من خودمو میکشم تا مامانم برام پارچه بخره
بعد دیگه اگه با معجزه هم زنده کنم خودمو، حاضر نیس برام بدوزتش.
بعد دیگه اگه با معجزه هم زنده کنم خودمو، حاضر نیس برام بدوزتش.
خیلی پرکار نیست ولی نزدیکای عید یهو خروار خروار میدوزه
بعد کی براش برش میزنه؟ من
بعد کی دوباره باید همون لباسای قبلشو بپوشه؟ من
بعد کی براش برش میزنه؟ من
بعد کی دوباره باید همون لباسای قبلشو بپوشه؟ من
یه چیزیو بلدی،
ولی برا تکمیلش محتاج یکی دیگهای
پس همیشه احتمال لنگ در هوا موندن رو بده.
ولی برا تکمیلش محتاج یکی دیگهای
پس همیشه احتمال لنگ در هوا موندن رو بده.
Forwarded from The bear that I am (Peyvand)
كاش فقط دو دقيقه ميتونستم با چشم تو خودمو نگاه كنم و حالا من بهش اضافه ميكنم كه كاش ميتونستم دو دقيقه با احساس تو خودمو احساس كنم ،ببينم چطورياس.
میرم میبینم زده روز اول دوم پریودی...
میزنم هنوز نشدم،
میگه مطمینی بعد از ۳۶ روز؟
دوباره دو روز مهلت پیاماس بهم میده (٬٬٬:
میگه پریما درباره حس و حال این روزات با آدمهای دور و برت حرف بزن.
باشه، ولی چی بگم؟ اینکه بیا بهم بگو سلام تا گریهم بگیره... بیا بگو چه خبر تا هق هق کنم و باز بگم سلامتی... اصلا هیچی نگو خودم نگات کنم بگم میدونم خر شدم ولی خوب میشم🫂
میزنم هنوز نشدم،
میگه مطمینی بعد از ۳۶ روز؟
دوباره دو روز مهلت پیاماس بهم میده (٬٬٬:
میگه پریما درباره حس و حال این روزات با آدمهای دور و برت حرف بزن.
باشه، ولی چی بگم؟ اینکه بیا بهم بگو سلام تا گریهم بگیره... بیا بگو چه خبر تا هق هق کنم و باز بگم سلامتی... اصلا هیچی نگو خودم نگات کنم بگم میدونم خر شدم ولی خوب میشم🫂
Forwarded from مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟ (Ghazaleh Shahrivari)
مسئله ادبیات است. یعنی اگر همادبیات هم نباشید، برای هم بمیرید هم فایده ندارد.
اما بالعکس ماجرا؛ یعنی همادبیاتی.
همادبیات هم که باشید بدون نیاز به گویش، برای هم میمیرید. انسان همادبیات همیشه آشناست حتی اگر معدودبار دیده باشیدش. دو انسان همادبیات، فهیم هم خواهند بود. همادبیات خود را بیابید تا طعم فهمیده شدن و عافیت جان را فهیم شوید.
اما بالعکس ماجرا؛ یعنی همادبیاتی.
همادبیات هم که باشید بدون نیاز به گویش، برای هم میمیرید. انسان همادبیات همیشه آشناست حتی اگر معدودبار دیده باشیدش. دو انسان همادبیات، فهیم هم خواهند بود. همادبیات خود را بیابید تا طعم فهمیده شدن و عافیت جان را فهیم شوید.
پَریما
دیدی که نسبت به انیمه دارم: واردش نمیشم چون میدونم اونقدر کارهای خفن و جالب داره و منم بی جنبه ام، دیگه نمیشه ازش کشید بیرون🙂😥
#Anime: wolf children 7.8
شیوا اینقد خوب انیمه معرفی میکنه، آدم دلش می خواد همه رو ببینه ((؛
فرزندان گرگ، سینمایی بود برا سال 2012
ریتم روایتش رو دوست داشتم و گرافیک خیلی قشنگی داره( از اصلی ترین دلایلی که سینماییهاشون رو به سریال ترجیح میدم)
نمیدونم این درسته یا نه ولی به نظرم درک کردن منطق انیمهها همیشه برام سخت بوده در واقع فضای انیمه انگار همیشه عجیبه...
