ᴿ ᴱ ᴳ ᴵ ᴺ ᴬ
اگه دوستم داری، برام دوغ بخر.
اگه دوسم داری بیا دستمو بگیر بریم سر خونه زندگیمون🤝🏿
Forwarded from من چراغها را روشن میکنم.
هر کی به فکر خودشه، فقط منم که به فکر همهم. چقدر شبیه تو شدم مامان.
امشب میخوام خودم باشم؛ خودِ کدعین.
تا الان سعی کردم زبونِ دلِ شماها باشم. از درداتون بنویسم. از غماتون بخونم. امشب میخوام از غمِ تنهایی خودم بگم. میخوام بگم که دنیا چقدر وقتی حسِ تنهایی میکنی، توو نظرت رنگ میبازه. حس میکنی دوییدنت به سمتِ سرابه. هرکاری رو شرو میکنی حس میکنی قرار نیست هیچ اتفاقی که تو رو ببره جلو، بیفته. بیقراری امونتو میبره و نمیتونی یجا بند شی؛ در عینِ اینکه از نظر خودت یجا بند شدی و نهایتا داری فقط دست و پا میزنی. دلت میخواد حس شوق و خوشی رو تجربه کنی ولی همش انگار یچیزی نمیزاره. انگار یچیزی کمه. دلت میخواد دست یکیو بگیری که گرم شی. خودمونیم، اینکه میگن نیازی به آدما نیست اتفاقا هست. خیلیَم هست. منتاها باید بتونی کنار همون آدما خودِ واقعیتو فراموش نکنی. نه اینکه بگی لازمشون نداری. چرا لازمشون نداشته باشی وقتی یه "بپوش بریم بیرون" میتونه تو رو تا سر حد مرگ خوشحال کنه؟ چرا خوب نیست باشه وقتی میتونی بلخره یه بغل گرم اکسی توسینو توو بدنت متولد کنه؟ منتاها واقعیش گیرت نیومده که اینو میگی. چفتت نبوده. نبوده. گاهیم فک کردی هست ولی نبوده. وگرنه جوابه. خیلیم جوابه. اینارو نگفتم که بگم توروخدا دوسم داشته باشین و بهم توجه کنین. گفتم که باهام همدردی کنین و بگین که تنها نیستم. نزارین آدمای دورتون حس کنن تنهان. آدم وقتی حس میکنه تنهاست، دیگه زندگی مزه نمیده. پاییز مزه نمیده. آبان مزه نمیده. باقالیِ داغ مزه نمیده. شیرینی پختن مزه نمیده. خلاصه زندگی نمیکنی. بیشتر شبیه یه حضور نامرئی ای؛ توو دنیایی که هشت میلیارد قلب تووش وجود داره. و تو تنهای تنها. لطفاِ لطفاِ لطفا به هیچکس حسِ تنهایی ندین. نزارین آدم حس کنه همه جا وصله ناجوره. تافته جدابافتست. تنهاست و هیچ قلبی رو واقعا بخاطر ارزشهاش همراهش نداره. شاید کسی منتظر بغل امنِ توعه. بغلش کن. همدیگرو بغل کنید.
