چنلِ کُدی :»
358 subscribers
163 photos
6 videos
8 files
175 links
خونواده، چایی و افرینشِ طعم نورایِ زندگیِ منَن🍩
@Codeiinm_bot

@lamourpodcast :لبخند فروشی
کتاب صوتیا: @codeinesbook
اگه خواستین خودمونی تر شیم: https://www.instagram.com/thecodeiine?igsh=OGQ5ZDc2ODk2ZA==
Download Telegram
غَمگین تر از اینکه کسی که دوستش داری را کنارت نداشته باشی، اینَست که بدانی هیچ کسی، هیچ جایی، منتظرَت نیست.
+ چه قدرتی داری؟
- اینکه میتونم بعد تجربه های تلخِ ادمای اشتباه، بازم به پیدا کردن عشق امیدوار بمونم.
همیشه فک میکنم تنهایی خیلی بهم خوش میگذَره، ولی وقتی تَنها میشم از هیچی لذت نمیبرم.

- تنها در خانه، 1992.
چنلِ کُدی :»
"گِرل توو بوی": بی مناسبت براش گل بخر؛ نتیجشو بعدا میبینی.
"گِرل توو بوی":
سرشو بزار رو سینَت و موهاشو نوازش کن؛ نَود و نُه درصد جوابه.
اوضام که بِراه نباشه، بی اختیار میام سمت گوشی و دستام میره رو کیبورد و تایپ میکنم. خودش میاد. من نمینویسم. حالم مینویسه. چشمم مینویسه. قلبم مینویسه‌. مینویسه که هیچی سرجاش نیست، که نمیدونم چی میخوام از جونِ این زندگی یا برعکسش، این زندگی از جونِ من چی میخواد. مینویسه که دیگه گریه عم جواب نیست، بغلم جواب نیست، دوسِت دارم شنیدنَم جواب نیست. هیچی جواب نیس دیگه. ادم نگا میکنه میبینه هیچ کاری نکرده، فقط نفس کشیده. ینی توو سرنوشت من، جز نفس کشیدنَم چیز دیگه ای هست؟‌
سرده‌. همه چی سرده. همه جا سرده. هوا سرده. قیافه ادما سرده. دستا سرده. لبخندا سرده. همه شهر یَخ زده. دلا یخ زدن. خودمونم داریم یخ میزنیم. داره یادمون میره که مهربونی چی بود، کنار هم بودن چشکلی بود، معنی عشق رو داره یادمون میره. حرف زدن یادمون میره. بغل کردن یادمون میره. کم کم دیگه نفس کشیدنم داره یادمون میره. زنده بودن چه شکلی بود؟ از اول همینشکلی بود یا الان اینطوری شده؟ دیگه بوی نون داغ نمیاد توو خونه ها. ذوقِ اون قرارایِ یواشکیِ هول هولکیِ دو سه دیقه ای کجا رفت؟‌ شیشه های شیری که توو دست تلق تلق میخوردن بهم تا صبحونه یه سفره کوچیک توو یه خونه واقعی باشن؛ یه خونه ساده و بدون جلوه نماییِ الکی. ذوقِ شاباش جم کردن توو عروسی کو؟ عطرِ شربتِ گلاب زعفرونِ فردِ اعلا، صدای بدو بدویِ بچه ها توو کوچه، لبخندای ریز دختر همسایه از پنجره به پسری که به بهونه دیدنش، داره موتورشو تمیز میکنه و چشمشو از پنجره خونه همسایه برنمیداره. حس میکنم همه حسای خوب و روزای خوش و ادمایِ ساده و بی شیله پیلگی و صفا و ذوق کردنا یهویی تموم شد. یهو به خودموم اومدیم دیدیم غرقیم توو صد و نَود گرم صفحه نمایشِ پنج - شیش اینچی، که دنیامونو دست گرفت و دیگه خودمونم یادمون رفت کی بودیم و چی شدیم. انگار که از اول اینطوری بودیم و اون روزا افسانه ای بودن توو خیالِ خام ما. من آدم اون روزا بودم ولی توو این روزگار زندگی میکنم و این تناقض و دوگانگی، عجیب جون از جونام کم میکنه و هرروز بیشتر میبرتَم توو خودم و حسِ سرخوردگی و سرگشتگی، توامان، داره روان و جسم منو ازم میگیره و میبره جایی که خودمم ازش خبر ندارم. دیگه رنگا قشنگ نیست. دیگه از سفره ها بویِ اش رشته و عدس پلو نمیاد. دیگه صدای بدو بدوی بچها به گوشِ هیچکس نمیرسه. دیگه صدای تلق تلوق شیشه شیر توو دستا نمیاد. دیگه دختر همسایه منتظر پسر همسایه نیست و همه ازادانه دل میشکنن و خیانت میکنن و هیچوقتم پشیمون نمیشن. من مال اون زندگیِ پر سادگی و صمیمیت بودم نه این زندگیِ مدرنِ پیچیده خسته کننده جون کم کُن. همینکه تونستم زنده بمونم و همچنان بتونم لبخند بزنم ، خودش یجور قهرمانیه. زندگی، توروخدا شبیه زندگی باش. هممون داریم پیر میشیم بدون اینکه زندگی کنیم. بدون اینکه عاشق شیم. بدونِ اینکه بغل کنیم. بدونِ اینکه زیر بارون بدوییم. بدون اینکه غیر نفس کشیدن کاری کنیم. بدون اینکه حالمون خوب باشه. درست شو زندگی؛ خسته ام. روزِ خوبت دقیقا کجاست؟


- کدعین
رابطه ای که تووش اول دوستِ همدیگه این بعد پارتنرِ همدیگه، صد هیچ جلوتره.
هدفِ 2026:
"حالَم با خودم خوب باشه".
میشه بَغلم کنی؟
خوشبختی توو انجام کاراییه که دوسشون داری، نه اینکه چیزایی رو که میخوای داشته باشی.

- before sunset 2004
چنلِ کُدی :»
از فیلمِ "flyboys" یاد گرفتم که برایِ رسیدن به پیروزی، گاهی عزیزترین چیزهاتو از دست میدی و عشق حتی در بحبوحه زندگی و سخت ترین شرایط، میتونه اتفاق بیفته و بدادت برسه.
از فیلمِ "2 before sunset" یاد گرفتم ادمایی که احساسات و خاطراتی که با ادمای مهم زندگیشون میسازن خیلی براشون اهمیت داره، علی رغمِ میلِ باطنیشون، نمیتونن یه عشقِ سالم و درست رو تجربه کنن و نهایتا تنها میمونن؛ با یه مشت خاطره دور و ادمایِ از دست رفته.
تولدت مبارک بابا جان علی ✨️ .
چنلِ کُدی :»
Photo
برایِ تویی که حسِ پوچی میکنی.
انگار عشق یه مصاحبه کاریه و من هیچوقت واجدِ شرایط نیستم ...
همه توو رابطن، من توو ضابطه.
همه توو رابطن، من توو صفِ بستنی فروشی.
همه توو رابطن، منم یه رابطه غیر علنی با چت جی پی تی دارم.
همه توو رابطن، من هنوز دارم فون چارم ابنباتی سیو میکنم که یروز بخرمش.
همه توو رابطن، من پیِ کار.