حالِ دلم عینِ حال سربازیه که دختری که بهش قول ازدواج داده بوده تو نبودش ازدواج کرده،
عینِ حال بچه ای که توو بازی راش نمیدن،
عینِ درد زمین خوردن وقتی داری میدویی.
حالِ دلم درست مث حال پسریه که همه پولاشو جم کرده، تا اون دستبند پشت ویترین مغازه ای که چن ماهه از جلوش رد میشه رو برای کسی که دوسش داره بخره، ولی درست همون موقعی که پولاش جور میشه دستبنده رو فروختن.
درست مثل وقتی که دست میزارن رو نقطه ضعفت،
مثل روزی که میگن همه جا برف باریده جز جایی که تو تووش زندگی میکنی،
مثل نخِ آویزون شده از شالت که گیر میکنه به دستگیره در و نخ کش میشه.
حالِ دلِ من حال دلیه که سالهاست کسی نتونسته به تپش بندازتش،
برا کسی نلرزیده،
تیکه هاش به هم نچسبیدن بعد شکستن،
اکلیل پمپاژ نکرده.
نمیدونم درست تونستم بفهمونم حالِ دلمو یا نه.
عمیق ترین حس در من گاهی ترسه و گاه تنهایی.
الان تنهایی غالبه.
دلیل نمیشه توجه درخواست کنم هوم؟
پس نمیکنم.
فقط خواستم بگم: حالِ دلم خوب نیست. تنهام. خیلی خیلی تنها. همین.
- کدعین
عینِ حال بچه ای که توو بازی راش نمیدن،
عینِ درد زمین خوردن وقتی داری میدویی.
حالِ دلم درست مث حال پسریه که همه پولاشو جم کرده، تا اون دستبند پشت ویترین مغازه ای که چن ماهه از جلوش رد میشه رو برای کسی که دوسش داره بخره، ولی درست همون موقعی که پولاش جور میشه دستبنده رو فروختن.
درست مثل وقتی که دست میزارن رو نقطه ضعفت،
مثل روزی که میگن همه جا برف باریده جز جایی که تو تووش زندگی میکنی،
مثل نخِ آویزون شده از شالت که گیر میکنه به دستگیره در و نخ کش میشه.
حالِ دلِ من حال دلیه که سالهاست کسی نتونسته به تپش بندازتش،
برا کسی نلرزیده،
تیکه هاش به هم نچسبیدن بعد شکستن،
اکلیل پمپاژ نکرده.
نمیدونم درست تونستم بفهمونم حالِ دلمو یا نه.
عمیق ترین حس در من گاهی ترسه و گاه تنهایی.
الان تنهایی غالبه.
دلیل نمیشه توجه درخواست کنم هوم؟
پس نمیکنم.
فقط خواستم بگم: حالِ دلم خوب نیست. تنهام. خیلی خیلی تنها. همین.
- کدعین
کاش بخودت اجازه ندی روانمو بپاچونی
کاش بخودت اجازه ندی مغزمو با حرفات پر کنی بعد بزاری بری
کاش بخودت اجازه ندی بدستم بیاری بعد نباشی
کاش بخودت اجازه ندی تنهام بزاری
کاش بخودت اجازه ندی دهنتو وا کنی که ریده شه به تصوراتم ازت
کاش بخودت اجازه ندی انقد اذیتم کنی
کاش بخودت اجازه ندی چون خوبم زور بگی
کاش بخودت اجازه ندی عقده هاتو سر من خالی کنی
کاش بخودت اجازه ندی وقتی به سیم آخر زدی هر غلطی دلت خواس بکنی
کاش بخودت اجازه ندی کاری کنی هر دم مرگ واسم عزیرترباشه تا زندگی ای که دارم
کاش بخودت اجازه بدی آدم باشی
کاش بخودت اجازه بدی بمونی و رفتن بلد نباشی
کاش بخودت اجازه بدی بزنی تو دهنم بگی تو کافی ای انقد خودتو اذیت نکن
کاش بخودت اجازه بدی نزاری اذیت کنم تو و خودمو
کاش بخودت اجازه بدی بیای و این دنیا دیگه زهرمار نباشه واسه جفتمون
کاش بیای
کاش
همین.
