شبیه دخترک سریال fleabag، کاش میشد حرفای توی دلو بلند بلند گفت بدون اینکه مخاطب بشنوه... اینجوری شاید کمتر عقده خفه کردن مردم به دلم میموند.
Forwarded from من یاشارم| (Ja far)
ضمیر ناخودآگاه من برای فرار از غم به طنز پناه می برد.
پَریما
یه اپ بود به اسم Slowly نامه مینوشتی، تمبر میزدی، سند میکردی... بسته به فاصله مکانی طول میکشید برسه. یه دوست اندونزیایی بود بیست و دو ساعت طول میکشید نامهش برسه. بعد میگفت شنا نامه دارین از فلانی، فلان قدر ساعت دیگه هم میرسه یه حس انتظار جالبی داشت و اینکه…
سحری که گذشت، رقعه ای را از اپ مبارک دریافت کردیم... بعد از فاکینگ تایم.
پسرک از مصر بود و همانهایی که در بایو نوشته بود را در نامه هم نوشته که برای دوستی و آشنا شدن با فرهنگ های مختلف و بلا بلا بلا
خب اگر سالِ پار بود، اصلا جواب نامه کپی پیست شده اش را نمیدادم،
خب سال پار که نیست پس دل ما هم یک مکاتبه راه دور خواست... از آنها که یک عالم پرچانگی میکنی و میدانی دیگر جوابی نخواهی گرفت ولی همه را سند میکنی و خرسند از اینکه یک گوش رایگان یافتی.
اللهم اغفر بی کسان
پسرک از مصر بود و همانهایی که در بایو نوشته بود را در نامه هم نوشته که برای دوستی و آشنا شدن با فرهنگ های مختلف و بلا بلا بلا
خب اگر سالِ پار بود، اصلا جواب نامه کپی پیست شده اش را نمیدادم،
خب سال پار که نیست پس دل ما هم یک مکاتبه راه دور خواست... از آنها که یک عالم پرچانگی میکنی و میدانی دیگر جوابی نخواهی گرفت ولی همه را سند میکنی و خرسند از اینکه یک گوش رایگان یافتی.
اللهم اغفر بی کسان
فیلم دیدن با مامان اینجوریه که یک لحظه هم صبر نمیکنه که ببینه بعدش چی میشه و مدام سوال میپرسه
فیلم دیدن با فواد اینجوریه که یک لحظه هم صبر نمیکنه تا خودت ببینی بعدش چی میشه هی اسپویل میکنه
من به ندرت باشون فیلم میبینم ولی الان دارن باهم میبینن مامان و فواد (:
فیلم دیدن با فواد اینجوریه که یک لحظه هم صبر نمیکنه تا خودت ببینی بعدش چی میشه هی اسپویل میکنه
من به ندرت باشون فیلم میبینم ولی الان دارن باهم میبینن مامان و فواد (:
Forwarded from جنگل های هیرکانی
تا برنامه اش هست گفتم منم بگم:,)
این پیام رو فوروارد کنید در چنل های زیباتون و من به انتخاب خودم یکی از عکسای چنلتون رو نقاشی میکنم.
این پیام رو فوروارد کنید در چنل های زیباتون و من به انتخاب خودم یکی از عکسای چنلتون رو نقاشی میکنم.
آقا از این پستای فوروارد کنید چنلاتون فقط یکی از ریحانه گذاشته بودم، که اونم فقط گفت عه فریبا (=
اینم از مریم که به من برسه میگه شرمنده آقا مدادم تموم شد.
اینم از مریم که به من برسه میگه شرمنده آقا مدادم تموم شد.
Forwarded from آیس ناکافی
فریبا. یه روزی به همین زودیا میری کابل آباد و قشنگ، کابلی که حالش خوبه. بعد واسمون از همون بازار ها و جاهای زیبایی که میگی، عکس می ذاری.
فریبا باغچه شون هندونه داره. یه داداش داره اسمش فواده. فواد مثل من تو اسپویل کردن فیلم و سریال استاده.
من و فریبا تو ویس چت گذاشتن و ایگنور شدن توسط اعضای کانال هامون خیلی همدردیم🤝
طوری که قبلا که من می ذاشتم اون فقط میومد،حالا من اون موقع کانالشو نداشتم ولی وقتی بذاره منم می رم و یه تنه غوغا می کنم.
فکر کنم مشهد رو دوست داشتی یا دانشگاه فردوسیو؟ تو بودی گفتی؟(ببخشید حافظه م ماهی ایه) اگه تو بودی که سال دیگه اگه رفتم فردوسی تو ام بیا بریم دانشگاه فردوسی گردی. خیلی کَیف می ده. ۲ سال پیش با دو تا از دوستام رفتم، واسه وارد شدن نگهبانی گفت کارت شناسایی تونو بدین نگه دارم بعد برگشتین بگیرین. :)))) ما ام کارت شناسایی نداشتیم کارت کتابخونه دادیم=)))
تهشم توش گم شدیم و دانشکده ادبیات و علوم انسانی رو هم پیدا نکردیم.... ولی ایشالله ایندفعه دیگه پیدا می کنیم.
فریبا باغچه شون هندونه داره. یه داداش داره اسمش فواده. فواد مثل من تو اسپویل کردن فیلم و سریال استاده.
من و فریبا تو ویس چت گذاشتن و ایگنور شدن توسط اعضای کانال هامون خیلی همدردیم🤝
طوری که قبلا که من می ذاشتم اون فقط میومد،حالا من اون موقع کانالشو نداشتم ولی وقتی بذاره منم می رم و یه تنه غوغا می کنم.
فکر کنم مشهد رو دوست داشتی یا دانشگاه فردوسیو؟ تو بودی گفتی؟(ببخشید حافظه م ماهی ایه) اگه تو بودی که سال دیگه اگه رفتم فردوسی تو ام بیا بریم دانشگاه فردوسی گردی. خیلی کَیف می ده. ۲ سال پیش با دو تا از دوستام رفتم، واسه وارد شدن نگهبانی گفت کارت شناسایی تونو بدین نگه دارم بعد برگشتین بگیرین. :)))) ما ام کارت شناسایی نداشتیم کارت کتابخونه دادیم=)))
تهشم توش گم شدیم و دانشکده ادبیات و علوم انسانی رو هم پیدا نکردیم.... ولی ایشالله ایندفعه دیگه پیدا می کنیم.
ها همینه 😂🤌
دیدی سخت نبود 🫂
قربان شما جان، تشکر از آرزوی دورت و برنامه دیدار نزدیکت ❤️✨
دیدی سخت نبود 🫂
قربان شما جان، تشکر از آرزوی دورت و برنامه دیدار نزدیکت ❤️✨
میخوام همه کینه هامو با خواهرم کنار بذارم... پا شد لامپو روشن کرد و در جدالی تن به تن شجاعانه و بی واهمه سوسک پروازی رو کشت.
این طور نبود که سوسک یه جا نیشسته باشه و اونم بزنه نه... با صبر زیر همه چیو نگا کرد و فقط یه دستمال دستش بود تا بگیرتش
من این طرفِ حال، مویه کنان براش دعا میکردم، واقعا با دست سوسک گرفتن... آه ای زن شجاع همه آرزو های خوب برای تو.
من این طرفِ حال، مویه کنان براش دعا میکردم، واقعا با دست سوسک گرفتن... آه ای زن شجاع همه آرزو های خوب برای تو.
چسی نباشه بعد صد سال شروع کردم به یه کار مفید منتها چون قهوه نمیخورم نشد از استارتش عکس بذارم باراتون.