چنلی که دوسش دارم، میرم ببینم چرا دو روزه چیزی نذاشته
میگه متاسفانه این گفتگو دیگر در دسترس نیست
انگار با یکی زندگی کردی و یهو میذاره میره.
میگه متاسفانه این گفتگو دیگر در دسترس نیست
انگار با یکی زندگی کردی و یهو میذاره میره.
NiginaAmonqulovaSadoyatkunamنگینهامانقلواصدایتکنم-arabsongtop
<unknown>
آیینه باشم که صَدایت کنم💃
این تصمیم بزرگ منشانه من بود که نخواستم روز رو با جنگ شروع کنم،
یه تشت بزرگ خمیر فتیر درست کرده بود
همه رو زغاله گرفتم، شد شانزده تا بزرگ و سه تا کوچک
یه تشت بزرگ خمیر فتیر درست کرده بود
همه رو زغاله گرفتم، شد شانزده تا بزرگ و سه تا کوچک
لگن بزرگی داریم که تابستان ها که میشود در حمام بزرگ خانه کمی فراغت داشت، در آن مینشستم،
الیاف تُشکی که همه کاموا بود و وقتی خیس میشد وزنش صد و چل برابر میشد رو در آن لگد کردم
دوش را باز کردم و آب شان کشیدم
جان کندم و داخل آبکش انداختم شان
الیاف تُشکی که همه کاموا بود و وقتی خیس میشد وزنش صد و چل برابر میشد رو در آن لگد کردم
دوش را باز کردم و آب شان کشیدم
جان کندم و داخل آبکش انداختم شان
حمام کردن خودم که تموم شد، مادر یه کهنه داد که دیوارای حمامو چن ساله دست نزدیم
پس سابیدمشان
پس سابیدمشان
Hesam-Eddin-Seraj-Selseleh-Moo
<unknown>
هر که درین حلقه نیست، فارغ از این ماجراست.