الگوها چگونه تشکیل میشوند؟
پاسخ کوتاه این است: از تجربیات گذشته.
پاسخ طولانی این است که ذهن ما در کودکی، در دوران شکلگیری، تجربیات را جمعآوری میکند و از آنها نتیجه میگیرد. این نتیجهها تبدیل به باورها و قوانینی میشوند که در ناخودآگاه ذخیره میشوند. این باورها و قوانین همان الگوها هستند.
بگذارید با یک مثال توضیح دهم.
فرض کنید کودکی هستید. پدرتان همیشه عصبانی است. هر کاری که میکنید، ممکن است او را ناراحت کند. شما یاد میگیرید که باید مراقب باشید. باید ساکت باشید. باید کاری نکنید که او را عصبانی کند.
این تجربه چه نتیجهای میدهد؟
کودک نتیجه میگیرد: "باید مراقب باشم"، "نباید حرف بزنم"، "اگر حرف بزنم، ممکن است کسی ناراحت شود"، "بهتر است ساکت بمانم".
این نتیجهها تبدیل به یک الگو میشوند. حالا این کودک بزرگ شده و وارد رابطه میشود. هر بار که بحثی پیش میآید، همان الگو فعال میشود. سکوت میکند. حرف نمیزند. فکر میکند اگر حرف بزند، همه چیز خراب میشود.
این الگو از کودکی آمده. اما الان دیگر کودک نیست. الان یک بزرگسال است که در یک رابطه سالم هم همان رفتار را نشان میدهد. چون الگو هنوز همان است.
@daroonisho
پاسخ کوتاه این است: از تجربیات گذشته.
پاسخ طولانی این است که ذهن ما در کودکی، در دوران شکلگیری، تجربیات را جمعآوری میکند و از آنها نتیجه میگیرد. این نتیجهها تبدیل به باورها و قوانینی میشوند که در ناخودآگاه ذخیره میشوند. این باورها و قوانین همان الگوها هستند.
بگذارید با یک مثال توضیح دهم.
فرض کنید کودکی هستید. پدرتان همیشه عصبانی است. هر کاری که میکنید، ممکن است او را ناراحت کند. شما یاد میگیرید که باید مراقب باشید. باید ساکت باشید. باید کاری نکنید که او را عصبانی کند.
این تجربه چه نتیجهای میدهد؟
کودک نتیجه میگیرد: "باید مراقب باشم"، "نباید حرف بزنم"، "اگر حرف بزنم، ممکن است کسی ناراحت شود"، "بهتر است ساکت بمانم".
این نتیجهها تبدیل به یک الگو میشوند. حالا این کودک بزرگ شده و وارد رابطه میشود. هر بار که بحثی پیش میآید، همان الگو فعال میشود. سکوت میکند. حرف نمیزند. فکر میکند اگر حرف بزند، همه چیز خراب میشود.
این الگو از کودکی آمده. اما الان دیگر کودک نیست. الان یک بزرگسال است که در یک رابطه سالم هم همان رفتار را نشان میدهد. چون الگو هنوز همان است.
@daroonisho
نقش ذهن ناخودآگاه
ذهن ما دو بخش دارد: خودآگاه و ناخودآگاه.
خودآگاه همان بخشی است که الان دارد این متن را میخواند. فکر میکند، تصمیم میگیرد، انتخاب میکند.
ناخودآگاه همان بخشی است که ما از آن خبر نداریم. همه تجربیات، خاطرات، باورها و الگوهای ما آنجا ذخیره شدهاند. ناخودآگاه خیلی بزرگتر از خودآگاه است. تقریباً ۹۰ درصد ذهن ما ناخودآگاه است.
الگوها در ناخودآگاه شکل میگیرند و در ناخودآگاه کار میکنند. به همین دلیل ما متوجه آنها نیستیم.
فرض کنید میخواهید یک تصمیم بگیرید. فکر میکنید این تصمیم آگاهانه است. اما در پسزمینه، ناخودآگاه دارد کار میکند. دارد تجربیات گذشته را بررسی میکند. دارد به دنبال الگوهای آشنا میگردد. دارد شما را به سمت همان انتخابی میبرد که همیشه میکردید.
به همین دلیل است که خیلی از آدمها میگویند: "من همیشه اینجوریم". "این همیشه برایم اتفاق میافتد". "چرا همیشه یک نوع آدم را جذب میکنم؟". "همه پسرها/دخترها شبیه همن".
پاسخ این است: چون الگویی در ناخودآگاه شما وجود دارد که دارد این کار را میکند.
@daroonisho
ذهن ما دو بخش دارد: خودآگاه و ناخودآگاه.
خودآگاه همان بخشی است که الان دارد این متن را میخواند. فکر میکند، تصمیم میگیرد، انتخاب میکند.
ناخودآگاه همان بخشی است که ما از آن خبر نداریم. همه تجربیات، خاطرات، باورها و الگوهای ما آنجا ذخیره شدهاند. ناخودآگاه خیلی بزرگتر از خودآگاه است. تقریباً ۹۰ درصد ذهن ما ناخودآگاه است.
الگوها در ناخودآگاه شکل میگیرند و در ناخودآگاه کار میکنند. به همین دلیل ما متوجه آنها نیستیم.
فرض کنید میخواهید یک تصمیم بگیرید. فکر میکنید این تصمیم آگاهانه است. اما در پسزمینه، ناخودآگاه دارد کار میکند. دارد تجربیات گذشته را بررسی میکند. دارد به دنبال الگوهای آشنا میگردد. دارد شما را به سمت همان انتخابی میبرد که همیشه میکردید.
