کامنت‌‌‌نگاری در فضای مجازی
27 subscribers
71 photos
6 videos
117 links
حمید بُردِخونی
دبیر مطالعات اجتماعی| علوم ارتباطات اجتماعی| علاقه‌مند به اخلاق فناوری اطلاعات (اخفا)

https://commentnegari.ir/


@Hamid_bordekhooni
Download Telegram
شبِ یلدای ۲۰ سال بعد

حمید بردخونی

برترین‌ها از تحریریه خود درخواست کرده است دربارهٔ یلدای بیست سال بعدشان بنویسند. کاربران نیز طبق معمول در کامنت‌ها از زندگی بیست‌سال بعدشان نوشته‌اند.
کامنت‌ها را ذخیره کرده و مرور می‌کنم.¹ کاربری به هوای پاک و قیمت آجیل‌ها اشاره می‌کند. «بیست سال بعد که هوا قطعا پاک و شاید برفی، در کنار عزیزانم بدون دغدغه قیمت آجیل و... شب زیبایی رو جشن خواهیم گرفت و از شادی و خوشبختی مردمم غرق در لذت خواهیم بود». کاربر دیگری ضمن آرزوی آبادانی برای کشور و شادی برای مردم، یلدای بیست سال آینده را چنین تصویر می‌کند «احتمالا ۲۰ سال آینده نیستم ولی یقین دارم شرایط زندگی خیلی بهتر و شادی مردم هم بیشتر شده. امیدوارم این سنت‌های زیبا و دورهمی‌های خوب پابرجا باشه. برای کشورم آرزوی آبادانی و برای مردمش آرزوی عزت دارم...».
کاربران دیگری نیز به این دورهمی‌های خانوادگی و لذت همراهی با خانواده اشاره کرده‌اند. مثلا کاربری نوشته است «... من هرگز [یلدا را] از یاد نخواهم برد بواسطهٔ خاطراتی که والدینم برایم به یادگار گذاشته‌اند...».
هرچند هویت کاربران در قسمت کامنت‌های سایت‌ها چندان مشخص نیست؛ اما از نام نویسنده و بیان کامنت‌ها مشخص است که حضور خانم‌ها پر رنگ است. خانمی نوشته است «یلدای ۲۰ سال بعد احتمالا مادربزرگ مهربونی هستم که حدودا ۸ تا نوه دارم... برای بچه‌هام و نوه‌هام با عشق انار دون می‌کنم... حیاط رو آب و جارو می‌کنم... با همسرم منتظر می‌شینیم تا زنگ خونه به صدا در بیاد و عزیزای دلمون بیان و خونمون رو پر از شادی و عشق کنن».
در کنار این تصویرهای زیبا و امیدبخش، کاربرانی نسبت به آینده ناامیدند. «بیست سال دیگه من یک مرد ۶۴ ساله‌ام و تنهام. شاید از تهران دور شدم یا گوشه خونه سالمندان هستم. دیگر یلدا برام هیچ حسی و حالی ندارد». کاربری به جای یلدای بیست سال بعد، گذشته‌اش را شرح داده است. او به بی‌وفایی فرزندش اشاره می‌کند و می‌نویسد «بیست سال پیش پسرم ۱۲ سالش بود و یلدا رو کنار پدر شوهر، مادرشوهر و بقیه اقوام شوهرم جشن می‌گرفتیم. الان پسرم ۳۲ سالشه و ازدواج کرده ولی نه پیامی و نه زنگی به ما می‌زنه. و نه میاد پیش ما. هر سال یلدا رو با مادر خانمش اینا می‌گذرونه. امیدوارم یلدا بهشون خوش بگذره. فکر کنم ۲۰ سال بعد ۷۷ ساله بشم اگه زنده بمونم». «خانواده، دورهمی‌ها و مسائل خانوادگی» کلیدواژه‌ای است که در آرزوها و گلایه‌های کاربران مشاهده می‌شود. «همین الانش ۳۰ سالمه و یلدام خراب شده به خاطر طرز فکر اشتباه همسرم. خوشی ازمون گرفته شد، از پدر و مادرم به خاطر یه نفر. ۲۰ سال بعد دیگه پدر و مادرم نیستن. حسرت روزای داشتنشون رو می‌خورم...».
کاربران دیگری آرزوی ظهور امام زمان (عج) را دارند و دیگرانی به یک تبریک ساده بسنده کرده‌اند.
یلدای بیست سال بعد، کجای زندگی هستیم؟ یلدای بیست سال بعد چه تغییراتی در خودمان، اطرافیانمان و... رخ داده است؟

¹. این فرستهٔ برترین‌ها مربوط به شب یلدای دو سال پیش است.