شیوا اینقد خوب انیمه معرفی میکنه، آدم دلش می خواد همه رو ببینه ((؛
فرزندان گرگ، سینمایی بود برا سال 2012
ریتم روایتش رو دوست داشتم و گرافیک خیلی قشنگی داره( از اصلی ترین دلایلی که سینماییهاشون رو به سریال ترجیح میدم)
نمیدونم این درسته یا نه ولی به نظرم درک کردن منطق انیمهها همیشه برام سخت بوده در واقع فضای انیمه انگار همیشه عجیبه...
تو یه چنل دیدم یه توییت رو پست کرده، مطمئن بودم تو یه چنل دیگه هم دیده بودمش... ولی اینجا فوروارد نبود، بعد یه حسی میگفت برم نگا کنم کدوم اسکی رفته که لفت بدم... این کار اشتباس؟
- کدوم؟ کار تو یا اون
- کدوم؟ کار تو یا اون
پَریما
تو یه چنل دیدم یه توییت رو پست کرده، مطمئن بودم تو یه چنل دیگه هم دیده بودمش... ولی اینجا فوروارد نبود، بعد یه حسی میگفت برم نگا کنم کدوم اسکی رفته که لفت بدم... این کار اشتباس؟ - کدوم؟ کار تو یا اون
+ فک کنم نرگس میخواد بگه از دوتاش لفت بده
- چرا دوتاش؟
+ چون اصلا چرا باید توییت رو پست کرد؟
- چون دلشون میخواد سخته فهمیدنش؟
+ اصن به من چه /:
- آفرین همیشه قبل از زر زدنات برو یه دور بزن شاید زر منطقی تری برا زدن داشته باشی.
- چرا دوتاش؟
+ چون اصلا چرا باید توییت رو پست کرد؟
- چون دلشون میخواد سخته فهمیدنش؟
+ اصن به من چه /:
- آفرین همیشه قبل از زر زدنات برو یه دور بزن شاید زر منطقی تری برا زدن داشته باشی.
یه جایی از دنیام هست که مردمش چون رسیدند به اینکه: ممکنه این آخرین لحظه بودنشون باشه، سعی میکنند لحظهشون رو از دست ندن... و حالا امروز با همه جفایی که روزگار همیشه در حقشون داشته، سرخوش قراره سه روز رو عید داشته باشند.
کالای نو بپوشند، خوراک عید پخت کنند و دیدارها را با جملهی اختر مو مبارک تازه کنند. کدام اختر؟ همان که هیچ وقت مرادی برایشان حاصل نکرد و مبارکیِ اخترشان گویا فقط در همین گفتنها مانده...
خو خیر (:
مقصد دل خوش باشه، ها؟
کالای نو بپوشند، خوراک عید پخت کنند و دیدارها را با جملهی اختر مو مبارک تازه کنند. کدام اختر؟ همان که هیچ وقت مرادی برایشان حاصل نکرد و مبارکیِ اخترشان گویا فقط در همین گفتنها مانده...
خو خیر (:
مقصد دل خوش باشه، ها؟
Forwarded from Lunatic
الان باید یه کافه ای رستورانی چیزی میداشتم که همه رو بیرون کنم درشو ببندم و شروع کنم ب دستمال کشیدن میز ها و تو فکر این باشم که یه چیز جدید ب منو اضافه کنم
وقتایی که میگیم چه خوب شد فلان اتفاق نیوفتاد... فلان حرف زده نشد... بد نیست، گاهی شاید هم خوب باشه اصلا. ولی میدونی، چیزی عوض نشدن دلیل بر درست بودنش هم نیست.
گاهی باید ماهها پشت ابر نمونن.
گاهی باید ماهها پشت ابر نمونن.
پَریما
حقیقتِ آدمها، در گفتههاشون نیست،
حقیقتِ آدمها، حتی در کردههاشون هم نیست،