Forwarded from زبان رو راحت یاد بگیر
پرکاربردترین سوالها و پاسخ در مورد اینکه آیا شما انگلیسی حرف میزنید؟
Do you speak English?
.
Can you speak English?
آیا میتوانید انگلیسی صحبت کنید؟
.
How long have you been learning English?
چه مدت است که دارید انگلیسی یاد میگیرید؟
.
Could you speak up a little, please?
میشه لطفا" کمی حرف بزنید؟
.
Could you please say that again?
میشه لطفا" دوباره آنرا بگویید؟
.
Could you please repeat that?
میشه لطفا" تکرارش کنید؟
.
Would you mind spelling that for me?
میشه لطفا" هجی اش کنید برای من؟
.
How do you pronounce this word?
این کلمه را چطور تلفظ میکنید؟
.
What do you mean by this?
منظورتان از این چیست؟
.
I’m sorry, what do you mean?
ببخشید، منظورتان چیست؟
.
What is this thing called in English?
این در انگلیسی اسمش چیست؟
.
How many languages can you speak?
چند تا زبان میتوانی صحبت کنی؟
.
I speak a little English.
من کمی انگلیسی حرف میزنم.
.
I can speak English very well.
من انگلیسی را خیلی خوب حرف میزنم
.
Your English is excellent.
انگلیسی ات عالی است
.
I wish I could speak English fluently like you.
ایکاش به روانی تو میتوانستم انگلیسی حرف بزنم
.
Please speak slowly.
لطفا" آهسته تر/کُند تر صحبت کنید
.
Please repeat what you said.
لطفا" آنچه گفتید را تکرار کنید
.
I’m afraid to speak English.
من از انگلیسی حرف زدن میترسم
.
Sorry, my English is not quite good.
ببخشید؛ انگلیسی من خیلی خوب نیست
.
How often do you speak English?
چند وقت یکبار انگلیسی حرف میزنید؟
.
I can read English very well, but I can’t speak.
من انگلیسی را خوب میخوانم، اما نمیتوانم صحبت کنم
.
I would like to improve my English speaking.
من دوست دارم که صحبت کردن انگلیسی ام را بهبود بخشم
.
You have good pronunciation.
شما تلفظ خوبی دارید
.
🆑 @cute_language
Do you speak English?
.
Can you speak English?
آیا میتوانید انگلیسی صحبت کنید؟
.
How long have you been learning English?
چه مدت است که دارید انگلیسی یاد میگیرید؟
.
Could you speak up a little, please?
میشه لطفا" کمی حرف بزنید؟
.
Could you please say that again?
میشه لطفا" دوباره آنرا بگویید؟
.
Could you please repeat that?
میشه لطفا" تکرارش کنید؟
.
Would you mind spelling that for me?
میشه لطفا" هجی اش کنید برای من؟
.
How do you pronounce this word?
این کلمه را چطور تلفظ میکنید؟
.
What do you mean by this?
منظورتان از این چیست؟
.
I’m sorry, what do you mean?
ببخشید، منظورتان چیست؟
.
What is this thing called in English?
این در انگلیسی اسمش چیست؟
.
How many languages can you speak?
چند تا زبان میتوانی صحبت کنی؟
.
I speak a little English.
من کمی انگلیسی حرف میزنم.
.
I can speak English very well.
من انگلیسی را خیلی خوب حرف میزنم
.
Your English is excellent.
انگلیسی ات عالی است
.
I wish I could speak English fluently like you.
ایکاش به روانی تو میتوانستم انگلیسی حرف بزنم
.
Please speak slowly.
لطفا" آهسته تر/کُند تر صحبت کنید
.
Please repeat what you said.
لطفا" آنچه گفتید را تکرار کنید
.
I’m afraid to speak English.
من از انگلیسی حرف زدن میترسم
.
Sorry, my English is not quite good.
ببخشید؛ انگلیسی من خیلی خوب نیست
.
How often do you speak English?
چند وقت یکبار انگلیسی حرف میزنید؟
.
I can read English very well, but I can’t speak.
من انگلیسی را خوب میخوانم، اما نمیتوانم صحبت کنم
.
I would like to improve my English speaking.
من دوست دارم که صحبت کردن انگلیسی ام را بهبود بخشم
.
You have good pronunciation.
شما تلفظ خوبی دارید
.
🆑 @cute_language
يكي از عبارتهای پركاربرد در انگليسيAre you sure…؟ است.
به معني آيا مطمئني؟....
🆑 @cute_language
Examples
.
Are you sure?
مطمئنی؟
.
Are you sure about that?
در موردش مطمئني؟
.
Are you sure of what you said?
در مورد چيزي كه ميگي مطمئني؟
.
Are you sure that he is not coming?
مطمئنی كه او نمياد؟
مکالمه
.
I’ve had so many problems with my new car. It’s driving me crazy.
با ماشين جديدم كلي مشكل دارم، داره ديوانه ام ميكنه
.
Are you sure you don’t want to buy a new one?
مطمئني نميخواي يك ماشين جديد بخري؟
.
How can I? I already spent a lot of money on this one.
جطور ميتوانم؟ همين الان هم كلي براي اين يكي خرج كرده ام
.
I guess you’ll be spending a lot of money on repairs then.
گمان كنم بايد كلي پول هم براي تعميرش بپردازي
.
I guess so. Unless, you want to buy the car.
من هم همينطور گمان ميكنم، مگر اينكه تو از من بخري اش
.
No, thanks. I don’t think I’d want to buy your car. It has too many problems.
نه؛ خيلي ممنون، فكر نكنم بخوام ماشين تو رو بخرم، خيلي مشكل داره
.
I don’t blame you. It’s a piece of junk.
سرزنش ات نميكنم، اين ماشين خيلي درب و داغونه
.
Examples
Are you sure there's nothing you can do؟
مطمئني كه نميتوني كاري بكني؟
.
Are you sure that this is where you want to be?
مطمئني اونجا همونجايي است كه ميخواهي باشي؟
.
Are you sure about Heaven؟
در مورد بهشت مطمئني؟
.
Are You Sure You're Alive
مطمئني زنده ايي؟
🆑 @cute_language
به معني آيا مطمئني؟....
🆑 @cute_language
Examples
.
Are you sure?
مطمئنی؟
.
Are you sure about that?
در موردش مطمئني؟
.
