A place for Me
عاشق سریالایی مثل ترش و شیرین، خانه به دوش، متهم گریخت، سه در چهار و ...م منو میبرن به زندگیای قدیم بوی زندگی میدن حتی شده واسه ی ساعت روحیم عوض میشه میخندم میرم تو دل سریال خیلی خوشحالم از بودنشون
حقیقتا بوی زندگی میدن؛ حق با توعه. ادم حس میکنه داره خونه و خونواده خودشو میبینه.
چنلِ کُدی :»
- همیشه مشکل نبودِ عشق نیست؛
- گاهی خیانت به چیزی که هستیم و در درون ماست، موجبِ رنجِ درازیه که سالهاست توو اسیب دیدن از بقیه دنبالش میگردیم؛ غافل ازینکه به ظرفیت و ذات و درونیات خودمون پشت کردیم ...
چنلِ کُدی :»
شبِ همه بخیر، بجز اونایی که سعی نمیکنن کسی که ناامید و درموندست رو فقط درک کنن و حرف اضافه نزنن.
شبِ همه بخیر، شبِ اونایی که توو هر شرایطی باشن شب بخیر یادشون نمیره، بخیرتر.
Forwarded from پـســرِ سـپتـامـبـر 🍁
مجتبى شكورى هم حرف جالبی زد :
براى دوست داشتن يه زن
بايد مَرد بود نه پسر بچه !
براى دوست داشتن يه زن
بايد مَرد بود نه پسر بچه !
دلم و سرم تا خرخره پرِ فکرایین که تهش میشه نشدن و نتونستن و نرسیدن و نزیستن ... میترسم از اینکه بیهوده بمیرم.
🛋اَنباری
یکی از چیزایی که بارها تجربه کردم اینه که آدما وقتی ناراحتی یا از نظر روحی کلافهای، بهجای اینکه درکت کنن یا اجازه بدن مثل هر آدم دیگهای حال بدی رو تجربه کنی میگن: «تو مگه روانشناسی نمیخونی؟» انگار روانشناسی خوندن قراره آدم رو از احساساتش محروم کنه؛…
حق با توعه؛ روانشناسی ینی فهمیدنِ حال آدمها و درکِ اونا، نه فاصله گرفتن از آدم بودن و رنج کشیدن. یه بغلِ گنده واسه همه اونهایی که رنجشون درک نمیشه 🫂.
Forwarded from لَبخَندفروشیِ L'amour
کم کم اماده شیم واسه پادکستِ آبانِ پاییزِ امسال؟ ریکتایِ قشنگتونو ببینم💘🌚.
چنلِ کُدی :»
ما حرفِ ادمارو گوش نمیکنیم که بشنویم، گوش میکنیم که حَرف بزنیم.
توو یه گفتگویِ صادقانه و واقعی دو طرفه، هم حرف میزنی، هم گوش میکنی، هم شنیده میشی و هم میشنوی.وقتی همه اینا وجود نداشته باشن، اون گفتگو به ظاهر یه گفتگویِ دو طرفست. وقتی دو طرف واقعا علاقه دارن رویاها، امیدها، ارزوها و ایده هاشون رو باهم درمیون بزارن و به همدیگه گوش کنن، اون ارتباط واقعیه و حقیقتا دو طرف داره. وقتی گوش میکنیم که لزوما حرف بزنیم، درواقه داریم گوش نمیکنیم، داریم اماده میشیم که خودمونو بهتر و بزرگتر و درست تر از طرف مقابل جلوه بدیم و توجهِ حقیقی در این گفتگو به چشم نمیخوره. یه گفتگویِ دو طرفه واقعی، محق دونستن خود توو همه جنبه ها و تلاش بی وقفه واسه مخالفت با طرف مقابل نداره؛ انسان در یه گفتگویِ واقعی احساسِ "ما"بودن و ازادیِ کلام میکنه. گوش کردنِ واقعی، همون چیزی بود که موریِ کتاب سه شنبه ها با موری رو واسه همه محبوب و دوست داشتنی تر کرده بود و دلیلی بود که محبت رو، توو دل همه ادمهایِ اطراف موری و خودش نسبت به همدیگه کاشته بود.
-
برداشت از کتابِ برایِ شاد بودن هیچوقت دیر نیست.