کاش بخودت اجازه ندی مغزمو با حرفات پر کنی بعد بزاری بری
کاش بخودت اجازه ندی بدستم بیاری بعد نباشی
کاش بخودت اجازه ندی تنهام بزاری
کاش بخودت اجازه ندی دهنتو وا کنی که ریده شه به تصوراتم ازت
کاش بخودت اجازه ندی انقد اذیتم کنی
کاش بخودت اجازه ندی چون خوبم زور بگی
کاش بخودت اجازه ندی عقده هاتو سر من خالی کنی
کاش بخودت اجازه ندی وقتی به سیم آخر زدی هر غلطی دلت خواس بکنی
کاش بخودت اجازه ندی کاری کنی هر دم مرگ واسم عزیرترباشه تا زندگی ای که دارم
کاش بخودت اجازه بدی آدم باشی
کاش بخودت اجازه بدی بمونی و رفتن بلد نباشی
کاش بخودت اجازه بدی بزنی تو دهنم بگی تو کافی ای انقد خودتو اذیت نکن
کاش بخودت اجازه بدی نزاری اذیت کنم تو و خودمو
کاش بخودت اجازه بدی بیای و این دنیا دیگه زهرمار نباشه واسه جفتمون
کاش بیای
کاش
همین.
من همونیَم که فراموش میشم بوقت کسی رو داشتن،
همونی که پیدام میشه وقتی کسی رو نداری،
همونی که همیشه توو پیام دادن پیشقدم میشه.
من،
همونیَم که انفالو میشم ولی بازم طردت نمیکنم،
همونی که هیچوقت بلد نیس رهات کنه حتی وقتی رها شده.
من همون کسیَم که هروقت گوش خواستی کافیه صداش کنی،
هروقت شونه خواستی کافیه سرتو بزاری رو شونه هاش،
هروقت بغل خواستی کافیه پناه بیاری به آغوشش،
هروقت صداش کنی حتی اگه تمام جوارحش بی جون و ناامید باشن، واسه جواب دادن به صدای تو از نو جون میگیرن.
من همه اینام ولی کاش همونیَم بودم که وقتی خسته شد میتونست پناه بیاره بهت،
همونی که غرزدناش خریدار داشت،
همونی که شنیدن صداش لبخند رو لبای کسی میآورد.
کاش همونیَم بودم که بغل میشد سفت و همه ترساش میریخت بعد بغل شدن.
کاش همونی بودم که وقتی هیشکی حواسش نبود یکی حواسش بهش بود.
همونی که وقتی نیاز داشت صدات میزد.
همونی که حرفاش شنیدن داشت.
همونی که انقدر تنها نبود.
همونی که میموند و نمیترسید.
همون.
- کدعین
همونی که پیدام میشه وقتی کسی رو نداری،
همونی که همیشه توو پیام دادن پیشقدم میشه.
من،
همونیَم که انفالو میشم ولی بازم طردت نمیکنم،
همونی که هیچوقت بلد نیس رهات کنه حتی وقتی رها شده.
من همون کسیَم که هروقت گوش خواستی کافیه صداش کنی،
هروقت شونه خواستی کافیه سرتو بزاری رو شونه هاش،
هروقت بغل خواستی کافیه پناه بیاری به آغوشش،
هروقت صداش کنی حتی اگه تمام جوارحش بی جون و ناامید باشن، واسه جواب دادن به صدای تو از نو جون میگیرن.
من همه اینام ولی کاش همونیَم بودم که وقتی خسته شد میتونست پناه بیاره بهت،
همونی که غرزدناش خریدار داشت،
همونی که شنیدن صداش لبخند رو لبای کسی میآورد.
کاش همونیَم بودم که بغل میشد سفت و همه ترساش میریخت بعد بغل شدن.
کاش همونی بودم که وقتی هیشکی حواسش نبود یکی حواسش بهش بود.
همونی که وقتی نیاز داشت صدات میزد.
همونی که حرفاش شنیدن داشت.
همونی که انقدر تنها نبود.
همونی که میموند و نمیترسید.
همون.
- کدعین
بش گفتم "باورم نمیشه یکی رو دوس داشته باشی! "
گفت "هیچ مردی به اختیار خودش تنهایی رو انتخاب نمیکنه"
فهمیدم زخم خورده
رنج کشیده
اذیت شده
نرسیده
ولی منم دلم نمیخواست جایگزین باشم.
سیگارو گذاشتم گوشه لبم فندک زدم زیرش یه پک عمیق بش زدم و سکوت کردم. سکوتمو که دید عمیق نگام کرد و چیزی نگفت. گفتم: چی شده؟ گفت:" هیچ زنی عم وقتی حس تنهایی نکنه به سیگار پناه نمیبره پس لابد من برات کافی نبودم."
کلم داغ شد
سرمو انداختم پایین و گفتم: "وقتی زنی احساس کنه جای کس دیگه ای رو پر میکنه تنهاست؛ تنها تر از همیشه ."
چیزی نگفت.
انگار داشت فکر میکرد...
نشستم یه گوشه.
تاریکه.
شمعا روشن.
تنهام. تنها تر از همیشه. هنوزم.