۳۰ آذرماه ۱۴۰۳

#یلدا_مبارک
#کامنت_نگاری

@commentnegari
👍2
بغض فروخفتهٔ یک ملت

حمید بُردخونی

روزنامه اصفهان زیبا؛ پنج‌شنبه ۱۳ دی‌ماه ۱۴۰۳؛ صفحه ۸

«انگار فرشته‌های آسمانی دورش حلقه زده‌اند»، «پدر در خونه مثل کوه می‌مونه». پدر... غرق خواندن کامنت‌های کاربران درباره‌ی «حاج قاسم» بودم؛ همان کامنت‌های روزهای اول شهادت سردار سلیمانی.
کاربری با بیتی از سعدی می‌گوید «مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر/ ما همچنان در اول وصف تو مانده‌ایم سردار عزیزم».
چیزی که نظرم را جلب می‌کند، حضور فعال کاربران افغانستانی است. «شهادتت مبارک سردار. همیشه ماها می‌گفتیم خدا کنه سردار تو افغانستان هم بره امنیت اونجا رو برقرار کنه. پیش خودم می‌گفتم خدا کنه [شهادتش] دروغ باشه».
نگاهم به کامنت کاربری از اهل سنت می‌افتد. «من یک افغانستانی هستم و اهل سنت. ولی قلبم درد گرفت».
در کنار ویژگی‌های معنوی و جایگاه حاج قاسم در برقراری امنیت منطقه، کاربرانی به ویژگی‌های رفتاری ایشان توجه کرده‌اند. «سردار سلیمانی نه آدم حزبی بود نه آدم سیاسی. یک سرباز وطن بود. سال‌ها برای امنیت ما جنگید. خوشحالی یا ناراحتی افراد در فقدانش سنگ محک مناسبی است برای وطن‌دوستی یا وطن‌فروشی! نقل انقلابی و غیر انقلابی نیست، نقل ایران و ایرانی است».
یکی از کاربران او را معدود بازماندگان نسل بی‌ریای دفاع مقدس می‌داند. «از معدود بازماندگان نسل انسان‌های پاک و صافی بود که صالحین عاشق او بودند و مفسدین راهی بر عیب‌جویی او نداشتند».
همین خصلت‌های پسندیده بود که حتی اردشیر زاهدی زبان به تحسینش باز می‌کند و می‌گوید «به سردار سلیمانی افتخار می‌کنم».
کاربران به مناسبت‌های مختلف یاد او را زنده می‌کنند و این کار را وظیفه‌ی خودشان می‌دانند. «یاد حاج قاسم رضوان‌الله تعالی را همیشه زنده نگهداریم».
اما چرا او زنده و همچنان محبوب است؟ یکی از روانشناسان کشورمان در این باره نوشته بود: «سلیمانی قهرمان واقعیِ چند دهه مبارزه با کشوری است که برای تأمین انرژی و سلطه‌ و شادی کشورش، از آن‌طرف دنیا به همه‌جا سرک می‌کشد، کشورها را اشغال می‌کند، آدم‌ها را می‌کشد، آواره می‌نماید. سپس با همان هژمونی رسانه‌ای چنان در میان قربانیانش سندروم‌ اِستُکهُلم می‌سازد تا عاشقش باشند. که چه؟ تا بیشتر غارتشان کند.
راز محبوبیت سلیمانی در میان مردمان خسته از مسابقه‌ی اشرافیت و فاصله‌ی طبقاتی دقیقاً همین چیزی است که گفته روی قبرش بنویسند. چیزی که مردم هم خوب آن را می‌فهمند و هم به خوبی بود و نبودش را در هر کسی تشخیص می‌دهند.
سلیمانی بُغض فروخفته‌ی ملتی است که از مُرداد سی‌ودو از دخالت‌های آمریکا رنج می‌کشد. بُغضی که او نه فقط در گلوی ایرانی‌های شیعی، که در کردها و عرب‌ها و افغان‌ها و هندی‌ها و سنی‌ها و ایزدی‌ها و مسیحی‌ها و باقی می‌دید و برای رهایی‌شان تلاش می‌کرد. هر نقدی هم که به او داشته باشید؛ آیا می‌توان چنین چیزی را نادیده گرفت؟»¹.
این مصراع مولانا چه‌قدر با زندگی او قرابت دارد: «مرگ هرکس ای پسر همرنگ اوست». روحش شاد و یادش گرامی.

¹. قسمتی است از نوشتهٔ استاد بزرگوارم دکتر محسن زندی

#کامنت_نگاری

@commentnegari
2
آقا من پرنسسم!