به همین دلیل است که خیلی از آدمها میگویند: "من همیشه اینجوریم". "این همیشه برایم اتفاق میافتد". "چرا همیشه یک نوع آدم را جذب میکنم؟". "همه پسرها/دخترها شبیه همن".
پاسخ این است: چون الگویی در ناخودآگاه شما وجود دارد که دارد این کار را میکند.
@daroonisho
طرحواره ها؟
حالا که فهمیدیم الگو چیست و چگونه شکل میگیرد، باید با یک مفهوم دیگر هم آشنا شویم:
طرحواره
طرحواره یک مرحله عمیقتر از الگو است. الگو یک رفتار است. طرحواره یک باور عمیق است.
فرض کنید الگویی دارید که همیشه در روابطتان خیانت میبینید. این یک الگوی رفتاری است.
اما چرا این الگو را دارید؟ چون باوری عمیق در ذهن شما وجود دارد که میگوید: "همه خیانت میکنند". این باور عمیق یک طرحواره است.
طرحوارهها از تجربیات خیلی عمیقتر و قدیمیتر شکل میگیرند. آنها ریشههای اصلی الگوها هستند.
بگذارید با یک مثال توضیح دهم.
کسی را در نظر بگیرید که همیشه احساس میکند لایق عشق نیست. این یک طرحواره است. نام این طرحواره "بیارزشی" یا "رهاشدگی" است.
این طرحواره از کجا آمده؟ احتمالاً از کودکی. شاید پدر یا مادرش به او نگفتند دوستش دارند. شاید مورد بیتوجهی قرار گرفته. شاید احساس کرده کسی او را نمیخواهد.
این تجربه دردناک در کودکی، تبدیل به یک باور شده: "من لایق عشق نیستم". این باور یک طرحواره است.
حالا این طرحواره در زندگی بزرگسالی چه کار میکند؟
اینها الگوها هستند. اما ریشه همه آنها همان طرحواره است.
ما اینجا هستیم که شما را با این الگو ها آشنا کنیم
ریشه یابیشون کنیم
و پیش نویسی که در ذهن باعث به وجود اومدن این الگوها میشه رو تغییر بدیم
@daroonisho
حالا که فهمیدیم الگو چیست و چگونه شکل میگیرد، باید با یک مفهوم دیگر هم آشنا شویم:
طرحواره
طرحواره یک مرحله عمیقتر از الگو است. الگو یک رفتار است. طرحواره یک باور عمیق است.
فرض کنید الگویی دارید که همیشه در روابطتان خیانت میبینید. این یک الگوی رفتاری است.
اما چرا این الگو را دارید؟ چون باوری عمیق در ذهن شما وجود دارد که میگوید: "همه خیانت میکنند". این باور عمیق یک طرحواره است.
طرحوارهها از تجربیات خیلی عمیقتر و قدیمیتر شکل میگیرند. آنها ریشههای اصلی الگوها هستند.
بگذارید با یک مثال توضیح دهم.
کسی را در نظر بگیرید که همیشه احساس میکند لایق عشق نیست. این یک طرحواره است. نام این طرحواره "بیارزشی" یا "رهاشدگی" است.
این طرحواره از کجا آمده؟ احتمالاً از کودکی. شاید پدر یا مادرش به او نگفتند دوستش دارند. شاید مورد بیتوجهی قرار گرفته. شاید احساس کرده کسی او را نمیخواهد.
این تجربه دردناک در کودکی، تبدیل به یک باور شده: "من لایق عشق نیستم". این باور یک طرحواره است.
حالا این طرحواره در زندگی بزرگسالی چه کار میکند؟
- آدمهایی را جذب میکند که به او بیتوجهی میکنند.
- هر رابطهای را خراب میکند.
- هر بار که کسی میخواهد نزدیک شود، فرار میکند.
- هر موفقیتی را کمارزش میبیند.
اینها الگوها هستند. اما ریشه همه آنها همان طرحواره است.
ما اینجا هستیم که شما را با این الگو ها آشنا کنیم
ریشه یابیشون کنیم
و پیش نویسی که در ذهن باعث به وجود اومدن این الگوها میشه رو تغییر بدیم
@daroonisho
چرخه شکلگیری الگوهای طرحواره ای
مرحله اول: تجربه
یک تجربه در کودکی رخ میدهد. این تجربه میتواند دردناک باشد، میتواند ترسناک باشد، میتواند ناراحتکننده باشد. ذهن کودک این تجربه را پردازش میکند.
مرحله دوم: نتیجهگیری
کودک از این تجربه یک نتیجه میگیرد. این نتیجهگیری خیلی ساده و ابتدایی است. کودک نمیتواند مثل یک بزرگسال فکر کند. او فقط یک نتیجه ساده میگیرد.
مثلاً: "اگر حرف بزنم، پدرم عصبانی میشود". "اگر کسی را دوست داشته باشم، او میرود". "اگر کامل نباشم، کسی دوستم ندارد".
مرحله سوم: باور
این نتیجهگیری تبدیل به یک باور میشود. باور یعنی چیزی که ما فکر میکنیم درست است، حتی اگر درست نباشد. باورها خیلی قدرتمند هستند چون ما آنها را به عنوان حقیقت میپذیریم.
مرحله چهارم: طرحواره
باورهای متعدد که به هم مرتبط هستند، تبدیل به یک طرحواره میشوند. طرحواره یک شبکه از باورها است که یک موضوع خاص را پوشش میدهد.
مرحله پنجم: الگو
طرحواره در موقعیتهای مختلف فعال میشود و تبدیل به الگوهای رفتاری، فکری و احساسی میشود.
