چالش دار
26 subscribers
116 photos
9 links
Download Telegram
Wiesław Wałkuski
طراح گرافیک لهستانی
در کارهای او نیم تنه هایی از موجوداتی شبیه به انسان می بینیم. با چشمانی بسته، یا زل زده به نقطه ای خارج از قاب؛ پوشیده در جامه هایی مندرس، با عضلاتی کشیده و پیچ خورده به دور بدن. به نظر می رسد این انسانها در ابدیت رنج آوری فرو رفته اند؛ انگار همگی منجمد در زمان، با یک چشم باز و یک چشم بسته کابوسی بی انتها را نظاره گرند. در جهان ویسلاو واکوسکی، ما غریبه ای مزاحمیم که با شگفتی به اشیاء و موجودات دوروبرمان نگاه می کنیم، طوری به چشمان این موجودات زل زده ایم انگار که چهره ی واقعی خود را می بینیم. مطمئناً همه ی ما موجودات مسخ شده ای هستیم ولی آن قدر ناتوان از ادراک، که نمیتوانیم در این چهره حقیقی خود را بشناسیم. شاید کاراکترهای پوستر های واکوسکی به این حقیقت تن داده اند. آنها یا چشمان خود را بسته اند، یا با یک چشم نظاره گرند. هراس در تک چشم ها موج می زند انگار این تک چشم ها با ناباوری جسم مسخ یافته خود را می بینند.
For:
@aymaarts
Kaethe kollwitz
آثار او اعتراض و فریاد بر علیه جهنم ساخته بشر و شکنجه و عذاب فراگیر در آلمان است که سرانجام وحشی‌ترین دوران‌های عصر جدید را در تاریخ پدید آورد.
او بزودی نقاشی را کنار نهاد و احساس نمود که در رنگ فاقد حسی قوی ست و توانایی کار با رنگ روغن را ندارد.
آثار او به این دو موضوع محدود می‌شود :پیکرهای زمخت، بچه‌ها ی گرسنه درشت چشم. در آثار او فقر،گرسنگی، شکست، استثمار،بی عدالتی، ظلم انسان به انسان دیده میشود و ارزویی جز اجرای عدالت در سر نداشت.
وی با پیکری کوچک اندام،سپید موی، درشت چشم و همواره نگران آنچه طراحی میکند، جز نوادر است ؛ وهمیشه از آینه خودش دنیا را مینگرد.
دو پسرش رادر جنگ از دست داد،شوهرش مرد، سمت استادی خود را در آکادمی هنر پروس ازدست داد، هنرش فاسد و منحط تلقی شد ونمایشش ممنوع شد، ولی تنهای تنها دست از کار نکشید. طراحی‌های او شواهد ترسناک سقوط ملت او (و تمام ملتهای آن زمان) از اوج انسانیت به حضیض حرص و آز است و ما را به یاد گفته های سانتایانای فیلسوف می‌اندازد :آنها ک نمیتوانند گذشته را به یاد بیاورند محکومند ک بازتکرارش کنند
For:
@deadskydeadme
James ensor
نقاش وگراورساز بلژیکی
وی به عنوان یکی از پیشگامان اکسپرسیونیسم شناخته می شود ؛ اگرچه هنر نمادین وراز پردازانه اش به سورئالیسم نیز نزدیکی دارد. 
انسور، در شهر ساحلی اوستنده به دنیا آمد. پدرش انگلیسی و مادرش فلاندری بود. انسور در بسیاری از نقاشی‌های خود از اسکلت‌ها و صورتکهایی کریه و وهم‌انگیز استفاده می‌کرد. علاقهٔ او به استفاده از ماسک‌ها احتمالاً ریشه در فروشگاه مادرش دارد که پر از نقاب‌های عجیب و ترسناک بوده است. مرگ، کارناوال و پندارهای وهم‌انگیز و خیالپردازانه از دیگر درونمایه‌های آثار او هستند.
انسور به گوشه گیری و جمع گریزی معروف بود و عده ای همین روحیه را زمینه ساز مضامین مالیخولیایی بعدی و مرگ اندیشی اش می دانند.
 آثاری خیال پردازانه وغریب با رنگ های تند و روشن، اسکلت هایی در حال نزاع، صف آدم های از ریخت افتاده ، و صورتک های کریه که آثار بُوش ، بروگل و کالو و گُیا رابه یاد می آورند بخشی از ویژگی های آثار او هستند.
درسال ۱۹۲۹ زمانی که تابلوی "ورود مسیح به بروکسل "برای نخستین بار بصورت عمومی به نمایش درآمد، آلبرت یکم بلژیک به او لقب بارون را اعطا نمود.
