چنلِ کُدی :»
@codeinevoice – قهوه سرد آقای نویسنده (1)
قسمت اول و دوم #کتاب_صوتی :
" #قهوه_سرد_آقای_نویسنده "
به ترتیب با صداهای: کدعین، همراز، یاسمینا، نهال و نازنین و از پارت پنجم به بعد زینب و آسا.
کاری از گروه کدعین
جهت حمایت فوروارد کنین رفقا.
@codeinevoice
" #قهوه_سرد_آقای_نویسنده "
به ترتیب با صداهای: کدعین، همراز، یاسمینا، نهال و نازنین و از پارت پنجم به بعد زینب و آسا.
کاری از گروه کدعین
جهت حمایت فوروارد کنین رفقا.
@codeinevoice
Forwarded from ﮼انجمننهنگهاینَوازنده؛ (﮼دایان؛)
پاییز «بغل میخوام» ترین فصلِ ساله.
چنلِ کُدی :»
codeine – deltangetam
یه "دلتنگتم" بر تویی که فک میکنی توو دلتنگیات تنهایی. پلی کن دلتنگی که مثل منه.
کودکِ درونم شدیدا بر کسی که عشقو قراره باهاش تجربه کنم فعاله.
هرکسی از راه میرسه، اماده ام که ذوقم براش فوران کنه و منفجر شم از خوشی. همش دوس دارم بی دلیل بهش پیام بدم، همش باهاش حرف بزنم، وقتی بهم گفت دوست دارم بگم من یکی بیشتر، از دور بغلش کنم و بچلونمش و لبریز بشم از همه اون حسای قشنگ اعتیاد اور که اُکسی توسین باعثشونه.
براش هدیه کوچیکی که میدونم خوشحالش میکنرو بخرم و در حالی که چشمام از ذوقِ دیدنش میخنده، بزارم توو دستاش و اون لبخند بزنه و باهمون لحنی که من عاشقشم بگه: خیلی قشنگه ولی دستات توو دستام عجیب تماشایی تر و خوشگلتره. بعد دست همو بگیریم و انقد بدوییم که نفس کم بیاریم و ولو شیم رو چمنا. بعد با همون نفس کم جون بخندیم و بخندیم تا وقتی نگاهمون توو نگاه همدیگه گره بخوره. بعد غرق شیم و از نگاه هم بخونیم حرف توو دلمونو. بعد بلند شم بشینم و سرشو بزارم رو پاهام، از گلا بچینم اون چشماشو ببنده و گلبرگاشو پخش کنم رو صورتش و و یواش توو گوشش زمزمه کنم دوست دارم اونوقت چشماشو وا کنه و بهم نگا کنه و با همون لبخند معروفش بگه من یکی بیشتر. بعد من شاکی شم و بگم چی تو یکی بیشتر؟ بعد خندش بگیره و منم خندم بگیره و ... بازم نگه دوست دارم ...
حتی توو خیالمم نمیگه دوست دارم.
من عاشق انجام دادن همه این کارا و هزار برابر بیشترشم ولی اون نیست که تجربش کنیم باهم.
منم و کلی حس و ذوق خاک خورده و به بار نَشسته که فقط میتونم گاهی بنویسمشون و تصورشون کنم و اون هی نباشه.
من دختر ساده ایم و لابد اون ساده دوست نداره. خب، من ساده میمونم. تا وقتی کسی بیاد که منو جوری که هستم دوست داشته باشه. تنهایی سخته ولی میرزه تا وقتی که دوست داشتنتو الکی خرج کسی نکنی.
شاید فک کنم من لایقش نیستم یا همچین چیزایی افسانست ولی انقد لایقش میشم که واقعی شدنشو ببینم ...
یروزی یجایی منم یه دوست دارم واقعیِ دلچسبِ موندنیِ دوطرفه میشنوم.
