کامنت‌‌‌نگاری در فضای مجازی
27 subscribers
71 photos
6 videos
117 links
حمید بُردِخونی
دبیر مطالعات اجتماعی| علوم ارتباطات اجتماعی| علاقه‌مند به اخلاق فناوری اطلاعات (اخفا)

https://commentnegari.ir/


@Hamid_bordekhooni
Download Telegram
عید فطر مبارک 🍀


@commentnegari
👏1
یکی از دانش‌آموزان مستعد کلاس نهم در گفت‌وگویی که داشتیم معتقد بود آسیب‌های فضای مجازی خیلی بیش از کاربردهای آن است و این فضا چندان جالب نیست. تعدادی دانش‌آموز دیگر نیز چنین باوری داشتند. به عبارتی نگاهشان به این موضوع صفر و صدی بود.

متن ساده، بسیار کوتاه و فشردهٔ زیر برای این دسته از افراد است.
«اندکی اندیشه» پیرامون کاربردهای فضای مجازی

حمید بردخونی| قدس‌آنلاین (رواق)؛ ۲۰ فروردین‌ماه ۱۴۰۴

بعضی از افراد معتقدند «فضای مجازی مفید نیست و نباید از آن استفاده کنیم». چرا که آسیب‌های جبران ناپذیری مانند طلاق، بی‌بندوباری، بی‌دینی، شبهات را به زندگیها وارد کرده است. شکی در آسیب‌های فضای مجازی نیست. هم آسیب‌های ذاتی که ناشی از بافت فضاست و هم آسیب‌هایی که ناشی از رفتار آگاهانه و ناآگاهانه انسانهاست.

فضای مجازی چه کاربردهایی دارد؟ نوشتن درباره کاربردها تکرار مکررات است اما می‌تواند مفید باشد و باعث «اندکی اندیشه» بیشتر درباره این فضا شود. از جمله کاربردها می‌توان برقراری ارتباط، کسب اطلاعات و دانشهای سودمند، کسب تجربه‌های مفید و جدید را نام برد. در این فضا به اندازه خودمان می‌توانیم مُبَلغ ارزش‌های والای انسانی باشیم؛ به نیازمندان کمک کنیم؛ دوست‌های جدید پیدا کنیم و کسب و کار راه بیندازیم. موارد اشاره شده تعدادی از کاربردهای فضای مجازی است.

راه برخورد درست با فضای مجازی که می‌تواند باعث کاهش آسیب‌ها نیز شود همان است که امام هادی علیه‌السلام می‌فرمایند. «نعمتها را با برخورد درست، باقی نگه دارید و با شکر نعمتها اسباب فزونی آنها را فراهم آورید». به عبارتی «استفاده درست از نعمت سبب دوام آن و شکر نعمت سبب فزونی آن است». اگر آسیبی وجود دارد دلیل آن ناسپاسی کاربران و استفاده نادرست آنان از این نعمت است.


#کامنت_نگاری
@commentnegari
مذاکرهٔ ایران و آمریکا

حمید بردخونی| ۲۶ فروردین‌ماه ۱۴۰۴

این روزها گفت‌وگو و بحث درباره مذاکره ایران و آمریکا، چه در فضای مجازی و چه حقیقی، بر دیگر مباحث غلبه دارد. وارد کلاس درس که شدم یکی از دانش‌آموزان با لبخند گفت «تو دوس داری سوار تِسلا بشی یا تانک؟». حتی استراحت بین زنگ‌های کلاسی هم همین‌طور. بین معلم‌ها صحبت از مذاکرات است. گفت‌وگو دربارهٔ مذاکره اما در فضای مجازی داغ‌تر از حقیقی است. کاربری می‌گوید «حاصل سالها نداشتن رابطه با آمریکا وضعیت فعلی است». کاربر دیگری می‌گوید «با یه صحبت دو ساعته، دلار و طلا اینقدر سقوط کرده ولی کل دولت و کل مجلس نمی‌توانستند جلوی رشد قیمت رو بگیرن». کاربری به هدف مذاکره اشاره می‌کند و می‌نویسد «مذاکره جهت تبیین این [است] که ما به دنبال سلاح هسته‌ای نیستیم و کسی تا الان مدرکی دالِ بر تلاش ایران برای سلاح هسته‌ای پیدا نکرده است؛ به جز کاریکاتوری که ۱۰ سال پیش نتانیاهو در سازمان ملل نشان داد و همه او را مسخره کردند».

کاربرانی با اصل مذاکره مخالف‌اند. برخی از آنها به تیم مذاکره‌کنندهٔ دولت بی‌اعتمادند؛ عده‌ای آمریکا را غیرقابل اعتماد می‌دانند و برخی بی‌نتیجه ماندن برجام، لیبی شدن ایران و... از استدلال‌های آنان برای مخالفت است. کاربری به مذاکرات قبلی اشاره می‌کند و می‌نویسد «چقدر هم مذاکره قبلی‌تان مفید بوده و باز هم می‌خواهید مذاکره کنید. با کسانی که به هیچ تعهد خود پایبند نیستند و صد بار هم تجربه کنید عبرت نمی‌گیرید». کاربر دیگری در کامنتی با همین مضمون می‌نویسد «پیش‌فرض موافقان مذاکره، بهبود وضعیت اقتصادی کشور و رفع تحریم‌ها در نتیجهٔ مذاکره با آمریکاست؛ درحالیکه تجربه نشون داده این پیش‌فرض اشتباه است». کاربری با اشاره به نیّت آمریکایی‌ها در این مذاکره می‌گوید «اینا دنبال مذاکره کردن نیستن. فقط می‌خوان ایرانو خلع سلاح کنن و بعد حمله کنن...». کاربر دیگری خطاب به موافقان نوشته است «در اندیشهٔ شما هرکسی که گفت مقاومت کنیم، اهل جنگ‌طلبی و ضد رفاه مردم و کاسب تحریم است ولی هرکسی گفت به هر قیمتی مذاکره کنیم و توافق کنیم حتی با ترامپی که برجام را پاره کرد می‌شه خبرخواه مردم». یکی دیگر از کاربران از معضلات اداره کشور نوشته است. «مشکل اینجاست که آقایان فقدان توانمندی مدیریت معضلات را به مسئلهٔ مذاکره فرافکنی می‌کنند...».

