به استادای در طول ترم فرشته نما، باید گفت: بمیرید بمیرید
از این عقدهایی بازیا بمیرید
از این عقدهایی بازیا بمیرید
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما: استاد چرا یکم راه نمیاین؟
استاد:
استاد:
Forwarded from Daily Digest (Narges)
ما و متوسط دوستانمان
انسان از متوسط کسانی که او را میشناسند چندان فراتر نمیرود. نمیتوانی در میان کسانی باشی که هر روز، در پی نابودکردن رقیب خود هستند و برای داشتن مرتفعترین ساختمان شهر، بهجای آنکه سنگی بر سنگی بگذارند، به خانهی دیگران سنگ میزنند، اما ذهنت را برای ساختن و رشدکردن پرورش دهی و تربیت کنی.
نمیتوانی مهمانیهای آخر هفته بروی و در میان حرکت چابک دختران و پسران لا به لای پرتوهای نور و دود سیگار، ژستهای فلسفی بگیری و از اپیکور بگویی و احساس کنی که تافتهای جدا بافتهای.
نمیتوانی پیمانکار شرکتی باشی که بیاخلاقی در آن رسوخ کرده و بگویی من میکوشم که در قلمرو خود، اهل اخلاق بمانم.
مثالهای کوچکترش را بگویم.
نمیتوانی کتابخوان باشی و دوستانی داشته باشی که کتاب نمیخوانند. حتی اگر با شور و شوق، برایت کف بزنند و خواندنهایت را تشویق کنند. چون دیر یا زود، میبینی آنقدر از آنها جلوتری که حتی نخواندن هم، موقعیت تو را در میانشان تضعیف نمیکند و کمکم، در نقل جملهها و حرفها و عقیدهها و تحلیلها، چندان به مغز خودت فشار نمیآوری. دیگر مهم نیست که آن حرف را سارتر گفته بود یا فوکو. دیگر مهم نیست که بوریحان متقدمتر بود یا بوعلی. هر چه بگویی، آنها تفاوتش را نخواهند فهمید و تو همچنان شمع انجمن میمانی و احساس غرور و افتخار میکنی.
خلاصهی همهی این حرفها، آن بود که قبلا هم بارها گفتهام و شنیدهای که ظاهرا انسان، چندان از متوسط اطرافیانش فراتر نمیرود. در اینجا انتخاب طبیعی (به تعبیر داروین) بهترین استراتژی است. اینکه همیشه اطرافیانت را بازبینی کنی و ببینی که پایینترین آنها کیست. بیرحمانه است. اما باید از بودن با او دل بکنی. البته منطقی است که قبل از آن، جایگزین یا جایگزینهایی را به اطرافیانت بیفزایی. اما در این میان، اگر خودت به اندازهی کافی برای رشد و بالارفتن نکوشیده باشی، آن گزینههای تازه و بهترند که در انتخاب طبیعی حذف خواهند شد. دوست یا دوستانی را به جمع اطرافیانت میافزایی و آنها بعد از مدتی، میبینند که با تو و دوستانت راحت نیستند. کمکم جدا میشوند و دوباره بازی تکرار میشود.
این مرام ماندن با دوستان به نظرم، بیشتر ریشه در غرایز حیوانی ما و میل به زندگی گلهوار یا قبیلهای دارد. اگر قرار است با دوستانمان بمانیم، آنها نیز باید بکوشند تا به سطحی برسند که بتوانند کنار ما بمانند و بهشکلی متقابل، ما هم اگر دیدیم که توسط آنها – به جرم رشدنکردن و سستی – کنار گذاشته شدهایم، باید سرنوشت محتوم خود را بپذیریم.
🔸️#محمدرضا_شعبانعلی
انسان از متوسط کسانی که او را میشناسند چندان فراتر نمیرود. نمیتوانی در میان کسانی باشی که هر روز، در پی نابودکردن رقیب خود هستند و برای داشتن مرتفعترین ساختمان شهر، بهجای آنکه سنگی بر سنگی بگذارند، به خانهی دیگران سنگ میزنند، اما ذهنت را برای ساختن و رشدکردن پرورش دهی و تربیت کنی.
نمیتوانی مهمانیهای آخر هفته بروی و در میان حرکت چابک دختران و پسران لا به لای پرتوهای نور و دود سیگار، ژستهای فلسفی بگیری و از اپیکور بگویی و احساس کنی که تافتهای جدا بافتهای.
نمیتوانی پیمانکار شرکتی باشی که بیاخلاقی در آن رسوخ کرده و بگویی من میکوشم که در قلمرو خود، اهل اخلاق بمانم.
مثالهای کوچکترش را بگویم.