تا الان سعی کردم زبونِ دلِ شماها باشم. از درداتون بنویسم. از غماتون بخونم. امشب میخوام از غمِ تنهایی خودم بگم. میخوام بگم که دنیا چقدر وقتی حسِ تنهایی میکنی، توو نظرت رنگ میبازه. حس میکنی دوییدنت به سمتِ سرابه. هرکاری رو شرو میکنی حس میکنی قرار نیست هیچ اتفاقی که تو رو ببره جلو، بیفته. بیقراری امونتو میبره و نمیتونی یجا بند شی؛ در عینِ اینکه از نظر خودت یجا بند شدی و نهایتا داری فقط دست و پا میزنی. دلت میخواد حس شوق و خوشی رو تجربه کنی ولی همش انگار یچیزی نمیزاره. انگار یچیزی کمه. دلت میخواد دست یکیو بگیری که گرم شی. خودمونیم، اینکه میگن نیازی به آدما نیست اتفاقا هست. خیلیَم هست. منتاها باید بتونی کنار همون آدما خودِ واقعیتو فراموش نکنی. نه اینکه بگی لازمشون نداری. چرا لازمشون نداشته باشی وقتی یه "بپوش بریم بیرون" میتونه تو رو تا سر حد مرگ خوشحال کنه؟ چرا خوب نیست باشه وقتی میتونی بلخره یه بغل گرم اکسی توسینو توو بدنت متولد کنه؟ منتاها واقعیش گیرت نیومده که اینو میگی. چفتت نبوده. نبوده. گاهیم فک کردی هست ولی نبوده. وگرنه جوابه. خیلیم جوابه. اینارو نگفتم که بگم توروخدا دوسم داشته باشین و بهم توجه کنین. گفتم که باهام همدردی کنین و بگین که تنها نیستم. نزارین آدمای دورتون حس کنن تنهان. آدم وقتی حس میکنه تنهاست، دیگه زندگی مزه نمیده. پاییز مزه نمیده. آبان مزه نمیده. باقالیِ داغ مزه نمیده. شیرینی پختن مزه نمیده. خلاصه زندگی نمیکنی. بیشتر شبیه یه حضور نامرئی ای؛ توو دنیایی که هشت میلیارد قلب تووش وجود داره. و تو تنهای تنها. لطفاِ لطفاِ لطفا به هیچکس حسِ تنهایی ندین. نزارین آدم حس کنه همه جا وصله ناجوره. تافته جدابافتست. تنهاست و هیچ قلبی رو واقعا بخاطر ارزشهاش همراهش نداره. شاید کسی منتظر بغل امنِ توعه. بغلش کن. همدیگرو بغل کنید.
- کسی که تنها نگذاشت و تنها موند.
لبخند زد و اشکش درومد.
دوست داشتن بلد بود ولی خاک خورد.
با همه خوب بود ولی وصله ناجور شد.
از یاد نبرد و فراموش شد.
صدا زد و جوابی نشنید.
همون کدعین.
چنلِ کُدی :»
| By X9 Converter – Tanha-codeine
"تنها" واسم هیچوقت قدیمی نمیشه.
چنلِ کُدی :»
t.me/codeinevoice – قهوه سرد آقای نویسنده (6)
قسمت پنجم و ششم #کتاب_صوتی :
" #قهوه_سرد_آقای_نویسنده "
کاری از گروه کدعین
جهت حمایت فوروارد کنین رفقا.
" #قهوه_سرد_آقای_نویسنده "
کاری از گروه کدعین
جهت حمایت فوروارد کنین رفقا.
- t.me/codeinevoice
Forwarded from ᭙ꫀ (Tina)
تا اطلاع ثانوی برای هیچ انسانی تلاش نمیکنم،
میخوام ببینم تهش چی میشه.
میخوام ببینم تهش چی میشه.
دیدی یوقتایی بخاطر اعتمادی که به ادمایی که فک میکردی واسشون مهمی داشتی، دلت میخواد انقد داد بزنی که بمیری ولی یچیزی راه گلوتو میبنده و بجای داد زدن سکوت میکنی و تا ابد کسی نمیفهمه اون روزا چی کشیدی؟
الان ذوق دارم یقه لباستو درست کنم،
الان ذوق دارم موهاتو واست شونه کنم،
الان ذوق دارم کنارت توو آینه عکس بگیرم،
الان ذوق دارم کش مومو توو دستت ببینم،
الان ذوق دارم اسممو با صدای تو بشنوم،
الان ذوق دارم بغلت کنم،
الان دوس دارم باشی،
میفهمی؟
الان ذوقتو دارم
الان ذوق دارم موهاتو واست شونه کنم،
الان ذوق دارم کنارت توو آینه عکس بگیرم،
الان ذوق دارم کش مومو توو دستت ببینم،
الان ذوق دارم اسممو با صدای تو بشنوم،
الان ذوق دارم بغلت کنم،
الان دوس دارم باشی،
میفهمی؟
الان ذوقتو دارم
الان که نیستی.