مرحله ششم: تکرار
الگو در زندگی تکرار میشود. ما متوجه نیستیم که داریم همان کار را دوباره و دوباره انجام میدهیم.
@daroonisho
مرحله اول: تجربه
یک تجربه در کودکی رخ میدهد. این تجربه میتواند دردناک باشد، میتواند ترسناک باشد، میتواند ناراحتکننده باشد. ذهن کودک این تجربه را پردازش میکند.
مرحله دوم: نتیجهگیری
کودک از این تجربه یک نتیجه میگیرد. این نتیجهگیری خیلی ساده و ابتدایی است. کودک نمیتواند مثل یک بزرگسال فکر کند. او فقط یک نتیجه ساده میگیرد.
مثلاً: "اگر حرف بزنم، پدرم عصبانی میشود". "اگر کسی را دوست داشته باشم، او میرود". "اگر کامل نباشم، کسی دوستم ندارد".
مرحله سوم: باور
این نتیجهگیری تبدیل به یک باور میشود. باور یعنی چیزی که ما فکر میکنیم درست است، حتی اگر درست نباشد. باورها خیلی قدرتمند هستند چون ما آنها را به عنوان حقیقت میپذیریم.
مرحله چهارم: طرحواره
باورهای متعدد که به هم مرتبط هستند، تبدیل به یک طرحواره میشوند. طرحواره یک شبکه از باورها است که یک موضوع خاص را پوشش میدهد.
مرحله پنجم: الگو
طرحواره در موقعیتهای مختلف فعال میشود و تبدیل به الگوهای رفتاری، فکری و احساسی میشود.
مرحله ششم: تکرار
الگو در زندگی تکرار میشود. ما متوجه نیستیم که داریم همان کار را دوباره و دوباره انجام میدهیم.
@daroonisho
چرا ما الگوها را نمیبینیم؟
چند دلیل وجود دارد:
یک: الگوها در ناخودآگاه هستند. ما به آنها دسترسی نداریم. مثل این است که بخواهید خودتان را از بیرون ببینید. نمیشود.
دو: الگوها برای ما "نرمال" شدهاند. ما فکر میکنیم اینجوری بودن طبیعی است. چون همیشه اینجوری بودهایم.
سه: دیدن الگو دردناک است. قبول کردن اینکه ما مشکل داریم، سخت است. راحتتر است که بگوییم بدشانس هستیم یا دیگران مشکل دارند.
چهار: ما دنبال تأیید هستیم. ذهن ما دنبال چیزی میگردد که باورهای ما را تأیید کند. اگر باور داشته باشیم که بیعرضهایم، دنبال موقعیتهایی میگردیم که این باور را تأیید کند.
@daroonisho
چند دلیل وجود دارد:
یک: الگوها در ناخودآگاه هستند. ما به آنها دسترسی نداریم. مثل این است که بخواهید خودتان را از بیرون ببینید. نمیشود.
دو: الگوها برای ما "نرمال" شدهاند. ما فکر میکنیم اینجوری بودن طبیعی است. چون همیشه اینجوری بودهایم.
سه: دیدن الگو دردناک است. قبول کردن اینکه ما مشکل داریم، سخت است. راحتتر است که بگوییم بدشانس هستیم یا دیگران مشکل دارند.
چهار: ما دنبال تأیید هستیم. ذهن ما دنبال چیزی میگردد که باورهای ما را تأیید کند. اگر باور داشته باشیم که بیعرضهایم، دنبال موقعیتهایی میگردیم که این باور را تأیید کند.
@daroonisho
متاسفانه باب شده اگر باور جدید بسازی
زندگی بر اساس اون باور جدید تغییر میکنه
.
ادمیکه بخواد تلاش کنه برای با ارزش شدن
عملا ناخوداگاه داره داد میزنه پسمن بی ارزشم
.
باید یاد بگیریم که بدون هیچ تلاشی با ارزشیم
تنها وظیفه ما پیدا کردن و فهمیدن بازدارنده هایست که این با ارزشی رو در ما پنهان کرده.
.
مثال برای فهم عمیق تر:
بازدارنده ها مثل ترمز ماشین هستند
ارزش ها مثل گاز و حرکت
ما انسان ها فطرت و ذاتمون از خداست.(ذاتا با ارزشیم)
ینی پدال گاز بدون هیچ کار اضافی و اتوپایلوت فعاله
تو فقط باید پاتو از روی ترمز برداری
@daroonisho
زندگی بر اساس اون باور جدید تغییر میکنه
.
ادمیکه بخواد تلاش کنه برای با ارزش شدن
عملا ناخوداگاه داره داد میزنه پسمن بی ارزشم
.
باید یاد بگیریم که بدون هیچ تلاشی با ارزشیم
تنها وظیفه ما پیدا کردن و فهمیدن بازدارنده هایست که این با ارزشی رو در ما پنهان کرده.
.
مثال برای فهم عمیق تر:
بازدارنده ها مثل ترمز ماشین هستند
ارزش ها مثل گاز و حرکت
ما انسان ها فطرت و ذاتمون از خداست.(ذاتا با ارزشیم)
ینی پدال گاز بدون هیچ کار اضافی و اتوپایلوت فعاله
تو فقط باید پاتو از روی ترمز برداری
@daroonisho
🧠 الگوی مرتبط با طرحواره رهاشدگی:
"انتظار خیانت"
تا حالا شده کسی که دوستش داری
یه پیام بیجواب بذاره
و تو فکر کنی داره خیانت میکنه؟
یا حتی بدون دلیل،
فکر میکنی میره؟
این یه الگوی رایجه.
