پَریما
اعتراض به این که از من “کپی” شده توی این دنیای بی در و پیکر مجازی؛ مثل این میمونه که یه شهری بمباران شده باشه و تو وسط اون شلوغی و خرابی و خر تو خری زنگ بزنی پلیس بگی: آقا از مغازه ی ما چندتا قوطی کنسرو ماهی دزدیده شده. همین قدر بی جا و بی اثر
شاید شما ندانید اما خدا شاهده من این پست رو فوروارد کردم.
#صرفاجهتدزدی
#صرفاجهتدزدی
پَریما
اعتراض به این که از من “کپی” شده توی این دنیای بی در و پیکر مجازی؛ مثل این میمونه که یه شهری بمباران شده باشه و تو وسط اون شلوغی و خرابی و خر تو خری زنگ بزنی پلیس بگی: آقا از مغازه ی ما چندتا قوطی کنسرو ماهی دزدیده شده. همین قدر بی جا و بی اثر
با این آپدیت تلگرام که فورواردو نشون نمیده، اینو از من یافارم فوروارد کردم حالا هی استرس داشتم الان اسمش نیاد و فوروارد شو نشون بده
ولی بعد فهمیدم چه خنگم میتونستم کپی پیست کنم. متاسفانه دزد قابلی نیستم 😔
ولی بعد فهمیدم چه خنگم میتونستم کپی پیست کنم. متاسفانه دزد قابلی نیستم 😔
Forwarded from ژو
روزها آدمهارا دور میکند. روزهایی که مدام خودت را گم میکنی و تلاش میکنی پیدایش کنی. وقتی برای بودنت میجنگی، برای حضورت قدم میگذاری. وقتی کسی نباشد که با آن بگذری، تجربهاش کنی. از او دورتر میشوی.
دور تر شدن لزوما بد نیست، فقط رد پایش میماند، و تو آن روزها را دلتنگ میشوی.
من دلم میخواهد، روزهایم را با تو شروع کنم، با تو قدم بزنم، و هر روز که نباشی، روز بعدش باید بیشتر قدم بزنیم تا دور تر نشویم.
اگر خسته نیستی، یادداشتش کن، اگر دور شدی از من، همیشه میان دایرهی احساسم، یک خطی هست، یک مدار، که تا ابد بدورش میچرخی.
دور تر شدن لزوما بد نیست، فقط رد پایش میماند، و تو آن روزها را دلتنگ میشوی.
من دلم میخواهد، روزهایم را با تو شروع کنم، با تو قدم بزنم، و هر روز که نباشی، روز بعدش باید بیشتر قدم بزنیم تا دور تر نشویم.
اگر خسته نیستی، یادداشتش کن، اگر دور شدی از من، همیشه میان دایرهی احساسم، یک خطی هست، یک مدار، که تا ابد بدورش میچرخی.
آدم یک وقتهایی میخواهد براش دعا کنند، سعی من بر این بوده که برای آزمون رانندگی نخواهم برای سلامتی ام نخواهم برای خستگی های تن نباشد. یک وقتی برام دعا کنید که به جان دادن و ندادنی اختلاف بیاندازد.
آدمی قدر نمیشناسد. همان وقتها هم که در نظرش فاقد اعتبار برای خرج کردن دعاست، همان وقتها هم گدای مسکین است.
هر وقتی معتبر است برای دعا کردن. هر وقتی که کسی خاطرتان آمد دعاش کنید،
خرجی ندارد.
خرجی ندارد.
…
مثل زنبور عسل نه، مثل پروانهها روی تجربهها بنشینیم و برخیزیم. تنهایی، مراقبه، خویشتنداری، شور، حال، عشق ... از هر کدام اندکی بچشیم. هیچ چیز نباید زیاد وقت ما را بگیرد ... -بخشی از نامه سهراب سپهری به دوستش نازی.
با این منطق میشه آسوده زیست، این دل ما که بندِ هر چی شد دیگه بریده نشد.
نه که نه ها... همینطور کش اومد و کش اومد و کش اومد و کش اومد.
نه که نه ها... همینطور کش اومد و کش اومد و کش اومد و کش اومد.
Forwarded from از آنِ ما!
قدر آدمهای زندگیتون که اهل گفتوگو هستند رو بدونید.
اونایی که ازتون میخوان توضیح بدین چی ناراحتتون کرده و مشکل از کجاست.
اونایی که گوش میکنن با دقت به حرفاتون و بعد حرف میزنن!
به نظرم اهل گفتوگوی سالم بودن، یه آپشنه.
اونایی که ازتون میخوان توضیح بدین چی ناراحتتون کرده و مشکل از کجاست.
اونایی که گوش میکنن با دقت به حرفاتون و بعد حرف میزنن!
به نظرم اهل گفتوگوی سالم بودن، یه آپشنه.
مطالبهگریِ چیزی رو کردم و حالا که داره محقق میشه واقعا نمیدونم باید چطور بهش بپردازم.
Forwarded from ز جور آدمها.
من واقعا از تمام پادکست هایی که یه پسره با صدای همچین نمور خش دار دختر کش از قهوه و پاییز و دیوونه بودن میگه عنم میگیره؛ چون حس میکنم یه زیبایی فیک دارن، همه رگ خوابمون دستشون اومده چهار خط بدون سر و فاقد ته در وصف "دیوانگی در پاییز" می نویسن صداشونو میندازن ته گلو با یه ریتم یوخده سریعتر از حالت عادی میخونن و ما هم براشون گریبان میدریم و بعد همینطوری فراید تولید هنر تبدیل به چرخه تکرارشوندهی کسشعر های هنری میشه و این نازیبا و ناشاسیته.
پَریما
سوار قطار اشتباهی شدم، اما اگه منو به ایستگاه درستی ببره چی؟
سلام، lunchbox 🎬 رو ببینید.
Tasnife Zalil o Bichareh ( GandomMusic.ir )
Iraj Bastami
شهریوری میگه آهنگ پیرمردی، من از اینا خسته نمیشم.
پَریما
مطالبهگریِ چیزی رو کردم و حالا که داره محقق میشه واقعا نمیدونم باید چطور بهش بپردازم.
دیشب اومدم بگم محقق نشد خدافظ، ولی حالا میام بگم لقمه خشکیه
خورد خورد باید قورتش بدم، خدافظ.
خورد خورد باید قورتش بدم، خدافظ.