پَریما
213 subscribers
381 photos
17 videos
1 file
69 links
رفتنی استیم، بمانیم که چه؟
Download Telegram
صبح همگی به جز اونایی که زراشونو میزنن بعد میگن ما که چیزی تو دلمون نیست، بخیر
Forwarded from Mah (𝐌𝐚𝐡𝐘𝐚)
وطنِ انسان، جایی نیست که انسان در آن متولد شده باشد، بلکه جائی است که در آن، تمام تلاش‌هایش برای فرار به پایان برسد!

- محمود درویش؛ فارسیِ محمّد حمادی.
آن.
Forwarded from هشت صُبح (Nasri)
ما آدما مثل دایره می مونیم که هنوز عدد «پی» مون کشف نشده...
قلمی که اعتصاب کرد... برگه ایی که خود را سپرد به باد،
ساعت شیش صب فرمول زندگی کشف میکنن...
من: بخوابم حداقل برا سرچ در جزوه هشیار باشم.
خب سایت همراه‌اول بعد فاکینگ تایم لود لود شدن، بروز شد. عدل همون موقع که شروع به آپدیت کرد، نت منم تموم شد و حالا پشت هم امتحانا... من یه بار دیگه به این رسیدم که خواهر از خواهر بیزاره هعی
من: حانی یه لحظه اتصال میزنی من امتحان دارم
دیروز یک سر تا سر کوچه رفتیم و پول‌هامان را در جوب ریخته، پس آمدیم.
از مراسمات هنگام کرونا، دیشب یه پاتختی رفتیم رو پشت‌بوم (((:
اصن بهّ که هوا
آخه یه حرفایی حق اند آره... ولی اینم ببینیم که در حدشون هستیم یا نه.
«خودمو عرض می‌کنم»
تو واقعیت از ترسات فرار میکنی، بعد تو خواب هر زمان و به هر شکل و نحوی میان دیدار تازه می‌کنن.
یه راه‌پله بود تاریک و تنگ و خیلی خیلی طولانی که ته‌ش دستشویی و حمام و انباری بود... موقع پایین رفتن هم نمیتونم سرعتم رو کنترل کنم و چن بار نزدیک بود بیافتم... من و یکی دیگه رفته بودیم اونجا رو بررسی کنیم نمی‌دونم برا چی، خواهرم هم همونجا رفته حموم، ما باقی جاها رو نگا میکنیم و از یه قسمت دیوار یه عالم لخته های خون داره همینجور میاد... به اونی که داره نشون‌مون میده گفتم، انتظار داشتم عادی برخورد کنه و بگه مشکلی نیست ولی گفت آره بریم زودتر از اینجا حتما یه مشکلی پیش اومده، من گفتم خواهرم رو صدا بزن نَمونه اینجا... خواهرم میاد بیرون و فاصله حموم تا در خروجیٍ همون مکان اندازه سه چهار قدم، من بهش توضیح دادم که قضیه چیه و یهو گرفت هلم داد و زودتر خارج شد با بقیه و در رو روی من قفل کرد... به من گفت تو آلوده‌ایی
داشتم فکر میکردم که کاش خدا هیچ وقت منو تو موقعیتی قرار نده که چون عزیزام تغییر میکنن، مجبور باشم ولشون کنم... که از گرما بیدار شدم.
می‌خوام بمیرم، وقتی می‌خندن به چیزایی که گریه داره.
وای وقتی با این لحن قاطعش، منطق احمقانه و قضاوت‌گرش رو رو همه چیز پیاده می‌کنه... تروخدا تروخدا همه چیو با منطق خودتون نسنجید
آره آدم حرفی رو نمیزنه که به نظرش اشتباس... ولی لطف کن یه وقتایی نظر نده
دل‌انگیز؟
گاد این دیگر چه سمی ست؟
دل انگیز جان پارچ آب‌و میدی من؟
دل‌انگیز این جورابای منو ندیدی؟
دل‌انگیز سعی کن کمی هم زیبا باشی