Are you sure of what you said?
در مورد چيزي كه ميگي مطمئني؟
.
Are you sure that he is not coming?
مطمئنی كه او نمياد؟
مکالمه
.
I’ve had so many problems with my new car. It’s driving me crazy.
با ماشين جديدم كلي مشكل دارم، داره ديوانه ام ميكنه
.
Are you sure you don’t want to buy a new one?
مطمئني نميخواي يك ماشين جديد بخري؟
.
How can I? I already spent a lot of money on this one.
جطور ميتوانم؟ همين الان هم كلي براي اين يكي خرج كرده ام
.
I guess you’ll be spending a lot of money on repairs then.
گمان كنم بايد كلي پول هم براي تعميرش بپردازي
.
I guess so. Unless, you want to buy the car.
من هم همينطور گمان ميكنم، مگر اينكه تو از من بخري اش
.
No, thanks. I don’t think I’d want to buy your car. It has too many problems.
نه؛ خيلي ممنون، فكر نكنم بخوام ماشين تو رو بخرم، خيلي مشكل داره
.
I don’t blame you. It’s a piece of junk.
سرزنش ات نميكنم، اين ماشين خيلي درب و داغونه
.
Examples
Are you sure there's nothing you can do؟
مطمئني كه نميتوني كاري بكني؟
.
Are you sure that this is where you want to be?
مطمئني اونجا همونجايي است كه ميخواهي باشي؟
.
Are you sure about Heaven؟
در مورد بهشت مطمئني؟
.
Are You Sure You're Alive
مطمئني زنده ايي؟
🆑 @cute_language
کاربرد Make sense در انگلیسی
🆑 @cute_language
.
هر چیزی که منطقی و قابل قبول و مفهوم دار و قابل استناد , معنی دار باشد، آن موضوع در شما Make sense میکند.
به عبارت دیگه، اون موضوع مرتبط به موضوع شما و معنی دار و منطقی است.
به مثالها، از مکالمه های واقعی انگلیسی توجه کنید:
.
That doesn't make sense.
معنی نمیده/ منطقی نیست و ...
.
That doesn't make any sense.
اصلا" معنی نداره/ اصلا" مفهوم نیست/ اصلا" مرتبط نیست
.
That doesn't make sense to me.
برای من قابل فهم نبود/ معنی نداشت برام
.
What Mori says makes sense to me.
چیزی که موری میگه برای من مفهوم/منطقی/قابل فهم است
.
It makes sense to go now.
منطقی به نظر میاد که الان باید رفت
.
This deal clearly makes sense in the long term.
این معامله در دراز مدت منطقی به نظر میرسه
.
Her idea doesn't make any sense.
ایده ی او اصلا" معنی نداشت/ مفهوم نداشت
.
Hey Mori, your reaction doesn't make any sense to me
هی موری این عکس العمل تو هیچ معنی ایی برام نداره
🆑 @cute_language
🆑 @cute_language
.
هر چیزی که منطقی و قابل قبول و مفهوم دار و قابل استناد , معنی دار باشد، آن موضوع در شما Make sense میکند.
به عبارت دیگه، اون موضوع مرتبط به موضوع شما و معنی دار و منطقی است.
به مثالها، از مکالمه های واقعی انگلیسی توجه کنید:
.
That doesn't make sense.
معنی نمیده/ منطقی نیست و ...
.
That doesn't make any sense.
اصلا" معنی نداره/ اصلا" مفهوم نیست/ اصلا" مرتبط نیست
.
That doesn't make sense to me.
برای من قابل فهم نبود/ معنی نداشت برام
.
What Mori says makes sense to me.
چیزی که موری میگه برای من مفهوم/منطقی/قابل فهم است
.
It makes sense to go now.
منطقی به نظر میاد که الان باید رفت
.
This deal clearly makes sense in the long term.
این معامله در دراز مدت منطقی به نظر میرسه
.
Her idea doesn't make any sense.
ایده ی او اصلا" معنی نداشت/ مفهوم نداشت
.
Hey Mori, your reaction doesn't make any sense to me
هی موری این عکس العمل تو هیچ معنی ایی برام نداره
🆑 @cute_language
🎧چطور در انگلیسی خبر خوش دهیم؟
@cute_language
خبر خوب دادن در انگلیسی
Giving Good News in English
▼▼▼
Giving good news: خبر خوب دادن
▼▼▼
I’ve got some good news for you
یه خبرهای خوبی برات دارم
.
I’ve got a bit of good news for you
چند تا خبر خوب دارم برات
.
I’m really pleased to tell you
خیلی خوشحالم که بهت بگم
.
I’m really happy to inform you that
خیلی خوشحالم به اطلاعتون برسانم که
.
I have some amazing news for you…
من خبرهای جالبی برات دارم
.
Are you ready for this? I’ve got some great news for you….
آماده اش هستی؟ من خبرهای فوق العاده ایی دارم برات
.
I’m so excited to tell you that …
من خیلی هیجان زده ام که بهت بگم
.
Responding to good news:پاسخ به خبر خوب
▼▼▼
I’m so glad to hear that!
خیلی خوشحالم که این رو میشنوم
.
That’s great!
عالیه
.
Sounds great!
عالی به نظر میرسه
.
That’s wonderful!
فوق العاده ست
.
Incredible!
باور نکردنیست
.
Wonderful! Thank you for sharing.
فوق العاده ست، سپاس برای در جریان قرار دادن
.
Really? Are you serious?
واقعا"؟ جدی میگی؟
.
I can’t believe that!
نمیتونم باورش کنم
@cute_language
@cute_language
خبر خوب دادن در انگلیسی
Giving Good News in English
▼▼▼
Giving good news: خبر خوب دادن
▼▼▼
I’ve got some good news for you
یه خبرهای خوبی برات دارم
.
I’ve got a bit of good news for you
چند تا خبر خوب دارم برات
.
I’m really pleased to tell you
خیلی خوشحالم که بهت بگم
.
I’m really happy to inform you that
خیلی خوشحالم به اطلاعتون برسانم که
.
I have some amazing news for you…
من خبرهای جالبی برات دارم
.
Are you ready for this? I’ve got some great news for you….
آماده اش هستی؟ من خبرهای فوق العاده ایی دارم برات
.
I’m so excited to tell you that …
من خیلی هیجان زده ام که بهت بگم
.