حمید بردخونی

یکی از تیترهای سایت برترین‌ها نظرم را جلب کرد. چیزی که این روزها هر از گاهی از دانش‌آموزانم نیز می‌شنوم. «آیا پسران ایرانی پرنسس شده‌اند؟»
مدت‌ها قبل سر کلاس، یکی از دانش‌آموزان گفت «آقا! تو می‌دونی من پرنسسم؟».
سرِ یکی از کلاسهای دیگر، دانش‌آموزی ناخن‌هایش را صورتی کرده بود و گفت «آقا! من اسم مستعارم عسله».
خبر را که می‌خواندم، حرفهای دانش‌آموزانم برایم تداعی می‌شد. کاربری پرنسس را معنا می‌کند. «به خاطر رفتارهای دخترونه بهشون می‌گن پرنسس. مثل قهر کردن، ناز کردن، لوس شدن»¹.
کاربر دیگری می‌گوید «وقتی دختر‌ها تیپ و سیس مردونه می‌گیرن و سیگار به لب پشت موتور می‌شینن و لاتی حرف می‌زنن، پسرها هم باید پرنسس بشن».
کاربری نیز به «موجِ کنسلی» اشاره می‌کند. به تعبیر استادم به «زندگی بر مدار کنسلی» اشاره می‌کند و پرنسس شدن را حق پسران می‌داند. او نوشته است «زیر الهیه کنسل، ایرانسل کنسل، پراید کنسل. اینها هم مد شده در جامعه. به اینها هم برسید. اوضاع خیلی خرابه، رابطه‌ها خرابه، حال جوانها خوب نیست. چشم و هم‌چشمی زیاده شده. حق داریم ما پسرها به سختی داریم پول در می‌آریم».
کاربر دیگری پسران نسل جدید را اینگونه توصیف می‌کند «ناز و کرشمه دارن».
کاربری نیز با دیدهٔ تردید به موضوع نگاه می‌کند. «این هم شروع بازی جدیدمون».
یکی از کاربرانِ خانم، معتقد است پرنسس شدن پسران، نتیجهٔ رفتار دخترهاست. «پرنسس شدن پسرها نتیجهٔ رفتار ماست. متأسفانه ما در دوره‌ای بزرگ شدیم که انگار برای قوی بودن و خفن بودن باید ویژگی‌های مردونه می‌داشتیم و زنانگی خودمون رو پنهان می‌کردیم. در نتیجه پسرها به سمت پرنسسی رفتن. مثلا خودم جای داداش نصف اطرافیانم هستم».
کامنت‌ها تمام می‌شود. به رفتارها و حرف‌های دانش‌آموزانم فکر می‌کنم. حرف‌های دانش‌آموزان کلاسهای ۳۵ نفره، تا حدی بازتاب تحولات فرهنگی و اخلاقی دانش‌آموزان، نسل نوجوان شهرمان (در مقیاس کوچک) و نوجوانانِ کشورمان (در مقیاس بزرگ) است؛ آنگاه که شوخی می‌کنند، یا از علاقه‌هاشان حرف می‌زنند و یا دربارهٔ اهداف و آرزوهاشان مطلبی می‌نویسند.
اگر درس مطالعات اجتماعی متوسطهٔ اول یک هدف داشته باشد، ابتدا شناخت نسل جدید، سپس برقراری ارتباط سازنده و آموزش و آگاهی به آنهاست.

¹.یکی از توییت‌هایی‌ست که سایت برترین‌ها در متن خبر بازنشر داده است.

جمعه ۱۲ بهمن‌ماه ۱۴۰۳

#کامنت_نگاری

@commentnegari
👍4
راه منطقی و مسئولانهٔ فردی ما در وضعیت نابسامان کنونی، ساختن و اصلاح است؛ هر کسی در هر جایگاه اجتماعی می‌تواند در حد وسع‌اش گامی به پیش بردارد، به دیگران و به حوزهٔ کاری‌اش خدمت کند و تکه‌ای کوچک از کل جامعه را بسازد. اما لازمهٔ حرکت در این مسیر، مسئولیت‌پذیری در برابر نسل‌های جدیدتر، دوری از افراط و تفریط، رواداری، منصف‌بودن، درستکاری، آگاهی از وضعیت اجتماعی، و حتی کنترل خشم است. تنها در این صورت است که در مقام یک انسان، فراتر از شرایط سیاسی-اقتصادی موجود، می‌توان فشارها و سختی‌های زندگی کنونی را تاب آورد و همچنان اخلاق‌مدارانه زیست و به جامعه خدمت کرد.

@masoudzamanimoghadam
👍2
این روزها که می‌گذرد...

ای روزهای خوب که در راهید!
ای جاده‌های گمشده در مه!
ای روزهای سخت ادامه!
از پشت لحظه‌ها به در آیید!
ای روز آفتابی
ای مثل چشم‌های خدا آبی!
ای روز آمدن!
ای مثل روز، آمدنت روشن!
این روزها که می‌گذرد
هر روز
در انتظار آمدنت هستم!
اما
با من بگو که آیا من نیز
در روزگار آمدنت هستم؟

قیصر امین‌پور

🌸اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج 🌸

#کامنت_نگاری
@commentnegari
2
🔹قانع کردن این نسل

امروز نیکا با چشمانی اشکبار از مدرسه برگشت. کوله‌اش را با عصبانیت زمین انداخت و بعد از کلی غر و لند، گفت "این خانم حسود است؛ هیچی‌ش نیست فقط حسادت می‌کند." من و مادرش کمی صبر کردیم تا آرام شود. بعد از کمی از او پرسیدم دوست داری، برای ما هم توضیح بدهی؟ گفت این خانم حسادت می‌کند. من را مسخره کرد و به تو توهین کرد. به او گفتم، مسخره کردن و  توهین خیلی بد است؛ بگو ببینم چه توهینی کرده است؟  گفت: خانم معلم از من پرسید که مرجع تقلیدت کی هست؛ من هم جواب دادم که از بابام تقلید می‌کنم! اون هم مسخره کرد و گفته "بابای تو آیت‌الله نیست، کتاب نداره! و تو باید از یک آیت‌الله تقلید کنی." لبخندی زدم و گفتم: "خب، درست می‌گوید، توهین نکرده دخترم؛ من آیت‌الله نیستم." بیش‌تر عصبانی شد و گفت "الکی نگو! من خودم کتاب‌هایی را که نوشته‌ای دیده‌ام." دخترم حرص می‌خورد و دست‌های‌ش را به صورت‌ش می‌کشید. مادرش او را بغل کرد و گفت "دخترم، منظور معلمتان این است که پدر تو "رساله" ندارد. با کمی توضیح توانستیم برای‌ش روشن کنیم که رساله چه جور کتابی‌ست. با این حال، قانع نشد و پرسید "به چه دلیل ما فقط باید از کسی تقلید کنیم که رساله دارد؟" به او گفتم سؤال خوبی‌ست؛ بهتر است فردا از معلم‌تان بپرسید. شک دارم خانم حسینی بتواند او را قانع کند. مدتی‌ست که در کلاس‌های فلسفه برای کودکان شرکت می‌کند. یاد گرفته است بحث کند و بگوید "حرف باید منطقی باشد." این بچه‌ها با ماها فرق دارند؛ چیزی که برای ما دلیل بود، برای این‌ها دلیل نیست. قضاوت‌های ارزشی آن‌ها با ما فرق دارد.

