Someone, Somewhere
128 subscribers
340 photos
34 videos
76 links
Download Telegram
چقدر سوالاتش دراماتیکن.😭
بنویس :)
۳- توی اوقات فراغتت چی‌کار می‌کنی؟
روز سوم


قهوه یا چای درست می‌کنم، بافتنی می‌کنم، کتاب می‌خونم، می‌رم تیراندازی، زبان می‌خونم یا تمرین خطاطی فارسی یا انگلیسی می‌کنم، پادکست گوش می‌دم یا یه سری به دیوان حافظ یا دیوان شمس می‌زنم. گاهیم تصمیم می‌گیرم مفیدترین کار ممکن رو کنم و به‌جای همه‌ی اینا بگیرم بخوابم.
🍓2
بنویس :)
۴- به عشق اعتقاد داری؟
روز چهارم


نمی‌دونم این‌جا منظور از عشق چیه و تا حالام احساسی شبیه بهش‌و نداشتم. ولی باور دارم آدم‌ها با دوست‌داشتن چیزیه که احساس زنده‌بودن می‌کنن و دوست‌داشتن چیزی یا کسی خیلی شجاعت می‌خواد چون چیزی که تو رو به زندگی برمی‌گردونه می‌تونه همون‌قدرم بهت آسیب بزنه. برای همین مهمه تصمیم بگیریم چه چیزی یا چه کسی رو دوست داشته باشیم چون آدم سالم کسیه که حتی با این‌که گاهی بهت آسیب می‌زنه در مجموع باعث نمی‌شه خودت رو کمتر دوست داشته باشی یا از دوست‌داشته‌شدن ناامید بشی.
👍2
نشستم جای درس‌خوندن چیکار می‌کنم. از صبح یک‌سره فقط درحال کتاب خوندن بودم. هر صفحه‌ای که از لاشه‌ی لطیف می‌خونم یک درجه از سلامت‌روانم کم می‌شه. اگه بخوام براتون مثال بزنم مثل سینمایی‌های هانیباله ولی وحشیانه‌تر.
راستش از وقتی سپیده بهم گفت شبیه چت جی‌پی‌تی حرف می‌زنم هربار که چیزی می‌گم یه دور مرورش می‌کنم که یه وقت شبیه چت جی‌پی‌تی نباشه.
داشتم آماده می‌شدم برم تیراندازی که امتحان آمار یقه‌م رو گرفت و گفت بشین سرجات درست رو بخون بدبخت.
بچه این‌طوریه که این روانی کیه سرپرستی منو قبول کرده. خودش نیاز به سرپرستی داره.
🍓2
صرفا برای این‌که اگه خواستید چیزی بگید-
لینک ناشناس
هیچ‌وقت آرتی رو نمی‌بخشم که منو با my clematis و alien stage آشنا کرد.
Someone, Somewhere
frieren
خیلی دوستش دارم. واقعا قشنگ بود.😭
بنویس :)
۶- شریک عاطفی ایده‌آلت چطوریه؟
روز ششم



کورازونـ- شوخی کردم. شوخی نکردم.
بنویس :)
۷- درباره چی می‌تونی ساعت‌ها حرف بزنی؟
روز هفتم


یوکی و آکازا. کتاب و انیمه و سریال.
Telomeres
Sleep Token
And we go beyond the farthest reaches
Where the light bends and wraps beneath us
And I know as you collapse into me This is the start of something
#music
❤2
یه استاد اومد سیبل‌مو دید و گفت جمع تیرت خیلی خوبه راحت می‌تونی بیای توی تیم استان اگه بیای تمرین کنی. منم گفتم مرسی ممنونم بعد بهم زل زد، بعد فهمیدم منظورش اینه که با من کلاس بردار. یکم به مغزم فشار آوردم که امروز روز زوجه یا فرد بعد گفتم من روزای فرد وقتم خالیه «درحالی که امروز روز فرده و من فکر کردم امروز زوجه» بعد خوشحال شد گفت چقدر خوب همین الان برو ثبت‌نام کن من روزای فرد هستم.
چطور فرار کنم دوستان اگه ثبت‌نام کنم همه‌ی پولی که برای فسق‌وفجور «رفتن به کافه و قهوه خوردن» سیو کردم می‌پره.