Responding to good news:پاسخ به خبر خوب
▼▼▼
I’m so glad to hear that!
خیلی خوشحالم که این رو میشنوم
.
That’s great!
عالیه
.
Sounds great!
عالی به نظر میرسه
.
That’s wonderful!
فوق العاده ست
.
Incredible!
باور نکردنیست
.
Wonderful! Thank you for sharing.
فوق العاده ست، سپاس برای در جریان قرار دادن
.
Really? Are you serious?
واقعا"؟ جدی میگی؟
.
I can’t believe that!
نمیتونم باورش کنم
@cute_language
صدا زدن افراد و دوستان در انگلیسی کاربردی و عامیانه
از کلمه های مخصوصی استفاده میشه که بد نیست اونها رو بلد باشید.
این کلمه ها رو تنها در انگلیسی واقعی، فیلمها و ... میبینید و میشنوید!!!!
.
Buddy, Bud بادی ی / باد
رفیق
Hey Buddy/Bud , How is it going?
هی رفیق، اوضاع چطوره؟
.
Bro, Brother بـِــرو /
داداش/ رفیق صمیمی
Come here Bro.
بیا اینجا داداش
.
Bros بــروز
رفقای صمیمی
We have to call bros.
ما باید به رفقا زنگ بزنیم
.
dude دوود
پسر، یارو
.
pal پــَـــل
رفیق/ دوست قدیمی
.
fella فلــــآ
رفیق/ دوست
.
Fellas
رفقا/ دوستان
.
guy گــآی
یارو/ رفیق
That guy over there.
اون یارو که اونجاست.
.
guys
بروبچز/ بروبچه ها/ رفقا
Hey Guys, I am here again.
هی بروبچه ها من باز هم اینجام.
.
Mate مِــیت
تلفظ استرالیایی: مـَــــیـْـت
رفیق: استرالیایی و برخی جاهای انگلستان
.
Man
پسر/ مرد : رفیق
Leave it alone, man.
بیخیالش شو پسر.
.
Dawg
رفیق
متداول بین سیاه های امریکایی
.
Yo
تو/ رفیق بیشتر در اول جمله بر خطاب قرار دادن میاد.
متداول بین سیاه های امریکایی
Hey Yo; You know where is my dawg?
هی تو/ پسر/ رفیق میدونی رفیق من کجاست؟
@cute_language
از کلمه های مخصوصی استفاده میشه که بد نیست اونها رو بلد باشید.
این کلمه ها رو تنها در انگلیسی واقعی، فیلمها و ... میبینید و میشنوید!!!!
.
Buddy, Bud بادی ی / باد
رفیق
Hey Buddy/Bud , How is it going?
هی رفیق، اوضاع چطوره؟
.
Bro, Brother بـِــرو /
داداش/ رفیق صمیمی
Come here Bro.
بیا اینجا داداش
.
Bros بــروز
رفقای صمیمی
We have to call bros.
ما باید به رفقا زنگ بزنیم
.
dude دوود
پسر، یارو
.
pal پــَـــل
رفیق/ دوست قدیمی
.
fella فلــــآ
رفیق/ دوست
.
Fellas
رفقا/ دوستان
.
guy گــآی
یارو/ رفیق
That guy over there.
اون یارو که اونجاست.
.
guys
بروبچز/ بروبچه ها/ رفقا
Hey Guys, I am here again.
هی بروبچه ها من باز هم اینجام.
.
Mate مِــیت
تلفظ استرالیایی: مـَــــیـْـت
رفیق: استرالیایی و برخی جاهای انگلستان
.
Man
پسر/ مرد : رفیق
Leave it alone, man.
بیخیالش شو پسر.
.
Dawg
رفیق
متداول بین سیاه های امریکایی
.
Yo
تو/ رفیق بیشتر در اول جمله بر خطاب قرار دادن میاد.
متداول بین سیاه های امریکایی
Hey Yo; You know where is my dawg?
هی تو/ پسر/ رفیق میدونی رفیق من کجاست؟
@cute_language
پیشوند ACU در انگلیسی
این پیشوند معنی اش: تیز؛ صریح؛ هشیار است
و همین تغییر رو کلمه ها میده
@cute_language
acuate
تيزكردن، تند و تيزكردن
.
acuity
تیز هوشی
.
aculeate
نيشدار،خاردار
.
aculeus
خار،تيغ ،نيش
.
acumen
فراست
.
acuminate
نوک تیز
.
acupressure
طب فشاری/ یک نوع طب سنتی چینی
.
acupuncture
طب سوزنی
.
acupuncturists
کسی که در طب سوزنی حرفه ای است
.
acute
تیز،حساس،حاد،تند
.
acutely
تيز فهمي، تيز هوشي
.
acuteness
ذکاوت
.
acutest
جدي ، مهم
@cute_language
این پیشوند معنی اش: تیز؛ صریح؛ هشیار است
و همین تغییر رو کلمه ها میده
@cute_language
acuate
تيزكردن، تند و تيزكردن
.
acuity
تیز هوشی
.
aculeate
نيشدار،خاردار
.
aculeus
خار،تيغ ،نيش
.
acumen
فراست
.
acuminate
نوک تیز
.
acupressure
طب فشاری/ یک نوع طب سنتی چینی
.
acupuncture
طب سوزنی
.
acupuncturists
کسی که در طب سوزنی حرفه ای است
.
acute
تیز،حساس،حاد،تند
.
acutely
تيز فهمي، تيز هوشي
.
acuteness
ذکاوت
.
acutest
جدي ، مهم
@cute_language
احوالپرسی و پاسخ به احوالپرسی
🆑 @cute_language
.
😊What's up?
چه خبر؟
🗣Not a lot!
خبر زیادی نیست.
.
😊How is it going?
چطور میگذره؟
🗣It's going well!
خوبه/ خوب میگذره.
.
😊What is going on?
اوضاع چطوره؟
🗣Not too much!
چیز زیادی نیست.
.
😊How have you been?
اوضاع ت چطور بوده؟
🗣Pretty good!
خیلی خوب
.
😊How are you keeping?
چطور میگذرونی؟
🗣Alright, thanks.
بسیار خوب، سپاس
.
😊Are you well?
خوبی؟
🗣I'm very well, thanks.
خیلی خوبم، سپاس
@cute_language
🆑 @cute_language
.