مهراب صادق‌نیا
۱۴۰۳/۱۲/۱
@sadeghniamehrab
https://t.me/sadeghniamehrab
آموزه‌های علوی برای زندگی در فضای مجازی
(بخش اول: اعتماد به هوش مصنوعی)¹

حمید بردخونی| قدس آنلاین؛ ۱۸ اسفندماه ۱۴۰۳

هوش مصنوعی در کنار مزایایی که در آموزش و برای دانش‌آموزان دارد، معایبی نیز دارد. از مزایای آن می‌توان به تولید محتوا، استعدادسنجی اشاره کرد. از آسیب‌ها و چالش‌های هوش مصنوعی «کاهش روحیهٔ جست‌وجوگری و مطالعه، اعتماد و اشباع‌شدگی» رامی‌توان نام برد. بعضی از دانش‌آموزان استفاده از هوش مصنوعی را به علت «در دسترس بودن، سرعت پاسخ‌دهی؛ معرفی منابع، دسته‌بندی مطالب و احاطه بر موضوع» بی‌نظیر توصیف می‌کنند. همین موارد باعث اعتماد بیش از حد آنان شده است. تا جایی که این دسته معتقدند جواب‌های هوش مصنوعی در موضوعات مختلف کاملا درست است و هیچ‌گونه خطایی ندارد. هنگامی که به تعدادی از اشتباهات هوش مصنوعی اشاره می‌شود، آن را رد می‌کنند. و معتقدند این گونه اشتباهات اندک است و در نتیجه‌ی کلی اثر ندارد.

این اعتماد بیش از اندازه می‌تواند مصداق این حدیث از امام علی (ع) باشد که می‌فرمایند: «دیده عاشق، از دیدن عیب‌های معشوق، کور است و گوش او از شنیدن زشتیِ معایبش، کَر». همین اعتماد بیش از حد باعث کاهش مطالعه، کاهش جست‌وجو و احساس یادگیری زیاد شده است.

اما راه حل چیست؟ راه حل این است که مرتبطان تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش، حوزه و...) محتوای آموزشی جهت توانمندسازی دانش‌آموزان در استفاده از هوش مصنوعی به صورت کارگاه (مجازی و حضوری) تولید کنند. تدریس کتاب سواد رسانه‌ای به کسانی سپرده شود که تخصص‌های رسانه‌ای دارند. از همه مهمتر آموزش‌های رسانه‌ای را از دوران دبستان و متوسطه اول شروع کنیم.‎


¹. بر اساس تجربه‌ٔ کلاس درس


#کامنت_نگاری
#اخلاق_فناوری

@commentnegari
👏2
سال نو مبارک.

امیدوارم سال جدید -به طور خاص- برای دانش‌آموزان ایران‌زمین سالی سرشار از رخدادهای نیکو باشد. سالی که در آن با تلاش‌های مرتبطان حوزهٔ تعلیم و تربیت، شاهد آسیب‌های کمتری باشیم.

به امید سلامت جسم و روان برای آینده‌سازان ایران 🙏

۱ فروردین‌ماه ۱۴۰۴

#دانش_آموزان
#مدرسه

@commentnegari
کامنت‌گذاری و اصل عتدال و میانه‌روی در سخن

✍🏼 حمید بُردخونی

کامنت‌گذاری یا نوشتن دیدگاه پای محتوای دیگران در فضای مجازی، اگرچه کار ساده‌ای است و زمان زیادی از ما نمی‌گیرد اما از نظر اخلاقی آثار و نتایج مهمی دارد.

بهره‌مندی از دیدگاه و تجربه دیگران، و ترویج فرهنگ گفت‌وگو از مزیت‌های این کار است. اما این مزیت‌ها زمانی حاصل می‌شود که یکی از آداب کامنت‌گذاری، یعنی «میانه روی در سخن» مراعات شود. به این معنا که نظرات‌مان نه آنقدر طولانی و بیهوده باشد که مورد پسند واقع نشود و کسی به آن اعتنا نکند؛ نه آنچنان کوتاه که حق مطلب را ادا نکنیم و چه بسا مخاطب را به اشتباه بیاندازیم.

این درسی است که از امام علی(ع) می آموزیم؛ آن جا که می‌فرمایند: «سخن میان دو خصلت زشت قرار گرفته است: پرگویی و کم‌گویی؛ زیرا پرگویی به یاوه می‌انجامد و کم‌گویی، نشانگر درماندگی و عجز در سخن است».(«الكلامُ بَينَ خَلَّتَي سَوءٍ، هُما: الإكثارُ والإقلالُ، فالإكثارُ هَذَرٌ، والإقلالُ عِيٌّ وحَصَرٌ»).