کسی که همیشه انتظار بدترین رو داره.
چرا؟
چون ذهنت یاد گرفته:
"کسایی که دوستشون داری، میرن"
این الگو ریشه در گذشته داره و به وجود اومده و با از دست دادن یه فرد مهم در زندگیت ذهنت امنیت رو مساویه انتظار رها شدن میدونه
امنیت= انتظار رها شدن
(چون در سنین پایین این رویداد بهت آسیب زده و امروز ذهن برای جلوگیری از اون آسیب سیستم امنیتیش رو فعال میکنه)
الان هر کسی رو میبینی،
ناخودآگاه منتظری بره.
در خودت میبینی؟
@daroonisho
"انتظار خیانت"
تا حالا شده کسی که دوستش داری
یه پیام بیجواب بذاره
و تو فکر کنی داره خیانت میکنه؟
یا حتی بدون دلیل،
فکر میکنی میره؟
این یه الگوی رایجه.
کسی که همیشه انتظار بدترین رو داره.
چرا؟
چون ذهنت یاد گرفته:
"کسایی که دوستشون داری، میرن"
این الگو ریشه در گذشته داره و به وجود اومده و با از دست دادن یه فرد مهم در زندگیت ذهنت امنیت رو مساویه انتظار رها شدن میدونه
امنیت= انتظار رها شدن
(چون در سنین پایین این رویداد بهت آسیب زده و امروز ذهن برای جلوگیری از اون آسیب سیستم امنیتیش رو فعال میکنه)
الان هر کسی رو میبینی،
ناخودآگاه منتظری بره.
در خودت میبینی؟
@daroonisho
دوستان خدمات ما بر پایه خودشناسیه...
خیلی عمیق تر از روانشناسی که امروز در جامعه تعریف شده.
لطفا از ما درخواست تغییر دیگران
و برگشت پارتنر نداشته باشید.
کار ما الگو شناسی
طرحواره شناسی
و تغییر پیش نویس ناخوداگاهه.
واقعیت زندگی شما بر پایه برنامه های ذهنتون شکل گرفته
اینو گفتم که قبلش بدونید اینجا کجاست و اگر برای مشاوره و خدمات ما پیام میدید بدونید با چی مواجهید
خیلی عمیق تر از روانشناسی که امروز در جامعه تعریف شده.
لطفا از ما درخواست تغییر دیگران
و برگشت پارتنر نداشته باشید.
کار ما الگو شناسی
طرحواره شناسی
و تغییر پیش نویس ناخوداگاهه.
واقعیت زندگی شما بر پایه برنامه های ذهنتون شکل گرفته
اینو گفتم که قبلش بدونید اینجا کجاست و اگر برای مشاوره و خدمات ما پیام میدید بدونید با چی مواجهید
وقتی الگوهارو بشناسی
شروع میکنی به تغییر پارادایم های ذهنی
با تغییر پیش نویس های ناخوداگاه
زندگیت آشکارا و محسوس شروع به تغییر میکنه
.
اینکه الان توی پیش نویس ناخوداگاهت چی هست و چه الگویی رو داری توی زندگیت تجربه میکنی رو من میتونم بهت بگم
حتی اگر مجردی میتونم با استفاده از الگو شناسی بهت بگم همسر آیندت چه معیار هایی داره و چه انتخابی میکنی و چه تجربیاتی داری.
.
اما بعد از برداشتن این پیش نویس ها
و هرس کردن بازدارنده ها
و خارج شدن از الگوهای تکراری
زندگیتو بر پایه ارزش های حقیقی میسازی که رسالتت شکل میگیره
و این برای هرکس متفاوته و غیر قابل پیش بینی میشه.
منی که تا دیروز فکر میکردم به بازاریابی علاقه مندم
بعد از خودشناسی و تغییر
متوجه شدم رسالت و علاقه اصلی من چیز دیگه ای بوده.
.
حتی پیش نویس های ذهن برات علاقه فیک درست میکنن
چون ذهن همیشه دنبال امنیته
همیشه میخواد خلا هاشو جبران کن
و به هر صورتی که شده برای حفظ این امنیت و پر کردن خلا هاش
تورو در ابعاد مختلف زندگیت هدایت میکنه
جوری که خودتم متوجه نشی
خودت منظورم آگاهیت
تو ذهنت نیستی
ذهن داری
@daroonisho
شروع میکنی به تغییر پارادایم های ذهنی
با تغییر پیش نویس های ناخوداگاه
زندگیت آشکارا و محسوس شروع به تغییر میکنه
.
اینکه الان توی پیش نویس ناخوداگاهت چی هست و چه الگویی رو داری توی زندگیت تجربه میکنی رو من میتونم بهت بگم
حتی اگر مجردی میتونم با استفاده از الگو شناسی بهت بگم همسر آیندت چه معیار هایی داره و چه انتخابی میکنی و چه تجربیاتی داری.
.
اما بعد از برداشتن این پیش نویس ها
و هرس کردن بازدارنده ها
و خارج شدن از الگوهای تکراری
زندگیتو بر پایه ارزش های حقیقی میسازی که رسالتت شکل میگیره
و این برای هرکس متفاوته و غیر قابل پیش بینی میشه.
منی که تا دیروز فکر میکردم به بازاریابی علاقه مندم
بعد از خودشناسی و تغییر
متوجه شدم رسالت و علاقه اصلی من چیز دیگه ای بوده.
.
