𝖣𝖾𝖺𝖽 𝖵𝖺𝗆𝗉𝗂𝗋𝖾
خیلی چیز ها هستن که ازارم میدن ولی نمیتونم در موردشون صحبت کنم چون میدونم همه رو ناراحت میکنم. از اینکه نادیده گرفته بشم متنفرم اما، همیشه اون ادم اضافی ای هستم که به هیچ جایی تعلق نداره و در نهایت نادیده گرفته میشه. از اینکه بخاطر علایقم مورد قضاوت قرار…
همیشه کسی بودم که نادیده گرفته میشد، قضاوت میشد، تنها میشد، ناراحت میشد و بعد بهم میگن چرا اینجوری رفتار میکنی؟
در نهایت میدونم هر کاری که انجام بدم، تهش به همین خطم میشه پس ترجیح میدم کمتر رفت و امد کنم، کمتر حرف بزنم و کمتر اهمیت بدم. چون در هر اتفاقی بیوفته، شما قراره بازم قضاوتم کنین.
در نهایت میدونم هر کاری که انجام بدم، تهش به همین خطم میشه پس ترجیح میدم کمتر رفت و امد کنم، کمتر حرف بزنم و کمتر اهمیت بدم. چون در هر اتفاقی بیوفته، شما قراره بازم قضاوتم کنین.
نوشته های پنهان ئیوان، ۲۰ اوریل ۲۰۲۶
❤15
از اینکه هر چیزی منو یاد اون میندازه متنفرم.
از اینکه هر کسی رو میبینم که شبیه توعه، اسمش مثل توعه، اخلاقش شکل توعه و یادت میوفتم متنفرم.
از اینکه با تمام وجودم دوستت داشتم و بهت اهمیت میدادم ولی تو مثل تیکه اشغال یکبار مصرف دورم انداختی، متنفرم.
به همه میگم دیگه برام مهم نیستی، دیگه دوستت ندارم، دیگه ازت متنفرم اما ته دلم خودمم میدونم هنوز بهت اهمیت میدم، هنوز دوستت دارم و هنوز منتظرم برگردی.
میدونم تو دیگه بهم اهمیت نمیدی، دیگه برات مهم نیستم تو حتی همون موقع هم بهم اهمیت نمیدادی. من برات نقش یه دوست عادی رو داشتم. یه ادمی که هر وقت همه تنهات میذاشتن میومدی سراغش. یه ادم واسه درد و دل هات. یه شونه برای گریه هات. در حالی که تو برای من ادم مورد علاقم بودی. کسی که خیلی دوسش داشتم.
اما چه فایده ای داشت؟ من همیشه برات انتخاب اخر بودم که از سر ناچاری برش میداشتی نه کسی که از اول دنبالش بودی .
از اینکه هر کسی رو میبینم که شبیه توعه، اسمش مثل توعه، اخلاقش شکل توعه و یادت میوفتم متنفرم.
از اینکه با تمام وجودم دوستت داشتم و بهت اهمیت میدادم ولی تو مثل تیکه اشغال یکبار مصرف دورم انداختی، متنفرم.
به همه میگم دیگه برام مهم نیستی، دیگه دوستت ندارم، دیگه ازت متنفرم اما ته دلم خودمم میدونم هنوز بهت اهمیت میدم، هنوز دوستت دارم و هنوز منتظرم برگردی.
میدونم تو دیگه بهم اهمیت نمیدی، دیگه برات مهم نیستم تو حتی همون موقع هم بهم اهمیت نمیدادی. من برات نقش یه دوست عادی رو داشتم. یه ادمی که هر وقت همه تنهات میذاشتن میومدی سراغش. یه ادم واسه درد و دل هات. یه شونه برای گریه هات. در حالی که تو برای من ادم مورد علاقم بودی. کسی که خیلی دوسش داشتم.
اما چه فایده ای داشت؟ من همیشه برات انتخاب اخر بودم که از سر ناچاری برش میداشتی نه کسی که از اول دنبالش بودی .
❤13💘1
وقتی کسی رو میبینم که توی موقعیت ما بوده، دلم براش میسوزه. تمام تلاشم رو میکنم تا تنهاش نزارم و کمکش کنم. ادمی باشم که بتونه بهش تکیه کنه. چون نمیخوام مثل من باشه.
نمیخوام مثل من وقتی به بودن یه نفر کنارم نیاز داشتم، تنها باشه. نمیخوام حس منو درک کنه چون تنها بودن اونم وقتی که نیاز به یه نفر داری تا مراقبت باشه خیلی سخته.
اینکه اون فرد همون کسی باشه که ترکت کرده باشه بدتر هم هست. من نیاز داشتم تا تو کنارم باشی اما تو خودت کسی بودی که تنهام گذاشتی.
اگه برگردم عقب، این بار هیچوقت نمیخوام باهات اشنا بشم...
نمیخوام مثل من وقتی به بودن یه نفر کنارم نیاز داشتم، تنها باشه. نمیخوام حس منو درک کنه چون تنها بودن اونم وقتی که نیاز به یه نفر داری تا مراقبت باشه خیلی سخته.
اینکه اون فرد همون کسی باشه که ترکت کرده باشه بدتر هم هست. من نیاز داشتم تا تو کنارم باشی اما تو خودت کسی بودی که تنهام گذاشتی.
اگه برگردم عقب، این بار هیچوقت نمیخوام باهات اشنا بشم...
نوشته های پنهان ئیوان، ۳۰ اوریل ۲۰۲۶
❤13🍓3
New reason
Part5:Riki wasn't afraid of falling in love; he was afraid of the darkness within him being seen.
1❤🔥71❤6💘6
New reason
Part6:You seem so familiar to me, yet at the same time, so like a stranger. That... confuses me.
2🕊57🔥8🎉8🥰2🍓2❤1