😊What's up?
چه خبر؟
🗣Not a lot!
خبر زیادی نیست.
.
😊How is it going?
چطور میگذره؟
🗣It's going well!
خوبه/ خوب میگذره.
.
😊What is going on?
اوضاع چطوره؟
🗣Not too much!
چیز زیادی نیست.
.
😊How have you been?
اوضاع ت چطور بوده؟
🗣Pretty good!
خیلی خوب
.
😊How are you keeping?
چطور میگذرونی؟
🗣Alright, thanks.
بسیار خوب، سپاس
.
😊Are you well?
خوبی؟
🗣I'm very well, thanks.
خیلی خوبم، سپاس
@cute_language
جمله و معنی 🆑
🆑 cute_language
The wrong people always teach you the right lessons in life.
همیشه در زندگی آدمای اشتباهی درسهای درستی به تو میدهند.
.
The wrong people
افراد اشتباهی خاص و مشخص
Always
همیشه
Teach
درس دادن
You
تو
The right lessons
آن درسهای درستی که مشخص و خاص هستند
In life
در زندگی
🆑 @cute_language
🆑 cute_language
The wrong people always teach you the right lessons in life.
همیشه در زندگی آدمای اشتباهی درسهای درستی به تو میدهند.
.
The wrong people
افراد اشتباهی خاص و مشخص
Always
همیشه
Teach
درس دادن
You
تو
The right lessons
آن درسهای درستی که مشخص و خاص هستند
In life
در زندگی
🆑 @cute_language
👌در آن واحد، در همان لحظه در انگلیسی
@cute_language
یکی از عبارتها و اصطلاحات پرکاربرد در انگلیسی
At the same time
است که در نوشتار و گفتار روزمره کاربرد دارد.
نمونه ها:
We arrived at the same time.
ما در همان لحظه رسیدیم/ باهم رسیدیم
.
Too many things are happening at the same time, and I am confused.
خیلی از چیزها دارد همزمان رخ میدهد و من سردرگم شدم
.
We were all scheduled to leave at the same time.
همه ما برنامه ریزی کردیم که در یک زمان برویم: آنجا را ترک کنیم
.
Nowhere and Everywhere at the Same Time.
همه جا و هیچ کجا در آن واحد
.
Why you wake up at the same time every night?
چرا تو هر شب در همان زمان بیدار میشی؟
.
It was fortunate that we both arrived at the same time.
خوش شانسی بود که ما هر دو همزمان رسیدیم
.
We all screamed for more ice cream at the same time.
همه ما در آن واحد برای بستنی بیشتر فریاد زدیم
.
She couldn't be with Jafar and Morad at the same time.
او نمیتونه همزمان/ در آن واحد با جعفر و مراد باشه.
@cute_language
مترادف های این عبارت، لغت های زیر اند:
simultaneously, together, at once, at a time, at one time
@cute_language
یکی از عبارتها و اصطلاحات پرکاربرد در انگلیسی
At the same time
است که در نوشتار و گفتار روزمره کاربرد دارد.
نمونه ها:
We arrived at the same time.
ما در همان لحظه رسیدیم/ باهم رسیدیم
.
Too many things are happening at the same time, and I am confused.
خیلی از چیزها دارد همزمان رخ میدهد و من سردرگم شدم
.
We were all scheduled to leave at the same time.
همه ما برنامه ریزی کردیم که در یک زمان برویم: آنجا را ترک کنیم
.
Nowhere and Everywhere at the Same Time.
همه جا و هیچ کجا در آن واحد
.
Why you wake up at the same time every night?
چرا تو هر شب در همان زمان بیدار میشی؟
.
It was fortunate that we both arrived at the same time.
خوش شانسی بود که ما هر دو همزمان رسیدیم
.
We all screamed for more ice cream at the same time.
همه ما در آن واحد برای بستنی بیشتر فریاد زدیم
.
She couldn't be with Jafar and Morad at the same time.
او نمیتونه همزمان/ در آن واحد با جعفر و مراد باشه.
@cute_language
مترادف های این عبارت، لغت های زیر اند:
simultaneously, together, at once, at a time, at one time
اصطلاحات و عبارات فوق العاده 👍
.
🆑 @cute_language
Now a new fear gripped me.
ترس منو گرفته
.
I felt myself blushing.
خودم رو شرمسار حس میکردم
.
I was scared half to death.
از ترس نیمه جان شدم/ خیلی ترسیدم
.
There's my ride. I've got to go. Nice meeting you, Ali.
این ماشین(سرویس/ تاکسی) منه؛ من باید برم، از دیدارت خوشحال شدم، علی
.
It's late, I must fly!
دیره، باید پرواز کنم! (باید سریع بروم تا به کارم برسم)
.
Reza: Same here. Guess I will be seeing you around.
رضا: من هم همینطور؛ گمان کنم همین دور و بر ببینمت
.
I never laid eyes on Reza until today.
من هرگز چشمم به رضا نخورده بود تا امروز
.
She did not want to lay eyes on that guy ever again.
او هرگز نمیخواست دوباره چشمش به آن یارو بخوره
.
I beat you fair and square, Ali. Admit it !
من دقیقا" تو رو شکست میدم علی، قبول کن
.
Besides, I couldn't really bring myself to believe these bullshits.
در ضمن، وافعا" نمیتونم به خودم بقبولانم که این مزخرفات رو باور کنم
.
Can I see you again ? I have some time off on Saturday.
میتونم دوباره ببینمت؟ من روز شنبه کمی وقت آزاد دارم(مرخصی دارم)
.
My legs are kind of cramped from sitting in the van for so long.
پاهام یه جورایی حس گرفتگی داره از نشستن طولانی در ون
.
I am just going to show Reza around, and then we're off.
من الان دارم میرم که این اطراف رو به رضا نشون بدم و بعدش بیکاریم
.
Get off my case, will you, Ali? I am seventeen years old, not seven.
بیخیال ما شو، میشه علی؟ من 17 سالمه نه 7سال.
🆑 @cute_language
.
🆑 @cute_language
Now a new fear gripped me.
ترس منو گرفته
.
I felt myself blushing.
خودم رو شرمسار حس میکردم
.
I was scared half to death.
از ترس نیمه جان شدم/ خیلی ترسیدم
.
There's my ride. I've got to go. Nice meeting you, Ali.