حتی پیش نویس های ذهن برات علاقه فیک درست میکنن
چون ذهن همیشه دنبال امنیته
همیشه میخواد خلا هاشو جبران کن
و به هر صورتی که شده برای حفظ این امنیت و پر کردن خلا هاش
تورو در ابعاد مختلف زندگیت هدایت میکنه
جوری که خودتم متوجه نشی
خودت منظورم آگاهیت
تو ذهنت نیستی
ذهن داری
@daroonisho
❤1
چرخه الگوی طرد شدگی
وابستگی/بیکفایتی
تاییدطلبی
مرحله اول: طرد شدگی
آدم وقتی بارها و بارها رد میشه، یاد میگیره که:
- خواستههایش مهم نیست
- نباید خودش باشه
- باید مثل بقیه باشه تا پذیرفته بشه
این طرد شدن لازم نیست خشونتآمیز باشه. همین که:
- حرفات رو نمیشنون
- انتخابت رو رد میکنن
- قضاوتت میکنن
- انتظاراتشون رو تحمیل میکنن
کافیه.
مرحله دوم: وابستگی / بیکفایتی
از همون جایی که طرد شدی، یه باور شکل میگیره:
"پس مشکل از منه. من نمیتونم. من بیعرضم. من نمیدونم چی میخوام."
این بیکفایتی، واقعی نیست. ولی خیلی واقعی حس میشه.
آدم فکر میکنه:
- بدون کمک دیگران نمیتونه تصمیم بگیره
- اگه تنها باشه، گم میشه
- همیشه نیاز داره کسی راهنماییش کنه
مرحله سوم: تاییدطلبی
حالا که فکر میکنی بیکفایتی، یه راه جبران هست:
"باید ثابت کنم که ارزش دارم. باید به بقیه نشون بدم که میتونم."
آدم شروع میکنه به:
- دنبال تایید رفتن
- انتظارات دیگران رو برآورده کردن
- خودش رو با معیارهای بیرونی تعریف کردن
چرخه
طرد شدگی
↓
بیکفایتی (من نمیتونم)
↓
تاییدطلبی (باید ثابت کنم)
↓
(احتمالاً) باز طرد
↓
(دوباره) بیکفایتی
↓
(دوباره) تاییدطلبی
یه حلقه بیپایان.
نکته
آدمی که این چرخه رو داره، همیشه داره برای کسی زندگی میکنه. نه برای خودش.
و هرچقدر تایید میگیره، باز هم کافی نیست. چون اون "خود" اصلی هنوز پنهونه و دیده نشده.
@daroonisho
وابستگی/بیکفایتی
تاییدطلبی
مرحله اول: طرد شدگی
آدم وقتی بارها و بارها رد میشه، یاد میگیره که:
- خواستههایش مهم نیست
- نباید خودش باشه
- باید مثل بقیه باشه تا پذیرفته بشه
این طرد شدن لازم نیست خشونتآمیز باشه. همین که:
- حرفات رو نمیشنون
- انتخابت رو رد میکنن
- قضاوتت میکنن
- انتظاراتشون رو تحمیل میکنن
کافیه.
مرحله دوم: وابستگی / بیکفایتی
از همون جایی که طرد شدی، یه باور شکل میگیره:
"پس مشکل از منه. من نمیتونم. من بیعرضم. من نمیدونم چی میخوام."
این بیکفایتی، واقعی نیست. ولی خیلی واقعی حس میشه.
آدم فکر میکنه:
- بدون کمک دیگران نمیتونه تصمیم بگیره
- اگه تنها باشه، گم میشه
- همیشه نیاز داره کسی راهنماییش کنه
مرحله سوم: تاییدطلبی
حالا که فکر میکنی بیکفایتی، یه راه جبران هست:
"باید ثابت کنم که ارزش دارم. باید به بقیه نشون بدم که میتونم."
آدم شروع میکنه به:
- دنبال تایید رفتن
- انتظارات دیگران رو برآورده کردن
- خودش رو با معیارهای بیرونی تعریف کردن
چرخه
طرد شدگی
↓
بیکفایتی (من نمیتونم)
↓
تاییدطلبی (باید ثابت کنم)
↓
(احتمالاً) باز طرد
↓
(دوباره) بیکفایتی
↓
(دوباره) تاییدطلبی
یه حلقه بیپایان.
نکته
آدمی که این چرخه رو داره، همیشه داره برای کسی زندگی میکنه. نه برای خودش.
و هرچقدر تایید میگیره، باز هم کافی نیست. چون اون "خود" اصلی هنوز پنهونه و دیده نشده.
@daroonisho
درونی شو | Daroonisho
چرخه الگوی طرد شدگی وابستگی/بیکفایتی تاییدطلبی مرحله اول: طرد شدگی آدم وقتی بارها و بارها رد میشه، یاد میگیره که: - خواستههایش مهم نیست - نباید خودش باشه - باید مثل بقیه باشه تا پذیرفته بشه این طرد شدن لازم نیست خشونتآمیز باشه. همین که: - حرفات…
در افرادی که از اعتیاد رنج میبرن
این الگو به شدت دیده میشه
.
اگر هنوز اعتیاد ندارن با این الگو پتانسیل بالایی برای اعتیاد درونشون دیده میشه
@daroonisho
این الگو به شدت دیده میشه
.
