Forwarded from Wanted|پرامپت
یک نفره نمیتونم با این حجم از فکر و خیال کنار بیام.
گاهی وقتا منتظری فقط یه قدم برداره تا تو تمام خودتو بهش نشون بدی. اما دریغ از برداشتنِ اون یه قدم.
چنلِ کُدی :»
t.me/codeinevoice – تکه هایی از یک کل منسجم (10)
قسمت نهم و دهم #کتاب_صوتی
" #تکه_هایی_از_یک_کل_منسجم "
کاری از گروه کدعین
جهت حمایت فوروارد کنین رفقا.
- t.me/codeinevoice
" #تکه_هایی_از_یک_کل_منسجم "
کاری از گروه کدعین
جهت حمایت فوروارد کنین رفقا.
- t.me/codeinevoice
دیگه کسی به آسمون فک نمیکنه، فقط به زمین و اینکه سهممون از این زمین چقدره فک میکنه.
- دودکش
- دودکش
POV
وقتی حسادت میکنی و نمیتونی چیزی بگی چون هیچی بینتون نیست خیلی بده.
وقتی خدافظی نکردین ولی انگار دیگه چیزی بینتون نیس<<<
یسریا اینجوریَن که اِ؟ واسم وقت میزاره؟ دیر میکنم نگرانم میشه؟ به جزئیاتم توجه میکنه؟ حواسش به مشکلاتم هست؟ درکم میکنه؟ لاو لنگوئجش سهم منه؟ دوسَم داره؟ عاشقمه؟ پس بزار سرد شم دیر دیر سین کنم بگم ببین ما نمیتونیم ادامه بدیم. کاش یه روزی تکلیفِ این عزیزان لاقل با خودشون مشخص شه ما که پیشکِش.
Forwarded from کاکتوس🌵
دلم آدم امن میخواد. واقعی. حمایتگر. قابل اعتماد. صمیمی. که آره من کنارتم. با هم درستش میکنیم. باهم میرسیم. باهم پیشرفت میکنیم. اگه بخوام گریه کنم توی بغلش باشه. اگه بخوام بخندم کنار هم باشیم. باهم رفیق باشیم. اگه هر چی شد پشت هم باشیم. موندگار، همیشگی، صمیمی.
|diaco|
@Cactos 🌵
|diaco|
@Cactos 🌵
Forwarded from کاکتوس🌵
چنلِ کُدی :»
من دوسِت نداشتم؟ من بخاطرِ تو به ChatGpt پیام دادم.
من دوسِت نداشتم؟ من به یادِ تو وسطِ فیلمِ کمدی به پهنای صورت اَشک ریختم.
من خیلی خیلی با سوادم. فوقِ تخصصِ "بدبخت تر نشون دادن خودم از بقیه" رو دارم اونم با معدلِ الف.
محبت و عشق و صمیمیت و توجهی که به یه "زن" میدی، وقتی توو بغلت با خیالِ راحت خوابش میبره بهت برمیگرده. پس توو خرجِ محبت واسه زنی که دوسش داری خسیس نباش.
Forwarded from افسانه شخصی پاریس
"نگذارید زنان زیبا ترانههای غمگین بخوانند. این سه درد وقتی کنار هم میایستند، بیشتر میشوند: زن، زیبایی و ترانه…”
زندگیِ من یه فیلم ملودرامه؛ درون مایَشافراط توو نشون دادن احساسات و ترسها و حوادث و مشکلاته؛ ولی همونقدرم تلاش و استقامت و شجاعت واسه موندن، واسه ساختن و واسه پیروزی تووش وجود داره.
نیاز دارم به رفتن.
دور شدن. انقد دور که دیگه هیچوقت جایی که بودمو یادم نیاد و نتونم راه برگشت بهشو پیدا کنم. من میدونم آدم گاهی دلش خیلی میگیره و از همه جا و همه کس ناامید میشه، میدونم حالش بد میشه و نمیخواد کسیو ببینه، میدونم ادم گاهی دلش میخواد تنهاییشو بغل کنه و بلند بلند زار بزنه. ولی وقتی این گاهیا تبدیل میشن به اغلب یا حتی همیشه واقعا دلت میخواد بری. یه شب پشتِ پا بزنی به همه چیز و بری. از همه بکَنی و بری و دور شی. اتقد دور که کم کم یادت بره کی بودی و الان داری چه غلطی میکنی. نیاز دارم برم. دور شم. خیلی دور. خسته ام. خسته واسه ادامه دادن، واسه از خواب بیدار شدن، واسه مسئولیت داشتن، خسته واسه زندگی معمولی. میخوام چن وقت بخوابم. نمیدونم. میخوام ازم انتظاری نره. میخوام دیگه انقد فک نکنم. میخوام فقط نفس بکشم و به اسمون نگا کنم. میخوام زندگی و دغدغه هاشو رها کنم بره و خودمم رها کنم توو بغلِ سادگی و لبخند و گلای سفید و زرد و آدمایی که بلدن وقتی مشکلی هست کنار هم بودنو. نیاز دارم به رها کردن از نوعِ ریسکیش. رها شم و فقط نفس بکشم. فقط نفس بکشم و رها شم.
- کدعینی که شاید هیچوقت شبیه کدعین نبوده و نیست.