چنلِ کُدی :»
t.me/codeinevoice – تکه هایی از یک کل منسجم (14)
قسمت سیزدهم و چهاردهم #کتاب_صوتی
" #تکه_هایی_از_یک_کل_منسجم "
کاری از گروه کدعین
جهت حمایت فوروارد کنین رفقا.
- t.me/codeinevoice
" #تکه_هایی_از_یک_کل_منسجم "
کاری از گروه کدعین
جهت حمایت فوروارد کنین رفقا.
- t.me/codeinevoice
یه وقتایی برمیگردم به خودم نگا میکنم میبینم درسته پول ندارم، پارتنر ندارم، شغل درست و حسابی ندارم، رفیقِ واقعی ندارم، ولی خیلی وقتا، خیلی جاها، خیلی سخت بود، ولی تونستم ادامه بدم و از پسش بربیام.
عاشق شین؛ نه واسه اینکه دنیا قشنگتر شه، واسه اینکه بفهمین چقد دنیا قشنگه و شما نمیدونستین.
الهی 1404، همون سالی باشه که یه آخیشِ از ته دل میگی و به صورتش نگا میکنی میگی:
"ینی واقعا همه چی اوکی شد؟"
"ینی واقعا همه چی اوکی شد؟"
به قولِ آقایِ مجتبی شکوری، برایِ حامی شدن،اول باید خودمون قوی باشیم تا بتونیم حامی بشیم. الکی نقشِ حامی بودن رو بازی نکنیم. الکی خودمونو خفه نکنیم واسه بقیه وقتی توو خلوتِ خودمون داریم شرحه شرحه میشیم. اول به دادِ خودمون برسیم.
+ دلت واسش تَنگ نشده؟
- واسه اون آدمی که دوسِش داشتم چرا، ولی واسه آدمی که دوسَم نداشت نه...
- واسه اون آدمی که دوسِش داشتم چرا، ولی واسه آدمی که دوسَم نداشت نه...
زندگی کردن با آدمی که دوسِش داری، شبیهِ بهشته. ولی زندگی با آدمی که هم تو دوسش داری و هم اون دوسِت داره، خودِ بهشته.
یا مُجیبَ دَعوتِ المُضطَرین
ای براورنده خواسته درماندگان...
ای براورنده خواسته درماندگان...
- فراز 14،جوشن کبیر
خیلی دلم حرف زدن میخواد.
انقد که دلم میخواد سرمو بزارم رو شونه هات، موهامو نوازش کنی، دستمو بگیری و انگار که کل دنیا توو دستای منه خیالم از همه چی راحت باشه. پس کی قراره بلخره بیای و بمونی؟ انقد بمونی که دیگه نری؟ منم دلم قرص باشه به یه بودن واقعی بی شیله پیله ساده که به همه دنیام رنگ بپاشه و ازین حس که هیچکس واقعی نیست بکشتم بیرون و با خیال راحت توو چشمات نگا کنم و بگم: دوسِت دارم ...
یه وقتایی با خودم میگم باید توو خیالم رهات کنم، بیخیالت بشم و بزارم از خونه ذهنم بری.
ازت بگذرم که اگه قرار باشه باشی خودت برگردی سمتم و اونوقت با همه وجودم بغلت کنم و توو بغلت نفس بکشم و اون بودنه چه کیفی بده به جفتمون ... بعد با خودم میگم نکنه باید برات تلاش کنم که بهت ثابت بشه من واقعیم و هیشکی قد من نمیخواد کنارش باشی؟ یه فکر دیگه ام از یه طرف میاد توو سرم و اضافه میشه به این دوتا. اینکه اگه تو از همون اولم بر من نبوده باشی چی؟ اگه من دارم الکی خیال بافی میکنم و سرنوشتم به سرنوشتت گره نخورده باشه چی؟ میدونی، نمیدونم. فقط میخوام بدونی من واقعا حس میکنم کنار تو بودن خیلی خوبه واسه من. هرچقد میخوام ازت متنفر شم نمیشه. میخوام دست بکشم و بزارم از خیالم بری نمیشه. میخوام رهات کنم و دیگه بهت فک نکنم نمیشه. بجاش تصورِ بودنت همش توو سرمه. لحظه ای که دستم واست رو شه همش جلو چشممه. هزار جور سناریو توو سرمه که اگه بفهمی چی میشه و چی نمیشه. دلم نمیخواد توو ذهنم ازت بت بسازم. که اگه یروز خدا خواست و سرنوشتت به سرنوشتم گره خورد، خودم با دستای خودم رهات نکنم. اینکه نتونم جوری که لیاقتته دوسِت داشته باشم میترسونتَم. اینکه از شدتِ هجومِ سناریو هایی که ازت توو مغزم ساختم، نتونم درست وقتی که تو اماده دوست داشتنَمی از نتیجه انتظارم لذت ببرم میترسم. ببین، تهِ حرفمو بزار بهت بگم:
یا بمان، یا که نرو، یا نگهت میدارم ...
- کدعین
یا مَن هُوَ فی لُطفه قَدیم
ای کسی که لطفش همیشگیه... میدونم حواست هست ولی خیلی سخته... کنارم باش...
ای کسی که لطفش همیشگیه... میدونم حواست هست ولی خیلی سخته... کنارم باش...
- فراز 18، جوشن کبیر
امسال برات یه رابطه خفن که جفتتون تووش متعهد، با ذوق، عاشق و موندنی باشین آرزو میکنم.
بهت خودتو هدیه کردم؛ ولی هدیه رو وا نکرده پس فرستادی متسفانه. خودتم میدونی بدرد خودم میخوری فقط.
خدا توو جوشن کبیر دوجا میگه: " یا اَنیسَ من لا اَنیسَ لَه" و چقدر خوبه که که تکرارش کرده که یادمون نره بالاسری همدم و یار و مونسِ کسیه که همدم و یار و مونسی نداره ...
و خدا هست فقط کافیه صداش کنی ...