در مقابل، کاربرانی با مذاکره موافق‌اند. کاربری نوشته است «بالاخره سیاست عدم گفت‌وگو به سیاست گفت‌وگو تغییر کرد». یکی از کاربران با کنایه به مشاوران رجال سیاسی می‌نویسد «شرایط زمستان سخت و تابستان سخت و بهار سخت و پاییز سخت را در نظر نگیرید. کلا مواظب مشاوره‌های تصمیماتتان باشید». کاربر دیگری می‌گوید «مملکت نه آب داره نه برق! فقط ادعا داره! توافق کنید بره پی کارش بذارید مردم نفس بکشن». یکی از کاربران با اشاره به شعار بعضی مخالفان مذاکره نوشته است «هر وقت از جیب خودتان هزینه شعارهایتان را دادید باز هم شعار بدهید. ولی اگر مردم تمایل به شعارهای شما نداشته باشند راهکار چیست؟». کاربری از دل تاریخ به ماجرای صلح امام حسن علیه‌السلام و معاویه اشاره می‌کند. «... گاهی صلحِ تاکتیکی منجر به پیروزی می‌شود و جنگ، موجب شکست». او به طور غیرمستقیم این مذاکره را یک پیروزی برای ایران می‌داند.

نظرات تمامی ندارد. در این دو قطبی «موافق - مخالف» که حتی عده‌ای خواهان جنگ‌اند کاربری با تأکید بر حفظ منافع ملی نوشته است «ما نمی‌گوییم منافع ملی را بفروشید ولی به گونه‌ای با سیاست و با کیاست عمل کنید که کمترین آسیب به ملت برسد. با این توَرم به جز نارضایتیِ بیشتر مردم و ضرر به امنیت و منافع ملی، حاصلی نخواهد داشت. با مذاکرهٔ زیرکانه و عدم اتخاذ مواضع سختِ غیرمنطقی، آرامش را به کشور برگردانید. چون تنها راه ضربه به ایران همین اقتصاد هست و نه حملهٔ نظامی».


#کامنت_نگاری

@commentnegari
👍3
کتاب «راست‌کلیک» منتشر شد.

کتاب حاضر شامل یکصدوپنجاه یادداشت کوتاه درباره برخی از مهمترین موضوعات و مسائل اخلاق فناوری اطلاعات (اخفا) با تمرکز بر فضای مجازی و هوش مصنوعی است.

مخاطب این کتاب چه کسانی است؟
همهٔ افراد جامعه از کاربران عادی گرفته تا دانشجویان و طلاب و اساتید حوزه و دانشگاه هستند. این گروه البته می‌توانند موضوع‌های مطرح‌ شده را دست‌مایهٔ پژوهش‌های بیشتر کنند.

ویژگی مهم این کتاب چیست؟
- این یادداشت‌ها هرچند پشتوانه پژوهشی جدی دارد ولی ساده و مختصر نوشته شده است.
- چون یادداشت‌ها ساده و مختصر هستند، خواندن هر مطلب زمانِ چندانی از ما نمی‌گیرد.
- مطالب کتاب وابسته به هم نیستند.


تبریک به استاد رحمتی بابت انتشار این کتاب ارزشمند. 🌸

@harahmati
@commentnegari
👍1👌1
هرچند حال و روز زمین و زمان بد است
یک قطعه از بهشت در آغوش مشهد است

حتی فرشته‌ای که به پابوس آمده
انگار بین رفتن و ماندن، مردد است ...

رضا عابدین‌زاده

ولادت امام رضا علیه‌السلام مبارک 🌸
2👍2
تو چراغ خود برافروز¹

حمید بردخونی| قدس‌آنلاین (رواق)؛ ۱۹ خردادماه ۱۴۰۴

آیا با همین لایک‌ها، کامنت‌ها و استوری‌ها می‌توانیم در راستای اخلاقی‌ کردن فضای مجازی بکوشیم؟
سؤالی‌ست که شاید برای خیلی‌هامان پیش آمده است. همین سؤال را گاه دانش‌آموزان نیز می‌پرسند.

یکی از نظریاتی که به بررسی اثرات کوچک ولی مهم می‌پردازد، «پنجره شکسته» است. اینکه «اتفاقات کوچک می‌تواند اتفاقات بزرگتری را رقم بزند». اگر در کلاس درس، دانش‌آموزان حاشیه‌دار مدیریت نشوند، کلاس به‌هم ریخته می‌شود. چرا؟ چون فکر می‌کنند «در این کلاس نظارتی نیست و شما آزادید هر کاری که دلتان می‌خواهد انجام دهید». در فضای مجازی نیز وضع همین‌طور است. صفحه‌ای که نظارتی بر محتوای تولیدی‌اش و فعالیت‌های مخاطبانش ندارد، این پیام را به مخاطب می‌دهد که «در این صفحه هر رفتاری آزاد هست؛ حتی اگر غیراخلاقی باشد و باعث آزار دیگران شود».