این ماشین(سرویس/ تاکسی) منه؛ من باید برم، از دیدارت خوشحال شدم، علی
.
It's late, I must fly!
دیره، باید پرواز کنم! (باید سریع بروم تا به کارم برسم)
.
Reza: Same here. Guess I will be seeing you around.
رضا: من هم همینطور؛ گمان کنم همین دور و بر ببینمت
.
I never laid eyes on Reza until today.
من هرگز چشمم به رضا نخورده بود تا امروز
.
She did not want to lay eyes on that guy ever again.
او هرگز نمیخواست دوباره چشمش به آن یارو بخوره
.
I beat you fair and square, Ali. Admit it !
من دقیقا" تو رو شکست میدم علی، قبول کن
.
Besides, I couldn't really bring myself to believe these bullshits.
در ضمن، وافعا" نمیتونم به خودم بقبولانم که این مزخرفات رو باور کنم
.
Can I see you again ? I have some time off on Saturday.
میتونم دوباره ببینمت؟ من روز شنبه کمی وقت آزاد دارم(مرخصی دارم)
.
My legs are kind of cramped from sitting in the van for so long.
پاهام یه جورایی حس گرفتگی داره از نشستن طولانی در ون
.
I am just going to show Reza around, and then we're off.
من الان دارم میرم که این اطراف رو به رضا نشون بدم و بعدش بیکاریم
.
Get off my case, will you, Ali? I am seventeen years old, not seven.
بیخیال ما شو، میشه علی؟ من 17 سالمه نه 7سال.
🆑 @cute_language
🆑اصطلاحات کاربردی
🆑 @cute_language
.
🆑 All or nothing
یا همه یا هیچ
.
🆑 She wouldn't lift a hand against a fly.
او آزارش به مورچه هم نمیرسد
.
🆑 Stop hemming and hawing around
اینقدر من و من نکن/ حرفت رو بزن دیگه
.
🆑 I cant answer that out of hand
بدون مشورت نمیتوانم به آن جواب بدهم
.
🆑 That is that
همین و بس
.
🆑 Be all to the good
همان بهتر که این طور شد
.
🆑 He left me high and dry
او بدون هیچ کمکی مرا تنها گذاشت و رفت
.
🆑 But someone spilled the beans
اما یک نفر خبرها را زودتر لو داد
.
🆑 He really turned me off
او واقعا مرا منزجر کرد
.
🆑 What is been eating you lately?
اخیرا چی شما را غمگین و اذیت میکند؟
.
🆑 Bob is lying
باب داره دروغ ميگه
.
🆑 How is your car running since I worked on it?
ماشينت از وقتي كه من روش كار كردم چطور كار كرده؟
.
🆑 Here's the book I promised you
اين همون كتابي است كه قولش رو بهت داده بودم
.
🆑 Poor little boy
طفل معصوم؛ پسر بیچاره
.
🆑 What would I do without you?
بدون تو چي كار كنم؟
.
🆑I can't thank you enough
نميتونم به اندازه كافي ازت تشكر كنم
.
🆑 I really appreciate all that you have done.
واقعا" به خاطر كارهايي كه كرده ايي ازت سپاسگزارم
🆑 @cute_language
🆑 @cute_language
.
🆑 All or nothing
یا همه یا هیچ
.
🆑 She wouldn't lift a hand against a fly.
او آزارش به مورچه هم نمیرسد
.
🆑 Stop hemming and hawing around
اینقدر من و من نکن/ حرفت رو بزن دیگه
.
🆑 I cant answer that out of hand
بدون مشورت نمیتوانم به آن جواب بدهم
.
🆑 That is that
همین و بس
.
🆑 Be all to the good
همان بهتر که این طور شد
.
🆑 He left me high and dry
او بدون هیچ کمکی مرا تنها گذاشت و رفت
.
🆑 But someone spilled the beans
اما یک نفر خبرها را زودتر لو داد
.
🆑 He really turned me off
او واقعا مرا منزجر کرد
.
🆑 What is been eating you lately?
اخیرا چی شما را غمگین و اذیت میکند؟
.
🆑 Bob is lying
باب داره دروغ ميگه
.
🆑 How is your car running since I worked on it?
ماشينت از وقتي كه من روش كار كردم چطور كار كرده؟
.
🆑 Here's the book I promised you
اين همون كتابي است كه قولش رو بهت داده بودم
.
🆑 Poor little boy
طفل معصوم؛ پسر بیچاره
.
🆑 What would I do without you?
بدون تو چي كار كنم؟
.
🆑I can't thank you enough
نميتونم به اندازه كافي ازت تشكر كنم
.
🆑 I really appreciate all that you have done.
واقعا" به خاطر كارهايي كه كرده ايي ازت سپاسگزارم
🆑 @cute_language
🆑عبارتها و اصطلاح های کاربردی در مورد پول در انگلیسی
🆑 @cute_language
.
يه اصطلاح داريم كه ميگه:
Money Talks
پول حرف اول رو ميزنه/ آدم پولدار هركاري دلش بخواد ميكنه
.
در امريكايي عاميانه و در ادامه عبارت داريم
Money Talks, Bullshit Walks
يعني:
حرف مفت تو رو جايي نميرسونه؛ اين پول است كه تعيين كننده است
.
مثال:
Money Talks, Bullshit Walks, pay the price, or walk it twice.
پول حرف اول رو ميزنه؛ نه حرف مفت؛ يا پول رو پرداخت كن؛ با بدو برو پي كارت
.
I can't compete against rich old Mrs. Jones. She'll get her way because money talks.
من نميتونم در مقابل خانم جونز پير رقابت كنم، اون كلك خودش رو داره، چون پوله كه تعيين كننده است
.
نكته:❗️
Get your own way:
to succeed in persuading other people to let you do what you want
.
Don't worry. I have a way of getting things done. Money talks.
نگران نباش؛ من يه راهي دارم كه اينكارها انجام ميشوند؛ پول حرف اول رو ميزنه
.
یک اصطلاح دیگه هم داریم:👇
Made of money
به فردی که فوق العاده پولدار باشه میگن:
مثال:
Hey! I can't afford that much. I'm not made of money!
هی، من نمیتونم بپذیرم، من زیاد پولدار نیستم
.
