Someone, Somewhere
99 subscribers
314 photos
33 videos
65 links
Download Telegram
Someone, Somewhere
یه چیزی که سر این ماجرا تو مدرسه اتفاق افتاد این بود که دبیر دینی یه بار داشت یه ویدئو از یه سری آدم بیچاره‌ی رندوم نشون می‌داد و می‌گفت اینایی که می‌بینید دوجنسه‌ان و می‌رن جهنم. یهو یکی از بچه‌ها وسط سکوت داد زد عهههه مثل رزا. و همه زل زدن به من و چند نفر…
اون دبیر دینی‌مون این‌طوری شد که نه چی می‌گید غیر ممکنه رزا دوجنسه باشه. همون کسی که اول این ماجرا رو شروع کرد گفت شما ندیدید موهاش همیشه از ته کوتاهه و حتی پشت‌ سرشو ماشین زده. بعد دبیر دینی با حالت بهت به من خیره شد که ایز دت ترو؟ تو دوجنسه‌ای؟
برای ادبیات من تکالیفو نفرستاده بودم بعد بهم ۱۷ داده و به بقیه که براش تکلیف فرستادن زیر ۱۷ داده. از بس اتفاق عجیبیه که منتظرم توی ثبت نهایی بهم ۱۰ بده بگه می‌خواستم ضایعت کنم.
💔2
وای این استاد یه تکالیف عجیبی می‌داد بهمون. مثلا می‌گفت گیسو و دهان و لب و سینه و شکم و پا و دست‌های خود را توصیف کنید.
منم از شدت کریپی بودن‌شون نتونستم بفرستم‌شون. نمی‌دونم بقیه چطوری فرستادن.
اومدم بگم اگه ممکنه نوبتمو کنسل کنید ولی دستم بند یه کار دیگه‌م بود و اشتباهی نوشتم اگه ممکنه نوبتی منو کنسل کنید.
💔4
何も
هیچ ایده ای ندارم رزا داره با خودش چکار می‌کنه 🙏
رزام هیچ ایده‌ای نداره داره با خودش چیکار می‌کنه.🙏🏻
Forwarded from ``All Blue``
حالا اگه زور بزنم فامیلو شاید بفهمم
ولی خدایا دیگه دلیل خلق مگست چی بود ظهراا میاددد سررر قبر مننن
چند وقت پیش که یوکی رو برم دکتر یه راننده اسنپ گیرم اومد که می‌گفت گربه‌تون خنگه باید یه کاری کنید که هوشمند و زرنگ بار بیاد.
امروزم یه راننده اسنپ گیرم اومد که نیم ساعت داشت بهم یاد می‌داد چیکار کنم خرگوشم باهوش بشه.
کاشکی صداشو ضبط می‌کردم ولی نمی‌خواستم تجاوز به حریم‌خصوصی دیگران انجام بدم.
می‌گفت هویج توی خاک قایم کن که بره پیداشون کنه تا ذهنش قوی بشه.
منم مونده بودم چی بگم می‌گفتم بله شما درست می‌گید و همون موقع با تمام زوری که توی خودم سراغ دارم قفس آکازا رو محکم گرفته بودم که تکون نخوره.
اگه برم کافه و بهم بگن زیرسیگاری نیاز دارید همون‌جا می‌زنم زیر گریه و می‌گم می‌شه باهاش خود سیگارم بیارید؟ و یکم تریاک؟ و شیشه؟ شایدم هروئین؟
دارم مثل آرتی یه موجود بی‌حواس آلزایمری خدازده می‌شم.
毒の木¹⁸¹⁹
۳۱- مهم‌ترین چیزی که در تیر امسال درباره خودت کشف کردی چیست؟
روز سی و یکم


اینکه بیشتر به حسی که درمورد بقیه دارم اعتماد کنم.
از آدم‌هایی که تکلیف‌شون با خودشون مشخص نیست و نمی‌دونن چی می‌خوان دوری کنم.
می‌خوام یه کاری کنم که می‌دونم اگه الان انجامش ندم دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم و امیدوارم بشه...
حتی با این‌که حس می‌کنم دیره.