همین رفتار کوچک و ساده «کامنت‌نویسی» را درنظر بگیرید. اگر صفحه‌ای انباشته از کامنت‌های منفی شود (مانند فحاشی، تهمت و...)، حالِ مخاطبی که کامنت‌ها را می‌خواند نیز بد می‌شود. و برعکس صفحه‌ای که بر روی محتوایش نظارت دارد و حتی بر رفتار کاربرانش از جهت مراعات اخلاق نظارت می‌کند، این پیام را به مخاطب می‌دهد که «در این صفحه مجاز به انجام هر رفتاری نیستی؛ چون اینجا چهارچوب دارد». بنابراین کوچک‌ترین کارهای ما در فضای مجازی می‌تواند نتایجی غیرقابل تصور بیافریند. همین رفتار ساده کامنت‌نویسی را با چند راهکار ساده می‌توانیم اثربخش کنیم؛ به شرط آنکه چنین رفتاری را کوچک نشماریم. امام علی (ع) در حدیثی درباره کارهای نیک و مثبت می‌فرمایند «کار نیک را به جای بیاورید و آن را خرد نشمارید، زیرا کار نیک هر چند در نظر کوچک آید، بزرگ باشد و هر چند اندک نماید، بسیار باشد...». (إفْعَلُوا الْخَیْرَ وَ لَا تَحْقِرُوا مِنْهُ شَیْئاً، فَإِنَّ صَغِیرَهُ کَبِیرٌ وَ قَلِیلَهُ کَثِیرٌ...)

بنابراین همانگونه که رفتارهای کوچکِ منفی می‌تواند نتایج بزرگِ منفی حاصل کند؛ رفتارهای کوچکِ مثبت و اخلاقی را نباید دست‌کم بگیریم؛ چرا که مانند چراغی است که می‌تواند تاریکی را روشن کند و راه را نشان دهد.

¹. تیتر اصلی مصرعی از مولانا بود. که در سایت قدس‌آنلاین به تیتر زیر تغییر کرد:
«کار نیک مجازی را خرد نشمرید! نقش اعمال کوچک در ساختن دنیای اخلاقی»

#کامنت_نگاری

#اخلاق_فناوری_اطلاعات (اخفا)

@commentnegari
👌3👏1
پیچیده شمیمت همه جا، ای تن بی سر!
چون شیشهٔ عطری که درش گم شده باشد

سعید بیابانکی


#سلام_بر_محرم

@commentnegari
4
دلش دریای صدها کهکشان صبر
غمش طوفان صدها آسمان صبر

دو چشم از گریه همچون ابر خسته
ز دست صبرِ زینب، صبر خسته
.
چه گوشی می‌کند باور شنیدن؟
خروشی این چنین مردانه از زن

به این پرسش نخواهد داد پاسخ
مگر اندیشهٔ اهل تناسخ

حلول روح او، در جسمِ زینب
علیِ دیگری با اسم زینب

زنی، خون خدایی را پیامبر
زن و پیغمبری؟ الله اکبر!

زنده‌یاد قیصر امین‌پور

#عاشورا
#ایران
#مرگ_بر_اسرائیل

@commentnegari
2
چند دختر که می‌خورد دبستانی باشند، سر راهمان ایستاده بودند. خودکار دستشان بود.
یکی‌شان آمد جلو. فکر می‌کردم که با خودکار می‌خواهد چه کاری انجام دهد؟
دستم را گرفتم. نوشت: لبیک یا زینب.

هر کسی هرچه در توان دارد در این مسیر انجام می‌دهد.

#پیاده‌روی_اربعین

۱۵ مردادماه ۱۴۰۴
2
طرفدار بارسایی یا رئال؟

خانه حسین الساعدی نشسته بودیم. برادرش مصطفی و پسرعموهایش حضور داشتند. آنچه از عربی می‌دانستم اندک بود. گاه با گوگل‌ترنسلِیت (ترجمه) و گاه واژگان انگلیسی منظورم را می‌رساندم و منظورشان را می‌رساندند. حرف از فوتبال شد. طارمی، آزمون و عزت‌اللهی را می‌شناختند. یکی‌شان با خنده گفت «وحید امیری». منظورش این بود که سال ۲۰۱۵ پنالتی مقابل عراق را به تیرک دروازه زد و ایران، بازی را به عراق واگذار کرد.
کوچکترین عضو جمع که می‌خورد متوسطه اول (مثلا هشتم) باشد گفت: طرفدار بارسایی یا رئال؟
گفتم: هیچکدام. فقط میلان.
چندنفرشان گفتند: وااو. مالدینی، نستا، کاکا... همه لبخند زدیم و من تأیید می‌کردم. یکی شان گفت من طرفدار تیم پلیس (شُرطه) عراقم.
چند دقیقه‌ای درباره فوتبال حرف زدیم. فضایی دوستانه و همدلانه برقرار بود.
در آینده‌ اگر مسئله زبان حل شود، در همین پیاده‌روی اربعین، اشتراکات زیادی وجود دارد که یک انسان عراقی با یک انسان ایرانی، به دور از چالش‌ها و در فضایی دوستانه و اخلاقی می‌توانند با همدیگر گفت‌وگو کنند.


