چنلِ کُدی :»
476 subscribers
174 photos
6 videos
8 files
178 links
خونواده، چایی و افرینشِ طعم نورایِ زندگیِ منَن🍩
@Codeiinm_bot
https://t.me/NashenasBot?start=C4a1tva6
@lamourpodcast :لبخند فروشی
کتاب صوتیا: @codeinesbook
اگه خواستین خودمونی تر شیم: https://www.instagram.com/thecodeiine?igsh=OGQ5ZDc2ODk2ZA==
Download Telegram
چقد دلم میخواست ازون چنلایی باشم که با ممبرا مثِ یه خونواده ایم و چقد دوریم از هم :(
یه آدمِ افسرده نصیحت نمیخواد، دلداری نمیخواد، نمیخواد دونه دونه مصداقِ آدمِ بدبخت جلویِ چشماش ردیف کنی، امیدِ واهی نمیخواد، حتی نمیخواد واسش کاری انجام بدی. یه آدمِ افسرده یه سکوتِ امن میخواد و یه بغلِ طولانی؛ اون از درک نشدن و تنهاییِ در رنج، رنج میبره، نه لزوما از مشکلاتِ عینیِ زندگیش.
چنلِ کُدی :»
سهمِ من از یوم العباس (: ؛
تابستونِ تازه/ تازگیِ تابستون.
لَبخَندفروشیِ L'amour
واسه نمونه دوست دارین راجب کدوم موضوع پادکست بسازم براتون که با روندِ کار اشناتر شین قشنگا؟🐥
به انتخابِ شما "ابرازِ علاقه به کسی که نمیدونه دوسش داری" بعنوان موضوعِ اولین پادکستِ لبخند فروشی انتخاب شد؛ شما منتظرِ شنیدنش باشین و من هم منتظر نگاه ها و حمایتهایِ گرم شما بوسی بوسیا بعد از انتشارش 💘.
Forwarded from چنل ابطحی
میانگین سن میلیونرها ۴۹ سال
است نه ۲۱ سال
برای رسیدن به فرم بدنی ایده‌آل
۵ سال زمان نیاز است نه ۶ ماه
معمولا شغل مورد علاقه بعد از
۳۰ سالگی پیدا میشود نه در ۲۰ سالگی
کسب و کار موفق معمولا ۱۰ سال
زمان میبرد نه چند هفته
بیشتر افراد معمولا بعد از ۲۸ سالگی
شریک عاطفی خود را پیدا میکنند
نه در ۱۸ سالگی
افراد بطور متوسط در ۳۷ سالگی
خانه میخرند نه در ۲۵ سالگی
تو هیچ‌جا و در هیچ‌چیز دیر نکردی
عزیز من
هرچیزی زمان خودش‌رو داره
کاش روزِ جهانیِ "انجامِ کارای مورد علاقه بدون استرس و نه بخاطر وظیفه" داشتیم؛


اینطوری که اون روز کسی مجبور نبود کار خاصی که وظیفه داره یا ازش توقع میره رو انجام بده. میتونست کل روز بمونه توو تختش، میتونست صبح رو تا شب توو خیابون قدم بزنه، میتونست بشینه و از پنجره ساعتها به بیرون خیره بشه، میتونست زنگ بزنه از بیرون غذا بیارن و خودش غذا درست نکنه، میتونست بدون بهونه به مامان و باباش سر بزنه یا دوست قدیمیشو که روزهاست همو ندیدن دعوت کنه باهم چایی بخورن و بخندن و حرف بزنن، میتونست زنگ بزنه بهش و صادقانه بگه چقد دلش واسش تنگ شده و بخاطر گذشته متسفه، میتونست با بچه هاش بازی هایی رو انجام بده که توو بچگی خیلی دوسشون داشته، میتونست با پارتنرش برن جایی که اولین بار همو دیدن و تجدید خاطره کنن، یا بمونه توو خونه و دستور براونی رو که مدت ها بود دنبال فرصت واسه درست کردنش میگشت، امتاحان کنه. بدونِ استرس، بدون اینکه وظیفه ای در قبالِ انجام کاری داشته باشه، بدونِ اینکه کسی ازش توقعی داشته باشه و فقط واسه اینکه زندگی رو یادش نره و فرصت کنه چیزایی که داره رو ببینه. اونوقت شاید زندگی قشنگتر می شد، اسمون ابی تر بود، بارون بیشتر کیف می داد، لبخند بیشتر مهمونِ لبا بود، عشق ها فرصتِ بروز و ظهور پیدا میکردن و قشنگیایِ زیادی خلق می شد. زندگی، دیدنِ لحظه های کوچک و معمولیه. حس کردنِ قشنگیها، به یاد اوردن خاطره های مانا و با ارزش و فرصت دادن واسه لَبخند زدنه. لازم نیست هر لحظه یه معجزه خلق کنی و یه کار بزرگ انجام بدی؛ گاهی همین که صبح از جات بلند میشی، همین که با وجودِ غمِ توو سینَت بازم بلدی لبخند بزنی، همین که بغل میکنی، همین که گریه میکنی، همین که میری تا اشپزخونه و چایی دم میکنی، همین که صورتتو میشوری، همین که یه موجودِ ناز کوچولو صدات میزنه مامان یا بابا، همین که با وجودِ خستگیِ روحی بجایِ غر زدن با خدا حرف میزنی و دل میدی بهش، همین که غذای مورد علاقه تو درست میکنی و همین که روزمرگی داری خودِ خودِ معجزست.
لبخند بزن؛ دنیا همیشه قشنگیاشو داره.

- کدعین
فی الواقه خدا، خدایِ ادمهایِ بد هم هست ...
شاید بعدا بشه، ولی اگه دیگه ذوقِشو نداشته باشم چی؟
نیوآ🐋
و راه رسیدن به خدا به اندازه‌ی تعداد آدم هاست…
هرکی یه راهی واسه رسیدن به خدا داره؛ بگرد راهِ خودتو پیدا کن. از قضاوتِ بقیه هم نترس، چون قاضیِ واقعی فقط یه نفره و درستشم همینه‌.
بینِ تیرامیسو و سَن‌سباستیَن، رولِت عزیزم انتخابِ منه 💘.
تکلیفِ ناپسند از بلِاتکلیفی صادقانه تره؛
در عجَبَم که تکلیفِ من همیشه توو "رفتن ها" صدق پیدا کرده.
+ سخت ترین کارِ دنیا چیه؟
- قدیما صبح زود بیدار شدن بود، زیادی کار کردن بود، توو گرما عرق ریختن بود، تعادل بینِ دخل و خرج بود، ولی الان گمونم موندنه، اره، موندن.
Forwarded from Vein
الآن اونجایی از زندگیم که با هر مشکل کوچیک انگار آخر دنیام.
به راستی "دوست داشته شدن" چه حسی دارد؟

من فکر میکنم شبیهِ نورِ ماهِ پشتِ پنجره باشد؛ نزدیک نیست ولی نادیدنی هم نیست و میدانی وجود دارد و تنها نورِ میانِ آن حجم از تاریکی ست؛ همان قدر امیدبخش و همان قدر نجات دهنده.
چنلِ کُدی :» pinned «اب دستتونه بزارین زمین جم کنین برین لبخند فروشی که بلخره راش انداختم :>»
چنلِ کُدی :»
Photo
- چیزهایِ کوچیکِ معمولی.