Forwarded from DW Persian دویچهوله فارسی
📸 "روز جهانی سرپیچی از خدمت سربازی"
۱۵ ماه مه روز جهانی "سرپیچی از خدمت سربازی" است که در اواخر دهه ۱۹۹۰ در راستای به رسمیت شناختن تصمیم یک فرد برای عدم شرکت در خدمت سربازی معرفی شد.
از سال ۱۹۴۵، در برخی کشورها سرپیچی از خدمت سربازی به عنوان یک حق بشری به رسمیت شناخته شده و در برخی کشورهای دموکراتیک، این حق از نظر قانونی محافظت شده و قابل اجرا است.
در سال ۱۹۸۷، مجمع عمومی سازمان ملل متحد "حق امتناع از خدمت سربازی" را به عنوان یک حق انسانی بینالمللی به رسمیت شناخت.
جمهوری فدرال آلمان اولین دولت در جهان بود که این حق را در قانون اساسی خود به رسمیت شناخت و به آن اولویت قانونی، تاریخی و منطقی بر دفاع نظامی ملی داد.
در ایران بحث بر سر سربازی اجباری همواره در جریان بوده است. مردان ایرانی بدون اتمام خدمت سربازی از بسیاری خدمات دولتی و شهروندی محروم خواهند بود.
فشارهای روانی و مشکلات فراوان دوران خدمت، همراه با تبعیضهای طبقاتی و اقتصادی، منجر به افزایش آمار خودکشی، افسردگی و فرار از خدمت میان سربازان شده است.
@dw_farsi
۱۵ ماه مه روز جهانی "سرپیچی از خدمت سربازی" است که در اواخر دهه ۱۹۹۰ در راستای به رسمیت شناختن تصمیم یک فرد برای عدم شرکت در خدمت سربازی معرفی شد.
از سال ۱۹۴۵، در برخی کشورها سرپیچی از خدمت سربازی به عنوان یک حق بشری به رسمیت شناخته شده و در برخی کشورهای دموکراتیک، این حق از نظر قانونی محافظت شده و قابل اجرا است.
در سال ۱۹۸۷، مجمع عمومی سازمان ملل متحد "حق امتناع از خدمت سربازی" را به عنوان یک حق انسانی بینالمللی به رسمیت شناخت.
جمهوری فدرال آلمان اولین دولت در جهان بود که این حق را در قانون اساسی خود به رسمیت شناخت و به آن اولویت قانونی، تاریخی و منطقی بر دفاع نظامی ملی داد.
در ایران بحث بر سر سربازی اجباری همواره در جریان بوده است. مردان ایرانی بدون اتمام خدمت سربازی از بسیاری خدمات دولتی و شهروندی محروم خواهند بود.
فشارهای روانی و مشکلات فراوان دوران خدمت، همراه با تبعیضهای طبقاتی و اقتصادی، منجر به افزایش آمار خودکشی، افسردگی و فرار از خدمت میان سربازان شده است.
@dw_farsi
دانه
آتن اورشلیم ایران.pdf
📌 آن چه میخوانید پارهای از افکاری است که در جنگ دوازده روزه از سرم گذشت. برخی از دوستان سکوت مرا در این مدت بیموضعی قلمداد کرده بودند اما برای آنان که مدت طولانیتری در این فضا همراه من بودهاند روشن بود که واکنشهای من به وقایع هیچگاه عجولانه و از سر التهاب رخدادهای جهان نبوده بلکه همواره وقتی ارائه شدهاند که تبوتاب خوابیده و سکوت مجال بیشتری برای گفتگو فراهم آورده است. این البته به معنای آن نیست که اندیشه در میانهی رخداد تولد نمییابد. خیر، رخدادها همواره آبستن افکارند اما میزان طمأنینهی ما، نسبتی دارد مستقیم با توان عمیقشدن ما در مسئله.