#پیاده‌روی_اربعین

۲۰ مردادماه ۱۴۰۴

@commentnegari
1👏1
ما ملت بسیار زیبایی هستیم

حمید بُردخونی| ۸ شهریورماه ۱۴۰۴

یکی از کانال‌های تلگرامی که کاربران کامنت‌گذار فعالی دارد، حدود دو ماه پیش از کاربرانش سؤالی با این مضمون پرسید: «چه تجربیاتی از جنگ ۱۲ روزهٔ ایران و اسرائیل کسب کرده‌اید که در صورت حملهٔ احتمالی به کارتان بیاید؟»

کامنت‌های این فرسته برایم جذاب بود. چون بیان تجربه و احوالات شخصی، کامنت‌ها را واقعی‌تر می‌کند.
کاربری نوشته است «فقط یک کانال خبری مثلا تو تلگرام دنبال می‌کنم، نه صدتا. اونم یه کانالی که جَوّ نده. هیچ عکس و فیلمی هم نه خودم منتشر می‌کنم و نه اجازه می‌دم اطرافیانم بگیرن».
کاربرانی رفتار برخی کانالهای خبری را نقد می‌کنند. آنها معتقدند این کانالها توجهی به امنیت روانی مخاطب در شرایط جنگی نداشته‌اند؛ بلکه بیشتر دنبال جذب مخاطب بوده‌اند. همین نکات نشان می‌دهد که تولید، انتشار محتوا -و توجه به حال و هوای مخاطب- چه اندازه مهم است. کاربر دیگری در این‌باره نوشته است «شاید [رسانه‌های داخلی] همه چیزو بهتر از واقعیت نشون بده ولی اتفاقا برای منِ شهروند عادی خیلی بهتره. من قرار نیس تصمیم نظامی بگیرم. لازمه امنیت روانیمو حفظ کنم تا دچار وحشت نشم ...». یکی دیگر از کاربران، «سواد رسانه‌ای» را به دیگران توصیه می‌کند.

کاربرانی به شوخ‌طبعی و برخورد طنازانه با موقعیت‌های دردناکی مثل جنگ پرداخته‌اند. «این هوش ما ایرانی‌هاست که موقعیت‌های سخت رو تبدیل به طنز می‌کنن...». جوک‌هایی که در این مدت توی کامنت‌ها مشاهده کرده‌ام جالب‌اند. همین لطیفه‌های کوتاه به گواه خودِ کاربران حال‌وهوایشان را تغییر داده است. به عنوان نمونه کاربری با خنده تجربه شخصی‌اش را اینگونه نوشته است. «دانلود فیلم و سریال به عنوان آذوقهٔ روان 😂». کاربرانِ دیگری نیز خاطره‌های طنزگونه‌ای از دوران دفاع مقدس را نوشته‌اند. «یکی از جانبازان تعریف می‌کرد که توی یه عملیاتی تیر توی کِتفش می‌خوره و از اون‌طرف می‌ره بیرون. یک سوراخ توی کتفش درست شده بود. بعدش گفت یکی از رفیقام آمد بالا سرم و گفت فلانی، تو الان فقط به درد جاکلیدی می‌خوری 😁».

کاربرانی روی کمک‌های کوچک حساب باز کرده‌اند. «دوباره دوره‌های امداد را بگذرونم، شاید تونستم به کسی کمک کنم. حتی یه کمک کوچیک». کاربران دیگری به دعا، رفتن به مسجد، همدلی، ارتباطات جمعی و... اشاره کرده‌اند.
کاربری یکی از رفتارهای فراگیر حکومت را نقد می‌کند. او همچنین با بیان کوتاهی‌هایش در مطالبه‌گری، می‌نویسد «... تا پیش از این فکر می‌کردم دیگی که برای من نجوشه، توش سر سگ بجوشه. و مملکتی که برای من کاری نمی‌کنه و با عوام‌فریبی فقط من رو برای انتخابات آدم حساب می‌کنه و بقیهٔ سال به درخواست‌هام اهمیتی نمی‌ده، هرچی می‌خواد بشه. اما این روزها چنان خونم به جوش اومده که حاضرم با دست خالی با هرکسی که نگاه چپ به خاک ایران انداخته بجنگم و احساس می‌کردم در مطالبه‌گری کوتاهی کرده‌ام که حکومت به خودش اجازه داده فقط موقع انتخابات من رو آدم حساب کنه ...».
یکی از کاربران از مشاهده‌اش نوشته است. او بر مهر، مهربانی، همدلی و انسجام ایرانیان تأکید می‌کند و معتقد است در طول تاریخ یادگرفته‌ایم چگونه با موقعیت‌های دشوار برخورد کنیم. «ما ملت بسیار زیبایی هستیم. تا دو روز قبل شاید عصبانی‌ترین بودیم؛ اما انگار در طول تاریخ یاد گرفته‌ایم در زمان خطر چطور رفتار کنیم. عین تک‌تک سلول‌های بدن که در واکنش به بیماری، هریک وظیفهٔ خودشون رو می‌دونن، صحنه‌های بسیار زیبایی دیدم. دیدم چطور چندنفر همزمان در پمپ بنزین به یک‌نفر کارت دادند. دیدم یه پسر جوان در شهری دور چطور تلاش می‌کرد با روی خوش مشتریان رو به خرید کمتر راضی کنه تا بتونه سوپرمارکتش رو مدیریت کنه. خودمون باشیم. همین کافیه».

#کامنت_نگاری

@commentnegari
1
اوّل مهر رسید و من در همان «اوّل آ» بودم
مثل گنجشک دلم می‌زد، مثل گنجشک رها بودم

پای یک پنجره میزی بود، چه تقلّای عزیزی بود
پنجره راه گریزی بود، خیره در پنجره‌ها بودم ...

