یه سال پیش با سینمایی های جنایی کرهای آشنا و جوگیر شدم... از همونا یکی مونده بود که اصن حسش نمیومد ببینمش.
امشب دیدم محض اینکه پاکش کنم حافظهم باز شه.
حالا یه جوری بود که واقعا دلم نمیخواد به کسی بگم ببینه ولی حیفه کاش ببینه.
آخرش دلخوش بودم به ذهن خلاق و قصه درار نویسنده... رفتم یه سر بازیگرا رو نیگا کنم یه تیکه یه جایی تو یه نقدی چشَم خورد به براساس داستان واقعی
شکر اصن.
🎥 The chaser_7.9
امشب دیدم محض اینکه پاکش کنم حافظهم باز شه.
حالا یه جوری بود که واقعا دلم نمیخواد به کسی بگم ببینه ولی حیفه کاش ببینه.
آخرش دلخوش بودم به ذهن خلاق و قصه درار نویسنده... رفتم یه سر بازیگرا رو نیگا کنم یه تیکه یه جایی تو یه نقدی چشَم خورد به براساس داستان واقعی
شکر اصن.
🎥 The chaser_7.9
با شعله کم غذا پختن اینجوریه که هر پنج دیقه یه بار سر میزنی میبینی هنوزم پیازا همون شکلی اند
بعد میگی این سری شیش دیقه بعد میرم
و خب اونا تصمیم گرفتن زغال شن.
بعد میگی این سری شیش دیقه بعد میرم
و خب اونا تصمیم گرفتن زغال شن.
شیوا اومد یه اپ 📻 معرفی کرد برا موزیک موقع درس خوندن و اینا،
تا الان همه هندی قری هارو سولاخ کردم.
تا الان همه هندی قری هارو سولاخ کردم.
دستم اشتباهی خورد رو گزینه دو
در صورتی که منظورم یک بود
جواب ولی گزینه سه بود.
در صورتی که منظورم یک بود
جواب ولی گزینه سه بود.
سعی کن ببینی از داخل چطور به نظر میای،
( فلش گوشی را به کف دست خود فشار داده و به رگ های داخلی خود مینگرد)
( فلش گوشی را به کف دست خود فشار داده و به رگ های داخلی خود مینگرد)
بچامون همه سایت ثبت نام کردن برا واکسن
میگم برا من نشد میگه سنت نرسیده استانتون هم تو نوبت نیس
میگن: اصن ثبت نام لازم نیس با کارت دانشجویی برو میزنن
من؟ بین شصتا ورودی رشته مون فقط برا من کارت صادر نشده
شکر اصن.
میگم برا من نشد میگه سنت نرسیده استانتون هم تو نوبت نیس
میگن: اصن ثبت نام لازم نیس با کارت دانشجویی برو میزنن
من؟ بین شصتا ورودی رشته مون فقط برا من کارت صادر نشده
شکر اصن.
نرگس میگفت از این چُرتای پنج دیقهای که قشنگ خستگی رو هم میبره،
سه ساعتی که من خوابیدم: صدای تلویزیون، بعد خاموش میکنه خودش بازی میکنه صدا همه جور آلات جنگی رو در میاره، کولرو خاموش میکنن، به من زنگ میزنه که گوشیو بده مامان، بغل گوش من زنگ میزنه به یکی که آهنگ پیشوازش کربلا میخوام ابوالفضله بعد میذاره رو اسپیکر، پاشدم همه رو به فش گرفتم حالام مثه وحشیا با موی باز نشستم گوشه حال تا این زندگی به آخر برسه
عینکمو پیدا نمیکنم.
سه ساعتی که من خوابیدم: صدای تلویزیون، بعد خاموش میکنه خودش بازی میکنه صدا همه جور آلات جنگی رو در میاره، کولرو خاموش میکنن، به من زنگ میزنه که گوشیو بده مامان، بغل گوش من زنگ میزنه به یکی که آهنگ پیشوازش کربلا میخوام ابوالفضله بعد میذاره رو اسپیکر، پاشدم همه رو به فش گرفتم حالام مثه وحشیا با موی باز نشستم گوشه حال تا این زندگی به آخر برسه
عینکمو پیدا نمیکنم.
Forwarded from 𓂆 Kashkol | کَشکول
اینکه گاهی آدمها خودشون رو از اخبار دور نگه دارن، یا مواظب سلامت روانشون تو این روزها باشن، اصلا به این معنی نیست که به زندگی و مرگ انسانهای دیگه اهمیت نمیدن. ما گاهی نیاز داریم ورودیهای خبری رو ببندیم، و کمی نفس بگیریم، تا روی پا بمونیم.
صبح زنگ زدن کارت که برات صادر نشده بودو اقدام کردی براش؟ گفتم نه والا امروز میخواستم زنگ بزنم گفت نزن پیداش کردیم همراه با بسته فرهنگی میفرستیم برات منتها حساب برات باز نکردیم چرا که اتباع استی و فلان... حالا تو حسابِ پنجا تومن هم بوده لنتی خدایا چرا ما رو صدا دار میزنی؟
آقا داستانامون رو دارن چاپ میکنن، به حانی میگم چنتا نسخه بگم برا خودم بزنن؟
میگه ما که نمیخوایم
میگه ما که نمیخوایم
«روح گریان من» زندگینامه یکی از زبده ترین جاسوسان کره شمالی، کیم هیون هی، بمب گذار هواپیمای 858 کره جنوبی در سال 1987 با صدوپانزده کشته.
تسلط وحشتناک و همه جانبه دولت بر ملت، {آزادی} چیزی که در خوابهایشان هم ممنوع است.
تسلط وحشتناک و همه جانبه دولت بر ملت، {آزادی} چیزی که در خوابهایشان هم ممنوع است.