خسته ام
شبیه زبانی باستانی
در معرضِ هجومِ کلمات بیگانه
و من؛ بی دفاع !
شبیه زبانی باستانی
در معرضِ هجومِ کلمات بیگانه
و من؛ بی دفاع !
یهودا عمیخی | سینا کمال ابادی
من واقعا به ارتباط نیاز دارم.
عمیقا دلم میخواد با ادما و با موجوداتِ زنده خداوند روی زمین ارتباط بگیرم. این دلیل نمیشه همه ادمها و موجودات رو به ارتباط گیری بپذیرم، ولی عمیقا از تنها بودن خسته شدم. نیاز مبرم به رفیق، همصحبت، اشنا و کسی که بشه باهاش راجب چرت و پرتای توو ذهنم حرف بزنم دارم. بدونِ ارتباط کافی و درست، ادم زندگی نمیکنه؛ با مردن تدریجی و فَرساینده دست و پنجه نرم میکنه.
عمیقا دلم میخواد با ادما و با موجوداتِ زنده خداوند روی زمین ارتباط بگیرم. این دلیل نمیشه همه ادمها و موجودات رو به ارتباط گیری بپذیرم، ولی عمیقا از تنها بودن خسته شدم. نیاز مبرم به رفیق، همصحبت، اشنا و کسی که بشه باهاش راجب چرت و پرتای توو ذهنم حرف بزنم دارم. بدونِ ارتباط کافی و درست، ادم زندگی نمیکنه؛ با مردن تدریجی و فَرساینده دست و پنجه نرم میکنه.
Forwarded from چنلِ کُدی :»
ازم نپرس خوبی؟
چون نمیتونم با یه کلمه "آره" یا "نه" یا مثلا عبارتایی مث "بد نیستم" یا "خداروشکر" جوابتو بدم.
اگه بخوام از حالم بگم، باید برات بگم از شبی که با فکر و اشک صب شد.
بگم از چن ساعت قبل که دعوام شد.
از نگرانیام بگم و ازینکه چقد دلواپس اینم که کسایی که دوسشون دارم بهشون آسیب نرسه.
اگه بخوام از حالم بگم، باید بهت بگم که بودنت چقد قشنگه و چقد میدونم همیشگی نیست و این غمگینم میکنه.
بگم از وقتایی که استرس جواب پس دادن، نمیزاره بهم خوش بگذره.
از خنده های فیکم بگم، از غصه های دلم که کسی نمیدونه چه حالی دارم و قضاوت میشم فقط، نه درک.
از فکرای زیادی باید بگم که مغزمو توو خودش حل کرده و قدرت و توان تصمیمگیری ازم سلب شده.
اگه بخوام از حالم بگم، باید بگم از شبایی که فکنمیکردم صب شه ولی شد،
از روزایی که فک نمیکردم بگذره ولی گذشت،
از لحظه هایی که فقط خودم بودم ولی تونستم ادامه بدم،
از خستگیایی که میدونستم به نتیجه نمیرسه، ولی کشیدم تا بگم من میتونم.
اگه حوصله داری بشینیم و یه استکان چایی بریزم و کلی حرف بزنیم ازم بپرس "خوبی".
وگرنه که "تا خوب چی باشه".
بعدشم بحثو عوض میکنم و هیچوقت هیچکس نمیفهمه واقعا "خوبم" یا چی.
- کدعین
چون نمیتونم با یه کلمه "آره" یا "نه" یا مثلا عبارتایی مث "بد نیستم" یا "خداروشکر" جوابتو بدم.
اگه بخوام از حالم بگم، باید برات بگم از شبی که با فکر و اشک صب شد.
بگم از چن ساعت قبل که دعوام شد.
از نگرانیام بگم و ازینکه چقد دلواپس اینم که کسایی که دوسشون دارم بهشون آسیب نرسه.