علیرضا قزوه

@commentnegari
3
ما انسانها را به دو نَجد هدایت کردیم

درس سوم مطالعات اجتماعی نهم به فلات‌ها اشاره‌ای شده است. «سرزمین‌هایی نسبتاً هموار اما مرتفع‌اند که از اطراف به سرزمین‌های کم ارتفاع و پست منتهی می‌شوند». بچه‌ها معمولا می‌پرسند که مرتفعِ هموار یعنی چه؟
می‌گفتم سقف خانه‌تان را درنظر بگیرید. اگر بالای سقف خانه بروید، چگونه است؟ آیا سطحش صاف هست یا نیست؟
داشتم تفسیر سورهٔ «بلد» استاد مطهری را نگاه می‌کردم. چشمم به واژهٔ فلات که در پاورقی بود، افتاد. پاورقی شماره ۲ صفحه ۱۰۳ نوشته است:
«سرزمینی که در عربستان وجود دارد و به آن "نجد" می‌گویند، به همین اعتبار است. در جغرافی به سرزمین مرتفع فلات می‌گویند».
این واژه در آیه ۱۰ آمده است.
«أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ '۸'؛ وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ '۹'؛ وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ '۱۰'».
«آیا ما به انسان دو چشم ندادیم؟ آیا ما به او زبان و دو لب ندادیم؟ ما انسانها را به دو نجد هدایت کردیم».
در ادامه استاد مطهری می‌نویسند:
«قرآن می‌گوید: دو راه وجود دارد که هر دو هم سنگلاخ است و راههایی است که با مَشقّت و زحمت زیاد باید طی شود، و ما هر دو راه را به انسان نشان داده‌ایم. ما به انسان دو راه نموده‌ایم و گفته‌ایم هر کدام را می‌خواهی برو، ولی راه حق و خیر این است و راه شر، آن».

۲۵ مهرماه ۱۴۰۴

#کامنت_نگاری
#مطالعات_اجتماعی

@commentnegari
👌21
تو نمی‌دانی كه مادر چيست. مادری و ما ادراکَ مادری. يك چشمه برايت بگويم. همین مادری كه الان بالای سر تو نشسته و دارد چرت می‌زند، اما حاضر نيست بخوابد چون تو يك بار يا دو بار عطسه كرده‌ای، يکی از عادات شريفش خواب سنگين و زياد بود. مثلاً يك شب كه من دير به خانه برگشته بودم در حدود بيست دقيقه زنگ زدم و به در كوبيدم تا ايشان بيدار شدند و تازه بداخلاق‌ترين موقعی كه ايشان دارد، هنگامی است كه او را كه در حال مطالعه خوابش برده، بخواهی بيدار كنی تا سر جايش بخوابد. آن وقت همين آدم، باور كن كه بيش از ده شب است كه هر شب فقط شايد سه چهار ساعت می‌خوابد و آن خواب سنگين را خدا آنقدر سبك و نازك كرده كه اگر صدای نفس‌های آرام تو، كمی بلند يا نامنظم شود، آنچنان از خواب می‌پرد و آنچنان مهربان تو را عزيزم و جانم صدا می‌زند كه اصلاً باور نمی‌كنم اين همان آدم باشد. شايد هم همان نيست؛ چون الان مادر شده است.

#قیصر_امین_پور
#یادداشت_های_منتشر_نشده
#یادداشت_هایی_برای_آیه

@gheysaraminpourofficial
3
برخاستن و ایستادن ایران

دکتر مسعود زمانی‌ مقدم؛ جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه لرستان

۰۴ بهمن‌ماه ۱۴۰۴| روزنامه فرهیختگان

... در یک جامعۀ پویا و سالم، اعتراض به‌مثابۀ یک حق شهروندی و ابزاری برای اصلاح و بهبود، باید از سوی نهاد‌های حاکمیت به رسمیت شناخته شود و فضایی امن برای بیان مسالمت‌آمیز آن فراهم گردد. اعتراض سازنده، خود نشانه‌ای از برخاستنِ آگاهانه و مطالبه‌گری برای تحقق حقوق مردم و احیاناً تظلم‌خواهی آن‌هاست. در عین حال، باید به‌وضوح میان «اعتراضِ اجتماعی مشروع و سازنده» و «آشوب‌طلبی ایران‌ستیزانه و تخریب‌گر» مرز گذاشت. اولی در چهارچوب منافع ملّی و آرمان‌های دولت - ملت حرکت می‌کند، حال آن که دومی با پیوند خوردن به شبکه‌های آشوب و تروریسم، هدفی جز فروپاشی ندارد و می‌دانیم که با تخریب‌گری چیزی اصلاح نمی‌شود، بلکه اصلاح از مشارکت انتقادی و مسئولانه و زمینه‌مند می‌روید.

هویت امروز ایران، آمیزه‌ای است از دو ریشۀ عمیق ایرانی و اسلامی که در طول قرن‌ها چنان درهم تنیده‌اند که جدایی آن‌ها ناممکن است. فرهنگ اسلامی با غنای معنوی و اخلاقی خود، در جان فرهنگ ایرانی نشسته و به آن جلوه‌ای معنوی بخشیده است. بنابراین، هرگونه دشمنی یا تهاجم علیه اسلام، در بستر جغرافیای سیاسی - فرهنگی ایران، خواسته یا ناخواسته، به‌طور مستقیم هویت ملّی ایرانیان را هدف گرفته است. حفظ این هویت ایرانی - اسلامی‌مان در برابر تهاجم رسانه‌های بیگانه - که به‌ویژه نسل جدید را هدف قرار داده‌اند - نیازمند هوشیاری و تولید آگاهانۀ محتوای فرهنگی و هویتی مناسب است. پس، ظرفیت تمدنی این سرزمین در دو بُعد ایرانی و اسلامی آن چیزی است که می‌توان بدان امید داشت و براساس آن است که ایران‌ستیزان ناکام خواهند ماند.