بدیهی است من متفکر سیاسی یا اجتماعی نیستم، مدتهاست که پرسشها و دغدغههای سیاسی و اجتماعی از مطالعات و ذهنم رخت بسته است. پس این متن هم نباید از منظر سیاست خوانده شود. بحث اینجا بحثی است سراسر جهانشناسانه، یعنی در جستجوی سوالاتی است ورای جهتگیریها و پاسخهای از پیش تعیینشده.
به هر روی نباید این رویداد ساده انگاشته شود و آن را یکسره_به مانند بسیاری دیگر از وقایع_ به تفاسیر روزمره و دورانزده سپرد.
پ.د
مرداد ۱۴۰۴
دانه | @danebook
بدیهی است من متفکر سیاسی یا اجتماعی نیستم، مدتهاست که پرسشها و دغدغههای سیاسی و اجتماعی از مطالعات و ذهنم رخت بسته است. پس این متن هم نباید از منظر سیاست خوانده شود. بحث اینجا بحثی است سراسر جهانشناسانه، یعنی در جستجوی سوالاتی است ورای جهتگیریها و پاسخهای از پیش تعیینشده.
به هر روی نباید این رویداد ساده انگاشته شود و آن را یکسره_به مانند بسیاری دیگر از وقایع_ به تفاسیر روزمره و دورانزده سپرد.
پ.د
مرداد ۱۴۰۴
دانه | @danebook
Forwarded from شهر فلسفه ایران (شهر فلسفه)
🏛شهر فلسفهٔ ایران برگزار میکند:
🔔 چشماندازهای نو برای معرفت تاریخی
دورۀ نخست: مارسل پروست
📢 سید رضا وسمهگر
⏳ شنبهها ساعت 18 تا 20
‼️نحوهٔ برگزاری: آنلاین
🔗 برای ثبت نام میتوانید از طریق لینک زیر اقدام بفرمایید 🔰🔰🔰
ثبت نام
ثبت نام
ثبت نام
#مارسل_پروست
#رضا_وسمهگر
#معرفت_تاریخی
🌍 نشانی: تهران، بلوار نلسون ماندلا (جردن)، کوچۀ گلدان، پلاک 5، طبقۀ 3
☎️ 02122053556
📞 09361135000
www.philosophycity.ir
Forwarded from تاریخنگاری رمانگونه
شهر فلسفه ایران
🏛شهر فلسفهٔ ایران برگزار میکند: 🔔 چشماندازهای نو برای معرفت تاریخی دورۀ نخست: مارسل پروست 📢 سید رضا وسمهگر ⏳ شنبهها ساعت 18 تا 20 ‼️نحوهٔ برگزاری: آنلاین 🔗 برای ثبت نام میتوانید از طریق لینک زیر اقدام بفرمایید 🔰🔰🔰 ثبت نام ثبت نام ثبت نام #مارسل_پروست…
درسگفتار: چشماندازهای نو برای معرفت تاریخی
دورهی نخست: مارسل پروست
سید رضا وسمهگر
این دوره به بازخوانی آثار مارسل پروست (در جستجوی زمان ازدسترفته (هشت جلد)، ضد سنتبوو و...) بهمنظور گشایش امکانهای نو برای تأسیس معرفت تاریخی اختصاص یافته است. با وجود آن که خلاقیت فکری پروست، بهعنوان یکی از مهمترین رماننویسان مدرن، عمدتاً در حوزهی ادبیات داستانی متبلور میشود و همچنین با وجود آنکه علاقهی او عمدتاً بر «رستاخیز گذشتهی شخصاً تجربهشده» متمرکز است، اما تفسیری پیگیرانه و جستوجوگرانه شاید بتواند در تأملات ژرف و راهگشای این نویسندهی بزرگ، بذرهایی برای تأسیس معرفت تاریخی بر بنیانی یکسر متفاوت با آنچه تاکنون غالب و مسلط بوده است، بیابد؛ بنیانی دیگرخواهانه و یقینی برای مواجهه با وضعیتهای متفاوت با خودمان، ملاقات با ابژهی تاریخی و سرانجام تحول در عمل تاریخنگاری.