اگر هنوز اعتیاد ندارن با این الگو پتانسیل بالایی برای اعتیاد درونشون دیده میشه
@daroonisho
جملات تاکیدی جملات تاکیدی جملات تاکیدی
دوووور شید از هر شخص و هر گروه و کانالی که بهت میگه با جملات تاکیدی ناخوداگاهتو می تونی درست کنی
ادمی که پر از خشمه
پر از حسادته
پر از تایید طلبیه
پر از غمه
پر از نگرانیه
پر از حس کمبود و فقره
پر از حس ناکافیه
پر از بی ارزشی داره
نمی تونه با جملات تاکیدی مثل من ثروت مندم
من عالیم
من بهترینم من با ارزشم
اون خلا هارو پر کنه
ناخوداگاه شما این پیام هارو برعکس دریافت میکنه
ینی چی؟
یعنی وقتی جملات تاکیدی استفاده می کنی برای اینکه فکر می کنی با این کار کمبودات(مالی عاطفی) از بین میره
ناخوداگاه این پیام رو دریافت می کنه که پس من فقیرم، من عالی نیستم من بی ارزشم من کافی نیستم(چون نیستم واقعا که میخوام با جملات تاکیدی درست کنم)
و هی کارو بدتر می کنید برای خودتون
این خلا ها یک شبه ساخته نشدن که با تکرار و بیان لفظی بخواد از بین بره
کودک درون شما اینجوری بی ارزشی هاش حل نمیشه
کودک شما اینجوری اون طرد شدنا نادیده گرفته شدنا و حس بی کفایتی هاش حل نمیشه.بلکه بدترم میشه
با جملات تاکیدی داری فقط این خلا هارو گنده تر می کنی و بیشتر به خودت اسیب میزنی
@daroonisho
دوووور شید از هر شخص و هر گروه و کانالی که بهت میگه با جملات تاکیدی ناخوداگاهتو می تونی درست کنی
ادمی که پر از خشمه
پر از حسادته
پر از تایید طلبیه
پر از غمه
پر از نگرانیه
پر از حس کمبود و فقره
پر از حس ناکافیه
پر از بی ارزشی داره
نمی تونه با جملات تاکیدی مثل من ثروت مندم
من عالیم
من بهترینم من با ارزشم
اون خلا هارو پر کنه
ناخوداگاه شما این پیام هارو برعکس دریافت میکنه
ینی چی؟
یعنی وقتی جملات تاکیدی استفاده می کنی برای اینکه فکر می کنی با این کار کمبودات(مالی عاطفی) از بین میره
ناخوداگاه این پیام رو دریافت می کنه که پس من فقیرم، من عالی نیستم من بی ارزشم من کافی نیستم(چون نیستم واقعا که میخوام با جملات تاکیدی درست کنم)
و هی کارو بدتر می کنید برای خودتون
این خلا ها یک شبه ساخته نشدن که با تکرار و بیان لفظی بخواد از بین بره
کودک درون شما اینجوری بی ارزشی هاش حل نمیشه
کودک شما اینجوری اون طرد شدنا نادیده گرفته شدنا و حس بی کفایتی هاش حل نمیشه.بلکه بدترم میشه
با جملات تاکیدی داری فقط این خلا هارو گنده تر می کنی و بیشتر به خودت اسیب میزنی
@daroonisho
وقتی میگن "خوبی؟"
و دلت نمیخواد جواب بدی...
پشت این سکوت، طرحواره نقص و شرم
✦ فکر میکنی اگه بگی نه خوب نیستم = ضعیفی
✦ نشون دادن احساس واقعی = شرم
✦ ادای خوبارو درمیاری(نقاب میزنی)
در واقع داری میگی:
"من حق ندارم آسیبپذیر باشم"
تو هم اینو داری؟
@daroonisho
و دلت نمیخواد جواب بدی...
پشت این سکوت، طرحواره نقص و شرم
✦ فکر میکنی اگه بگی نه خوب نیستم = ضعیفی
✦ نشون دادن احساس واقعی = شرم
✦ ادای خوبارو درمیاری(نقاب میزنی)
در واقع داری میگی:
"من حق ندارم آسیبپذیر باشم"
تو هم اینو داری؟
@daroonisho
از رفتار عادی تا ریشه طرحوارهای
این فرآیند ۳ مرحلهایه:
مرحله ۱: رفتاری که به نظر "عادی" میاد مثلاً: همیشه عذرخواهی میکنی، همه چیز رو چک میکنی، حرف نمیزنی...
مرحله ۲: طرحواره
زیر اون رفتار، یه باور نهفتهست
"من باید کامل باشم"، "همه چیز باید تحت کنترل باشه"،"نمیتونم حرف بزنم"
مرحله ۳: خاطره
اون طرحواره از کجا اومده؟
یه خاطره دردناک که "یاد گرفتی" اینطوری رفتار کنی
مثال:
رفتار:همیشه ساکت میمونم
طرحواره:سرکوب هیجان
خاطره: یه بار تو جمع خندیدن، تحقیر شدم
رفتار:وسواسی چک میکنم
طرحواره: بیاعتمادی
خاطره: یه بار دروغ گفتن، خیانت شد
رفتار: همیشه فداکارم
طرحواره: پذیرشجویی
خاطره: کوچکترین نیازی رو نشون دادم، رد شدم
نکته کلیدی:
آدم یاد میگیره رفتار کنه
ولی یادش نمیمونه چرا اینو یاد گرفت
طرحوارهها "ماشینهای اتوماتیک" هستن که از قدیم نصب شدن.
ما دیگه یادمون نمیاد کی و چرا روشن شدن.
توجه: این "عادی" بودن رفتارها، تقصیر کسی نیست.
فقط یه "راهحل" بوده برای زندگی کردن با اون درد.
این رفتارهایی که فکر میکنی عادیه در اصل ذهنت برای اینکه تورو توی امنیتی که براش تعریف شده نگه میداره
و کاره اصلی ذهن فعال نگه داشتن این امنیته است.
