Someone, Somewhere
نمیدونم چرا یکم عجیب شده😭
یهویی از مشکی پرکلاغی موهامو سفید میبینم و خیلی عجیبه😭
毒の木¹⁸¹⁹
۵ـ آخرین باری که حس کردی واقعاً زندهای، کی بود؟
روز پنجم
دیروز وقتی داشتم کتاب میخوندم و آکازا اومد پیشم و سرشو گذاشت روم و خوابید.
❤2
داشتم به مامانم میگفتم آکازا رو خیلی لوس میکنید همهتون. نباید بهش چیزای گلوکزدار زیاد بدید مریض میشه. خرگوشای مردم فقط یونجهی خالی میخورن. بعد مامانم یهو بهش برخورد و گفت خرگوشای مردم خرگوشای مردمن. اصلا خرگوشای مردم کلی کار میکنن که بچهم آکازا نمیکنه. منم گفتم چیکار میکنن مگه خرگوشای مردم؟ مامانم بهم زل زد گفت نمیدونم ولی قطعا اندازهی آکازا گل نیستن.
❤3
Someone, Somewhere
داشتم به مامانم میگفتم آکازا رو خیلی لوس میکنید همهتون. نباید بهش چیزای گلوکزدار زیاد بدید مریض میشه. خرگوشای مردم فقط یونجهی خالی میخورن. بعد مامانم یهو بهش برخورد و گفت خرگوشای مردم خرگوشای مردمن. اصلا خرگوشای مردم کلی کار میکنن که بچهم آکازا نمیکنه.…
پدر خرگوش یاد گرفته اگه به یکی زل بزنه و دنبالش راه بیفته بعدش قراره کشمش بگیره. با همه «بهجز من» این ترفندو همهش اجرا میکنه و زل میزنه به مردم که بهش کشمش بدن. پسرهی لوس.😭
🍓2
دارم به دقت مبحث کور رنگی رو میخونم تا وقتی تمومش کردم برم از پرستو تست بگیرم.
به لیست کارهایی که باید در آینده با اِوِلین انجام بدم دنبال لونهی خرس گشتنم اضافه شد.✅
❤1
Someone, Somewhere
به لیست کارهایی که باید در آینده با اِوِلین انجام بدم دنبال لونهی خرس گشتنم اضافه شد.✅
پرتاب چاقوام اضافه شد. کارای زیادی باید انجام بدیم.😭
❤1
شب بود و چراغک بود.
شیطان ، تنها، تک بود.
باد آمده بود، باران زده بود: شب تر ، گل ها پرپر.
بویی نه براه.
ناگاه
آیینه رود، نقش غمی بنمود: شیطان لب آب.
خاک سایه در خواب.
زمزمه ای می مرد.بادی می رفت، رازی می برد.
شیطان ، تنها، تک بود.
باد آمده بود، باران زده بود: شب تر ، گل ها پرپر.
بویی نه براه.
ناگاه
آیینه رود، نقش غمی بنمود: شیطان لب آب.
خاک سایه در خواب.
زمزمه ای می مرد.بادی می رفت، رازی می برد.
❤4
毒の木¹⁸¹⁹
۶- اسم گروه موسیقیای که با دوستانت تشکیل میدی چیه؟
روز ششم
نمیدونم حقیقتش فقط امیدوارم مثل اسم گروه ترجمه خشتکبرسران کشتیسوار نباشه.
مامانم چند روز پیش بهم میگفت آدم نباید وابستهی کسی باشه خیلی به آکازا و یوکی وابسته شدی بعد آکازا که گم شده بود کل خونه رو زیر و رو کرد و وقتی پیدا شد نشست کنارش شروع کرد گریه کردن.
🕊1