بعضی آدما فقط شرو کننده خوبیَن؛ نه بلَدن درست و حسابی ادامه بدن، نه بلَدن درست و حسابی نگه دارن، نه بلَدن درست و حسابی تموم کنن. متسفانه این بعضی، شاملِ تعداد خیلی زیادی از ادما میشه؛ طوری که هَمه تجربه برخورد باهاشونو دارن و حتی گاهی خودشون همون ادمَن.
دقت که میکنم، میبینم هَمیشه واسه کارایی عجله داشتم که به اندازه کارایی که بهشون کَمتر اهمیت میدم مهم نبودن؛ عجله واسه زودتر رسیدن به کُنسرتی که بخاطر اینکه خواهرم کنارمه دوسِش دارم، چت کردنِ عجله ای با یه ادم رندوم، وسطِ پختنِ نون برنجی، دوستی که بخاطرش برای اخرین بار نَرفتم مامابزرگمو ببینم، بعدش هم مامانبزرگمو از دست دادم، هم دوستم از دستَم رفت. من چیزای مهم تر و بخاطرِ چیزای کم اهمیت تر از دست دادم. همین چایی خوردن با خونوادمه که مهمه، نه بیرون رفتنایِ ادایی، بغل کردنِ مامان قبل بیرون زدن از خونه مهمه، نه چند ثانیه دیرتر سوارِ اسنپ شدن، حرف زدن با خواهرم مهمه نه چک کردن بی وقفه پیامرسانایِ مختلف. مهم تر رو بخاطرِ ظاهرا مهما از دست میدیم واسه رسیدن به زندگی ای که خودمونم نمیدونیم چه شکلیه، فقط فِکر میکنیم اینطوری درستشه.
Forwarded from لیمو شیرین '🍋
خیلی سادست؛ اگه طلا زنگ زد طلا نبوده، اگه عشق تموم شد عشق نبوده و اگه دوستا رفتن هیچوقت دوست نبودن!
بنظرم عشق وَرزیدن و ظرفیتِ عشق ورزی، یه ظرف و یه حدی داره؛ ینی ازون حد که بگذره و پر بشه، دیگه نه میخوای نه میتونی بخوای که عشق پذیر باشی. سخته کلی عشقِ تلنبار شده دست نخورده توو دلت باشه، ولی اگه خرجِ ادمای رندوم و مختلف کنی، یه روزی به خودت میای میبینی دیگه اثری از عشق توو وجودت نیست. شاید اون روز، عشقِ واقعی که لیاقتشو داری بیاد سمتت، توعم اینو متوجه بشی ولی دیگه نتونی عشقی توو وجودت بکاری، چون همه عشقِ وجودت رو به شکلِ اشتباه خرجِ ادمایِ اشتباهی کردی. حیفه، خرابش نکن، خرابش نکنیم. فرصتِ حضورِ عشقِ واقعی توو زندگیِ ادم صد بار اتفاق نمیفته.
Forwarded from سرمست• (غَین.)
و در نهایت جاویدان ایران.
«اگر سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن بِه که کشور به دشمن دهیم»
«اگر سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن بِه که کشور به دشمن دهیم»
https://rubika.ir/joing/IFAHBDDD0WHTQNUYADNQRKKIYNFQHSSV
بیاین اینجا داشته باشیم همو. احتمالا نتا قط بشه.
بیاین اینجا داشته باشیم همو. احتمالا نتا قط بشه.
روزِ "شب بخیر وسطِ روز"، " اگه سوسک بودم بازم دوسم داشتی"، "اولِ اولش چی شد عاشقم شدی؟"، "کارت از من مهتره؟"، "قهرم"، " حق با توعه ولی تقصیرِ خودت بود"، " امروزم دوسم داری؟"، "بگو چی بپوشم؟ بگو دیگه. چی؟ اونو؟ نخیر من اونو دوس ندارم. اصن چرا تو باید نظر بدی که من چی بپوشم چی نپوشم؟" و روزِ موجودی که هر سال هف هش ماه روزشه ولی همچنان کَمه مبارک 🦆.
چه موهبتی بزرگتر ازین توو جنگ، که دلامون یکی شده و ادما راهشونو مشخص کردن؟
من توو این جنگ هموَطنی رو دیدم که ایرانی نبود و ایرانی که هموطن نبود؛ طرفِ درست و غلط توو کل دنیا داره خودشو نشون میده. خدایا شکرت که همه چیزت حکمت و معنی داره.
Forwarded from چنل ابطحی
باور کنید مردهایی که فقط روی یک زن
متمرکز شدند به همه جا رسیدند!
هوس، برکت را از بین میبرد!
متمرکز شدند به همه جا رسیدند!
هوس، برکت را از بین میبرد!
Forwarded from چنل ابطحی
رابطه جنسی زودرس توهم صمیمیت و نزدیکیرو به شما القا میکنه، در صورتی که صمیمیت عاطفی هنوز بوجود نیومده. وقتی بدون شناخت وارد تختخواب میشید ابداً به اون حس ارضای روحی که از رابطه عاطفی واقعی نشأت میگیره، نمیرسید. آدمیزاد، فارغ از جنسیت دنبال «صمیمت» هست و فکر میکنه اشتراک گذاری تخت خواب بهترین راهه، درصورتی که نیست و در بهترین حالت راحت ترین راهه. راحت ترین راه هم همیشه بهترین راه نیست. لخت کردن بدن کلا کار راحتتری هست نسبت به لخت و درک کردن روح. پس یادت باشه: «اول اعتماد، دوم انعکاس»
سجاد ابطحی
سجاد ابطحی
همیشه از اینکه "از هیچی بهتره" ادمی باشم تنفر داشتم. منزجز بودم. فراری بودم. میگفتم نه، من ارزشمو اونقدری پایین نمیارم که فقط از هیچی بهتر باشم. یا بهترین میشم، یا هیچی. از هیچی بهتر نداریم. الان که بیست و پنج سال و اندیه از خدا عمر گرفتم، نگا میکنم میبینم از هیچی بهتره خیلیا بودم. خیلیا منو فقط نگه داشته بودن چون واسشون نه هیچی بودم نه همه چی. فقط از هیچی یخورده بهتر بودم. فقط یخورده بهتر. از الان به بعد قضیه فرق میکنه. میخوام که فرق کنه. میخوام یا هیچی باشم یا همه چی. نمیخوام بلاتکلیف و مفلوک، برای داشتنِ یخورده ارزشِ بیشتر دست و پا بزنم. ارزشِ ادم به دست و پا زدن واسه کارایی که به چشمِ بقیه بزرگت میکنه نیست، به دست و پا نزدن واسه کاراییه که از نظر خودِ واقعیت و خدا بزرگت میکنه. تا وقتی از هیچی بهتره ادما باشی، هیچوقت ارزشمند نمیشی. ارزشِ واقعیِ هرکس، برمیگرده به درون خودش و میزان ارتباط و صمیمیتی که با خدای خودش داره. شاید تنها چیزی که از زندگیم یاد گرفتم همین باشه؛ "بگرد ببین خدا چقد توو زندگیت جا داره؛ اونوقته که میفهمی واقعا چقد زندگی کردی." از هیچی بهتره ادما نباش. به درونت رجوع کن؛ تو ارزشمند تر از اونی هستی که فقط شبیهِ یه شی توو اتاقِ یکی دیگه باشی براش.