هر وقتی معتبر است برای دعا کردن. هر وقتی که کسی خاطرتان آمد دعاش کنید،
خرجی ندارد.
خرجی ندارد.
…
مثل زنبور عسل نه، مثل پروانهها روی تجربهها بنشینیم و برخیزیم. تنهایی، مراقبه، خویشتنداری، شور، حال، عشق ... از هر کدام اندکی بچشیم. هیچ چیز نباید زیاد وقت ما را بگیرد ... -بخشی از نامه سهراب سپهری به دوستش نازی.
با این منطق میشه آسوده زیست، این دل ما که بندِ هر چی شد دیگه بریده نشد.
نه که نه ها... همینطور کش اومد و کش اومد و کش اومد و کش اومد.
نه که نه ها... همینطور کش اومد و کش اومد و کش اومد و کش اومد.
Forwarded from از آنِ ما!
قدر آدمهای زندگیتون که اهل گفتوگو هستند رو بدونید.
اونایی که ازتون میخوان توضیح بدین چی ناراحتتون کرده و مشکل از کجاست.
اونایی که گوش میکنن با دقت به حرفاتون و بعد حرف میزنن!
به نظرم اهل گفتوگوی سالم بودن، یه آپشنه.
اونایی که ازتون میخوان توضیح بدین چی ناراحتتون کرده و مشکل از کجاست.
اونایی که گوش میکنن با دقت به حرفاتون و بعد حرف میزنن!
به نظرم اهل گفتوگوی سالم بودن، یه آپشنه.
مطالبهگریِ چیزی رو کردم و حالا که داره محقق میشه واقعا نمیدونم باید چطور بهش بپردازم.
Forwarded from ز جور آدمها.
من واقعا از تمام پادکست هایی که یه پسره با صدای همچین نمور خش دار دختر کش از قهوه و پاییز و دیوونه بودن میگه عنم میگیره؛ چون حس میکنم یه زیبایی فیک دارن، همه رگ خوابمون دستشون اومده چهار خط بدون سر و فاقد ته در وصف "دیوانگی در پاییز" می نویسن صداشونو میندازن ته گلو با یه ریتم یوخده سریعتر از حالت عادی میخونن و ما هم براشون گریبان میدریم و بعد همینطوری فراید تولید هنر تبدیل به چرخه تکرارشوندهی کسشعر های هنری میشه و این نازیبا و ناشاسیته.
پَریما
سوار قطار اشتباهی شدم، اما اگه منو به ایستگاه درستی ببره چی؟
سلام، lunchbox 🎬 رو ببینید.
Tasnife Zalil o Bichareh ( GandomMusic.ir )
Iraj Bastami
شهریوری میگه آهنگ پیرمردی، من از اینا خسته نمیشم.
پَریما
مطالبهگریِ چیزی رو کردم و حالا که داره محقق میشه واقعا نمیدونم باید چطور بهش بپردازم.
دیشب اومدم بگم محقق نشد خدافظ، ولی حالا میام بگم لقمه خشکیه
خورد خورد باید قورتش بدم، خدافظ.
خورد خورد باید قورتش بدم، خدافظ.
یک دورهای نفهم شده بودم. میشنیدم ولی متوجه نمیشدم. در جواب دادن در میماندم. بعد حدس میزدم چه گفتهاند یک جوابی میدادم. حالا حواسم جمع تر است و دلم میخواست رشته کلامم پاره شده بود و یک ریز حرف میزدم... ولی لال رفتهام.
از یک چیزی خوشالم
جبهههای احتمالی برخوردهام رو کنار گذاشتم و بی غرض تعامل میکنم. میگذارم حرف بزنند و مسیر خودشون رو برند.
بین تلاش برای اثبات و صبر برای شناخت، دومی رو انتخاب میکنم. روال مثل همیشه است... گرهها و چالهها کم نشدن، ولی قراره بگذرند. پلهها کاشته میشند و درها هم باز.
برای صداها سکوت میکنم و میگذارم راهشون رو برند.
تو در این خمار چونی؟
جبهههای احتمالی برخوردهام رو کنار گذاشتم و بی غرض تعامل میکنم. میگذارم حرف بزنند و مسیر خودشون رو برند.
بین تلاش برای اثبات و صبر برای شناخت، دومی رو انتخاب میکنم. روال مثل همیشه است... گرهها و چالهها کم نشدن، ولی قراره بگذرند. پلهها کاشته میشند و درها هم باز.
برای صداها سکوت میکنم و میگذارم راهشون رو برند.
تو در این خمار چونی؟
Forwarded from Fake Smile
همهی ما توسط کسانی که دوستمان داشتهاند ساخته و بازساخته شدهایم.
ما اثر افراد اندکی هستیم که در عشقشان به ما سماجت به خرج دادهاند.
#برهوت_عشق
#فرانسوا_موریاک
@smillee
ما اثر افراد اندکی هستیم که در عشقشان به ما سماجت به خرج دادهاند.
#برهوت_عشق
#فرانسوا_موریاک
@smillee
Forwarded from مردی در تبعید ادبی
Forwarded from مردی در تبعید ادبی
Forwarded from ز جور آدمها.
دوست دارم دورمو پر کنم با سه چهار نفر آدم شبیه خودم، آدمایی که شکست خوردن، سرافکنده ان، اما توی مسیرن، آدمایی که بلندپروازی های هم رو مسخره نکنن، بشه باهاشون از آرزوهای دور حرف زد، در دسترس باشن، همراه باشن، به رویاهات نخندن، فکراتو کوچیک نشمرن، خواستههات رو بی ارزش نبینن، آدمایی شبیه به خودم که بشه باهاشون حرف زد، براشون کلمه چید پشت هم بدون اینکه پوزخندی بشنوی، بدون اینکه حس کنی خودت و رویاهات کوچیک و حقیرید، آدمایی که به تو، به برق توی چشمهات، به هیجان های آنی زندگیت، به جوگیری های آخر شبت نخندن، آدمایی که بی تردید بتونی بگی "دوستدارن"؛ معنای دوست داشتن برای من همینه، که پله های نردبون هم بشیم که من رشد کنم دست تورو بگیرم، تو رشد کنی منو بالا بکشی.
دلم دوستای واقعی میخواد؛
دوستانی که دوستم بدارند.
دلم دوستای واقعی میخواد؛
دوستانی که دوستم بدارند.