۴ فروردین‌ماه ۱۴۰۴

#کامنت_نگاری

@harahmati
@commentnegari

#گزین_گویه
👏2👍1
عید فطر مبارک 🍀


@commentnegari
👏1
یکی از دانش‌آموزان مستعد کلاس نهم در گفت‌وگویی که داشتیم معتقد بود آسیب‌های فضای مجازی خیلی بیش از کاربردهای آن است و این فضا چندان جالب نیست. تعدادی دانش‌آموز دیگر نیز چنین باوری داشتند. به عبارتی نگاهشان به این موضوع صفر و صدی بود.

متن ساده، بسیار کوتاه و فشردهٔ زیر برای این دسته از افراد است.
«اندکی اندیشه» پیرامون کاربردهای فضای مجازی

حمید بردخونی| قدس‌آنلاین (رواق)؛ ۲۰ فروردین‌ماه ۱۴۰۴

بعضی از افراد معتقدند «فضای مجازی مفید نیست و نباید از آن استفاده کنیم». چرا که آسیب‌های جبران ناپذیری مانند طلاق، بی‌بندوباری، بی‌دینی، شبهات را به زندگیها وارد کرده است. شکی در آسیب‌های فضای مجازی نیست. هم آسیب‌های ذاتی که ناشی از بافت فضاست و هم آسیب‌هایی که ناشی از رفتار آگاهانه و ناآگاهانه انسانهاست.

فضای مجازی چه کاربردهایی دارد؟ نوشتن درباره کاربردها تکرار مکررات است اما می‌تواند مفید باشد و باعث «اندکی اندیشه» بیشتر درباره این فضا شود. از جمله کاربردها می‌توان برقراری ارتباط، کسب اطلاعات و دانشهای سودمند، کسب تجربه‌های مفید و جدید را نام برد. در این فضا به اندازه خودمان می‌توانیم مُبَلغ ارزش‌های والای انسانی باشیم؛ به نیازمندان کمک کنیم؛ دوست‌های جدید پیدا کنیم و کسب و کار راه بیندازیم. موارد اشاره شده تعدادی از کاربردهای فضای مجازی است.

راه برخورد درست با فضای مجازی که می‌تواند باعث کاهش آسیب‌ها نیز شود همان است که امام هادی علیه‌السلام می‌فرمایند. «نعمتها را با برخورد درست، باقی نگه دارید و با شکر نعمتها اسباب فزونی آنها را فراهم آورید». به عبارتی «استفاده درست از نعمت سبب دوام آن و شکر نعمت سبب فزونی آن است». اگر آسیبی وجود دارد دلیل آن ناسپاسی کاربران و استفاده نادرست آنان از این نعمت است.


#کامنت_نگاری
@commentnegari
مذاکرهٔ ایران و آمریکا

حمید بردخونی| ۲۶ فروردین‌ماه ۱۴۰۴

این روزها گفت‌وگو و بحث درباره مذاکره ایران و آمریکا، چه در فضای مجازی و چه حقیقی، بر دیگر مباحث غلبه دارد. وارد کلاس درس که شدم یکی از دانش‌آموزان با لبخند گفت «تو دوس داری سوار تِسلا بشی یا تانک؟». حتی استراحت بین زنگ‌های کلاسی هم همین‌طور. بین معلم‌ها صحبت از مذاکرات است. گفت‌وگو دربارهٔ مذاکره اما در فضای مجازی داغ‌تر از حقیقی است. کاربری می‌گوید «حاصل سالها نداشتن رابطه با آمریکا وضعیت فعلی است». کاربر دیگری می‌گوید «با یه صحبت دو ساعته، دلار و طلا اینقدر سقوط کرده ولی کل دولت و کل مجلس نمی‌توانستند جلوی رشد قیمت رو بگیرن». کاربری به هدف مذاکره اشاره می‌کند و می‌نویسد «مذاکره جهت تبیین این [است] که ما به دنبال سلاح هسته‌ای نیستیم و کسی تا الان مدرکی دالِ بر تلاش ایران برای سلاح هسته‌ای پیدا نکرده است؛ به جز کاریکاتوری که ۱۰ سال پیش نتانیاهو در سازمان ملل نشان داد و همه او را مسخره کردند».

کاربرانی با اصل مذاکره مخالف‌اند. برخی از آنها به تیم مذاکره‌کنندهٔ دولت بی‌اعتمادند؛ عده‌ای آمریکا را غیرقابل اعتماد می‌دانند و برخی بی‌نتیجه ماندن برجام، لیبی شدن ایران و... از استدلال‌های آنان برای مخالفت است. کاربری به مذاکرات قبلی اشاره می‌کند و می‌نویسد «چقدر هم مذاکره قبلی‌تان مفید بوده و باز هم می‌خواهید مذاکره کنید. با کسانی که به هیچ تعهد خود پایبند نیستند و صد بار هم تجربه کنید عبرت نمی‌گیرید». کاربر دیگری در کامنتی با همین مضمون می‌نویسد «پیش‌فرض موافقان مذاکره، بهبود وضعیت اقتصادی کشور و رفع تحریم‌ها در نتیجهٔ مذاکره با آمریکاست؛ درحالیکه تجربه نشون داده این پیش‌فرض اشتباه است». کاربری با اشاره به نیّت آمریکایی‌ها در این مذاکره می‌گوید «اینا دنبال مذاکره کردن نیستن. فقط می‌خوان ایرانو خلع سلاح کنن و بعد حمله کنن...». کاربر دیگری خطاب به موافقان نوشته است «در اندیشهٔ شما هرکسی که گفت مقاومت کنیم، اهل جنگ‌طلبی و ضد رفاه مردم و کاسب تحریم است ولی هرکسی گفت به هر قیمتی مذاکره کنیم و توافق کنیم حتی با ترامپی که برجام را پاره کرد می‌شه خبرخواه مردم». یکی دیگر از کاربران از معضلات اداره کشور نوشته است. «مشکل اینجاست که آقایان فقدان توانمندی مدیریت معضلات را به مسئلهٔ مذاکره فرافکنی می‌کنند...».

