قشنگ ترین تعریف دلتنگی که خوندم
این بود که میگفت:
دلت یه جایی هست که جسمت اونجا نیست.
این بود که میگفت:
دلت یه جایی هست که جسمت اونجا نیست.
من از اون آدمایی نیستم که وقتی دلتنگ میشم، نصف روز پتو رو بکشم رو سرم و تو تختم بمونم، من یهو یادم میوفته دلتنگم، مثلا وقتی دارم واسه خودم چایی میریزم، یا وقتی دارم نوک اتودم رو عوض میکنم، وقتی لم دادم رو مبل و شبکه های تلویزیون رو بالا پایین میکنم، یهو انگار نصفمو از دست میدم، انگار یادم میوفته یه چیزی کم دارم، یه چیزی بیشتر از قند برای چاییم، یهو عصبی میشم و میدونم دلیلش شکستن نوک اتودم نیست، انگار از یه چیزی کلافه میشم، یه چیزی بیشتر از پیدا نکردن شبکه ای که میخوام.
دوست داشتن نصف ادمارو رو باور نکنید، من کسی و داشتم که تا صبح با هم راجع به جزئیات زندگیمون و تک تک کارای روزمرمون حرف میزدیم، ولی الان حتی شماره همدیگرو نداریم
فکر میکردم قوی بودن به دوام آوردنه
ولی خوب که نگاه می کنم
میبینم قوی بودن تو رها کردنه...✨
ولی خوب که نگاه می کنم
میبینم قوی بودن تو رها کردنه...✨
اشکالی نداره که دلتنگ بعضی از آدمها بشین که بهتون بدی کردن.
اما تلاش برای برگردوندن اون آدمها به زندگیتون اشتباه بزرگیه.
اما تلاش برای برگردوندن اون آدمها به زندگیتون اشتباه بزرگیه.