تکلیفِ ناپسند از بلِاتکلیفی صادقانه تره؛
در عجَبَم که تکلیفِ من همیشه توو "رفتن ها" صدق پیدا کرده.
در عجَبَم که تکلیفِ من همیشه توو "رفتن ها" صدق پیدا کرده.
+ سخت ترین کارِ دنیا چیه؟
- قدیما صبح زود بیدار شدن بود، زیادی کار کردن بود، توو گرما عرق ریختن بود، تعادل بینِ دخل و خرج بود، ولی الان گمونم موندنه، اره، موندن.
- قدیما صبح زود بیدار شدن بود، زیادی کار کردن بود، توو گرما عرق ریختن بود، تعادل بینِ دخل و خرج بود، ولی الان گمونم موندنه، اره، موندن.
Forwarded from Vein
الآن اونجایی از زندگیم که با هر مشکل کوچیک انگار آخر دنیام.
به راستی "دوست داشته شدن" چه حسی دارد؟
من فکر میکنم شبیهِ نورِ ماهِ پشتِ پنجره باشد؛ نزدیک نیست ولی نادیدنی هم نیست و میدانی وجود دارد و تنها نورِ میانِ آن حجم از تاریکی ست؛ همان قدر امیدبخش و همان قدر نجات دهنده.
چنلِ کُدی :» pinned «اب دستتونه بزارین زمین جم کنین برین لبخند فروشی که بلخره راش انداختم :>»
چنلِ کُدی :»
به انتخابِ شما "ابرازِ علاقه به کسی که نمیدونه دوسش داری" بعنوان موضوعِ اولین پادکستِ لبخند فروشی انتخاب شد؛ شما منتظرِ شنیدنش باشین و من هم منتظر نگاه ها و حمایتهایِ گرم شما بوسی بوسیا بعد از انتشارش 💘.
با عنایت و لطف پروردگار اولین پادکستِ لبخند فروشیِ L'amour منتشر شد؛ حمایتِ گرمتون امیدبخشِ منه؛ باهم گوشش کنیم و با دوستانمون به اشتراک بذاریمش 🫱🏽🫲🏼.
Forwarded from لَبخَندفروشیِ L'amour
secret love
t.me/lamourpadcast
همین که الان میتونست باشه و نیست، کافیه تا از چشمت بیفته. تو از خاطره ها و حس خوبشه که نمیتونی بگذری، نه لزوما خودش.
دلم میخواست آرد و شکر و خامه و این چیزا میخریدم واسه همه خونواده چنل کدی کیک خامه ای درس میکردم و جم میشدیم دور هم میخوردیم :>
چیزایی رو که داری دوست داشته باش؛ شاید هیچوقت چیزایی که دوست داری رو نداشته باشی و شاید با دوست داشتنِ داشته هات، به چیزایی که دوس داری داشته باشیشون برسی.
Forwarded from بهار
هرگز اندوه کوچکی را نیز به قلب کسی وارد نکن؛ شاید به اندازه همان غم با فرو ریختن فاصله داشته باشد.
هیچوقت از ایرانی بودنم پشیمون نشدم؛ کجایِ دنیا انقد مظلوم ولی استوار و پابرجا، پایِ خونه ای به نامِ "وَطَن" وایسادن که خیلیا با یک اپسیلون از رنجهایی که "ایران" و "ایرانی" متحمل شده، از پا درمیومدن؟
+ ارزششو داشت؟
- اره، با اینکه نموند ولی داشت.
+ مطمئنی دوسِت داشت؟
- هیچوقت مطمئن نشدم ... ولی چون من دوسِش داشتم، پس ارزششو داشت.
- اره، با اینکه نموند ولی داشت.
+ مطمئنی دوسِت داشت؟
- هیچوقت مطمئن نشدم ... ولی چون من دوسِش داشتم، پس ارزششو داشت.
همینقدر بدون که تو تنها نیستی و ادمایی هستن که غمِ تورو داشته باشن یا حداقل رَنجت رو بفهمن و درکت کنن؛ اگه آدمی که درکت کنه رو کنارِت نداری، وقتشه خودت تبدیل به یکی ازونا بشی :)
اصلیه همونیه که کنارِش به حضورش مطمئنی؛ یه حضورِ امن که ترسِ طرد شدنت و از دست دادنش، مدام فکرتو درگیرِ خودش نمیکنه.