I Always Wanna Die (Sometimes) — The 1975I bet you thought your life would change
But you're sat on a train again
Your memories are sceneries for things you said
But never really meant
You build it to a high to say goodbye
Because you're not the same as them
But your death, it won't happen to you
It happens to your family and your friends, I pretend
And I always wanna die, sometimes
I always wanna die, sometimes
You win, you lose, you sing the blues
There's no point in buying concrete shoes, I'll refuse
And I always wanna die sometimes
I always wanna die sometimes
I always wanna die
Oh, am I me through geography? A face collapsed through entropy
I can hardly speak and when I try it's nothing but a squeak
On the video, living room for small
If you can't survive, just try
And I always wanna die, sometimes
I always wanna die
Always wanna die, always wanna die
Always wanna die
And I always wanna die, always wanna die
Always wanna die, sometimes (always)
Sometimes, sometimes, sometimes
I, sometimes (always)
Always wanna die, always wanna die
Always wanna die, always wanna, sometimes
Forwarded from 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒄𝒉𝒆𝒎𝒊𝒔𝒕🔬 (shaghayegh)
اختلال "تایجین کیوفوشو" یعنی ترس شدید از آسیب رسوندن به اطرافیان
بنابراین روابطشونو محدود میکنن و اجازه نمیدن آدمها بهشون نزدیک بشن تا جلوی این اتفاقو بگیرن =)))
بنابراین روابطشونو محدود میکنن و اجازه نمیدن آدمها بهشون نزدیک بشن تا جلوی این اتفاقو بگیرن =)))
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمیتونم ازش بگذرم
به قول یه بزرگی
رویاهای ما تاریخ انقضا ندارن
به قول یه بزرگی
رویاهای ما تاریخ انقضا ندارن
پا پس نکش
از چیزی که میخوای
چون جا زدن
واسه تو نیست
تو میتونی بشینی و خستگی در کنی
ولی نمیتونی از دور خارج بشی
چون اونجوری حالت بدتره
دیدم که میگم
خودتو دست کم نگیر
تا الان هم لای پر غو نبودی که
همه چی بر وفق مرادت نبوده که
خوش و خرم نبوده که
ولی تو پاش وایستادی
ادامه دادی
اون شبایی که فکر نمیکردی صبح بشه صبح شد
و دوباره پرتوهای خورشید نوازشت کرد
چشمات زیبایی ماه رو دید
و قربون صدقه آسمون رفتی
پس میگذره
آسون یا سخت
زود یا دیر
با شادی یا غم
ولی نزار روزات به حسرت کشیده بشه
به پشیمونی انجام ندادن
و به گفتن بارها و بارها
اگه میشد
اگه ادامه میدم
اگه میرفتم
اگههههههه
و دوباره آغاز جنگیدنی دیگر برای زندگی
زره و شمشیرتو بردار رو و برو تو میدون
به خونخواهی از تمام گذشتن از خودت ها
اینبار ادامه بده و امتحانش کن~
از چیزی که میخوای
چون جا زدن
واسه تو نیست
تو میتونی بشینی و خستگی در کنی
ولی نمیتونی از دور خارج بشی
چون اونجوری حالت بدتره
دیدم که میگم
خودتو دست کم نگیر
تا الان هم لای پر غو نبودی که
همه چی بر وفق مرادت نبوده که
خوش و خرم نبوده که
ولی تو پاش وایستادی
ادامه دادی
اون شبایی که فکر نمیکردی صبح بشه صبح شد
و دوباره پرتوهای خورشید نوازشت کرد
چشمات زیبایی ماه رو دید
و قربون صدقه آسمون رفتی
پس میگذره
آسون یا سخت
زود یا دیر
با شادی یا غم
ولی نزار روزات به حسرت کشیده بشه
به پشیمونی انجام ندادن
و به گفتن بارها و بارها
اگه میشد
اگه ادامه میدم
اگه میرفتم
اگههههههه
و دوباره آغاز جنگیدنی دیگر برای زندگی
زره و شمشیرتو بردار رو و برو تو میدون
به خونخواهی از تمام گذشتن از خودت ها
اینبار ادامه بده و امتحانش کن~
خب اکثرشو خریدم
فقط یه سری ریزه میزه مونده
ولی جدا دیگه رفتنی شدم؟
چرا باور نمیکنم
نوموخواممم برم چرااا
فقط یه سری ریزه میزه مونده
ولی جدا دیگه رفتنی شدم؟
چرا باور نمیکنم
نوموخواممم برم چرااا