Someone, Somewhere
105 subscribers
308 photos
33 videos
62 links
Download Telegram
یه ریویوی کوتاه از کتاب فروشگاه فرصت دوباره.
من جدی جدی خوشحالم که توی فیلد مربوط به حیوانات کار نمی‌کنم چون قلبم هرروز این‌قدر ریش‌ریش‌ می‌شد که بیفتم بمیرم. «راستش شغل آینده‌ی الانم هم قراره این‌قدر قلبم رو تیکه‌تیکه کنه که بیفتم بمیرم و هیچ فرقی برام نداره.»
💔6
Someone, Somewhere
Photo
دلم نصف‌شبی این‌قدر براش تنگ شده که می‌خوام فقط گریه کنم.
💔4
هیچ‌کس برام یوکی نمی‌شه چون اولین گربه‌ای بود که این‌قدر باهم دوست شدیم.
نیلوفر توی گروه روتین یه تنه داره جلو می‌ره.
تولدی دیگر/ میان تاریکی
در آسمان ملول
ستاره‌ای می‌سوخت
ستاره‌ای می‌رفت
ستاره‌ای می‌مرد
#Book
🕊5
هرکی بهم کاموا بده هرچی بخواد براش می‌بافم ⁦༎ຶ⁠‿⁠༎ຶ⁩
🍓3
عکس‌ها رو از هاجر دزدیدم.
بنده‌ی خدا دیگه هیچ‌وقت نمی‌ره پیوی کسی.
🤣2
بوبوک
به نظر من از همه عاقل تر کسی است که حداقل یک بار در ماه خودش را دیوانه خطاب کند.

#Book
Forwarded from 何も
بوبوک
به قدری همه‌چیز را قروقاتی کرده‌اند که دیگر عاقل و دیوانه را نمی شود از هم تشخیص داد.


#Book
گربه‌بارون شدم. TT
❤3