چنلِ کُدی :»
343 subscribers
163 photos
6 videos
8 files
175 links
خونواده، چایی و افرینشِ طعم نورایِ زندگیِ منَن🍩
@Codeiinm_bot

@lamourpodcast :لبخند فروشی
کتاب صوتیا: @codeinesbook
اگه خواستین خودمونی تر شیم: https://www.instagram.com/thecodeiine?igsh=OGQ5ZDc2ODk2ZA==
Download Telegram
زندگیِ من یه فیلم ملودرامه؛ درون مایَشافراط توو نشون دادن احساسات و ترسها و حوادث و مشکلاته؛ ولی همونقدرم تلاش و استقامت و شجاعت واسه موندن، واسه ساختن و واسه پیروزی تووش وجود داره.
نیاز دارم به رفتن.

دور شدن. انقد دور که دیگه هیچوقت جایی که بودمو یادم نیاد و نتونم راه برگشت بهشو پیدا کنم. من میدونم آدم گاهی دلش خیلی میگیره و از همه جا و همه کس ناامید میشه، میدونم حالش بد میشه و نمیخواد کسیو ببینه، میدونم ادم گاهی دلش میخواد تنهاییشو بغل کنه و بلند بلند زار بزنه. ولی وقتی این گاهیا تبدیل میشن به اغلب یا حتی همیشه واقعا دلت میخواد بری. یه شب پشتِ پا بزنی به همه چیز و بری. از همه بکَنی و بری و دور شی. اتقد دور که کم کم یادت بره کی بودی و الان داری چه غلطی میکنی. نیاز دارم برم. دور شم. خیلی دور. خسته ام. خسته واسه ادامه دادن، واسه از خواب بیدار شدن، واسه مسئولیت داشتن، خسته واسه زندگی معمولی. میخوام چن وقت بخوابم. نمیدونم. میخوام ازم انتظاری نره. میخوام دیگه انقد فک نکنم. میخوام فقط نفس بکشم و به اسمون نگا کنم. میخوام زندگی و دغدغه هاشو رها کنم بره و خودمم رها کنم توو بغلِ سادگی و لبخند و گلای سفید و زرد و آدمایی که بلدن وقتی مشکلی هست کنار هم بودنو. نیاز دارم به رها کردن از نوعِ ریسکیش. رها شم و فقط نفس بکشم. فقط نفس بکشم و رها شم.

- کدعینی که شاید هیچوقت شبیه کدعین نبوده و نیست.
اجازه بده ادما نزدیکت شن ولی اسون اجازه نده جزوی از زندگیت باشن.
الان اونجام که میگه: " میدونم تصمیم درستی بود ولی کاش تصمیم درست این نبود". دقیقا همونجام...
حقیقتا به این بخشِ کتاب که رسیدم و راجبش تامل کردم، فهمیدم منظورش لزوما راجب مسیرِ شغلی نیست. خصوصا جمله اخرش؛ شاید مشکل خیلی از ماها اینه که واقعا و حقیقتا نمیدونیم چی میخوایم، بر همینم هست که هیچ اتفاقی حالمونو بهتر نمیکنه و همش احساس میکنیم یچیزی کمه؛ وقتی بدونیم واقعا چی میخوایم احتمالا بلخره راه رسیدن بهشو پیدا میکنیم. چون تکلیفمون مشخصه و راهای زیادی درنظرمون میان و بلخره به یه راهی میرسیم که از نظرمون راه مطلوبیه.

- متن از کتاب مطلقا تقریبا، نوشته لیسا گرف
.
رابطه درست قهر داره، آشتیَم داره، خنده داره، گریَم داره، بحث و دعوا داره، شوخی و لبخندم داره، دلخوری داره، شوق و ذوقَم داره. مهم "حرف زدن" و "کنار هم بودن" عه. اگه تصویرت از یه رابطه درست فقط اون بخشهایِ مثبتشه، عینکتو عوض کن.
دوره "فلان نباشه کنسله" و "بهمان نباشه کنسله" گذشت دیگه. از بس گردن گیرا خراب شده الان طرف "بگیر نباشه کنسله". والا.
من یه عشقم؛ یه عشقِ تجربه نشده.
من یه راهَم؛ یه راهِ نرفته.
من یه ابرم؛ یه ابرِ نباریده.
من یه شعرم؛ یه شعرِ سروده نشده.
من یه اشکم؛ یه اشکِ حلقه زده توو چشم.
من یه زندگیَم؛ یه زندگیِ نکرده.
" مَن تَنها هَستم".
درِ گوشی:

"عشق" محدودیت سنی نداره. برای عاشق شدن هیچوقت دیر نیست.
همیشه خودمو بر کارای احتمالا درست و خوبی که نکردم سرزنش کردم؛ ولی هیچوقت بخاطر کارای قطعا درستی که کردم بخودم افتخار نکردم.
چنلِ کُدی :»
من دوسِت نداشتم؟ من به یادِ تو وسطِ فیلمِ کمدی به پهنای صورت اَشک ریختم.
من دوسِت نداشتم؟ من با چشمی که تو اشکشو دراورده بودی، زُل میزدم پیویت تا آنلاین شی.
چنلِ کُدی :»
t.me/codeinevoice – تکه هایی از یک کل منسجم (12)
قسمت یازدهم و دوازدهم #کتاب_صوتی
" #تکه_هایی_از_یک_کل_منسجم "
کاری از گروه کدعین
جهت حمایت فوروارد کنین رفقا.

- t.me/codeinevoice
وَ "تنَت" "وَطنَم".
از لحاظِ روحی نیاز به محبتِ یه نامحرم دارم.🦦
ولی خیلیامون کلی عشقِ تلنبار شده ابراز نشده توو وجودمون داریم که نه آدمی واسه خرج کردنش پیدا میکنیم، نه بلدیم واسه خودمون خرجش کنیم...
متعهد بودن خودِ آزادیه.
چنلِ کُدی :»
من دوسِت نداشتم؟ من با چشمی که تو اشکشو دراورده بودی، زُل میزدم پیویت تا آنلاین شی.
من دوسِت نداشتم؟ نمیدونم. شایدم واقعا دوسِت نداشتم. شایدم چون این حس دوطرفه بود.
دِیت ماشینی و رستوران و کافه و این چیزا دیگه چیه؟ مثلا باهم بریم خونتون بگیریم بخوابیم.
اینهمه انتگرال و محاسبات و زیست شناسی و سلامت و بهداشت خوندیم، ولی هیچوقت سواد چجوری عاشق شدن و نگهداشتن و چجوری درست رفتار کردن توو رابطه، هیچ جای اون دوازده سالِ کذایی نیومد که نیومد.