ها همینه 😂🤌
دیدی سخت نبود 🫂
قربان شما جان، تشکر از آرزوی دورت و برنامه دیدار نزدیکت ❤️✨
دیدی سخت نبود 🫂
قربان شما جان، تشکر از آرزوی دورت و برنامه دیدار نزدیکت ❤️✨
میخوام همه کینه هامو با خواهرم کنار بذارم... پا شد لامپو روشن کرد و در جدالی تن به تن شجاعانه و بی واهمه سوسک پروازی رو کشت.
این طور نبود که سوسک یه جا نیشسته باشه و اونم بزنه نه... با صبر زیر همه چیو نگا کرد و فقط یه دستمال دستش بود تا بگیرتش
من این طرفِ حال، مویه کنان براش دعا میکردم، واقعا با دست سوسک گرفتن... آه ای زن شجاع همه آرزو های خوب برای تو.
من این طرفِ حال، مویه کنان براش دعا میکردم، واقعا با دست سوسک گرفتن... آه ای زن شجاع همه آرزو های خوب برای تو.
چسی نباشه بعد صد سال شروع کردم به یه کار مفید منتها چون قهوه نمیخورم نشد از استارتش عکس بذارم باراتون.
فواد میگه چرا اینجوری میکنه؟
میگم یه کسایی توی افغانستان دیگه نمیذارن خانما لباسی که دوست دارند رو بپوشن، همه باید از این چادرا بپوشند که فقط دوتا چششون معلومه.
گفت چه وحشتناک... بعد دو دیقه برگشت که: پس اگه همه خانما فقط دوتا چشماشون معلوم باشه، بچهها ماماناشونو گم میکنن آره؟
میگم یه کسایی توی افغانستان دیگه نمیذارن خانما لباسی که دوست دارند رو بپوشن، همه باید از این چادرا بپوشند که فقط دوتا چششون معلومه.
گفت چه وحشتناک... بعد دو دیقه برگشت که: پس اگه همه خانما فقط دوتا چشماشون معلوم باشه، بچهها ماماناشونو گم میکنن آره؟
D
پروسه بیدارشدن یه بحثه، از زیر پتو دلکندن و بلندشدن یه بحث خیلی مفصلتره.
ولی اگه شاشت بگیره دیگه هیچ بحثی نیست.
خدا موقع آفریدن آدما: خب اگه دستشون کمی کوتاه تر باشه بهتر نیست؟ چرا چرا کوتاش میکنم اینقدی که به هیچی نرسه.
این امید ها نورهایی گرماند و زیبا، ولی بند اند به یک تف...
نورهای قویتری میباید.
نورهای قویتری میباید.
Forwarded from Remembering
پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند
و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید
گفتم کمکهایم در راه است و چشم دوختم ببینم باورم میکنی
اما به من شک داشتی...
احزاب ۱۰
و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید
گفتم کمکهایم در راه است و چشم دوختم ببینم باورم میکنی
اما به من شک داشتی...
احزاب ۱۰