|دیدن|
514 subscribers
89 photos
7 videos
7 files
115 links
مرگِ قول و فصلِ خطاب
Download Telegram
|دیدن|
این چند وقت خیلی بیشتر از قبل سعدی می‌خونم. فکر می‌کنم حداقل برای من در این دوران نجات‌دهنده‌ست.
چند وقتی‌ه هر روز یه بیت از سعدی می‌نویسم روی تابلوی دفترم. گاهی وقتی مامان زنگ می‌زنه، بهش می‌گم‌ که چی نوشتم و اونم از چیزایی که خونده بهم می‌گه و با هم کیف می‌کنیم و به قول خودمون قربون سعدی می‌ریم!

هر روز شگفت‌زده می‌شم و از اینکه می‌تونم توی این روزها به زبان فارسی پناه ببرم، خوشحالم.
دلم برای اصفهان بیشتر از همیشه تنگه.
برای بهار اصفهان که سعی کردم هر سال بعد از مهاجرت تجربه‌ش کنم و امسال نتونستم.
برای چهارباغ و درخت‌هاش.
برای پل‌ها و دوچرخه‌ها و پیرمردهایی که زیر لب یه آواز آشنا رو زمزمه می‌کردن.
برای پیاده روی دنبال مادی با مامان و برای خیره شدن به ساختمون‌های قدیمی که هربار میخکوبمون می‌کردن.
برای درخت‌های عباس‌آباد.
برای گالری تمبر آقای تفضلی.
برای حیات‌خانه و موسیقی‌هاش.
برای فطیر و قهوه‌هاش.
برای شهرزاد و فسنجون‌هاش.
برای جاده سلامت و پیاده‌روی‌های طولانی.
برای میدون و هزاردستان.

و برای خونه‌ و گل‌هامون.


پ.ن.: عکس‌ها از سفر نوروز ۱۴۰۴ به اصفهانه.
https://open.spotify.com/track/5tprA0wAaP1gFjyj48r2Vv?si=W5mR1CbRQAud82eD8IGvnA


چون مرا د‌‌ل‌خستگی از آرزوی روی توست
این چنین د‌‌ل‌خستگی زایل به مرهم کی شود
|دیدن|
https://open.spotify.com/track/5tprA0wAaP1gFjyj48r2Vv?si=W5mR1CbRQAud82eD8IGvnA چون مرا د‌‌ل‌خستگی از آرزوی روی توست این چنین د‌‌ل‌خستگی زایل به مرهم کی شود
اسپاتیفای یه لیستی درست کرده از Your All-Time Top Songs و داشتم بهشون گوش می‌دادم که رسیدم به این مثنوی نوا.

فکر کنم این قطعه واقعا تا ابد یکی از «مای‌ آل‌تایم تاپ سانگز» باشه! به نظرم همه‌چیز سر جای خودشه توی این قطعه. دو صدایی شجریان‌ها، تار علیزاده و کمانچه‌ی کلهر.
ناله زیر و زار من زارتر است هر زمان
بس که به هجر می‌دهد عشق تو گوشمال من

https://open.spotify.com/track/36FRtP4Ea8KODLDFnSm8mQ?si=EFhErvvxSiy6bHI479QwOQ
|دیدن|
Hesam Inanlou , Peyman Yazdanian – Piano & Kamancheh Improvisation I (Live)
شاید اولین باری که به این هم‌نوازی پیانو و کمانچه گوش دادم دوران لیسانس بود. یه روزی روی چمن‌های رو به روی دانشکده یا کنار دریاچه.

از اون روز شاید بارها و بارها به پیانوی یزدانیان و کمانچه‌ی اینانلو گوش دادم. به «رام» و به «نگاه و آیینه». و هربار با گوش دادن بهشون احساسات متفاوتی رو تجربه کردم.

هم‌نوازی پیانو و کمانچه برای من موسیقی سوگ بود، سوگی که هنوز زنده‌ست و همراهمه. موسیقی مهاجرت بود، وقتی برای آخرین روزا توی اتاقم وقت می‌گذروندم. و موسیقی مهر شد و ترجمان احساسات عمیقی که بعد از مدت‌ها در من جریان پیدا کرد.

دیشب به اجرای پیمان یزدانیان و ادیب رستمی رفتم. تمام اجرا نفسم بند اومده بود و اشکم بند نمیومد. رویایی بود.
در مونترال داشتم زنده به پیانو و کمانچه‌‌ای گوش می‌دادم که ده سال گذشته‌ی زندگی‌م رو باهاش گذروندم.

۳۰ می ۲۰۲۶
خیلی وقت بود که منتظر شیخِ برهان بودم و ۲۶ می ۲۰۲۶، این انتظار به پایان رسید و کتاب دوست بسیار محبوبم چاپ شد!

سراپا ذوق و کیف و افتخارم.

به چشم دیدم که بهزاد با چه ذوق و دقت و ظرافتی به سراغ «شیخ» می‌رفت. عصرهای زیادی اسکرین‌های بزرگ‌ مک‌گیل میزبان شیخ بودن و من گاهی ناخودآگاه می‌دیدم به جای اینکه سرم به کار خودم باشه مدتیه چشم دوختم به کرامات شیخ.

افسوس که کیلومتر‌ها فاصله باعث می‌شه ندونم کی نسخه‌ی فیزیکی کتاب بدستم می‌رسه ولی لطفا شما، اگر امکانش رو دارید، «از کرامات شیخ ما» رو بخونید و از نگارش بهزاد و کرامات دیگرش کیف کنید.


https://nashreney.com/product/از-کرامات-شیخ-ما


https://taaghche.com/book/292202/از-کرامات-شیخ-ما
https://open.spotify.com/track/7nWGKBN51s3QKKmWvl1QKv?si=qBocrCFqTaGfEt6skzLZdw

سرو بستانی تو یا مه یا پری
یا ملک یا دفتر صورتگری

رفتنی داری و سحری می‌کنی
کاندر آن عاجز بماند سامری

هر که یک بارش گذشتی در نظر
در دلش صد بار دیگر بگذری

می‌روی و اندر پی‌ت دل می‌رود
باز می‌آیی و جان می‌پروری

چند خواهی روی پنهان داشتن
پرده می‌پوشی و بر ما می‌دری

روزی آخر در میان مردم آی
تا ببیند هر که می‌بیند پری

آفتاب از منظر افتد در رواق
چون تو را بیند بدین خوش‌منظری

جان و خاطر با تو دارم روز و شب
نقش بر دل نام بر انگشتری

سعدی از گرمی بخواهد سوختن
بس که تو شیرینی از حد می‌بری