبال نون میگشتم توی فریزر کیک تولد شکلاتی یخ زدهی جاساز شده پیدا کردم. سبحانالله. اللهاکبر. مرگ بر آمریکا. پس چرا ایمان نمیآورید؟
چیزی که همیشه برامون ثابت میشه همینه:
- خدا حاجت شکمو زود میده
بعد که داد با حانی به هم نگا میکنیم و لبخند میزنیم.
- خدا حاجت شکمو زود میده
بعد که داد با حانی به هم نگا میکنیم و لبخند میزنیم.
تو زائرسرای حضرت معصومه خوابیدم، ارائه فردا رو حاضر میکنم
صدای تکون خوردنای یه نینی میاد✨
پتو نرمه و بوی خیلی خوبی میده
افسانه شیرین گوش میدم
محیا رو خوندم
دختر قشنگ پرتلاشم 🫂💞
روزهای روشنتری رو برات آرزو میکنم
برای همهمون،
شیش ما رو بیدار میکنن
میرم درمونگاه نوبت دندون دارم
ارائه میدم
یه چرخ تو بازار میزنم برمیگردم خونه.
گفتم اون قضیه داره خوب پیش میره ولی آدم یه وقتایی هم دلش اندازه یه تیله میشه.
اون شب نوشتم پس چرا صبح نمیشه؟
فرداش نوشتم اون سحر روشن و پرامید گاهی وقتا یکِ ظهره،
بخند محیا 🫂
گریه هم بکنا ولی آخرش بخند، خب؟
صدای تکون خوردنای یه نینی میاد✨
پتو نرمه و بوی خیلی خوبی میده
افسانه شیرین گوش میدم
محیا رو خوندم
دختر قشنگ پرتلاشم 🫂💞
روزهای روشنتری رو برات آرزو میکنم
برای همهمون،
شیش ما رو بیدار میکنن
میرم درمونگاه نوبت دندون دارم
ارائه میدم
یه چرخ تو بازار میزنم برمیگردم خونه.
گفتم اون قضیه داره خوب پیش میره ولی آدم یه وقتایی هم دلش اندازه یه تیله میشه.
اون شب نوشتم پس چرا صبح نمیشه؟
فرداش نوشتم اون سحر روشن و پرامید گاهی وقتا یکِ ظهره،
بخند محیا 🫂
گریه هم بکنا ولی آخرش بخند، خب؟