امروز روز یازدهم نوامبره؛ ینی 11/11.
بهش میگن روز جهانی کسایی که پارتنر یا یار ندارن. روز جهانیِ تنهایان. من میخوام این روز رو به همه کسایی که امروز بغل نمیشن؛ رو پای خودشون وایسادن، مهرو عشقی از کسی دریافت نمیکنن، یا درگیر عشقایِ نصفه و نیمه ان که به مراتب بدتر از تنهاییه، حالشون با خودشون خوبه، خوبم نباشه بازم خودشون درستش میکنن، تجربه تنهایی کافه رفتن دارن، دست کسی موهاشونو نمیبافه، کسی واسشون رزِ آبی نمیخره، خودشون واسه خودشون هدیه میگیرن، زیباییاشونو کسی بهش توجهی نکرده، درک نشدن و نهایتا کسایی که همیشه خودشونو دارن صمیمانه و از ته قلب کوچیکم تبریک بگم؛ تویی که تنهایی، امروز بخودت هدیه بده تا یادت نره که همیشه خودت پشت خودت بودی.
یه هدیه کوچیک، یه جفت گلسر، یه خیابون گردی، یه شیرینی کوچولویِ خودت پز، یه تماس با حرم امام رضا، خوندن چند صفحه از کتابی که خیلی دوسش داری و علامت زدی، گوش کردن به صدای خودت یا اهنگی که مورد علاقته، هرچیز کوچیکی که خوشحالت میکنه. عزیزِ من، تو خیلی ارزشمندی. تو کافی ای. تو دوست داشتنی ای. اگه کسی درکت نکرده خواهش میکنم خودت با خودت بمون و درک کن خودتو. بغل خودتو یادت نره. و یادت نره همه قشنگیای دنیا مال توعه. حتی اگه هنوز نیمَتو پیدا نکردی.
- کدعین
آدم باید چشم و دل سیر باشه؛
وگرنه میتونه خیلی محدود باشه و بازم سر و گوشش بجنبه، برعکس میتونه کاملا آزاد باشه و هرروز بیشتر از دیروز عاشق زندگیش و خونوادش باشه. بحثِ چشم و دل سیریه.
درسته فاطمیه سوگِ نبودِ فاطمه(س) ست، ولی بیشتر ازون غمِ تنهایی علی(ع) عه. تنهایی واسه علی(ع) سخت بود؛ پس به آدمِ تنها خُرده نگیرین.
از لحاظِ روحی نیاز دارم به یه رابطه خوب و سالم که تووش از از دست دادن، رها شدن و بیتوجهی نترسم :)
چنلِ کُدی :»
t.me/codeinevoice – قهوه سرد آقای نویسنده (9)
قسمت نهم و دهم #کتاب_صوتی :
" #قهوه_سرد_آقای_نویسنده "
کاری از گروه کدعین
جهت حمایت فوروارد کنین رفقا.
" #قهوه_سرد_آقای_نویسنده "
کاری از گروه کدعین
جهت حمایت فوروارد کنین رفقا.
- t.me/codeinevoice
حسِ غمگینی ازینکه غمگینی <<<
حسِ اضطراب ازینکه مضطربی <<<
حسِ تنهایی ازینکه تنهایی <<<
حس زندگی نکردن ازینکه زندگی نمیکنی <<<
حسِ ناامیدی ازینکه ناامیدی <<<
حسِ اضطراب ازینکه مضطربی <<<
حسِ تنهایی ازینکه تنهایی <<<
حس زندگی نکردن ازینکه زندگی نمیکنی <<<
حسِ ناامیدی ازینکه ناامیدی <<<
من که اصرار ندارم تو خودت مختاری؛
یا بمان یا که نرو یا نگهت میدارم.
ولی اَمان از وقتی که نخوای نگهت دارم. اَمان.
یا بمان یا که نرو یا نگهت میدارم.
ولی اَمان از وقتی که نخوای نگهت دارم. اَمان.
آدم تا یجایی فرصت میده،
صبوری میکنه، حرف میزنه، میشکنه، درموردش گریه میکنه، دلخوش میمونه، امیدواره، منتظر میمونه، تحمل میکنه، کنار میاد، کنارش میمونه، قلبش میشکنه و بازم میبخشه، میگه دوست دارم، دوس داشتنشو خرج میکنه، خودشو خرج میکنه، از خودش میگذره، رو دلش پا میذاره، حواسش هست، توجه میکنه و ادامه میده و ادامه میده و ادامه میده. اما یجایی که دیگه دلسری، بی توجهی، بی محبتی، از خطر قرمزا چن سری رد شدن، هزار بار ناامید شدن، نبودن، رها شدن، بحث و جدل مستمر، حس ناکافی بودن داشتن، همش جواب پس دادن، عشق نگرفتن و دوست داشته نشدن به اوج برسه، دیگه جونی واسه فرصتهای دوباره و آدمای دیگه نداره. ذوقشونو نداره. نفسشو نداره که ادامه بده تا بازم یه نفر دیگه رو توو زندگیش راه بده. تو اون آدمی نباش که وقتی همه خودشو برات گذاشت سرخورده بشه. دیگه نتونه به عشقی که لایقشه امیدوار باشه. نتونه عشق بگیره و عشق بده. تنهاتر نکن آدمارو. بی پناه ترشون نکن. آدما نه فرصتشو دارن نه جونشو نه قلبشو نه کششو که به صد نفر فرصت بدن و صدشونو بزارن تهشم پشیمون شن. واقعی باشین بر آدمی که دوستون داره و دوسش دارین. یهو سمی نشین. یهو رهاش نکنین. یهو همه چیزو خراب نکنین. یهو امید یه ادمو ناامید نکنین. اگه نمیتونین واسش باشین از اول نزارین اون فک کنه باهاتون شانسی داره. تعهد میدونین چیه؟ یاد بگیرینش. زندگی رو زندگی کنین. نه هرزگی، نه مردگی، نه زهرمار. برای خودتونم که شده عوضی نباشین. بسه دیگه. بسه.