پسرک یه عکس از فواد فرستاده نوشته گریمو حال کن... الان نمیدونم چجوری با این عکس که انگار زنبور آفریقایی از هشجا نیشش زده حال کنم... چجوری باور کنم این گریمه؟
هیشکی هم آنلاین نیس
الان زنگ بزنم مامانم بگم چی؟
که پسر احمقت یه عکس فرستاده که خیلی واقعی به نظر میاد تروخدا بگید بچه سالمه؟
هیشکی هم آنلاین نیس
الان زنگ بزنم مامانم بگم چی؟
که پسر احمقت یه عکس فرستاده که خیلی واقعی به نظر میاد تروخدا بگید بچه سالمه؟
پَریما
پسرک یه عکس از فواد فرستاده نوشته گریمو حال کن... الان نمیدونم چجوری با این عکس که انگار زنبور آفریقایی از هشجا نیشش زده حال کنم... چجوری باور کنم این گریمه؟ هیشکی هم آنلاین نیس الان زنگ بزنم مامانم بگم چی؟ که پسر احمقت یه عکس فرستاده که خیلی واقعی به نظر…
وقتی میگم نوجوانان کسخل مغز استن از چه حرف میزنم:
یه پیجی بهم پیام داده سلام عزیزم شما پست مسابقه رو سیو و شیر کردی؟
_ منی که اصن فالوش ندارم (((؛
_ منی که اصن فالوش ندارم (((؛
-بگم اگه جایزه رو بردم که آره من بودم💅
-یا بگم حالا شما جایزه رو بده قول میدم سیو و شیر بکنم عزیزم 🙂
-یا بگم حالا شما جایزه رو بده قول میدم سیو و شیر بکنم عزیزم 🙂
خیلی ویدیو های بدردنخور زیاد میبینید؟
من اینایی که رژلب های که یکم ماسیده شدن رو دوباره در میارن جاشو تمیز میکنن و دوباره یه رژ نو میسازن رو هم اگه بفهمم قبلی که دیدم رنگش با این یکی فرق داره، باز نگا میکنم.
من اینایی که رژلب های که یکم ماسیده شدن رو دوباره در میارن جاشو تمیز میکنن و دوباره یه رژ نو میسازن رو هم اگه بفهمم قبلی که دیدم رنگش با این یکی فرق داره، باز نگا میکنم.
اگه خرد خرد یه دیوونگی هایی در تعاملاتت داشته باشی یه وقتی هم که دیوونگی اصلیِ رو رفتی، دیگه اون دیوانگی چَلیده و برنمیگردن بگن عه وا خوب بودی که چه مرگت شد یهو
Forwarded from Frieden.(سپزانیا)
سرشبی که شام میپختم یکی از اپیزودای قدیمی چنل بی رو گوش میدادم برای بار دوم. روایت یه مردی بود که روزنامه نگار موفقی بوده. یه آدم شریف و تلاشگر. کسی که توی دورهای که توی بخشهایی از آمریکا ازدواج سفیدپوستا با سیاهپوستا ممنوع بوده، میره یه ایالت دیگه که بتونه با وجود مخالفتای خانوادهی نژادپرستش با دوستدختر سیاهپوستش ازدواج کنه. یه کتاب جنجالی مینویسه در مورد کشته شدن آدمهای بیگناه توی شورش نیوآرک و ظلم پلیس. و تلاش میکنه دست پلیس رو توی کشتن مردم بیگناه سیاهپوست رو کنه. کتابش پر فروش میشه. خودش رو برندهی جایزهی پولیتزر میدونسته ولی پولیتزر نمیبره. همه چی از هم میپاشه. دزد میشه. قاتل میشه. میبرنش زندان. شروع میکنه به توهم زدن و ادعا میکنه عیسی مسیح رو میبینه. توی زندان میمیره و فراموش میشه. داشتم با خودم فکر میکردم چی میشه که آدمها یهو فرومیپاشن؟ چی میشه که فقط یه ضربه و اتفاق ورق رو برمیگردونه؟