پَریما
212 subscribers
381 photos
17 videos
1 file
68 links
رفتنی استیم، بمانیم که چه؟
Download Telegram
از یک چیزی خوشالم
جبهه‌های احتمالی برخوردهام رو کنار گذاشتم و بی غرض تعامل میکنم. میگذارم حرف بزنند و مسیر خودشون رو برند.
بین تلاش برای اثبات و صبر برای شناخت، دومی رو انتخاب میکنم. روال مثل همیشه است... گره‌ها و چاله‌ها کم نشدن، ولی قراره بگذرند. پله‌ها کاشته میشند و درها هم باز.
برای صداها سکوت میکنم و میگذارم راهشون رو برند.
تو در این خمار چونی؟
Forwarded from Fake Smile
همه‌ی ما توسط کسانی که دوست‌مان داشته‌اند ساخته و بازساخته شده‌ایم.
ما اثر افراد اندکی هستیم که در عشق‌شان به ما سماجت به خرج داده‌اند.

#برهوت_عشق
#فرانسوا_موریاک

@smillee
هنوزم فکر میکنید دنیا جای قشنگی نیست؟
الهی از سر ما کم نگردد سایۀ مستی :)

#بیدل
@mimremeembooks
سفید از حسرت این انتظار است استخوان من
که یارب ناوکت در کوچۀ دل کی نهد پا را

#بیدل
@mimremeembooks
Forwarded from ز جور آدم‌ها.
دوست دارم دورمو پر کنم با سه چهار نفر آدم شبیه خودم، آدمایی که شکست خوردن، سرافکنده ان، اما توی مسیرن، آدمایی که بلندپروازی های هم رو مسخره نکنن، بشه باهاشون از آرزوهای دور حرف زد، در دسترس باشن، همراه باشن، به رویاهات نخندن، فکراتو کوچیک نشمرن، خواسته‌هات رو بی ارزش نبینن، آدمایی شبیه به خودم که بشه باهاشون حرف زد، براشون کلمه چید پشت هم بدون اینکه پوزخندی بشنوی، بدون اینکه حس کنی خودت و رویاهات کوچیک و حقیرید، آدمایی که به تو، به برق توی چشم‌هات، به هیجان های آنی زندگیت، به جوگیری های آخر شبت نخندن، آدمایی که بی تردید بتونی بگی "دوست‌دارن"؛ معنای دوست داشتن برای من همینه، که پله های نردبون هم بشیم که من رشد کنم دست تورو بگیرم، تو رشد کنی منو بالا بکشی.
دلم دوستای واقعی می‌خواد؛
دوستانی که دوستم بدارند.
فواد: جانداره؟ -بله
خوردنیه؟ -بعضیا میخورنش😑💔
گربه ست😃؟ -🥲
Forwarded from آیس ناکافی
تندیس زیباترین آسمون پاییز تعلق می گیرد به دوشنبه، اول آذر.
خداجان اگه قراره چیزی که میدی رو بی‌خبر پس بگیری، قربان شما لطفاً نده.
چی؟ برنامه همینه اصن؟
اوکی بای🚶‍♀️
Forwarded from پَریما (fariBa)
لنتی یه جوریه اینجا یه مدت که چیزی نمیگی دیگه انگار آدم حرفش نمیاد... حس غریبگی با ممبرزا؟
لاادری
یه تایمی از همه چی میگفتم، عبایی هم نبود
از اینکه دروغگو خطاب شدم درحالی که صادقانه کاری رو انجام داده بودم، نیم ساعت با صدای بلند گریه کردم. قسم خوردم دیگه سمت این آدم نرم... فک کنم مرده.
لحظه ای که ضعیف دیدمش بغلش کردم بوسیدم و فقط به چشمهاش نگاه نمی‌کردم. همیشه از اینکه با چیزهای مزخرف و پیش‌پاافتاده روابط خراب شن میترسیدم. ترسهام ولی وفادارانه اتفاق می‌افتن. کاش از اول می‌پذیرفتم گل و بلبل هم یه وقتایی خر میشن.
ذکر امشب و شب‌های بعد: حضور حقیقی زیباترین حضور و بودنه.
Forwarded from ژو
مطمعن نیستم که همه ادمایی که دوستشون دارم، می‌دونن که دوستشون دارم یا نه. به این فکر می‌کردم، که اگر یک‌روز برم. فرصت‌شو خواهم داشت که بگم، چقدر برای من مهم بودی. بگم که چقدر بودنت رو دوست داشتم.
اما، نمی‌شه انگار. اما تو بدون، باشه؟
من امشب یاد گرفتم، بزرگتر شدم و حالا تو پوستم جا نمیشم (((((:
فردا میشکفم و قراره یه پروانه شم، بی‌که غم کوتاهی عمر رو سر کنم زندگی می کنم.
قورباغه های آدینه مان را قورت داده و حالا میریم سراغ باقلواها