For:
@dinora_melanie
💘1
Anselm Kiefer
نقاش، مجسمه‌ساز و هنرمند چیدمان.
آنسلم کیفر از مهم‌ترین هنرمندان آلمان پس از جنگ جهانی دوم و از چهره‌های تأثیرگذار هنر معاصر است. آثار او اغلب با ویرانی، جنگ، مرگ و تاریخ آلمان در ارتباط‌اند. کیفر به‌جای فراموش گذشته به سراغ تاریک‌ترین بخش‌های تاریخ آلمان می‌رود و آن را به موضوع اصلی آثارش تبدیل می‌کند.
در آثار او خرابه و ویرانی ساختمان ها انبوه قابل مشاهده‌ست. این مواد فقط عناصر بصری نیستند و هرکدام حامل مفهوم‌اند. استفاده از مواد فرسوده و سوخته باعث ایجاد حس زوال در جنگ است و کتاب‌ها نمادی از حافظه و دانش و تاریخی است که جنگ آن را از بین می‌برد
اما در آثارش، ویرانی همیشه پایان نیست؛ گاهی از دل خرابه‌ها امکان شکل‌گیری چیزی تازه به وجود می‌آید.
او می‌گوید:
«گذشته هرگز واقعاً گذشته نیست.»
For:
@moonbluer
Ken Currie
نقاش
کن کری نقاش اسکاتلندی و از چهره‌های مهم نسل «پسران جدید گلاسگو» است. آثار او بیشتر بر بدن انسان، مرگ، خشونت، بیماری، رنج و اضطراب اجتماعی متمرکزند. فیگورهای او اغلب حالتی میان واقعیت، کابوس و رؤیا دارند.
کری از بدن انسان برای نشان دادن شکنندگی استفاده می‌کند؛ پیکره‌های آسیب‌دیده و گاه متلاشی‌شده در آثارش واکنشی به خشونت، فقر و بحران‌های انسانی هستند.
کری درباره‌ی هدفش از نقاشی می‌گوید:
««می‌خواهم بیننده در یک نگاه هم جذب اثر شود و هم از آن پس زده شود؛ می‌خواهم نگاهش را نگه دارم و سپس او را عمیقاً ناآرام کنم.»

For:
ابر
💘2
زنگ تاریخ هنر☝️🤓
💋3
‍Karl Hofer
نقاش اکسپرسیونیست آلمانی.
مانند بسیاری از دیگر هنرمندان آلمانی به قدرت رسیدن هیتلر برای او نیز دردسرهای بزرگی را به همراه آورد. هوفر حتا از کسانی بود که پیش از به قدرت رسیدن هیتلر علیه حزب او موضع‌گیری کرده بود و وقتی ناسیونال‌سوسیالیسم به رهبری هیتلر در سال 1933 به قدرت رسید آیندۀ کاری کارل هوفر نیز بسیار دشوار شد. با سقوط هیتلر و رایش سوم، کارل هوفر به بالاترین سطح هنری آلمان بازگشت و رئیس دانشگاه هنر برلین شد.
او در سال 1943 در جریان جنگ جهانی دوم آتلیۀ او هدف بمباران قرار گرفت. خود او این طور می‌نویسد: «حدود 150 تابلو، بیش از هزار طراحی و افزون بر این هر چیزی که من را به زندگی پیشینم پیوند می‌داد. از بین رفت، به جز کلیدی که در جیبم بود»
او در نیمۀ اول قرن بیستم آلمان به یکی از برجسته‌ترین نقاشان اکسپرسیونیسم آلمان تبدیل شد و در سال‌هایی که جریان هنریِ «عینیت نو» در آلمان بسیار پا گرفته بود او جایگاه اکسپرسیونیستی خود را حفظ کرد.
پس از جنگ جهانی دوم که هنر انتزاعی در آلمان روزبه‌روز مقبولیت بیش‌تری می‌یافت، او از سرسخت‌ترین مخالفان هنر انتزاعی بود. حتی کتابی به منزلۀ «مانیفست ضدآبستره» می‌نوشت تا به کاندینسکی، نظریه‌پرداز اصلی هنر آبستره، پاسخی کامل بدهد. در فضای هنری آلمان نیز وارد بحث جدلی و تندی با مدافعان هنر آبستره شده بود.
بیش‌تر تابلوهای کارل هوفر پرتره‌ است و به حالت روانی و وجود فردی نظر دارد.

For:
@Mondelice
❤1