Forwarded from 𝒟𝖺𝗋𝖼𝖾𝗅𝗅𝖾 🆕
آن پاکےِ زلال را نـخستینبار در چشمانت دیدم؛صفحـهای از میـانِ فصلهایِ انتظـار، لـے هـیسونگ.
پاکیِ آرام و بیانتهایی که گویی هیچگاه غباری بر آن ننشسته بود. چشمانت انعکاسی از دریایی بودند که دلِ من تمام عمر بیآنکه بداند در جستوجویش سرگردان بود؛ دریایی آرام، عمیق و بیانتها.
به خاطر داری؟
آن نخلِ کهنسال را میگویم؛ همان درختِ قدیمی در قلبِ جزیره شاهدِ خاموشِ تمامِ روزهایی که نمیدانستیم به خاطره بدل خواهند شد. زیر سایهی برگهای بلندش نخستین بوسهمان را با جهان قسمت کردیم؛ آنجا که نسیم آرام از میان شاخهها میگذشت و سایهی برگها را بر پوستِ روشن تو به رقص درمیآورد.
لبهایت.
لبهایی که با تلاطمی شیرین بر لبانم مینشستند؛ مثل موجی که آرام به ساحل نزدیک میشود. در آن لحظهها جهان برای من به اندازهی فاصلهی میان نفسهایمان کوچک میشد و هیچچیز جز حضور تو معنایی نداشت.
پسرِ دریا..
چه کسی جز این میتوانست تو را بنامد؟
تو از جنسِ همان آرامشِ فریبندهای بودی که پیش از هر طوفانی بر پهنهی آب مینشیند؛ گاهی آنقدر آرام که تمامِ خستگیهای جهان در آغوشت آرامآرام رنگ میباختند و گاهی آنقدر عمیق که هرچه بیشتر در تو پیش میرفتم ساحلی برای بازگشت نمییافتم.
و نور.
آن انبوهِ طلاییِ خورشید را به یاد داری؟
غروبهایی که آسمان و دریا را در رنگی گرم و رؤیایی غرق میکردند و تو در میان آن همه طلایی شبیه رؤیایی بودی که دلم هرگز نمیخواست از آن بیدار شود.
عزیزِ من، آیا وعدهمان را به خاطر داری؟
آن وعدهی کوچک و خاموش را، زیر سایهی همان نخلِ پیر؟
آیا هنوز صدای مرا به یاد داری؟
سالهاست که زیر سایهی همان درخت به انتظار نشستهام.
فصلها آمدهاند و رفتهاند. بادها مسیرشان را عوض کردهاند. موجها هزارانبار خود را بر ساحل کوبیدهاند و من هنوز اینجا ماندهام.
گاهی به این فکر میکنم که از زادگاهت راهیِ کدام سوی جهان شدی؟
کدام ساحل تو را از من ربود؟
کدام افق نام مرا از خاطرت شست؟
هرکس چیزی میگوید.
یکی میگوید رفتهای، دیگری میگوید بازنمیگردی.
یکی از دوردستها سخن میگوید و دیگری از فراموشی.
اما هیچیک نمیدانند که من به حرفهایشان ایمان ندارم.
چگونه میتوانم باور کنم که تو رفتهای، وقتی هنوز دریا نامت را با موجهایش برایم زمزمه میکند؟
چگونه باور کنم که بازنمیگردی، وقتی هر غروب سایهی آن نخلِ پیر مرا وامیدارد سر برآورم و چشم به دوردست بدوزم؟
بگذار دریا مرا پیر کند.
بگذار آفتاب تمامِ روزهای جوانیام را از من بگیرد.
بگذار فصلها یکییکی از کنارم بگذرند و نامم را به فراموشی بسپارند.
من منتظرت میمانم و یقین دارم روزی صدای قدمهایت دوباره بر شنهای این ساحل خواهد نشست؛ با نورِ خورشید بر شانههایت و دریا در پشتِ سرت.
و آنگاه گویی تمامِ سالهای دوری تنها فاصلهای کوتاه میانِ دو نگاه بودهاند.