امنیت خوبه ولی اگه بیش از حد بشه ادم رو قفل میکنه
کدوم رفتار رو در خودت میبینی که میخوای ریشهیابی کنی؟ 🔍
@daroonisho
این فرآیند ۳ مرحلهایه:
مرحله ۱: رفتاری که به نظر "عادی" میاد مثلاً: همیشه عذرخواهی میکنی، همه چیز رو چک میکنی، حرف نمیزنی...
مرحله ۲: طرحواره
زیر اون رفتار، یه باور نهفتهست
"من باید کامل باشم"، "همه چیز باید تحت کنترل باشه"،"نمیتونم حرف بزنم"
مرحله ۳: خاطره
اون طرحواره از کجا اومده؟
یه خاطره دردناک که "یاد گرفتی" اینطوری رفتار کنی
مثال:
رفتار:همیشه ساکت میمونم
طرحواره:سرکوب هیجان
خاطره: یه بار تو جمع خندیدن، تحقیر شدم
رفتار:وسواسی چک میکنم
طرحواره: بیاعتمادی
خاطره: یه بار دروغ گفتن، خیانت شد
رفتار: همیشه فداکارم
طرحواره: پذیرشجویی
خاطره: کوچکترین نیازی رو نشون دادم، رد شدم
نکته کلیدی:
آدم یاد میگیره رفتار کنه
ولی یادش نمیمونه چرا اینو یاد گرفت
طرحوارهها "ماشینهای اتوماتیک" هستن که از قدیم نصب شدن.
ما دیگه یادمون نمیاد کی و چرا روشن شدن.
توجه: این "عادی" بودن رفتارها، تقصیر کسی نیست.
فقط یه "راهحل" بوده برای زندگی کردن با اون درد.
این رفتارهایی که فکر میکنی عادیه در اصل ذهنت برای اینکه تورو توی امنیتی که براش تعریف شده نگه میداره
و کاره اصلی ذهن فعال نگه داشتن این امنیته است.
امنیت خوبه ولی اگه بیش از حد بشه ادم رو قفل میکنه
کدوم رفتار رو در خودت میبینی که میخوای ریشهیابی کنی؟ 🔍
@daroonisho
بریم ریشه یک الگو رو بررسی کنیم
موقعیت: چند تا کار همزمان باید انجام بدی
قفل میشی / کارها رو عقب میندازی
در نهایت هیچکدمو انجام نمیدی یا نصفه نیمه ولشون میکنی
احساس گناه / سردرگمی
ریشهش کجاست:
چقدر این الگو رو در سنین پایین باهاش مواجه شدی؟
اول وظیفهات رو انجام بده، بعد حق داری چیزی بخوای
این یه نوع شرطیسازی بوده:
- درس نخونی، بازی نمیکنی
- کار خونه رو نکنی، تلویزیون نمیبینی
- به ما کمک نکنی، وقتت رو نداریم
کودک یاد میگیره:
"نیازهای من مهم نیست تا وقتی که وظایفمو انجام بدم"
در بزرگسالیت چه اتفاقی میفته:
آن زمان:
اول کار والد
بعد بازی
الان :
اول کار همه
بعد نیازهای خودت
یا
- وقتی چند کار میاد، اولویت بندی سخت میشه
- احساس میکنی اجازه نداری به خودت برسی
- از "لذت بردن" احساس گناه میکنی
---
چرا قفل میشی؟
چون ذهنت همش داره میگه:
"باید همه رو انجام بدم... ولی نمیتونم... پس کاری نمیکنم"
یه جور دچار فلج تصمیمگیری میشی.
این به طرحوارههای:
- پذیرشجویی: باید همه رو راضی کنم
- فشار / استحقاق: دیگران حق دارن ازم بخوان
- انزوای عاطفی: نیازهای من مهم نیست
مربوط میشه.
تو همین الگو رو داری؟ یا کسی رو میشناسی که اینطوریه؟
@daroonisho
موقعیت: چند تا کار همزمان باید انجام بدی
قفل میشی / کارها رو عقب میندازی
در نهایت هیچکدمو انجام نمیدی یا نصفه نیمه ولشون میکنی
احساس گناه / سردرگمی
ریشهش کجاست:
چقدر این الگو رو در سنین پایین باهاش مواجه شدی؟
اول وظیفهات رو انجام بده، بعد حق داری چیزی بخوای
این یه نوع شرطیسازی بوده:
- درس نخونی، بازی نمیکنی
- کار خونه رو نکنی، تلویزیون نمیبینی
- به ما کمک نکنی، وقتت رو نداریم
کودک یاد میگیره:
"نیازهای من مهم نیست تا وقتی که وظایفمو انجام بدم"
در بزرگسالیت چه اتفاقی میفته:
آن زمان:
اول کار والد
بعد بازی
الان :
اول کار همه
بعد نیازهای خودت
یا
- وقتی چند کار میاد، اولویت بندی سخت میشه
- احساس میکنی اجازه نداری به خودت برسی
- از "لذت بردن" احساس گناه میکنی
---
چرا قفل میشی؟
چون ذهنت همش داره میگه:
"باید همه رو انجام بدم... ولی نمیتونم... پس کاری نمیکنم"
یه جور دچار فلج تصمیمگیری میشی.
این به طرحوارههای:
- پذیرشجویی: باید همه رو راضی کنم
- فشار / استحقاق: دیگران حق دارن ازم بخوان
- انزوای عاطفی: نیازهای من مهم نیست
مربوط میشه.
تو همین الگو رو داری؟ یا کسی رو میشناسی که اینطوریه؟
@daroonisho
❤1
قشنگترین چیزی که امروز دیدم.