اگه بخوام از حالم بگم، باید بهت بگم که بودنت چقد قشنگه و چقد میدونم همیشگی نیست و این غمگینم میکنه.
بگم از وقتایی که استرس جواب پس دادن، نمیزاره بهم خوش بگذره.
از خنده های فیکم بگم، از غصه های دلم که کسی نمیدونه چه حالی دارم و قضاوت میشم فقط، نه درک.
از فکرای زیادی باید بگم که مغزمو توو خودش حل کرده و قدرت و توان تصمیمگیری ازم سلب شده.
اگه بخوام از حالم بگم، باید بگم از شبایی که فکنمیکردم صب شه ولی شد،
از روزایی که فک نمیکردم بگذره ولی گذشت،
از لحظه هایی که فقط خودم بودم ولی تونستم ادامه بدم،
از خستگیایی که میدونستم به نتیجه نمیرسه، ولی کشیدم تا بگم من میتونم.
اگه حوصله داری بشینیم و یه استکان چایی بریزم و کلی حرف بزنیم ازم بپرس "خوبی".
وگرنه که "تا خوب چی باشه".
بعدشم بحثو عوض میکنم و هیچوقت هیچکس نمیفهمه واقعا "خوبم" یا چی.
- کدعین
چنلِ کُدی :»
Photo
- تنهاییِ خود را با چیزهایی که دوست دارید تقسیم کنید؛ آدمها ماندن بلد نیستند.
دختر احترام میخواد،
پذیرفته شدن میخواد،
توجه میخواد،
بغل میخواد،
امنیت میخواد،
ارزش میخواد،
محبت میخواد،
میخواد نشنوه "چون تو دختری"
پر و بال میخواد،
درعین کنارِ دیگری بودن ازادی میخواد،
دختر، میخواد جنگ بر سرِ ارزش دادن بهش تموم شه و بعنوانِ یه انسان پذیرفته و بی قید و شرط دوست داشته بشه. دختر میخواد ارزشمندیش زیر سوال نره و دغدغه ها و علایقش درک بشه.دختر امید میخواد تا جا نزنه و از تلاش دست نکشه. دختر، یه قلبِ واقعی رو کنارش میخواد که هرروز بهش یاداوری کنه چقد دوست داشتنیه؛ حتی اگه اشتباه کنه (:
پذیرفته شدن میخواد،
توجه میخواد،
بغل میخواد،
امنیت میخواد،
ارزش میخواد،
محبت میخواد،
میخواد نشنوه "چون تو دختری"
پر و بال میخواد،
درعین کنارِ دیگری بودن ازادی میخواد،
دختر، میخواد جنگ بر سرِ ارزش دادن بهش تموم شه و بعنوانِ یه انسان پذیرفته و بی قید و شرط دوست داشته بشه. دختر میخواد ارزشمندیش زیر سوال نره و دغدغه ها و علایقش درک بشه.دختر امید میخواد تا جا نزنه و از تلاش دست نکشه. دختر، یه قلبِ واقعی رو کنارش میخواد که هرروز بهش یاداوری کنه چقد دوست داشتنیه؛ حتی اگه اشتباه کنه (:
Forwarded from نَجَف|🇮🇶 (𝐞𝐡𝐬𝐚𝐧)
عشق کافی نیست ولی لازمه؛
بدونِ عشق ممکن نیست ولی عشق، به تنهایی، قادر به کنار هم نگه داشتنِ دونفر نیست. پروسه سخت و عجیبیه حَقیقتا.
A place for Me
عاشق سریالایی مثل ترش و شیرین، خانه به دوش، متهم گریخت، سه در چهار و ...م منو میبرن به زندگیای قدیم بوی زندگی میدن حتی شده واسه ی ساعت روحیم عوض میشه میخندم میرم تو دل سریال خیلی خوشحالم از بودنشون
حقیقتا بوی زندگی میدن؛ حق با توعه. ادم حس میکنه داره خونه و خونواده خودشو میبینه.