البته در این مسیر پرچالش، دولت وظیفه‌ای خطیر بر عهده دارد. بهبود وضعیت معیشتی مردم، ایجاد اشتغال، مبارزۀ جدی با رانت‌خواری و فساد، توزیع عادلانۀ فرصت‌ها و تضمین آزادی‌های مدنی از فوری‌ترین اقداماتی است که باید در دستور کار قرار گیرد. مردم در سایۀ امنیت اقتصادی و امید به آینده است که می‌توانند حضوری فعال و سازنده در عرصۀ ملّی داشته باشند. بنابراین، با وجود نقد‌های جدی به برخی از عملکرد‌های نهاد‌های سیاسی، در این برهه، حمایت از دولت برای عبور از بحران‌های اقتصادی و حفظ ثبات، امری ضروری است. این حمایت به‌معنای چشم‌پوشی از نقد نیست، بلکه به‌معنای درک اولویت‌های ملّی و انتخاب عقلانی در شرایط دشوار برای حفظ جامعه است.
در نتیجه، بحران‌های کنونی، اگرچه هزینه‌ساز بوده‌اند، اما می‌توانند فرصت‌ساز نیز باشند و بار دیگر آگاهی جمعی، حس تعلق ملّی و غرور تمدنی ایرانیان را بیدار و تقویت کنند. این آگاهی، سدی در برابر ناآگاهی برنامه‌ریزی‌شده و تضعیف هویت نسل جوان خواهد بود. آیندۀ ایران بر پایۀ همان ظرفیت تمدنی آزموده‌شده بنا خواهد شد؛ ظرفیتی که در آن، وحدت در عین کثرت، ایمان در کنار خرد، و اصالت سنت‌ها در آمیختگی با پویایی جهان مدرن معنا می‌یابد. امروزه برخاستنِ ایران به‌معنای ایستادن بر این پایه‌های استوار و حرکت اصلاحی و روبه‌رشد به‌سوی فردایی روشن با تکیه بر ارادۀ جمعی این ملت ریشه‌دار و مقاوم است.

متن کامل یادداشت

#کامنت_نگاری

@commentnegari
👍1
جنگ به روایتِ کامنت‌ها و وبلاگ‌ها (۱)
(جنگ رمضان و حوادث پس از آن از نگاهِ
کاربران کامنت‌گذار و وبلاگ‌نویسِ روزمره)

مقدمه
نهم اسفندماه ۱۴۰۴ جنگ تحمیلی سوم و حمله دوم آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد. رهبر انقلاب اسلامی، تعدادی از فرماندهان و شهروندان عادی به شهادت رسیدند. شهدای میناب، ناو دنا و سالن ورزشی لامرد از شهدای مظلوم این جنگ‌اند.
کاربرانی از این حملات و حوادث استقبال کردند و بر طبل جنگ کوبیدند. با هر حادثه‌ای شادی کردند. آنان به دنبال دموکراسی، آزادی و آبادیِ کشورْ از راه حمله و غارت بودند.
آنان به هر طریقی کشورها را به جنگ علیه ایران دعوت می‌کردند. گاه با کامنت‌نویسی، گاه با مصاحبه و گاهی نیز با حضور در تجمعاتِ خارج از کشور.
عده‌ای بیشمار نیز مخالف جنگ بودند. برخی از آنان جنگ را «شرّ مطلق» می‌دانند.

اکنون، مدت‌زمانی‌ست که جنگ در فضای واقعی پایان‌یافته است؛ اما اگر به نظرات کاربرانِ فضای مجازی -ایرانی و خارجی- نگاهی بیندازیم، می‌بینیم که هنوز این جنگ، در فضای مجازی ادامه دارد.

کاربران گاهی از آزادی گفته‌اند؛ گاهی از عشق و علاقه‌شان به وطن. پاره‌ای از نوشته‌ها درباره اقتصاد، سیاست و فوتبال است؛ و نوشته‌های دیگر، درباره زندگی روزمره. در همه این نوشته‌ها، جنگ و اثرات جنگ را می‌توان دید.

هنگام مطالعه کامنت‌ها و وبلاگ‌ها سؤالات زیر به ذهنم می‌آمد:
کاربران درباره جنگ چگونه می‌اندیشند؟ و مواجهه‌شان با جنگ رمضان چگونه است؟
بیشتر بر چه مطالبی تأکید دارند؟
به عبارتی دقیق‌تر کاربران کامنت‌گذار و وبلاگ‌نویس جنگ و حوادث پس از آن را چگونه توصیف، تجربه و روایت کرده‌اند؟

در ادامه، سلسله نوشته‌هایی با عنوان «جنگ به روایت کاربران کامنت‌‌گذار و وبلاگ‌نویس» می‌آید. هدف این نوشته‌ها و کامنت‌نگاری‌ها بررسی و ثبت روایت‌های کاربرانِ ایرانی و خارجی درباره جنگ است.

حمید بُردخونی؛ ۰۲ تیرماه ۱۴۰۵

#جنگ_به_روایت_کامنت‌ها_و_وبلاگ‌ها
#مردم_نگاری
#کامنت_نگاری

👈 ویراستی | ایتا

@commentnegari
👏3👍1
جنگ به روایت کامنت‌ها و وبلاگ‌ها

📖 روایت اول: جنگ و مدرسه
وبلاگِ دریای دلتنگی؛ روای: دخترک

امروز ۰۹ اسفندماه ۱۴۰۴ قرار بود از بچه‌ها امتحان بگیرم. بچه‌ها می‌دونن که خیلی برای کوییزام [آزمونک] راهِ تقلب رو نمی‌بندم! سرِ این مورد، امروز چقدر خندیدیم با بچه‌ها. می‌خواستن تقلب کنن و نمی‌تونستن و بلندبلند به خودشون بد و بیراه می‌گفتن. کلاسِ اول، با خنده و شوخی گذشت. کلاس دوم هم همین‌طور! تا اینکه بعد از امتحان، گروهی که کنفرانس داشتن رو صدا کردم. همین که اومدن برای ارائه، گوشیم زنگ خورد. رضا بود. گفت «صدا [رو] شنیدی؟». گفتم نه! و با [گفتنِ] خدا رو شکر، تلفن رو قطع کردم. استرس گرفتم و رفتم کانالای خبری رو چک کردم. شروعِ جنگ!