جلسهی نخست: طرح مسأله، سرشت رسالت تاریخنگارانه، سیطرهی روش تاریخی، چرا پروست؟
جلسهی دوم: تجربهی نوستالژیک پروستی و خصایص آن
جلسهی سوم: امکانهای پروستی برای تاریخنگاری و سرشت پدیدارشناسانه-اگزیستانسیالیستیِ این امکانها
جلسهی چهارم: گردآوری بذرهای معرفت تاریخی نو، به سوی یک تاریخنگاری رمانگونه
دورهی نخست: مارسل پروست
سید رضا وسمهگر
این دوره به بازخوانی آثار مارسل پروست (در جستجوی زمان ازدسترفته (هشت جلد)، ضد سنتبوو و...) بهمنظور گشایش امکانهای نو برای تأسیس معرفت تاریخی اختصاص یافته است. با وجود آن که خلاقیت فکری پروست، بهعنوان یکی از مهمترین رماننویسان مدرن، عمدتاً در حوزهی ادبیات داستانی متبلور میشود و همچنین با وجود آنکه علاقهی او عمدتاً بر «رستاخیز گذشتهی شخصاً تجربهشده» متمرکز است، اما تفسیری پیگیرانه و جستوجوگرانه شاید بتواند در تأملات ژرف و راهگشای این نویسندهی بزرگ، بذرهایی برای تأسیس معرفت تاریخی بر بنیانی یکسر متفاوت با آنچه تاکنون غالب و مسلط بوده است، بیابد؛ بنیانی دیگرخواهانه و یقینی برای مواجهه با وضعیتهای متفاوت با خودمان، ملاقات با ابژهی تاریخی و سرانجام تحول در عمل تاریخنگاری.
جلسهی نخست: طرح مسأله، سرشت رسالت تاریخنگارانه، سیطرهی روش تاریخی، چرا پروست؟
جلسهی دوم: تجربهی نوستالژیک پروستی و خصایص آن
جلسهی سوم: امکانهای پروستی برای تاریخنگاری و سرشت پدیدارشناسانه-اگزیستانسیالیستیِ این امکانها
جلسهی چهارم: گردآوری بذرهای معرفت تاریخی نو، به سوی یک تاریخنگاری رمانگونه
● سهم کتابخوان ایرانی از ادبیات و نشر جهانی به دلایل گوناگون اندک است؛ بالارفتن قیمت کتاب(هزینه تولید و صرفهی اقتصادی) و کاهش شمارگان نشر نیز مزید بر علت میشود.
این عنصر اغلب در تحلیلها دیده نمیشود که در بازاری چنین مقتصد مترجم، ناشر و مخاطب چگونه و به چه سمت و سویی تمایل مییابند.
نتیجه آنکه از صدها هزاران جلد کتابی که در سرتاسر عالم چاپ میشود تنها شماری اندک نظر مترجم زبان فارسی را به خود جلب میکند، از این میان باز هم معدودی برای ترجمه انتخاب میشوند و در نهایت عناوین انگشتشماری به بازار کتابخوانی راه میگشایند.
به همین ترتیب در بازار داخلی هم سهم بیشتری به ترجمه اختصاص دارد و نه تالیف؛ ناشر ریسک چاپ کتاب تالیفی نمیکند.
بنابراین مخاطب ایرانی تصور میکند ارتباط خوبی با ادبیات جهانی دارد در حالی که به واقع اینطور نیست، و نیز بازار تالیف دندانگیری هم دمدست ندارد.
دانه | @danebook
این عنصر اغلب در تحلیلها دیده نمیشود که در بازاری چنین مقتصد مترجم، ناشر و مخاطب چگونه و به چه سمت و سویی تمایل مییابند.