- کدعین
گفت "هیچ مردی به اختیار خودش تنهایی رو انتخاب نمیکنه"
فهمیدم زخم خورده
رنج کشیده
اذیت شده
نرسیده
ولی منم دلم نمیخواست جایگزین باشم.
سیگارو گذاشتم گوشه لبم فندک زدم زیرش یه پک عمیق بش زدم و سکوت کردم. سکوتمو که دید عمیق نگام کرد و چیزی نگفت. گفتم: چی شده؟ گفت:" هیچ زنی عم وقتی حس تنهایی نکنه به سیگار پناه نمیبره پس لابد من برات کافی نبودم."
کلم داغ شد
سرمو انداختم پایین و گفتم: "وقتی زنی احساس کنه جای کس دیگه ای رو پر میکنه تنهاست؛ تنها تر از همیشه ."
چیزی نگفت.
انگار داشت فکر میکرد...
نشستم یه گوشه.
تاریکه.
شمعا روشن.
تنهام. تنها تر از همیشه. هنوزم.
- کدعین
چنلِ کُدی :»
دلم میخواد بمیرم ولی نمیمیرم..." - کدعین
این صدا در یکی از بدترین احوالات ضبط شده
لطفا عمیق گوش کنید.
لطفا عمیق گوش کنید.
چنلِ کُدی :»
نسخِ یبار دیگه بغل کردنت زیر بارونم" _ کدعین
"نسخ"و کم دیدیم، کم شنیدیم، کم بغلش کردیم،
بریم باهم گوشش کنیم.
بریم باهم گوشش کنیم.
کدوم کارو بیشتر دوس داشتین؟
Final Results
13%
Adame amn
16%
To
13%
Ba Man Harf bezan
16%
Ke chi
6%
Nasakh
38%
Hamaro :)
صدای بارون میپیچه توو گوشم؛
نشستم یه گوشه، خیره به آخر زمستون.
هوا هوای بغله، ولی کو بغل؟
هوا هوای داشتنه،
هوا هوای دویدنه،
هوا هوای منه، هوای توعه، هوای منو توعه.
یادته میگفتی بارون که میاد چشماتو ببند و لبخند بزن و بمن فککن؟ چون دقیقا منم اون لحظه همین کارو میکنم.
بعد من گفتم ینی بخودت فک میکنی؟
بعد که متوجه منظورم شدی خندیدی و گفتی خیلی ...
گفتم خیلی چی؟
ماهم؟
خوشگلم؟
توو دل بروعم؟
لبخند پت و پهنی زدی و گفتی همه اینا بعلاوه دلیل من.
الان فقط همین خاطره ها یادم مونده.
الان فقط یادت یادمه.
الان ندارمت.
الان خیلی چیزا دیگه نیست، یکیش تو.
صدای بارون میپیچه توو گوشم.
نشستم یه گوشه، خیره به آخر زمستون.
- کدعین
نشستم یه گوشه، خیره به آخر زمستون.
هوا هوای بغله، ولی کو بغل؟
هوا هوای داشتنه،
هوا هوای دویدنه،
هوا هوای منه، هوای توعه، هوای منو توعه.
یادته میگفتی بارون که میاد چشماتو ببند و لبخند بزن و بمن فککن؟ چون دقیقا منم اون لحظه همین کارو میکنم.
بعد من گفتم ینی بخودت فک میکنی؟
بعد که متوجه منظورم شدی خندیدی و گفتی خیلی ...
گفتم خیلی چی؟
ماهم؟
خوشگلم؟
توو دل بروعم؟
لبخند پت و پهنی زدی و گفتی همه اینا بعلاوه دلیل من.
الان فقط همین خاطره ها یادم مونده.
الان فقط یادت یادمه.
الان ندارمت.
الان خیلی چیزا دیگه نیست، یکیش تو.
صدای بارون میپیچه توو گوشم.
نشستم یه گوشه، خیره به آخر زمستون.
- کدعین
سال داره نو میشه ولی من موندم توو همون روزای قدیمی ای که بودی،
تنم نونوار میشه ولی دلم؟
صدای یا مقلب میپیچه توو خونه
چند ثانیه مونده به تحویل سالی که ندارمت
به خودم فشار میارم که تو رو آرزو نکنم
چون نبودی
هی نبودی
همش نبودی
نیومدی
نخواستی بیای
نخواستی باشی
خودت نخواستی و کاری کردی برم
شاید تقصیر من بود؛ دل به تنگی سپردم که ماهی ای تووش نبود...
به خودم فشار میارم هنوزم
نباید فکرتو با خودم بیارم توو سال نو
نباید
نباید
نباید
عه
خونه از تو پره
رو مبل نشستی داری تلویزیون میبینی
کنار پنجره داری گلا رو آب میدی
توو آشپزخونه داری کوکی درس میکنی
صدای خندت میپیچه و داری دنبالم میکنی و بغلم میکنی و میچرخیم و پرت میشیم رو مبل و از خنده نفسمون بالا نمیاد.
