Someone, Somewhere
102 subscribers
314 photos
33 videos
67 links
Download Telegram
امروزم یه راننده اسنپ گیرم اومد که نیم ساعت داشت بهم یاد می‌داد چیکار کنم خرگوشم باهوش بشه.
کاشکی صداشو ضبط می‌کردم ولی نمی‌خواستم تجاوز به حریم‌خصوصی دیگران انجام بدم.
می‌گفت هویج توی خاک قایم کن که بره پیداشون کنه تا ذهنش قوی بشه.
منم مونده بودم چی بگم می‌گفتم بله شما درست می‌گید و همون موقع با تمام زوری که توی خودم سراغ دارم قفس آکازا رو محکم گرفته بودم که تکون نخوره.
اگه برم کافه و بهم بگن زیرسیگاری نیاز دارید همون‌جا می‌زنم زیر گریه و می‌گم می‌شه باهاش خود سیگارم بیارید؟ و یکم تریاک؟ و شیشه؟ شایدم هروئین؟
دارم مثل آرتی یه موجود بی‌حواس آلزایمری خدازده می‌شم.
毒の木¹⁸¹⁹
۳۱- مهم‌ترین چیزی که در تیر امسال درباره خودت کشف کردی چیست؟
روز سی و یکم


اینکه بیشتر به حسی که درمورد بقیه دارم اعتماد کنم.
از آدم‌هایی که تکلیف‌شون با خودشون مشخص نیست و نمی‌دونن چی می‌خوان دوری کنم.
می‌خوام یه کاری کنم که می‌دونم اگه الان انجامش ندم دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم و امیدوارم بشه...
حتی با این‌که حس می‌کنم دیره.
دیشب این‌قدر حضورم تو گیم عالی بود که جای انمی داشتم پرنیا رو می‌زدم. همه‌شم گم می‌شدم ماهک میومد دنبالم.
Forwarded from Poems From A Non-Poet
در صبح نخست نوری از خورشید شکست
و من دیوانه را در پی خود از خود رَست

در پی نور شدم باز همان مستی که هست
در پی نور شدم باز همان نیستی که هست

اما ناگهی دیده بردم سوی زادگاه ماه بارگاه
دیدم که نیست جایگاهش درون راه نگاه

نور هنوز روی خود هیچ نشان نداده است
پس تمام صبح من شب شد و نور عیان نشد به من

آستین افشاندم و خیالش را ز آغوشم به در بردم دستی افشاندم و آرزویش را ز سینه‌ام به در بردم

چندی بعد نور در چشمم مهیا و پیدا شد
اما دل من همچنان در صبح نخست رسوا شد
❤3
همون کاموا و کتاب و انیمه و گیم برام بسه.
روز به روز بیشتر از انسان بودن دور می‌شم. «تبدیل به کوآلا می‌شم»
Someone, Somewhere
++++
منظورت چیه که به کلاد ۱۶ دادی؟
عاشق وقت‌هاییم که آکازا کلی غذای خوشمزه خورده و بعدش یه جا ولو شده و داره استراحت می‌کنه.