یک اصطلاح دیگه هم داریم:👇
Money to burn
اینقدر پول داشته باشی که بتونی پولها رو بسوزونی
مثال:
A leather jacket is no problem for Sarah. She's got money to burn!
یک ژاکت چرمی برای سارا مسئله ایی نیست، او خیلی پولدار است
.
یک اصطلاح دیگه هم داریم:👇
.
Money doesn't grow on trees
یعنی پول روی درخت که سبز نمیشه/ پول علف خرس نیست که
پول به راحتی به دست نمیاد که
مثال:
Watch how you spend your money Mori. It doesn't grow on trees you know!
موری حواست باشه چطور پولها رو خرج میکنی، پول علف خرس نیست هاااا
🆑 @cute_language
🆑 @cute_language
.
يه اصطلاح داريم كه ميگه:
Money Talks
پول حرف اول رو ميزنه/ آدم پولدار هركاري دلش بخواد ميكنه
.
در امريكايي عاميانه و در ادامه عبارت داريم
Money Talks, Bullshit Walks
يعني:
حرف مفت تو رو جايي نميرسونه؛ اين پول است كه تعيين كننده است
.
مثال:
Money Talks, Bullshit Walks, pay the price, or walk it twice.
پول حرف اول رو ميزنه؛ نه حرف مفت؛ يا پول رو پرداخت كن؛ با بدو برو پي كارت
.
I can't compete against rich old Mrs. Jones. She'll get her way because money talks.
من نميتونم در مقابل خانم جونز پير رقابت كنم، اون كلك خودش رو داره، چون پوله كه تعيين كننده است
.
نكته:❗️
Get your own way:
to succeed in persuading other people to let you do what you want
.
Don't worry. I have a way of getting things done. Money talks.
نگران نباش؛ من يه راهي دارم كه اينكارها انجام ميشوند؛ پول حرف اول رو ميزنه
.
یک اصطلاح دیگه هم داریم:👇
Made of money
به فردی که فوق العاده پولدار باشه میگن:
مثال:
Hey! I can't afford that much. I'm not made of money!
هی، من نمیتونم بپذیرم، من زیاد پولدار نیستم
.
یک اصطلاح دیگه هم داریم:👇
Money to burn
اینقدر پول داشته باشی که بتونی پولها رو بسوزونی
مثال:
A leather jacket is no problem for Sarah. She's got money to burn!
یک ژاکت چرمی برای سارا مسئله ایی نیست، او خیلی پولدار است
.
یک اصطلاح دیگه هم داریم:👇
.
Money doesn't grow on trees
یعنی پول روی درخت که سبز نمیشه/ پول علف خرس نیست که
پول به راحتی به دست نمیاد که
مثال:
Watch how you spend your money Mori. It doesn't grow on trees you know!
موری حواست باشه چطور پولها رو خرج میکنی، پول علف خرس نیست هاااا
🆑 @cute_language
✈️اين جملات و عبارتهای فرودگاه
.
What is the purpose of your trip?
هدف شما از سفرتان چيست؟
.
Did you pack this bag yourself?
آيا اين كيف رو خودتان بسته ايد؟/ جمع كرده ايد؟
.
Please do not leave any bags unattended.
لطفا هيچ كيفي را بدون مراقب رها نكنيد.
.
Do you have anything to declare?
آيا چيزي براي ترخيص كردن داريد؟ -در گمرك فرودگاه
.
Flight BA777 is now boarding.
پرواز شماره BA777 در حال سوار كردن است.
.
Flight UA666 has been cancelled.
پرواز شماره UA666 كنسل شده است.
.
Flight SA777 has been delayed.
پرواز شماره SA777 تاخير دارد.
.
Would passenger John pooya please come to Emirate counter
ممکن است که مسافر به نام جان پویا لطفا به کانتر امارات بيايد.
.
This is the final call for flight BA111 to New York.
اين اعلام آخر براي پرواز شماره BA111 به نیویورک است.
.
please make your way to Gate 88.
لطفا به سمت گيت 88 برويد.
.
Can I see your ticket and passport, please?
ميشه بليت و پاسپورت شما رو ببينم؟
.
Would you like the window seat or the aisle seat?
صندلي به سمت راهرو ميخواهيد يا به سمت پنجره؟
.
Please go through
لطفا عبور كنيد (از گيت)
.
Please pass through
لطفا عبور كنيد (از گيت)
.
Please walk through this metal detector
لطفا از داخل تشخیص دهنده فلزات عبور كنيد.
🆑 @cute_language
.
What is the purpose of your trip?
هدف شما از سفرتان چيست؟
.
Did you pack this bag yourself?
آيا اين كيف رو خودتان بسته ايد؟/ جمع كرده ايد؟
.
Please do not leave any bags unattended.
لطفا هيچ كيفي را بدون مراقب رها نكنيد.
.
Do you have anything to declare?
آيا چيزي براي ترخيص كردن داريد؟ -در گمرك فرودگاه
.
Flight BA777 is now boarding.
پرواز شماره BA777 در حال سوار كردن است.
.
Flight UA666 has been cancelled.
پرواز شماره UA666 كنسل شده است.
.
Flight SA777 has been delayed.
پرواز شماره SA777 تاخير دارد.
.
Would passenger John pooya please come to Emirate counter
ممکن است که مسافر به نام جان پویا لطفا به کانتر امارات بيايد.
.
This is the final call for flight BA111 to New York.
اين اعلام آخر براي پرواز شماره BA111 به نیویورک است.
.
please make your way to Gate 88.
لطفا به سمت گيت 88 برويد.
.
Can I see your ticket and passport, please?
ميشه بليت و پاسپورت شما رو ببينم؟
.
Would you like the window seat or the aisle seat?
صندلي به سمت راهرو ميخواهيد يا به سمت پنجره؟
.
Please go through
لطفا عبور كنيد (از گيت)
.
Please pass through
لطفا عبور كنيد (از گيت)
.
Please walk through this metal detector
لطفا از داخل تشخیص دهنده فلزات عبور كنيد.
🆑 @cute_language
🆑 بیست ویک لغت انگلیسی برای توصیف چیزهای بد و افتضاح
🆑 @cute_language
.
Bad
بد
.
Worst
بدترین
.
Unpleasant
ناخوشایند
.
Terrible
وحشتناک/ افتضاح
.
Horrible
وحشتناک/ افتضاح
.