نتیجه آنکه از صدها هزاران جلد کتابی که در سرتاسر عالم چاپ میشود تنها شماری اندک نظر مترجم زبان فارسی را به خود جلب میکند، از این میان باز هم معدودی برای ترجمه انتخاب میشوند و در نهایت عناوین انگشتشماری به بازار کتابخوانی راه میگشایند.
به همین ترتیب در بازار داخلی هم سهم بیشتری به ترجمه اختصاص دارد و نه تالیف؛ ناشر ریسک چاپ کتاب تالیفی نمیکند.
بنابراین مخاطب ایرانی تصور میکند ارتباط خوبی با ادبیات جهانی دارد در حالی که به واقع اینطور نیست، و نیز بازار تالیف دندانگیری هم دمدست ندارد.
دانه | @danebook
● با وجود قدمت سفر زیارتی در فرهنگ ایرانی(تمدن ایلام، آیین بهدینی، سفرنامههای دوران اسلامی و...) تازه چند سالی است که رونق پیادهروی اربعین، شکل و صورت متفاوتی از سایر سفرهای زیارتی به آن بخشیده است و آن را به تجربهای که غربیان از سفر زیارتی دارند نزدیک کرده است.
جالب است که در ادبیات جهان، ژانر زائرنویسی (pilgrimage genre) قدمت و سبقهی بسیار، بهخصوص در قرون وسطی دارد؛ مهمترین نمونه آن حکایتهای کانتربری نوشتهی جفری چاسر یا کمدی الهی که شناختهشدهتر است. در دوران نزدیکتر به ما هم، The Pilgrimage نوشتهی پائولو کوئیلو که به فارسی با ترجمهی دقیق عنوان کتاب اصلی "خاطرات یک مغ" چاپ شده است.
در ایران تنها کسی که به این ژانر توجه کرده صادق هدایت است؛ همو که از معدود ادبایی است که اغلب ژانرهای دور از هم را تجربه کرده است، در "علویه خانم" قطعا گوشهچشمی به این ژانر و نمونههای متعدد آن در ادبیات جهان داشته است.
دانه | @danebook
جالب است که در ادبیات جهان، ژانر زائرنویسی (pilgrimage genre) قدمت و سبقهی بسیار، بهخصوص در قرون وسطی دارد؛ مهمترین نمونه آن حکایتهای کانتربری نوشتهی جفری چاسر یا کمدی الهی که شناختهشدهتر است. در دوران نزدیکتر به ما هم، The Pilgrimage نوشتهی پائولو کوئیلو که به فارسی با ترجمهی دقیق عنوان کتاب اصلی "خاطرات یک مغ" چاپ شده است.
در ایران تنها کسی که به این ژانر توجه کرده صادق هدایت است؛ همو که از معدود ادبایی است که اغلب ژانرهای دور از هم را تجربه کرده است، در "علویه خانم" قطعا گوشهچشمی به این ژانر و نمونههای متعدد آن در ادبیات جهان داشته است.
دانه | @danebook
● فرهنگ؛ شیوهی زندگی و کنشهای جمعی مردم یک جامعه است.
بنابراین در جامعهای که شیوهی مسلط رانندگی بیتوجهی به قواعد و قوانین راهنمایی و رانندگی است، آن کسی که پایبند مقررات است بیفرهنگ است.
در جامعهای که فرهنگ آن مبتنی بر بیاخلاقی و ارزشهای منحط و مبتذل است، آن کسی که اخلاقمند و بافضلیت زندگی میکند بیفرهنگ است.
در جامعهای که بربریت و توحش جای انسانیت و آداب را گرفته است، آن انسانِ مبادی آداب بیفرهنگ است.
دانه | @danebook
بنابراین در جامعهای که شیوهی مسلط رانندگی بیتوجهی به قواعد و قوانین راهنمایی و رانندگی است، آن کسی که پایبند مقررات است بیفرهنگ است.
در جامعهای که فرهنگ آن مبتنی بر بیاخلاقی و ارزشهای منحط و مبتذل است، آن کسی که اخلاقمند و بافضلیت زندگی میکند بیفرهنگ است.
