پَریما
213 subscribers
381 photos
17 videos
1 file
68 links
رفتنی استیم، بمانیم که چه؟
Download Telegram
Forwarded from Attic. (Hadis)
جدیدا به این پی بُرده‌ام که آدم‌هایی را که دوست دارم، به خاطر خودشان دوست‌شان دارم. برخی ویژگی‌های منفی‌شان، یا غُلو ِویژگی‌های اختصاصی‌شان ممکن است گاهی مثل سوزن در پوستم فرو رود، اما آنها را برای من دوست نداشتنی نمی‌کند. خرسندم که می‌توانم بین امروز و گذشته‌ام یک مرز قرار دهم؛ گویا در گذشته، معیار دوست داشتنم به ویژگی‌های آدم‌ها وابسته بود. گویا دوست داشتن‌م در آن زمان، قیمت‌گذاری می‌شد و پشیزی نمی‌ارزید. امروز اما رویشان برچسب نمی‌زنم. می‌گذارم از آنچه که از آنها می‌توانم در اختیار داشته باشم، استفاده کنم؛ دوست داشتن‌شان. بیشترش به من مربوط نیست.
جدا هر سری با خودم میگم غلط های نگارشی دخلی تو شخصیت آدما ندارن، ولی نمیشه.
پست ها زمان دارن؟
یعنی نمیشه این تایم از غلط نگارشیا غمگین بود؟
- پس هر چه پیشت آید گردن بنه قضا را.
+ چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد پس چی؟
- در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم.
+ حاجی یکم حال به ما نمی‌ده این روزگار
- منتظری تا ز روزگار چه خیزد؟
+ هیچ داداش هیچ 🙌
- کبر رها نمی‌کند کز پس و پیش بنگری
+ سرگرم خودت عاشق احوال خودت باش
- درت را بگذار.
(((((((((؛
Forwarded from [ گِرد‌ همیم ] (Meysam)
دوس دارم یه نکته ی جدید و خفن درباره ی زندگی‌ کشف کنم.
باید دقت کنم.
چه قدر همه چیز خوب به نظر می‌رسد، دلم می‌خواهد صحبت کنم.
Forwarded from انضحاک ضحاک!
چه رنگ های دلکشی ((((((؛
اعتراض به این که از من “کپی” شده توی این دنیای بی در و‌ پیکر مجازی؛ مثل این میمونه که یه شهری بمباران شده باشه و تو وسط اون شلوغی و خرابی و خر تو خری زنگ بزنی پلیس بگی: آقا از مغازه ی ما چندتا قوطی کنسرو ماهی دزدیده شده.

همین قدر بی جا و بی اثر
پَریما
اعتراض به این که از من “کپی” شده توی این دنیای بی در و‌ پیکر مجازی؛ مثل این میمونه که یه شهری بمباران شده باشه و تو وسط اون شلوغی و خرابی و خر تو خری زنگ بزنی پلیس بگی: آقا از مغازه ی ما چندتا قوطی کنسرو ماهی دزدیده شده. همین قدر بی جا و بی اثر
با این آپدیت تلگرام که فورواردو نشون نمی‌ده، اینو از من یافارم فوروارد کردم حالا هی استرس داشتم الان اسمش نیاد و فوروارد شو نشون بده

ولی بعد فهمیدم چه خنگم میتونستم کپی پیست کنم. متاسفانه دزد قابلی نیستم 😔
بیا برگردیم به خود همیشگی مون.
مرسی که ما را از مراودات‌مان پشیمان میکنید.
Forwarded from ژو
روز‌ها آدم‌هارا دور می‌کند. روز‌هایی که مدام خودت را گم‌ می‌کنی و تلاش می‌کنی پیدایش کنی. وقتی برای بودنت می‌جنگی، برای حضورت قدم‌ می‌گذاری. وقتی کسی نباشد که با آن بگذری، تجربه‌اش کنی. از او دورتر می‌شوی.
دور تر شدن لزوما بد نیست، فقط رد پایش می‌ماند، و تو آن روز‌ها را دلتنگ می‌شوی.
من دلم می‌خواهد، روز‌هایم را با تو شروع کنم، با تو قدم بزنم، و هر روز که نباشی، روز بعدش باید بیشتر قدم بزنیم تا دور تر نشویم.
اگر خسته‌ نیستی، یادداشتش کن، اگر دور شدی از من، همیشه میان دایره‌ی احساسم، یک خطی هست، یک مدار، که تا ابد بدورش می‌چرخی.
آدم یک وقت‌هایی میخواهد براش دعا کنند، سعی من بر این بوده که برای آزمون رانندگی نخواهم برای سلامتی ام نخواهم برای خستگی های تن نباشد. یک وقتی برام دعا کنید که به جان دادن و ندادنی اختلاف بی‌اندازد.