من: شت باید معمار میشدم
مادر: پاشو فعلا بافتنی تو بباف حداقل یه کار از زیر کونت درآد
مادر: پاشو فعلا بافتنی تو بباف حداقل یه کار از زیر کونت درآد
ازون برنامه های که برا ابتداییا میذارن تلویزیون... برا کلاس اولیا... از دیروز شروع کردم با فواد نگا میکنم
خداییش با چه روشهای سمی یاد میدن
(وی تلاش میکند نخندد تا پسرک آموزش را جدی بگیرد)
خداییش با چه روشهای سمی یاد میدن
(وی تلاش میکند نخندد تا پسرک آموزش را جدی بگیرد)
یه مدته سعی میکنم لباس های احمقم رو بپوشم... مثلا خواهرمان دست به خیرش فعاله و همه احمقهایش را خیرات میکند
(با تمام مسخرگیشان باید پوشیدشان تا یک بنده خدای دیگری جور حماقتهای ما را نکشد)
(با تمام مسخرگیشان باید پوشیدشان تا یک بنده خدای دیگری جور حماقتهای ما را نکشد)
یه کانال خصوصی دارم فقط خودمم
ولی سین پستاش بعد یه مدت سه چهار تا میشن (چراااا)... خواهش میکنم اگه میخونید چیا میگم به روم نیارید😔
ولی سین پستاش بعد یه مدت سه چهار تا میشن (چراااا)... خواهش میکنم اگه میخونید چیا میگم به روم نیارید😔
چگونه دیگری را جان به لب کنیم؟
پیامی با مضمون یه سوال میخواستم بپرسم بفرست و دیگر آنلاین نشو.
پیامی با مضمون یه سوال میخواستم بپرسم بفرست و دیگر آنلاین نشو.
تازه پشت بندش میتونی بگی تروخدا راستشو بگو
قول میدی به کسی نگی
قول میدی ناراحت نشی
ببین اگه ناراحت میشی که اصن نگم
اصن ولش کن مهم نیس
اوکی، آیم جاست فاکینگ توهمی
قول میدی به کسی نگی
قول میدی ناراحت نشی
ببین اگه ناراحت میشی که اصن نگم
اصن ولش کن مهم نیس
اوکی، آیم جاست فاکینگ توهمی
گفتم: چن روزه دیگه اخبار رو دنبال نمیکنم
گفت: آره دیگه آدمی عادت میکنه
عادت نکردم، فقط خسته شدم... استراحت میکنم و پر انرژی برمیگردم برا غصه بدبختیارو خوردن.
گفت: آره دیگه آدمی عادت میکنه
عادت نکردم، فقط خسته شدم... استراحت میکنم و پر انرژی برمیگردم برا غصه بدبختیارو خوردن.
یه دونه از این سخنران انگیزشیا نیاز دارم که هی امید بده و بگه همه چی خوب میشه تا بزنم دهنش خون بیاد.
پَریما
چگونه دیگری را جان به لب کنیم؟ پیامی با مضمون یه سوال میخواستم بپرسم بفرست و دیگر آنلاین نشو.
حالا میاد میگه هیچی فقط میخواستم ببینم این لباسِ بهم میاد؟
خوب بود الآن در شرف سفر میبودم...
همه چیو هم آماده کرده باشم، ولی حرکت یک ساعت دیگه باشه،
مونده باشم بخوابم یا نه.
همه چیو هم آماده کرده باشم، ولی حرکت یک ساعت دیگه باشه،
مونده باشم بخوابم یا نه.
پدر بگه: بخواب من بیدارت میکنم
و برای بار چهلم از مادر بخوام اون غذا ها رو برداره، نمیخورم خراب میشن.
و برای بار چهلم از مادر بخوام اون غذا ها رو برداره، نمیخورم خراب میشن.