در جامعهای که بربریت و توحش جای انسانیت و آداب را گرفته است، آن انسانِ مبادی آداب بیفرهنگ است.
دانه | @danebook
● در انتهای این پیام نوشته است: چه زمانی ایرانیان قیام کرده و خواهند جنگید؟
این سوال نیست. دستور است.
من نوشتم: دو قرن است ایرانیان تلاش میکنند کسی، چه مستبد داخلی و چه دشمن خارجی، به آنان دستور ندهد. پاک کردم. دیدم اشتباه است؛ نه دو قرن که تمام طول تاریخ ایران تلاش برای ساختن هویتی بوده که پس از چند مرتبه حذف شدن از روی نقشهها دوباره سر برآورد.
در این مسیر پرخون هم دستاورد داشتهاند و هم ناچار به سرخم کردن و پذیرش شکست بودهاند.
اما آنچه در نهایت منجر به ساختن چیزی قابل دفاع شده همین تلاش برای خودتعیینگری بوده است.
آنچه تعیینگر بوده این است که در نهایت، شکستخورده یا پیروز میدان، سرانجام ایرانیان تاریخ را نوشتهاند.
دانه | @danebook
این سوال نیست. دستور است.
من نوشتم: دو قرن است ایرانیان تلاش میکنند کسی، چه مستبد داخلی و چه دشمن خارجی، به آنان دستور ندهد. پاک کردم. دیدم اشتباه است؛ نه دو قرن که تمام طول تاریخ ایران تلاش برای ساختن هویتی بوده که پس از چند مرتبه حذف شدن از روی نقشهها دوباره سر برآورد.
در این مسیر پرخون هم دستاورد داشتهاند و هم ناچار به سرخم کردن و پذیرش شکست بودهاند.
اما آنچه در نهایت منجر به ساختن چیزی قابل دفاع شده همین تلاش برای خودتعیینگری بوده است.
آنچه تعیینگر بوده این است که در نهایت، شکستخورده یا پیروز میدان، سرانجام ایرانیان تاریخ را نوشتهاند.
دانه | @danebook
● تمایز میان علم و شبهعلم در علوم دقیقه به اندازهای واضح است که چه بسا یک دانشمند فیزیک صرفا از شنیدن کلمه کوانتوم از دهان یک سخنران بتواند تشخیص دهد بحث در عرصهی علمی است یا شبهعلم.
متاسفانه بدلیل سازوکار آسیبدیده و پرنقصِ علوم انسانی و عدم شکلگرفتن فضای مرجع و مشخص روش علمی آن، مرزهای علم و شبهعلم در این علوم، بخصوص حوزههای دانشی نظیر فلسفه و ادبیات و تاریخ، سخت مغشوش و مبهم است.
این اغتشاش به حدی است که برخی از اساتید جاافتاده علمی در دانشگاههای ایران در واقع مبلغین شبهعلمِ آن هستند و نه دانشمند آن علم.
دانه | @danebook
متاسفانه بدلیل سازوکار آسیبدیده و پرنقصِ علوم انسانی و عدم شکلگرفتن فضای مرجع و مشخص روش علمی آن، مرزهای علم و شبهعلم در این علوم، بخصوص حوزههای دانشی نظیر فلسفه و ادبیات و تاریخ، سخت مغشوش و مبهم است.
این اغتشاش به حدی است که برخی از اساتید جاافتاده علمی در دانشگاههای ایران در واقع مبلغین شبهعلمِ آن هستند و نه دانشمند آن علم.
دانه | @danebook
● خوشبین نباید بود...
مقاومتِ حالیهی ایران نباید این گمان را بوجود بیاورد که در وضعی حتی نزدیک به "پیروزی" هستیم.
قرارداد ترکمانچای حاصل شکستی یکشبه نبود بلکه پس از ۲۵ سال تحمل وضعیتی نظیر آنچه امروز ما پشت سر میگذاریم به دولت ایران تحمیل شد.