نمیتوانی کتابخوان باشی و دوستانی داشته باشی که کتاب نمیخوانند. حتی اگر با شور و شوق، برایت کف بزنند و خواندنهایت را تشویق کنند. چون دیر یا زود، میبینی آنقدر از آنها جلوتری که حتی نخواندن هم، موقعیت تو را در میانشان تضعیف نمیکند و کمکم، در نقل جملهها و حرفها و عقیدهها و تحلیلها، چندان به مغز خودت فشار نمیآوری. دیگر مهم نیست که آن حرف را سارتر گفته بود یا فوکو. دیگر مهم نیست که بوریحان متقدمتر بود یا بوعلی. هر چه بگویی، آنها تفاوتش را نخواهند فهمید و تو همچنان شمع انجمن میمانی و احساس غرور و افتخار میکنی.
خلاصهی همهی این حرفها، آن بود که قبلا هم بارها گفتهام و شنیدهای که ظاهرا انسان، چندان از متوسط اطرافیانش فراتر نمیرود. در اینجا انتخاب طبیعی (به تعبیر داروین) بهترین استراتژی است. اینکه همیشه اطرافیانت را بازبینی کنی و ببینی که پایینترین آنها کیست. بیرحمانه است. اما باید از بودن با او دل بکنی. البته منطقی است که قبل از آن، جایگزین یا جایگزینهایی را به اطرافیانت بیفزایی. اما در این میان، اگر خودت به اندازهی کافی برای رشد و بالارفتن نکوشیده باشی، آن گزینههای تازه و بهترند که در انتخاب طبیعی حذف خواهند شد. دوست یا دوستانی را به جمع اطرافیانت میافزایی و آنها بعد از مدتی، میبینند که با تو و دوستانت راحت نیستند. کمکم جدا میشوند و دوباره بازی تکرار میشود.
این مرام ماندن با دوستان به نظرم، بیشتر ریشه در غرایز حیوانی ما و میل به زندگی گلهوار یا قبیلهای دارد. اگر قرار است با دوستانمان بمانیم، آنها نیز باید بکوشند تا به سطحی برسند که بتوانند کنار ما بمانند و بهشکلی متقابل، ما هم اگر دیدیم که توسط آنها – به جرم رشدنکردن و سستی – کنار گذاشته شدهایم، باید سرنوشت محتوم خود را بپذیریم.
🔸️#محمدرضا_شعبانعلی
فکر میکردم آدم فقط تو خونه خودش وقتی مهمون اومد و تو اتاق بودی میتونی بیرون نیای... ولی خونه مردم هم میشه (:
ولی خب نیاز به دسشویی دارم
شدید
فوری
آنچه از سرویس های داخلی ست
ضرورت داشت فرنگی
بدون احوال پرسی با میهمان جدید
تیز
و بز
احساس آرامش کنم.
ولی خب نیاز به دسشویی دارم
شدید
فوری
آنچه از سرویس های داخلی ست
ضرورت داشت فرنگی
بدون احوال پرسی با میهمان جدید
تیز
و بز
احساس آرامش کنم.
Forwarded from .
اینکه لینک چنلتونو میفرستید برام خیلی خوبه!
ولی اینکه میام میبینم پستا کپی چنل خودم و بقیه دوستانه خیلی بده!
ولی اینکه میام میبینم پستا کپی چنل خودم و بقیه دوستانه خیلی بده!
.
اینکه لینک چنلتونو میفرستید برام خیلی خوبه! ولی اینکه میام میبینم پستا کپی چنل خودم و بقیه دوستانه خیلی بده!
میدونی، من حتی یه بار گفتم وقتی از باقی چنلها میذاری چه خوب میشه اگه فور بزنی تا از پست های که خودت مینویسیشون متمایز باشن... گفت عزیزم فکر نمیکنم کسی همه پستاش برا خودش باشه
من هم گفتم باش (؛
من هم گفتم باش (؛
بذارین از بهترین امتحان تاریخ که برگزار شد براتون بگم:
هشتا سوال
سوالات مشابه
همه در یک صفحه
دو ساعت زمان
فقط یک مسئله
هنوز هم انسانهای نیک در این دنیا یافت میشوند (:
هشتا سوال
سوالات مشابه
همه در یک صفحه
دو ساعت زمان
فقط یک مسئله
هنوز هم انسانهای نیک در این دنیا یافت میشوند (:
Forwarded from Prelude to a Dream
اون لحظه که داری تلاش میکنی همه رو راضی نگه داری،لحظاتیه که داری روح خودتو نادیده میگیری.
ولی خدا با این کاراش میخواد یه جوری بمون برسونه که برنامه نچین آقا ما زیرش میزنُم،
صبح همگی به جز اونایی که زراشونو میزنن بعد میگن ما که چیزی تو دلمون نیست، بخیر