یادته؟
یادت رفته از بس نبودی...
دارم با خودم کلنجار میرم و اورثینک میکنم که حول حالنا رو میخونه،
چشمامو میبندم و آرزوت میکنم و صدای شلیک بمب میاد و سال تحویل میشه.
اشک توو چشمام و بغض توو گلوم هنوز فرصت اینو پیدا نکردن دوپامین ترشح کنن تا گر بگیرم و لبخند رو لبم بشینه که عیده.
چن دیقه توو همون حالت میمونم و مامان و بابا رو میبوسم و میگم چیزی نیست اشک شوق سال نوعه.
دیدی نتونستم آرزوت نکنم آخرش؟
دیدی یه سال دیگه عم با خودم آوردمت؟
کاش منو یادت باشه
کاش اون گوشه موشه های ذهنت یه گریزی بمن بزنی و بگی یکی بود نخواستم باشه حالا نیست ...
صدای زنگ در منو از افکارم میکشه بیرون.
نباید همه بفهمن که ندارمت.
بدو بدو میرم توو اتاقم و خودمو توو آینه نگا میکنم؛
چشام بارونیه و گونه هام خیس و ملتهب،
دستمو رو قلبم فشار میدم و صورتمو خشک میکنم و لبخند میزنم که برم و به تظاهر کردنم ادامه بدم.
که نفهمن نبودت چقد زشتم کرده،
که نمیفهمن منو و ترجیح بدم مزخرفترین حرفای عالمو بزنم تا هیچوقت بحث نرسه به تو.
توعم برو بغل کن زندگیتو،
ولی یادت باشه یکی یجایی یجوری بودنتو میخواد که ...
اومدم اومدم،
سال نوت مبارک قدیمیم.
- کسی که کسی حواسش نبود دیوار نیست؛کدی.
-کدعین
تنم نونوار میشه ولی دلم؟
صدای یا مقلب میپیچه توو خونه
چند ثانیه مونده به تحویل سالی که ندارمت
به خودم فشار میارم که تو رو آرزو نکنم
چون نبودی
هی نبودی
همش نبودی
نیومدی
نخواستی بیای
نخواستی باشی
خودت نخواستی و کاری کردی برم
شاید تقصیر من بود؛ دل به تنگی سپردم که ماهی ای تووش نبود...
به خودم فشار میارم هنوزم
نباید فکرتو با خودم بیارم توو سال نو
نباید
نباید
نباید
عه
خونه از تو پره
رو مبل نشستی داری تلویزیون میبینی
کنار پنجره داری گلا رو آب میدی
توو آشپزخونه داری کوکی درس میکنی
صدای خندت میپیچه و داری دنبالم میکنی و بغلم میکنی و میچرخیم و پرت میشیم رو مبل و از خنده نفسمون بالا نمیاد.
یادته؟
یادت رفته از بس نبودی...
دارم با خودم کلنجار میرم و اورثینک میکنم که حول حالنا رو میخونه،
چشمامو میبندم و آرزوت میکنم و صدای شلیک بمب میاد و سال تحویل میشه.
اشک توو چشمام و بغض توو گلوم هنوز فرصت اینو پیدا نکردن دوپامین ترشح کنن تا گر بگیرم و لبخند رو لبم بشینه که عیده.
چن دیقه توو همون حالت میمونم و مامان و بابا رو میبوسم و میگم چیزی نیست اشک شوق سال نوعه.
دیدی نتونستم آرزوت نکنم آخرش؟
دیدی یه سال دیگه عم با خودم آوردمت؟
کاش منو یادت باشه
کاش اون گوشه موشه های ذهنت یه گریزی بمن بزنی و بگی یکی بود نخواستم باشه حالا نیست ...
صدای زنگ در منو از افکارم میکشه بیرون.
نباید همه بفهمن که ندارمت.
بدو بدو میرم توو اتاقم و خودمو توو آینه نگا میکنم؛
چشام بارونیه و گونه هام خیس و ملتهب،
دستمو رو قلبم فشار میدم و صورتمو خشک میکنم و لبخند میزنم که برم و به تظاهر کردنم ادامه بدم.
که نفهمن نبودت چقد زشتم کرده،
که نمیفهمن منو و ترجیح بدم مزخرفترین حرفای عالمو بزنم تا هیچوقت بحث نرسه به تو.
توعم برو بغل کن زندگیتو،
ولی یادت باشه یکی یجایی یجوری بودنتو میخواد که ...
اومدم اومدم،
سال نوت مبارک قدیمیم.
- کسی که کسی حواسش نبود دیوار نیست؛کدی.
-کدعین