در مقابل، کاربرانی با مذاکره موافق‌اند. کاربری نوشته است «بالاخره سیاست عدم گفت‌وگو به سیاست گفت‌وگو تغییر کرد». یکی از کاربران با کنایه به مشاوران رجال سیاسی می‌نویسد «شرایط زمستان سخت و تابستان سخت و بهار سخت و پاییز سخت را در نظر نگیرید. کلا مواظب مشاوره‌های تصمیماتتان باشید». کاربر دیگری می‌گوید «مملکت نه آب داره نه برق! فقط ادعا داره! توافق کنید بره پی کارش بذارید مردم نفس بکشن». یکی از کاربران با اشاره به شعار بعضی مخالفان مذاکره نوشته است «هر وقت از جیب خودتان هزینه شعارهایتان را دادید باز هم شعار بدهید. ولی اگر مردم تمایل به شعارهای شما نداشته باشند راهکار چیست؟». کاربری از دل تاریخ به ماجرای صلح امام حسن علیه‌السلام و معاویه اشاره می‌کند. «... گاهی صلحِ تاکتیکی منجر به پیروزی می‌شود و جنگ، موجب شکست». او به طور غیرمستقیم این مذاکره را یک پیروزی برای ایران می‌داند.

نظرات تمامی ندارد. در این دو قطبی «موافق - مخالف» که حتی عده‌ای خواهان جنگ‌اند کاربری با تأکید بر حفظ منافع ملی نوشته است «ما نمی‌گوییم منافع ملی را بفروشید ولی به گونه‌ای با سیاست و با کیاست عمل کنید که کمترین آسیب به ملت برسد. با این توَرم به جز نارضایتیِ بیشتر مردم و ضرر به امنیت و منافع ملی، حاصلی نخواهد داشت. با مذاکرهٔ زیرکانه و عدم اتخاذ مواضع سختِ غیرمنطقی، آرامش را به کشور برگردانید. چون تنها راه ضربه به ایران همین اقتصاد هست و نه حملهٔ نظامی».


#کامنت_نگاری

@commentnegari
👍3
کتاب «راست‌کلیک» منتشر شد.

کتاب حاضر شامل یکصدوپنجاه یادداشت کوتاه درباره برخی از مهمترین موضوعات و مسائل اخلاق فناوری اطلاعات (اخفا) با تمرکز بر فضای مجازی و هوش مصنوعی است.

مخاطب این کتاب چه کسانی است؟
همهٔ افراد جامعه از کاربران عادی گرفته تا دانشجویان و طلاب و اساتید حوزه و دانشگاه هستند. این گروه البته می‌توانند موضوع‌های مطرح‌ شده را دست‌مایهٔ پژوهش‌های بیشتر کنند.

ویژگی مهم این کتاب چیست؟
- این یادداشت‌ها هرچند پشتوانه پژوهشی جدی دارد ولی ساده و مختصر نوشته شده است.
- چون یادداشت‌ها ساده و مختصر هستند، خواندن هر مطلب زمانِ چندانی از ما نمی‌گیرد.
- مطالب کتاب وابسته به هم نیستند.


تبریک به استاد رحمتی بابت انتشار این کتاب ارزشمند. 🌸

@harahmati
@commentnegari
👍1👌1
هرچند حال و روز زمین و زمان بد است
یک قطعه از بهشت در آغوش مشهد است

حتی فرشته‌ای که به پابوس آمده
انگار بین رفتن و ماندن، مردد است ...

رضا عابدین‌زاده

ولادت امام رضا علیه‌السلام مبارک 🌸
2👍2
تو چراغ خود برافروز¹

حمید بردخونی| قدس‌آنلاین (رواق)؛ ۱۹ خردادماه ۱۴۰۴

آیا با همین لایک‌ها، کامنت‌ها و استوری‌ها می‌توانیم در راستای اخلاقی‌ کردن فضای مجازی بکوشیم؟
سؤالی‌ست که شاید برای خیلی‌هامان پیش آمده است. همین سؤال را گاه دانش‌آموزان نیز می‌پرسند.

یکی از نظریاتی که به بررسی اثرات کوچک ولی مهم می‌پردازد، «پنجره شکسته» است. اینکه «اتفاقات کوچک می‌تواند اتفاقات بزرگتری را رقم بزند». اگر در کلاس درس، دانش‌آموزان حاشیه‌دار مدیریت نشوند، کلاس به‌هم ریخته می‌شود. چرا؟ چون فکر می‌کنند «در این کلاس نظارتی نیست و شما آزادید هر کاری که دلتان می‌خواهد انجام دهید». در فضای مجازی نیز وضع همین‌طور است. صفحه‌ای که نظارتی بر محتوای تولیدی‌اش و فعالیت‌های مخاطبانش ندارد، این پیام را به مخاطب می‌دهد که «در این صفحه هر رفتاری آزاد هست؛ حتی اگر غیراخلاقی باشد و باعث آزار دیگران شود».