شکست از روسیهی تزاری هم دقیقا نه شکست "میدان" بلکه شکست ساختاری فاسد بود.
تا وقتی ضرورت دگرگونیهای اساسی و بنیادین در تمامی ساحتها فهم نشود، تا زمانی که تغییرات بنیادین فساد حقیقی را هدف نگیرند، ترکمانچایها دائم تکرار میشوند.
دانه | @danebook
مقاومتِ حالیهی ایران نباید این گمان را بوجود بیاورد که در وضعی حتی نزدیک به "پیروزی" هستیم.
قرارداد ترکمانچای حاصل شکستی یکشبه نبود بلکه پس از ۲۵ سال تحمل وضعیتی نظیر آنچه امروز ما پشت سر میگذاریم به دولت ایران تحمیل شد.
شکست از روسیهی تزاری هم دقیقا نه شکست "میدان" بلکه شکست ساختاری فاسد بود.
تا وقتی ضرورت دگرگونیهای اساسی و بنیادین در تمامی ساحتها فهم نشود، تا زمانی که تغییرات بنیادین فساد حقیقی را هدف نگیرند، ترکمانچایها دائم تکرار میشوند.
دانه | @danebook
● بسیار میشنویم که گفته میشود ما باید واقعبین و عقلانی باشیم.
واقعبینی و عقلانیت دو کلیدواژهی اساسی گفتمان مدارا و تعامل است.
تو گویی منطق قدرت و سرمایه عقلانیت و واقعبینی است.
از خودم میپرسم آیا جهان غرب میتوانست لباسی بهتر از عقلانیت و واقعبینی بر تن حرص و طمع بیپایان خودش بر تسلط بر جهان بپوشاند؟
این خوشبینی به عقلانیت و مدارا و منطق البته منحصر به سیاستمداران امروز نیست.
فروغی هم در نخستین حضور خود در جامعهی ملل (سازمان ملل امروزی در شکل فرم نیافتهی اولیهاش) سخت امیدوار است که "ملل مسلط و قدرتمند" عالم بر مدار عقلانیت و سیاست واقعنگر، متوجه جایگاه و هویت "ملل محروم و ضعیف" عالم بشوند.
اکنون نباید در خطای محمدعلی فروغی باقی ماند.
از نوارغنون بیکنی و منطق جهانخوار غربی عقلانیت و واقعبینی عمل نمیآید.
این مفاهیم تنها بهترین حربههای این تمدنها برای بهرهبردن بیش از پیش از مللی هستند که در مدار جهانخواری و توسعهطلبی تمدن غربی مشارکت نمیکنند.
دانه | @danebook
واقعبینی و عقلانیت دو کلیدواژهی اساسی گفتمان مدارا و تعامل است.
تو گویی منطق قدرت و سرمایه عقلانیت و واقعبینی است.
از خودم میپرسم آیا جهان غرب میتوانست لباسی بهتر از عقلانیت و واقعبینی بر تن حرص و طمع بیپایان خودش بر تسلط بر جهان بپوشاند؟
این خوشبینی به عقلانیت و مدارا و منطق البته منحصر به سیاستمداران امروز نیست.
فروغی هم در نخستین حضور خود در جامعهی ملل (سازمان ملل امروزی در شکل فرم نیافتهی اولیهاش) سخت امیدوار است که "ملل مسلط و قدرتمند" عالم بر مدار عقلانیت و سیاست واقعنگر، متوجه جایگاه و هویت "ملل محروم و ضعیف" عالم بشوند.
اکنون نباید در خطای محمدعلی فروغی باقی ماند.
از نوارغنون بیکنی و منطق جهانخوار غربی عقلانیت و واقعبینی عمل نمیآید.
این مفاهیم تنها بهترین حربههای این تمدنها برای بهرهبردن بیش از پیش از مللی هستند که در مدار جهانخواری و توسعهطلبی تمدن غربی مشارکت نمیکنند.
دانه | @danebook