از کلاس بیرون رفتم و دستپاچه بودم. رفتم پایین و گفتم «برام خبر بگیرید. من می‌رم سر کلاس. فعلا بچه‌ها چیزی نفهمن!». حالم بد شده بود. بچه‌ها می‌گفتن «خانوم، روزه اذیتتون کرده، حالتون بده». لبخند زورکی تحویلشون دادم.
هنوز چشای شیطون فاطمه که امروز از ته کلاس اومده بود جلو و نزدیک به من نشسته بود، توی ذهنمه. با صداهایی که شنیدیم، دیگه بچه‌ها هم فهمیدن [که جنگ شده] و سریع راهیشون کردیم. فقط تونستم فاطمه رو بغل کنم. با بهت اشک می‌ریخت...

توی راهروی مدرسه، بچه‌ها با استرس ازم می‌پرسیدن «خانم! جنگ شده واقعا؟». نمی‌دونم چند نفرو بغل کردم و سعی کردم آروم کنم. نمی‌دونم چطور گذشت ...
همه که رفتن، مونده بودم توی مدرسه با چندتا از معلمای دیگه. نمی‌دونستیم چیکار کنیم. نتونستم اسنپ بگیرم و پیاده راه افتادم به سمت خونه. یه مسیر طولانی با کفش‌های نامناسب برای پیاده‌روی و استرس و تلاش‌های بی‌وقفه برای تماس با خانواده و دوست و آشنا.

حالا هم خونهٔ بابا اینام. امروز سحر خواب مونده بودم و ترکیب ضعف و استرس، دوباره بیهوشم کرد. حالا هم مدام صدا می‌آد. نگران حال بابام. [نگران] قلب مامان و همهٔ خانوادم.
کاش این اوضاع رو هیچ‌وقت تجربه نمی‌کردم. کاش همون دههٔ ۸۰ و ۹۰ زندگی می‌کردم و تموم ...
دلم پیشِ بچه‌های مدرسه‌ست. دلم پیش بچه‌های مدرسهٔ مینابه. دلم پیش خانوادمه.
فرداشب قرار بود مهمون دعوت کنم و افطاری بدم. آدم نمی‌تونه برای یک‌ثانیه بعد هم برنامه‌ریزی کنه.
آخ خدا... می‌دونم که هستی و می‌بینی. امشب بعد از نماز، طبق عادت به سجده رفتم تا دعا کنم، نتونستم! گفتم «خدا، هرچی خودت صلاح می‌دونی. من ناتوانم از خواستن و گفتن...».

▪️بعد از روایت

گوشیِ معلم که زنگ می‌خورَد، جنگْ ناگهان وارد دنیای معلم، و بعد از گذشت لحظاتی، وارد دنیای دانش‌آموزان می‌شود. هر دو، در مدرسه و کلاس درس، جنگ را تجربه می‌کنند.
برنامه‌ریزی‌های معلم، زیر سایهٔ جنگ از بین می‌رود و آینده‌اش در هاله‌ای از ابهام قرار می‌گیرد. نه فقط ذهن و روان، که بدنش نیز درگیر جنگ می‌شود. شاید بسیاری از ما متوجه نباشیم که بدنمان هم مانند ذهن و روان، جنگ را تجربه می‌کند. در این روایت، به این تجربهٔ بدنی، اشاره شده است.
متن‌ها و روایت‌ها گاه از دلِ زندگی و بافتِ زندگی متولد می‌شوند. مانند همین روایت و دیگر روایت‌هایی که این معلم، توی وبلاگش نوشته است. با اینکه زندگی سختی را از سر گذرانده، اما جنگ چنان حال و آینده‌اش را تهدید کرده که حسرت سالها و دهه‌های قبل (۸۰ و ۹۰) را می‌خورَد و دلتنگ آن است.

حمید بُردخونی

۰۹ شهریورماه ۱۴۰۵

#جنگ_به_روایت_کامنت‌ها_و_وبلاگ‌ها
#کامنت_نگاری

@commentnegari
👍1
سایت کامنت‌نگاری

سال ۱۳۹۷، به دنبال موضوعی برای پایان‌نامه‌ام بودم. با راهنمایی‌های استادم، «کامنت‌های فضای مجازی» را برای مطالعه و پژوهش انتخاب کردم. آن زمان، رغبت چندانی به کامنت‌های کاربران نداشتم و آن‌ها را حاشیه‌هایی بر متن می‌دانستم؛ اکنون اما کامنت‌ها از اصل محتوا و متن برایم مهم‌تر و جذاب‌تر است.

نام سایت «کامنت‌نگاری» است. «کامنت‌نگاری» روایتی از کامنت‌ها و نوشته‌های کاربران، و تلاشی برای فهمِ جامعه، فرهنگ، اخلاق و تجربه‌های زیستهٔ آن‌هاست.