همین رفتار کوچک و ساده «کامنت‌نویسی» را درنظر بگیرید. اگر صفحه‌ای انباشته از کامنت‌های منفی شود (مانند فحاشی، تهمت و...)، حالِ مخاطبی که کامنت‌ها را می‌خواند نیز بد می‌شود. و برعکس صفحه‌ای که بر روی محتوایش نظارت دارد و حتی بر رفتار کاربرانش از جهت مراعات اخلاق نظارت می‌کند، این پیام را به مخاطب می‌دهد که «در این صفحه مجاز به انجام هر رفتاری نیستی؛ چون اینجا چهارچوب دارد». بنابراین کوچک‌ترین کارهای ما در فضای مجازی می‌تواند نتایجی غیرقابل تصور بیافریند. همین رفتار ساده کامنت‌نویسی را با چند راهکار ساده می‌توانیم اثربخش کنیم؛ به شرط آنکه چنین رفتاری را کوچک نشماریم. امام علی (ع) در حدیثی درباره کارهای نیک و مثبت می‌فرمایند «کار نیک را به جای بیاورید و آن را خرد نشمارید، زیرا کار نیک هر چند در نظر کوچک آید، بزرگ باشد و هر چند اندک نماید، بسیار باشد...». (إفْعَلُوا الْخَیْرَ وَ لَا تَحْقِرُوا مِنْهُ شَیْئاً، فَإِنَّ صَغِیرَهُ کَبِیرٌ وَ قَلِیلَهُ کَثِیرٌ...)

بنابراین همانگونه که رفتارهای کوچکِ منفی می‌تواند نتایج بزرگِ منفی حاصل کند؛ رفتارهای کوچکِ مثبت و اخلاقی را نباید دست‌کم بگیریم؛ چرا که مانند چراغی است که می‌تواند تاریکی را روشن کند و راه را نشان دهد.

¹. تیتر اصلی مصرعی از مولانا بود. که در سایت قدس‌آنلاین به تیتر زیر تغییر کرد:
«کار نیک مجازی را خرد نشمرید! نقش اعمال کوچک در ساختن دنیای اخلاقی»

#کامنت_نگاری

#اخلاق_فناوری_اطلاعات (اخفا)

@commentnegari
👌3👏1
پیچیده شمیمت همه جا، ای تن بی سر!
چون شیشهٔ عطری که درش گم شده باشد

سعید بیابانکی


#سلام_بر_محرم

@commentnegari
4
دلش دریای صدها کهکشان صبر
غمش طوفان صدها آسمان صبر

دو چشم از گریه همچون ابر خسته
ز دست صبرِ زینب، صبر خسته
.
چه گوشی می‌کند باور شنیدن؟
خروشی این چنین مردانه از زن

به این پرسش نخواهد داد پاسخ
مگر اندیشهٔ اهل تناسخ

حلول روح او، در جسمِ زینب
علیِ دیگری با اسم زینب

زنی، خون خدایی را پیامبر
زن و پیغمبری؟ الله اکبر!

زنده‌یاد قیصر امین‌پور

#عاشورا
#ایران
#مرگ_بر_اسرائیل

@commentnegari
2
چند دختر که می‌خورد دبستانی باشند، سر راهمان ایستاده بودند. خودکار دستشان بود.
یکی‌شان آمد جلو. فکر می‌کردم که با خودکار می‌خواهد چه کاری انجام دهد؟
دستم را گرفتم. نوشت: لبیک یا زینب.

هر کسی هرچه در توان دارد در این مسیر انجام می‌دهد.

#پیاده‌روی_اربعین

۱۵ مردادماه ۱۴۰۴
2
طرفدار بارسایی یا رئال؟

خانه حسین الساعدی نشسته بودیم. برادرش مصطفی و پسرعموهایش حضور داشتند. آنچه از عربی می‌دانستم اندک بود. گاه با گوگل‌ترنسلِیت (ترجمه) و گاه واژگان انگلیسی منظورم را می‌رساندم و منظورشان را می‌رساندند. حرف از فوتبال شد. طارمی، آزمون و عزت‌اللهی را می‌شناختند. یکی‌شان با خنده گفت «وحید امیری». منظورش این بود که سال ۲۰۱۵ پنالتی مقابل عراق را به تیرک دروازه زد و ایران، بازی را به عراق واگذار کرد.
کوچکترین عضو جمع که می‌خورد متوسطه اول (مثلا هشتم) باشد گفت: طرفدار بارسایی یا رئال؟
گفتم: هیچکدام. فقط میلان.
چندنفرشان گفتند: وااو. مالدینی، نستا، کاکا... همه لبخند زدیم و من تأیید می‌کردم. یکی شان گفت من طرفدار تیم پلیس (شُرطه) عراقم.
چند دقیقه‌ای درباره فوتبال حرف زدیم. فضایی دوستانه و همدلانه برقرار بود.
در آینده‌ اگر مسئله زبان حل شود، در همین پیاده‌روی اربعین، اشتراکات زیادی وجود دارد که یک انسان عراقی با یک انسان ایرانی، به دور از چالش‌ها و در فضایی دوستانه و اخلاقی می‌توانند با همدیگر گفت‌وگو کنند.


