چنلِ کُدی :»
490 subscribers
171 photos
6 videos
8 files
177 links
خونواده، چایی و افرینشِ طعم نورایِ زندگیِ منَن🍩
@Codeiinm_bot
https://t.me/NashenasBot?start=C4a1tva6
@lamourpodcast :لبخند فروشی
کتاب صوتیا: @codeinesbook
اگه خواستین خودمونی تر شیم: https://www.instagram.com/thecodeiine?igsh=OGQ5ZDc2ODk2ZA==
Download Telegram
هیچ چیز مثلِ یه حضور امن و واقعی نجات دهنده نیست.
کسی که از قصد گُمت کرده، هزارتا راهَم واسش باز کنی نمیبینه ...
چقد هممون دنبالِ یه آدمِ امنیم و چقد گاهی خودمون ادمِ امنی نیستیم ...
حس میکنم دیگه هیچ چی رنگ و بو نداره، خوشحال نیستیم، نمیتونیم باشیم، ساده زیست نیستیم، خوشیایِ کوچیک رو نمیبینیم، زوم کردیم رو نداشته هامون. انگار خوشیِ واقعی جامونده توو اون دورانی که چند تا چایی توو استکانِ کمرباریک میریختیم و حرفمون گل مینداخت، بویِ شیرینیِ تازه خونه رو برمیداشت، هفت سنگ و لی لی و فوتبال بازی میکردیم، لحظه شماری میکردیم واسه شروعِ بابا لنگ دراز، خلاصه خوشیامون کوچیک بودن، دنیامون کوچیک بود، اگاهیمون کم بود ولی همشون "واقعی" بودن. اون واقعی بودنه باعث میشد اینهمه به دل بشینن و نجات دَهنده باشن. از وقتی خوشیامون و خنده هامون تصنعی شد، دیگه زندگی نکردیم؛ دیگه چایی مزه نمیده، دیگه هفت سنگ بازی نمیکنیم، دیگه ذوقِ دیدنِ بابا لنگ دراز وجودمونو پرِ شادیِ واقعی نمیکنه. واسه خوشی دنبال بهونه های بزرگ بزرگ میگردیم و اخرشم هیچ چیزی قادر نیست واقعا مارو سرِ ذوق بیاره.
انگار قدیما ارامش داشتیم و اسایش نه، حالا اسایش داریم ولی ارامش نه و الان میفهمیم ارزشِ ارامش رو ...
از بیهودگی به کجا میشه پناه برد؟
سبکِ رادیو چهرازی فعلا از همه جلوتره؛ ولی همچنان نظر سنجی ادامه داره 🌚✨️.
چنلِ کُدی :»
Photo
- همیشه مشکل نبودِ عشق نیست؛
ادم گاهی دلش میخواد بچه شه،
کلی بالغانه رفتار میکنه، ولی یوقتایی دلش لَک میزنه بچگی کنه؛
دوست داره یوقتایی حالش خوب نباشه و بدونه یه بغلِ امنِ ساده داره انتظارشو میکشه ...
دوست داره پناه باشه ولی گاهیَم دلش میخواد پناه ببره،
گاهی دلِ ادم گنده ها لک میزنه واسه بچگی کردن و نوازش شدن و یه بغلِ گرم که خودشونو بسپرن بهش و از راحتیِ خیال خوابشون ببره و واسه چند لحظه ام که شده، یادشون بره ادم گنده ان :)
Forwarded from سه شنبه ها با موری"🧣 (a true tea lover🫴🏻)
از یجایی به بعد دیگه گریه نمیکنی داد نمیزنی و عصبی نمیشی؛ فقط دیگه حوصله‌ی خوندن کتابای طولانی رو نداری دیگه پیامای بقیه رو زود سین‌ نمیزنی، واسه پرداخت قبضای خونه بهونه میاری، وقتی چیزی که آرزوشو داشتی میخری خوشحال نمیشی طعمایی که قبلا مستت میکرد طعم خاصی واست نداره دیگه رویایی نداری که بهش فک کنی وقتی صدات میکنن وانمود میکنی نشنیدی.
لَبخَندفروشیِ L'amour
بمناسبتِ پاییزِ جان، بریم واسه پادکست جدید؛ موضوعش چی باشه؟ 🧡
اخرین رای هارو هم ببینم که به لطف خدا بریم واسه نوشتن و ضبطش =>
عاشق لذت هایِ کوچیکم؛
مثلِ قدم زدن زیر بارون، کندنِ پوستِ نارنگی، خوردن چایی توو یه عصر سرد درحالی که پتو پیچیدی دورت، نگاه کردن به اسمون ابری، پیچیدنِ باد لای موها، نفس کشیدن توو هوایِ بارونی، نوازشِ تنه درخت، قدم زدن توو پاییز و شنیدن صدای خش خش برگا، لذت خوردن کیکِ خونگی، بو کردنِ میوه ها، درست کردنِ جینگیل بینگیل واسه عروسک، بوسیدنِ مامان و بابا، کتاب خوندن و غرق شدن تووش، نشستن توو طبیعت، فیلم دیدن با خواهر، نوشتنِ هر ان چیزی که از دل برمیاد و هر چیزِ کوچیکی که هزینه ای نداره ولی خیلی با ارزشه ... عاشقِ اینم که خدا اینهمه لذتِ توو دل برو رو واسه ما فرستاده و عاشقِ تجربه کردن اونا و زندگی کردنشونم؛ چیز هایِ کوچیکِ معمولیِ واقعی :>
Forwarded from بغل میخوام.
بغل، بغغغل زیاااااااد.
امیدِ بدون حرکت، مثلِ درخت بی ریشه‌ست؛ بی ثبات و به تلنگری شکننده.
و ناگهان نوبت به تو رسیدنی همه چیز تمام میشود :(
بنظر من ادما رنگ دارن؛ مثلا من فک میکنم ادمی که سیاهی همه نقاط زندگیش رو گرفته و چیزی جز تاریکی نمیبینه رنگِ اهن زنگ زده بهش میاد. در مقابل، ادمی که همه چی رو قشنگ میبینه و قشنگیش به هرچیزی که اطرافشه هم سرایت میکنه باید رنگش آبی باشه. آبی؛ همونقدر شفاف و اروم و بی انتها و امید بخش (:
چرا اونایی که فانتزیای قشنگ دارن، فکرشون قشنگه،‌ شخصیتشون رنگی رنگیه، دقیقا همون ادمایین که نمیمونن و تعهد براشون تعریف نشده؟ بعد اونایی که هیچکدوم از اون فانتزیا و قشنگیا رو ندارن خیلی خوب میمونن و از همون اول متعهد میشن؟ عجییه عجیب :(