نمیدونم امشب مولانا بخونم یا خیام. صبحها ثابت حافظ میخونم ولی شب همیشه نمیدونم چی بخونم.
Someone, Somewhere
کدام کوزه شکست آن روز
که با گذشتن نهصد سال
هنوز حلقهی دستانش
به دور گردن خیام است
که با گذشتن نهصد سال
هنوز حلقهی دستانش
به دور گردن خیام است
میدونید اینجا «حلقهی دستانش به دور گردن خیام است» چه معنیای میده؟ منظور از حلقه اون بالای کوزهست که ازش مینوشن و حلقهی دستان کوزه به گردن کسی بودن، کنایه داره از مستی مدام اون فرد. خیلی کنایه قشنگیه.
❤2
بنویس :)
۵- چه خاطرهای رو ترجیح میدی فراموش کنی؟
روز پنجم
نمیدونم اگه فراموش کنم چه تغییری میکنم، درنتیجه هیچکدوم.
به نقطهای توی زندگی رسیدم که حوصلهم تا سر میره سرش توسط کارهای مختلف گرفته میشه و نمیتونه بره.
چرا؟
به هیچی جز اینکه چرا، نمیتونم فکر کنم. و میدونم قرار نیست هیچوقت جوابی براش پیدا کنم. هیچکس نتونسته توی تاریخ جوابی برای این چراها پیدا کنه. همهچیز فقط پشتسرهم اتفاق میفتن بدون اینکه ما توانایی دست بردن توشون رو داشته باشیم.
به هیچی جز اینکه چرا، نمیتونم فکر کنم. و میدونم قرار نیست هیچوقت جوابی براش پیدا کنم. هیچکس نتونسته توی تاریخ جوابی برای این چراها پیدا کنه. همهچیز فقط پشتسرهم اتفاق میفتن بدون اینکه ما توانایی دست بردن توشون رو داشته باشیم.
رزای نه ساله فکر میکرد باید فکر انجام دادنشو از سرش بیرون کنه چون نمیشه، ولی یازده سال گذشت و نتونست این کارو انجام بده و فکرشو از سرش بیرون کنه.
Someone, Somewhere
روز ششم ؟
میخواستم بگم توی رحم مادرم ولی حقیقتش من اونجام برعکس بودم. شوخی نمیکنم جدی برعکس بودم و بهجای اینکه سرم پایین باشه بالا بوده و همهی دکترا میگفتن مرده به دنیا میام ولی زنده موندم. این حجم از تمایل به بقا رو درک نمیکنم حقیقتا توی خودم.
Forwarded from بهار سلام میرساند و میگوید متاسف نیست.
از هرکسی که تحت تاثیر احساساتش هست حالا میتونه خشم باشه، شادی و یا غم و از شما هم میخواد عقلتون رو خاموش کنید و هیجانی تصمیم بگیرید و خودتون رو در معرض خطر قرار بدید هزار قدم فاصله بگیرید.
Forwarded from 何も
این پیام و بذارید توی دیلیتون شاید چهار نفر جوین شدن تو دیلیم
何も
این پیام و بذارید توی دیلیتون شاید چهار نفر جوین شدن تو دیلیم
دوست داشتید حتما برید دیلی سپیده که کلی چیز جالب از تاریخ ژاپن تعریف میکنه اونجا و خیلیم نازه-