#پیاده‌روی_اربعین

۲۰ مردادماه ۱۴۰۴

@commentnegari
1👏1
ما ملت بسیار زیبایی هستیم

حمید بُردخونی| ۸ شهریورماه ۱۴۰۴

یکی از کانال‌های تلگرامی که کاربران کامنت‌گذار فعالی دارد، حدود دو ماه پیش از کاربرانش سؤالی با این مضمون پرسید: «چه تجربیاتی از جنگ ۱۲ روزهٔ ایران و اسرائیل کسب کرده‌اید که در صورت حملهٔ احتمالی به کارتان بیاید؟»

کامنت‌های این فرسته برایم جذاب بود. چون بیان تجربه و احوالات شخصی، کامنت‌ها را واقعی‌تر می‌کند.
کاربری نوشته است «فقط یک کانال خبری مثلا تو تلگرام دنبال می‌کنم، نه صدتا. اونم یه کانالی که جَوّ نده. هیچ عکس و فیلمی هم نه خودم منتشر می‌کنم و نه اجازه می‌دم اطرافیانم بگیرن».
کاربرانی رفتار برخی کانالهای خبری را نقد می‌کنند. آنها معتقدند این کانالها توجهی به امنیت روانی مخاطب در شرایط جنگی نداشته‌اند؛ بلکه بیشتر دنبال جذب مخاطب بوده‌اند. همین نکات نشان می‌دهد که تولید، انتشار محتوا -و توجه به حال و هوای مخاطب- چه اندازه مهم است. کاربر دیگری در این‌باره نوشته است «شاید [رسانه‌های داخلی] همه چیزو بهتر از واقعیت نشون بده ولی اتفاقا برای منِ شهروند عادی خیلی بهتره. من قرار نیس تصمیم نظامی بگیرم. لازمه امنیت روانیمو حفظ کنم تا دچار وحشت نشم ...». یکی دیگر از کاربران، «سواد رسانه‌ای» را به دیگران توصیه می‌کند.

کاربرانی به شوخ‌طبعی و برخورد طنازانه با موقعیت‌های دردناکی مثل جنگ پرداخته‌اند. «این هوش ما ایرانی‌هاست که موقعیت‌های سخت رو تبدیل به طنز می‌کنن...». جوک‌هایی که در این مدت توی کامنت‌ها مشاهده کرده‌ام جالب‌اند. همین لطیفه‌های کوتاه به گواه خودِ کاربران حال‌وهوایشان را تغییر داده است. به عنوان نمونه کاربری با خنده تجربه شخصی‌اش را اینگونه نوشته است. «دانلود فیلم و سریال به عنوان آذوقهٔ روان 😂». کاربرانِ دیگری نیز خاطره‌های طنزگونه‌ای از دوران دفاع مقدس را نوشته‌اند. «یکی از جانبازان تعریف می‌کرد که توی یه عملیاتی تیر توی کِتفش می‌خوره و از اون‌طرف می‌ره بیرون. یک سوراخ توی کتفش درست شده بود. بعدش گفت یکی از رفیقام آمد بالا سرم و گفت فلانی، تو الان فقط به درد جاکلیدی می‌خوری 😁».

کاربرانی روی کمک‌های کوچک حساب باز کرده‌اند. «دوباره دوره‌های امداد را بگذرونم، شاید تونستم به کسی کمک کنم. حتی یه کمک کوچیک». کاربران دیگری به دعا، رفتن به مسجد، همدلی، ارتباطات جمعی و... اشاره کرده‌اند.
کاربری یکی از رفتارهای فراگیر حکومت را نقد می‌کند. او همچنین با بیان کوتاهی‌هایش در مطالبه‌گری، می‌نویسد «... تا پیش از این فکر می‌کردم دیگی که برای من نجوشه، توش سر سگ بجوشه. و مملکتی که برای من کاری نمی‌کنه و با عوام‌فریبی فقط من رو برای انتخابات آدم حساب می‌کنه و بقیهٔ سال به درخواست‌هام اهمیتی نمی‌ده، هرچی می‌خواد بشه. اما این روزها چنان خونم به جوش اومده که حاضرم با دست خالی با هرکسی که نگاه چپ به خاک ایران انداخته بجنگم و احساس می‌کردم در مطالبه‌گری کوتاهی کرده‌ام که حکومت به خودش اجازه داده فقط موقع انتخابات من رو آدم حساب کنه ...».
یکی از کاربران از مشاهده‌اش نوشته است. او بر مهر، مهربانی، همدلی و انسجام ایرانیان تأکید می‌کند و معتقد است در طول تاریخ یادگرفته‌ایم چگونه با موقعیت‌های دشوار برخورد کنیم. «ما ملت بسیار زیبایی هستیم. تا دو روز قبل شاید عصبانی‌ترین بودیم؛ اما انگار در طول تاریخ یاد گرفته‌ایم در زمان خطر چطور رفتار کنیم. عین تک‌تک سلول‌های بدن که در واکنش به بیماری، هریک وظیفهٔ خودشون رو می‌دونن، صحنه‌های بسیار زیبایی دیدم. دیدم چطور چندنفر همزمان در پمپ بنزین به یک‌نفر کارت دادند. دیدم یه پسر جوان در شهری دور چطور تلاش می‌کرد با روی خوش مشتریان رو به خرید کمتر راضی کنه تا بتونه سوپرمارکتش رو مدیریت کنه. خودمون باشیم. همین کافیه».

#کامنت_نگاری

@commentnegari
1