من معلمم؛ معلم مطالعات اجتماعی. در کنار «کامنت‌نگاری»‌ها، از مدرسه و کلاس درس نیز می‌نویسم. روایت‌های مدرسه و کلاس درس را در دسته‌بندی «روایت‌های مدرسه» و روایت‌های برآمده از کامنت‌ها و نوشته‌های کاربران را در دسته‌بندی «کامنت‌نگاری» منتشر می‌کنم.

در کنار این دسته‌بندی‌ها، مطالبی با دسته‌بندی‌های دیگری نیز منتشر می‌شوند؛ از جمله «اخلاق فناوری اطلاعات (اخفا)» که به بررسی فضای مجازی از منظر اخلاق اختصاص دارد.

امیدوارم «کامنت‌نگاری» برای معلمان، دانش‌آموزان، پژوهشگران فضای مجازی، تولیدکنندگان محتوا و دیگر کاربران مفید باشد.

https://commentnegari.ir/

#کامنت_نگاری

@commentnegari
👍1
«اسم خودمه، چرا نباید خودم انتخابش کنم؟»
(کامنت‌های کاربران خبرآنلاین درباره تغییر نام «رقیه» به «رؤیا»)

حمید بُردخونی؛ ۱۸ شهریورماه ۱۴۰۵


یکی از شهروندان، نامش را از «رقیه» به «رؤیا» تغییر داده است. کاربران زیادی به این موضوع واکنش نشان داده‌اند. کاربری معتقد است چون دادگاه «روحیات و شخصیت متقاضی را درک کرده» بنابراین، رأی و اقدام دادگاه شایسته تقدیر و تشکر است. برای این دسته از کاربران، درک روحیات شخصی شهروندان اهمیت بالایی دارد. همین کاربر در ادامه، به نکتهٔ مهمی اشاره می‌کند. او دلیل تغییر نام، از یک نام مذهبی به نامی مانند «رؤیا» را متوجه مُبَلّغین دین می‌داند. «... چیزی که مُبلغین دین بهش القا کردند و یاد دادند؛ در عملکردشان ندید».
عده‌ای اعتقادشان بر این است که پدر و مادر، بسته به شرایط روزگار، نامی برگزیده‌اند. حالْ آن اسم چه قرآنی باشد چه نباشد؛ اگر با روحیات فرد نسازَد، فرد باید آزادی تغییر نام داشته باشد.
کاربری، این تغییر نام‌ها را نتیجهٔ دوری از معنویت و روی‌آوردن به غرب و غرب‌پرستی می‌داند. او در ادامه می‌گوید «... ما خانم‌ها باید افتخار بدانیم که نامتان رقیه خانم است. متأسفم برای خانم‌های امروزی». چندین کاربر به این کامنت پاسخ گفته‌اند. کاربرانی شخصیت و هویت افراد را جدا از نام و نشان می‌دانند. مثلا کاربری با اشاره به صَدّام حسین نوشته است «صَدّام، اسمش حسین بود! چرا حرف‌های بی‌ربط می‌زنی؟ اسمْ به آدم هیچ‌چیز اضافه نمی‌کند». یا کاربری با اشاره به «خفاش شب» همان که سالهای دهه ۱۳۷۰ رعب و وحشتی در دلها انداخته بود نوشته است «... فکر و عملِ انسان، مُبیّن باورش هست، نه اسمش. قاتل سریالی زنان در دههٔ ۷۰ خراسانی بود و اسمش هم غلامرضا خوشرو. [آیا] اسمش براش تبرُک آورد؟ در روایات داریم که همهٔ اسامی خوب و زیبا از آنِ خداوند هستند».
بیشترِ کاربران از تغییر نامِ این شهروند حمایت کرده‌اند. یکی از خانم‌های موافق تغییر نام، تجربهٔ شخصی‌اش را به اشتراک گذاشته است و از این موضوع خرسند است. «من هم اسمم [رو] با رأی دادگاه از مرضیه به هیوا تغییر دادم و خیلی هم خرسندم ...».

کاربران مخالف تغییر نام، به دسته‌های مختلفی تقسیم می‌شوند. عده‌ای دغدغهٔ دین و دینداری دارند؛ دسته‌ای آن را نشانهٔ افول معنویت دانسته‌اند. اما عده‌ای از کاربران، به پیامدهای اجتماعی آن می‌اندیشند. «با تغییر نامْ هر قاتلِ مردم و دزدِ بیت‌المال و کلاهبردارانِ فراری می‌توانند نامی غیر از نام و نام خانوادگیِ قبلی برای خود انتخاب نمایند و آزادانه به اَعمال مجرمانهٔ خود ادامه دهند ...».
کاربرانی هم به بهانهٔ تغییر نام، خطابشان حکومت است. در نظرِ آنان، لازم است حکومتْ قواعد دست و پاگیر را برای مردم، بردارد؛ آن هم مردمی که همیشه پناه این حکومت بوده‌اند. «... برای چیزهای خُرد و کوچک، جلوی مردم رو نگیرید. این مردم برای کارهای بزرگْ همیشه پناهتان هستند. شاید واقعا این خانمْ حالش با نام رؤیا خوب می‌شود. پس قواعد دست و پاگیر را باید نرم کرد».

به‌راستی یک تغییر نام و این همه نظرات متفاوت نشانه چیست؟
گاه نظرات فضای مجازی پیرامون یک موضوع، تغییرات تدریجی ذائقهٔ شهروندان را نشان می‌دهد. تغییراتی که چه خوشمان بیاید، چه نیاید، لازم است به دقت ببینیم و درباره‌اش بیندیشیم.

🔺 تیتر از خبرآنلاین است.

+ سایت کامنت‌نگاری

#کامنت_نگاری

@commentnegari
👌2