Forwarded from my bsf is incubus
new mini au?
nah it’s actually the backstory of
” my bsf is incubus ”
Forwarded from 𝘽𝙡𝙪𝙚 𝙎𝙥𝙧𝙞𝙣𝙜(آپ)✨️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Jayhoon's multi shot
Forwarded from 𝑙𝑖𝑡𝑡𝑙𝑒 𝑓𝑜𝑥🦊 گذاشته شد
Our first life
Part11
#OurFirstLife
Part11
وقتی جیک بعد از یه سال کراش داشتن روی همکلاسیش بالاخره تصمیم میگیره اعتراف کنه؛ یه اعتراف ناگهانی دیگه همه چیز رو به هم میریزه#au
#OurFirstLife
Forwarded from 𝑺𝒍𝒆𝒆𝒑 𝑻𝒊𝒈𝒉𝒕 (kita (wony ver))
𝑾𝒊𝒕𝒉 𝒐𝒓 𝒘𝒊𝒕𝒉𝒐𝒖𝒕 𝒚𝒐𝒖🔞
❖ ─────────────── ❖
𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝑫𝒂𝒓𝒌 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 • 𝒔𝒎𝒖𝒕
𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝒀𝒖𝒏𝒌𝒊
❖ ─────────────── ❖
𝑾𝒓𝒊𝒕𝒕𝒆𝒓 𝒃𝒚 : #𝑲𝑰𝑻𝑨
𝑩𝒐𝒕 : @TelltoKavin_Bot
#𝑶𝒏𝒆𝒔𝒉𝒐𝒕 #𝒘𝒊𝒕𝒉_𝒐𝒓_𝒘𝒊𝒕𝒉𝒐𝒖𝒕_𝒚𝒐𝒖 #𝒀𝒖𝒏𝒌𝒊 #𝑲𝑰𝑻𝑨
❖ ─────────────── ❖
❖ ─────────────── ❖
𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝑫𝒂𝒓𝒌 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 • 𝒔𝒎𝒖𝒕
𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝒀𝒖𝒏𝒌𝒊
❖ ─────────────── ❖
𝑾𝒓𝒊𝒕𝒕𝒆𝒓 𝒃𝒚 : #𝑲𝑰𝑻𝑨
𝑩𝒐𝒕 : @TelltoKavin_Bot
#𝑶𝒏𝒆𝒔𝒉𝒐𝒕 #𝒘𝒊𝒕𝒉_𝒐𝒓_𝒘𝒊𝒕𝒉𝒐𝒖𝒕_𝒚𝒐𝒖 #𝒀𝒖𝒏𝒌𝒊 #𝑲𝑰𝑻𝑨
❖ ─────────────── ❖
Forwarded from 𝑺𝒍𝒆𝒆𝒑 𝑻𝒊𝒈𝒉𝒕 (kita (wony ver))
with_or_with_you.kv (2).pdf
143 KB
𝑵𝒂𝒎𝒆 : #𝑾𝒊𝒕𝒉_𝒐𝒓_𝒘𝒊𝒕𝒉𝒐𝒖𝒕_𝒚𝒐𝒖
𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 : #𝑲𝑰𝑻𝑨
❖ ─────────────── ❖
#𝒀𝒖𝒏𝒌𝒊 #𝑴𝒊𝒏𝒆 #𝑶𝒏𝒆𝒔𝒉𝒐𝒕
[ 𝒔𝒍𝒆𝒆𝒑 𝒕𝒊𝒈𝒉𝒕 ]
🐚
❖ ─────────────── ❖
𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 : #𝑲𝑰𝑻𝑨
❖ ─────────────── ❖
#𝒀𝒖𝒏𝒌𝒊 #𝑴𝒊𝒏𝒆 #𝑶𝒏𝒆𝒔𝒉𝒐𝒕
[ 𝒔𝒍𝒆𝒆𝒑 𝒕𝒊𝒈𝒉𝒕 ]
🐚
❖ ─────────────── ❖
Forwarded from Exit
This is "𝙍𝙚𝙛𝙡𝙚𝙘𝙩𝙞𝙤𝙣" ↯
ᝯׁ֒ouples: hׁׅ֮eejake, hׁׅ֮oonki, յׁׅaywon
ᝯׁ֒ouples: hׁׅ֮eejake, hׁׅ֮oonki, յׁׅaywon
دقیقا موقعی که جیک فکر میکنه بیشتر از همیشه دوست دخترشو دوست داره، سر و کله ی هیسونگ پیدا میشه و همه چیز رو خراب میکنه. جیک هم سعی میکنه با زور بازو از زندگیش بندازتش بیرون، اما انگار قراره مثل چسب دوقلو بچسبن به هم؟