Awful
مهیب/ بد/ ناجور
.
Worthless
بی ارزش
.
Dreadful
وحشتناک ،بد
.
Disagreeable
نامطبوع ،ناسازگار
ناگوار،مغاير،ناپسند
.
Unwelcome
ناخوش آيند،ناخواسته
.
Unfortunate
بدبخت ،مايه تاسف
.
Unfavorable
نامساعد،مخالف ،زشت
بد قيافه ،نامطلوب
.
Distressing
غم افزا،پريشانى آور
.
Useless
بیفایده/ بیاستفاده
.
Disgusting
حال به هم زن
.
Loathsome
نفرت انگيز،زننده ،دافع
بى رغبت کننده
.
Hideous
زشت ،زننده ،شنيع ،وقيح
سهمگين ،ترسناک ،مخوف
.
Horrific
مخوف ،مهيب ،سهمگين
زشت ،ناگوار
.
Horrifying
مخوف ،مهيب ،سهمگين
زشت ،ناگوار
.
Frightful
وحشتناک
.
Nauseous
تهوع آور
.
🆑 @cute_language
🆑 @cute_language
.
Bad
بد
.
Worst
بدترین
.
Unpleasant
ناخوشایند
.
Terrible
وحشتناک/ افتضاح
.
Horrible
وحشتناک/ افتضاح
.
Awful
مهیب/ بد/ ناجور
.
Worthless
بی ارزش
.
Dreadful
وحشتناک ،بد
.
Disagreeable
نامطبوع ،ناسازگار
ناگوار،مغاير،ناپسند
.
Unwelcome
ناخوش آيند،ناخواسته
.
Unfortunate
بدبخت ،مايه تاسف
.
Unfavorable
نامساعد،مخالف ،زشت
بد قيافه ،نامطلوب
.
Distressing
غم افزا،پريشانى آور
.
Useless
بیفایده/ بیاستفاده
.
Disgusting
حال به هم زن
.
Loathsome
نفرت انگيز،زننده ،دافع
بى رغبت کننده
.
Hideous
زشت ،زننده ،شنيع ،وقيح
سهمگين ،ترسناک ،مخوف
.
Horrific
مخوف ،مهيب ،سهمگين
زشت ،ناگوار
.
Horrifying
مخوف ،مهيب ،سهمگين
زشت ،ناگوار
.
Frightful
وحشتناک
.
Nauseous
تهوع آور
.
🆑 @cute_language
چند اصطلاح رایج در بیزنس:Business در انگلیسی
🆑 @cute_language
.
موارد زیر اصطلاح اند و ممکنه در معنی واژه به واژه معنی دیگری بدهند!!😨😨
.
👴 an old hand
فرد زبده و کارکشته
مثال:
He can help us set up a company in Beijing. He's been working in China for many years and speaks Chinese fluently. He's an old China hand.
او میتونه ما رو کمک کنه که یک شرکت در بیجینگ راه بیندازیم، او برای سالیان متمادی در چین کار کرده است و چینی رو روان صحبت میکنه، او یک خبره در(مسایل) چین است.
.
at the 11th hour
در ساعت 11اُم/ در دقیقه90/ خیلی دیر
.
Bring to the table 🍆
هر چیزی که داری رو پیشنهاد دادن/ آنچه در چنته داری رو روی میز آوردن
مثال:
I will meet with Mori to show him what we can bring to the table.
ما با موری قرار ملاقات خواهیم داشت تا به او نشان دهیم چه چیزی رو میتونیم پیشنهاد بدیم
.
price war ♠️
جنگ قیمتها/ رقابت در فروش با پایین آوردن قیمت و ..
.
deep pockets 💰💰
پول زیاد/ پول هنگفت
مثال:
If there is a price war, we won't win because we don't have deep enough pockets.
اگر جنگ قیمت است، ما نخواهیم برد، چون ما پول هنگفت کافی نداریم.
.
down time 😢😢
زمانی که تجهیزات مشکل دارند و یا آماده جلسه/کار نیستند، و طبیعتا" نمیشه فعالیت کرد
مثال:
There will probably be a lot of down time at the conference, so I'm bringing a lot of paperwork.
احتمالا" مشکلات تجهیزاتی زیادی در کنفرانس خواهد بود به خاطر همین کلی دفتر و دستک/کاغذ کاری هام رو دارم میارم
.
free ride 🚕🚕
سواری رایگان/سرویس رایگان
مثال:
Of course we should make them pay for our travel expenses. Why should we give them a free ride?
البته ما میتونیم آنها رو مجبور کنیم که هزینه های سفر ما رو بپردازند، چرا ما باید به آنها سرویس/سواری رایگان بدهیم؟
.
From day one
از روز اول/ از ابتدای کار
مثال:
Mori has been providing the best English-learning web site from day one!
موری از روز اول بهترین سایت آموزش زبان رو راه اندازی میکرده است.
.
I need it yesterday
خیلی زود احتیاج داشتن/ همین الان باید انجام شده میبود
مثال:
Can I send that report to you later this afternoon?
میتونیم امروز بعد از ظهر گزارش رو برات بفرستم؟
No! I need that report yesterday
نه، من اون رو دیروز احتیاج دارم(همین الان هم خیلی دیر است)/ سریع بفرست
.
a two-way street 🚄
معامله و سود دوطرفه است.
مثال:
We want to help you, but we need your help too. It should be a two-way street.
ما میخواهیم که به تو کمک کنیم،اما به کمک تو هم احتیاج داریم، باید دو طرف باشه
.
it will never fly ✈️
هرگز موفق نمیشه/ هرگز پرواز نمیکنه
مثال:
We don't have to worry about their idea competing with ours. It will never fly.
ما نگرانی ایی در مورد ایده رقابتی با خودمان نداریم، ایده آنها هرگز موفق نمیشه
.
put your cards on the table ♣️♥️♠️♦️
کارت های خودت رو رو کن/ کاملا" صادق باش
مثال:
I think it's time to put all of our cards on the table. Here's what we need
من فکر میکنم که زمانش رسیده که با هم صادق باشیم، این چیزی است که اینجا نیاز داریم
.
the lion's share 😺😺
سهم شیر(جنگل)/ قسمت عمده از چیزی
مثال:
If we want the lion's share of the profit, we'll have to do the lion's share of the work.