- کدعین
هرکسی از راه میرسه، اماده ام که ذوقم براش فوران کنه و منفجر شم از خوشی. همش دوس دارم بی دلیل بهش پیام بدم، همش باهاش حرف بزنم، وقتی بهم گفت دوست دارم بگم من یکی بیشتر، از دور بغلش کنم و بچلونمش و لبریز بشم از همه اون حسای قشنگ اعتیاد اور که اُکسی توسین باعثشونه.
براش هدیه کوچیکی که میدونم خوشحالش میکنرو بخرم و در حالی که چشمام از ذوقِ دیدنش میخنده، بزارم توو دستاش و اون لبخند بزنه و باهمون لحنی که من عاشقشم بگه: خیلی قشنگه ولی دستات توو دستام عجیب تماشایی تر و خوشگلتره. بعد دست همو بگیریم و انقد بدوییم که نفس کم بیاریم و ولو شیم رو چمنا. بعد با همون نفس کم جون بخندیم و بخندیم تا وقتی نگاهمون توو نگاه همدیگه گره بخوره. بعد غرق شیم و از نگاه هم بخونیم حرف توو دلمونو. بعد بلند شم بشینم و سرشو بزارم رو پاهام، از گلا بچینم اون چشماشو ببنده و گلبرگاشو پخش کنم رو صورتش و و یواش توو گوشش زمزمه کنم دوست دارم اونوقت چشماشو وا کنه و بهم نگا کنه و با همون لبخند معروفش بگه من یکی بیشتر. بعد من شاکی شم و بگم چی تو یکی بیشتر؟ بعد خندش بگیره و منم خندم بگیره و ... بازم نگه دوست دارم ...
حتی توو خیالمم نمیگه دوست دارم.
من عاشق انجام دادن همه این کارا و هزار برابر بیشترشم ولی اون نیست که تجربش کنیم باهم.
منم و کلی حس و ذوق خاک خورده و به بار نَشسته که فقط میتونم گاهی بنویسمشون و تصورشون کنم و اون هی نباشه.
من دختر ساده ایم و لابد اون ساده دوست نداره. خب، من ساده میمونم. تا وقتی کسی بیاد که منو جوری که هستم دوست داشته باشه. تنهایی سخته ولی میرزه تا وقتی که دوست داشتنتو الکی خرج کسی نکنی.
شاید فک کنم من لایقش نیستم یا همچین چیزایی افسانست ولی انقد لایقش میشم که واقعی شدنشو ببینم ...
یروزی یجایی منم یه دوست دارم واقعیِ دلچسبِ موندنیِ دوطرفه میشنوم.
تا اون روز به آسمون عشق میدم، به درختا، به برگای زرد و نارنجی، به مامان و بابا، به بارون، به کلاه راه راه سفید مشکیم، به اهنگای ویگن، به خواهر، به موهای نیمه بلوندم، به بدنم و به زندگی. از اون روز به بعدم بازم همه اینا هست بعلاوه اون که این عشقو چند برابرش میکنه.
- کدعین
چنلِ کُدی :»
- نینی، دیروز.
- آنه؛
تکرارِ غریبانه روزهایت چگونه گذشت وقتی روشنی چشمهایت در پشتِ پرده های مه آلود اندوه پنهان بود؟
آیا هنوز هم موهای نارنجی رنگت غمزده و دلگیرت میکنند و از گیلبرت بلایت بدت می آید؟
هربار که چشمم به تو می اُفتد دلم میخواهد در آغوشت بگیرم و آنقدر گریه کنم که فراموش کنم کجا هستم و پیراهنت از اشکهایم خیس شود و تو مهربانانه در چشمهایم نگاه کنی و بگویی: " گریه نکن دختر، به ماریلا میگم کیک توتفرنگی و شربت آلبالو برامون درست کنه باهم بریم پیک نیک" و من لبخند کودکانه ای بزنم و از ذوق لبریز شوم ...
اینها همه خیالند و هیچ یک خیال نیست.