طرحواره ها مثل ریشه های درختن که هر کدوم مسئول تغذیه و آبرسانی به درخت میشن.
میوه و ثمرات درخت دقیقا مثل نتایج زندگی ما هستند.
.
.
علم طرحواره شناسی پیچیده است.
این که کدوم طرحواره نقاب شده؟
کدوم طرحواره سایه شده؟
و کدوم طرحواره اصلیه؟
نیازمند شناخت بالا و تجربه بالاست
پس صرفا تنها با پرسشنامه نمیشه به ریشه اصلی رسید.
کاری که ما میکنیم از طریق ثمرات اون درخت و میوه و شاخ و برگ(نتایج زندگی) میفهمیم افراد طرحواره اصلیشون چیه
نه با پرسشنامه
@daroonisho
طرحواره ها مثل ریشه های درختن که هر کدوم مسئول تغذیه و آبرسانی به درخت میشن.
میوه و ثمرات درخت دقیقا مثل نتایج زندگی ما هستند.
.
نکته جالب و شباهتی که میشه در این تصویر فهمید اینه که در طرحواره شناسی معمولا همه ما همه طرحواره هارو داریم..اما یک یا دوتا طرحواره اصلی ترینن و باعث به وجود اومدن بقیه طرحواره ها میشن
.
علم طرحواره شناسی پیچیده است.
این که کدوم طرحواره نقاب شده؟
کدوم طرحواره سایه شده؟
و کدوم طرحواره اصلیه؟
نیازمند شناخت بالا و تجربه بالاست
پس صرفا تنها با پرسشنامه نمیشه به ریشه اصلی رسید.
کاری که ما میکنیم از طریق ثمرات اون درخت و میوه و شاخ و برگ(نتایج زندگی) میفهمیم افراد طرحواره اصلیشون چیه
نه با پرسشنامه
@daroonisho
چرا از تولد گرفتن و سورپرایز شدن متنفری؟ 🎂❓
این رویداد ارتباط مستقیم با طرحواره نقص و شرم داره 🤐.
افرادی که نقص و شرم دارن از دیده شدن خوششون نمیاد.
در سورپرایز کردن تولد = "تو دیده میشی" 🎁.
حالا اگه این طرحواره داری:
"دیده شدن برات = شرم" 😬.
واکنش بیرونی در فرد: خشم و عصبانیت پنهان 😤.
@daroonisho
این رویداد ارتباط مستقیم با طرحواره نقص و شرم داره 🤐.
افرادی که نقص و شرم دارن از دیده شدن خوششون نمیاد.
در سورپرایز کردن تولد = "تو دیده میشی" 🎁.
حالا اگه این طرحواره داری:
"دیده شدن برات = شرم" 😬.
واکنش بیرونی در فرد: خشم و عصبانیت پنهان 😤.
@daroonisho
Telegram
درونی شو | Daroonisho
کانال تعرفه ها و مشاوره ها: @men_toring
آیدی شخصی جهت پرسش و پاسخ
@Ebrahimipourmajid
آیدی شخصی جهت پرسش و پاسخ
@Ebrahimipourmajid
❤1
چرخه تکرار زندگی - کانال درونی شو
@daroonisho
🔄 آشنایی با چرخه تکرار زندگی 🌱
.
این وویس 🎙️ خیلی میتونه ذهنتون رو نسبت به زندگیای که دارید تجربه میکنید و مشکلاتی که توش گیر کردید باز کنه 🧠✨
@daroonisho 🔗
.
این وویس 🎙️ خیلی میتونه ذهنتون رو نسبت به زندگیای که دارید تجربه میکنید و مشکلاتی که توش گیر کردید باز کنه 🧠✨
@daroonisho 🔗
❤2
#سایه 🌑
اگر نیاز به محبت رو درونتون دفن کردید دو حالت اتفاق میفته: 🏴
حالت اول اینه که هیچوقت محبت نشون نمیدید. روابطتون سرده. تنهایی میکشید. 🥶
اما حالت دوم جالبتره: 🤔
برعکس! ممکنه خیلی وابسته شوید. ممکنه عاشق آدمهایی بشید که به شما محبت نمیکنن. ❤️🩹
(متاسفانه بعضی مثالارو نمیتونم بزنم چون برای بعضی روابط خطرناکه و ممکنه فرد ناآگاهانه زندگی مشترکشو به هم بزنه بابت چیزی که در خودش فهمیده) ⚠️🤫
یک وویس تکمیلی ضبط میکنم 🎙️
@daroonisho 📱
اگر نیاز به محبت رو درونتون دفن کردید دو حالت اتفاق میفته: 🏴
حالت اول اینه که هیچوقت محبت نشون نمیدید. روابطتون سرده. تنهایی میکشید. 🥶
اما حالت دوم جالبتره: 🤔
برعکس! ممکنه خیلی وابسته شوید. ممکنه عاشق آدمهایی بشید که به شما محبت نمیکنن. ❤️🩹
(متاسفانه بعضی مثالارو نمیتونم بزنم چون برای بعضی روابط خطرناکه و ممکنه فرد ناآگاهانه زندگی مشترکشو به هم بزنه بابت چیزی که در خودش فهمیده) ⚠️🤫
یک وویس تکمیلی ضبط میکنم 🎙️
@daroonisho 📱
Telegram
درونی شو | Daroonisho
کانال تعرفه ها و مشاوره ها: @men_toring
آیدی شخصی جهت پرسش و پاسخ
@Ebrahimipourmajid
آیدی شخصی جهت پرسش و پاسخ
@Ebrahimipourmajid
❤3