اگر ما سهم عمده رو از سود میخواهیم باید قسمت عمده کار را انجام دهیم
.
a zero sum game
بازی برد و باخت/ معامله ایی که یکی میبرد و یکی میبازد
مثال:
I don't think this is a zero-sum game. If the customer wins, we win too.
.
🆑 @cute_language
🆑 @cute_language
.
موارد زیر اصطلاح اند و ممکنه در معنی واژه به واژه معنی دیگری بدهند!!😨😨
.
👴 an old hand
فرد زبده و کارکشته
مثال:
He can help us set up a company in Beijing. He's been working in China for many years and speaks Chinese fluently. He's an old China hand.
او میتونه ما رو کمک کنه که یک شرکت در بیجینگ راه بیندازیم، او برای سالیان متمادی در چین کار کرده است و چینی رو روان صحبت میکنه، او یک خبره در(مسایل) چین است.
.
at the 11th hour
در ساعت 11اُم/ در دقیقه90/ خیلی دیر
.
Bring to the table 🍆
هر چیزی که داری رو پیشنهاد دادن/ آنچه در چنته داری رو روی میز آوردن
مثال:
I will meet with Mori to show him what we can bring to the table.
ما با موری قرار ملاقات خواهیم داشت تا به او نشان دهیم چه چیزی رو میتونیم پیشنهاد بدیم
.
price war ♠️
جنگ قیمتها/ رقابت در فروش با پایین آوردن قیمت و ..
.
deep pockets 💰💰
پول زیاد/ پول هنگفت
مثال:
If there is a price war, we won't win because we don't have deep enough pockets.
اگر جنگ قیمت است، ما نخواهیم برد، چون ما پول هنگفت کافی نداریم.
.
down time 😢😢
زمانی که تجهیزات مشکل دارند و یا آماده جلسه/کار نیستند، و طبیعتا" نمیشه فعالیت کرد
مثال:
There will probably be a lot of down time at the conference, so I'm bringing a lot of paperwork.
احتمالا" مشکلات تجهیزاتی زیادی در کنفرانس خواهد بود به خاطر همین کلی دفتر و دستک/کاغذ کاری هام رو دارم میارم
.
free ride 🚕🚕
سواری رایگان/سرویس رایگان
مثال:
Of course we should make them pay for our travel expenses. Why should we give them a free ride?
البته ما میتونیم آنها رو مجبور کنیم که هزینه های سفر ما رو بپردازند، چرا ما باید به آنها سرویس/سواری رایگان بدهیم؟
.
From day one
از روز اول/ از ابتدای کار
مثال:
Mori has been providing the best English-learning web site from day one!
موری از روز اول بهترین سایت آموزش زبان رو راه اندازی میکرده است.
.
I need it yesterday
خیلی زود احتیاج داشتن/ همین الان باید انجام شده میبود
مثال:
Can I send that report to you later this afternoon?
میتونیم امروز بعد از ظهر گزارش رو برات بفرستم؟
No! I need that report yesterday
نه، من اون رو دیروز احتیاج دارم(همین الان هم خیلی دیر است)/ سریع بفرست
.
a two-way street 🚄
معامله و سود دوطرفه است.
مثال:
We want to help you, but we need your help too. It should be a two-way street.
ما میخواهیم که به تو کمک کنیم،اما به کمک تو هم احتیاج داریم، باید دو طرف باشه
.
it will never fly ✈️
هرگز موفق نمیشه/ هرگز پرواز نمیکنه
مثال:
We don't have to worry about their idea competing with ours. It will never fly.
ما نگرانی ایی در مورد ایده رقابتی با خودمان نداریم، ایده آنها هرگز موفق نمیشه
.
put your cards on the table ♣️♥️♠️♦️
کارت های خودت رو رو کن/ کاملا" صادق باش
مثال:
I think it's time to put all of our cards on the table. Here's what we need
من فکر میکنم که زمانش رسیده که با هم صادق باشیم، این چیزی است که اینجا نیاز داریم
.
the lion's share 😺😺
سهم شیر(جنگل)/ قسمت عمده از چیزی
مثال:
If we want the lion's share of the profit, we'll have to do the lion's share of the work.
اگر ما سهم عمده رو از سود میخواهیم باید قسمت عمده کار را انجام دهیم
.
a zero sum game
بازی برد و باخت/ معامله ایی که یکی میبرد و یکی میبازد
مثال:
I don't think this is a zero-sum game. If the customer wins, we win too.
.
🆑 @cute_language
❌دوره فوق العاده آموزش زبان
✅کاملا غیرحضوری و بدون حضور در کلاس
✅از راه دور و آنلاین
✅تو خونه بشین و زبان رو راحت یاد بگیر
جهت اطلاعات بیشتر با آیدی زیر هماهنگ کنید👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
🆔 @Main_p
🆑 @cute_language
✅کاملا غیرحضوری و بدون حضور در کلاس
✅از راه دور و آنلاین
✅تو خونه بشین و زبان رو راحت یاد بگیر
جهت اطلاعات بیشتر با آیدی زیر هماهنگ کنید👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
🆔 @Main_p
🆑 @cute_language
✅چند عبارت کاربردی در مورد مسایل اقتصادی
🆑 @cute_language
Household income
در آمد خانوار
💵
Allowance
پول تو جیبی
💵
Economic downturn
رکود اقتصادی
💵
Economic boom
جهش اقتصادی
💵
Allocate money
تخصیص پول
💵
Expenditures
هزينه ها/ مخارج
💵
Sky rocket
فعل:بالا رفتن موشک وار هزینه ها/ سر به فلک کشیدن
مثال:
The cost of your education has skyrocketed.
هزینه های آموزش ات سر به فلک کشیده.
💵
Out of control
خارج از کنترل
🆑 @cute_language
🆑 @cute_language
Household income
در آمد خانوار
💵
Allowance
پول تو جیبی
💵
Economic downturn
رکود اقتصادی
💵
Economic boom
جهش اقتصادی
💵
Allocate money
تخصیص پول
💵
Expenditures
هزينه ها/ مخارج
💵
Sky rocket
فعل:بالا رفتن موشک وار هزینه ها/ سر به فلک کشیدن
مثال:
The cost of your education has skyrocketed.
هزینه های آموزش ات سر به فلک کشیده.
💵
Out of control
خارج از کنترل
🆑 @cute_language