من با تو زندگی کرده ام و میکنم.
در جزیره پرنس ادوارد قد میکشم و به اسبهای مَتیو سر میزنم.
به ماریلا در شستن ظرفهای شام کمک میکنم و از پنجره اتاقت شکوفه های درختان را مینگرم.
آنه، با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیت و از تنهایی معصومانه دستهایت...
بگو چگونه شکفتی و سبز شدی؟
دریاچه آبهای نقره ای چطور به ذهنت خطور کرد؟
تو چطور میتوانی اینقدر دوست داشتنی باشی؟
آنه، در گوشم زمزمه کن:
" و اینک شکفتن و سبز شدن در انتظار توست، در انتظار توست ..."
-کدعین
Forwarded from "سبزخواهمشد.
قدرت یه دختر اونجاییه که ذره ذره داره له میشه ولی بازم ادامهمیده.
چنلِ کُدی :»
قسمت اول و دوم #کتاب_صوتی : " #قهوه_سرد_آقای_نویسنده " به ترتیب با صداهای: کدعین، همراز، یاسمینا، نهال و نازنین و از پارت پنجم به بعد زینب و آسا. کاری از گروه کدعین جهت حمایت فوروارد کنین رفقا. @codeinevoice
اگه رفقایی هستن که هنوز شرو نکردن گوشش کنن ازینجا شرو میشه. مرسی که اهمیت میدین و حمایت میکنین.🤍
چنلِ کُدی :»
t.me/codeinevoice – قهوه سرد آقای نویسنده(4)
قسمت سوم و چهارم #کتاب_صوتی :
" #قهوه_سرد_آقای_نویسنده "
کاری از گروه کدعین
جهت حمایت فوروارد کنین رفقا.
" #قهوه_سرد_آقای_نویسنده "
کاری از گروه کدعین
جهت حمایت فوروارد کنین رفقا.
- کدعین
Forwarded from 𝗍𝖺𝖾𝗀𝗎𝗄'𝗅𝗒 (•ᴍᴡʜʀɪ•)
-فور کنید و بگید <بنظرتون چی باعث میشه بین دونفر که نزدیکن و مشکلی ندارن دلتنگی به وجود بیاد؟!> 💔🫂-
اینجا جوین باش •• گسترده بلو
𝗍𝖺𝖾𝗀𝗎𝗄'𝗅𝗒
-فور کنید و بگید <بنظرتون چی باعث میشه بین دونفر که نزدیکن و مشکلی ندارن دلتنگی به وجود بیاد؟!> 💔🫂- اینجا جوین باش •• گسترده بلو
از نظر من تعهد پایه هر نوع رابطه ایه.
اینکه تو با طرفت مشکلی نداری یا نزدیکی لزوما نشون نمیده تو اونو داری. تا وقتی که تعهدی توو رابطه نباشه، تو لنگ درهوایی. هم دلت تنگ میشه هم هیچیت نیست. هم دوس داری بیشتر باهاش حرف بزنی هم هیچیت نیست. هم هست و هم نیست. من فکر میکنم اگه اگه تعهد باشه اونوقت دلتنگیت دلیل پیدا میکنه. وگرنه دلتنگی که دلیل نمیخواد. تو میتونی دلتنگ خودت که کنارته عم بشی.
اینکه تو با طرفت مشکلی نداری یا نزدیکی لزوما نشون نمیده تو اونو داری. تا وقتی که تعهدی توو رابطه نباشه، تو لنگ درهوایی. هم دلت تنگ میشه هم هیچیت نیست. هم دوس داری بیشتر باهاش حرف بزنی هم هیچیت نیست. هم هست و هم نیست. من فکر میکنم اگه اگه تعهد باشه اونوقت دلتنگیت دلیل پیدا میکنه. وگرنه دلتنگی که دلیل نمیخواد. تو میتونی دلتنگ خودت که کنارته عم بشی.