چنلِ کُدی :»
349 subscribers
163 photos
6 videos
8 files
175 links
خونواده، چایی و افرینشِ طعم نورایِ زندگیِ منَن🍩
@Codeiinm_bot

@lamourpodcast :لبخند فروشی
کتاب صوتیا: @codeinesbook
اگه خواستین خودمونی تر شیم: https://www.instagram.com/thecodeiine?igsh=OGQ5ZDc2ODk2ZA==
Download Telegram
deltangetam
codeine
پس دادی منو بخودم، پس ندادمت به خودت"

- کدعین
وقتی کسی نخواد نون بخره پتو رو از رو سرش نمیکشه پایین‌.
این جمله راجب نونوایی نبود.
سلام رفقا. دلتون اروم و زنده. یه ایده ای به ذهنم رسید که کتاب صوتی براتون اماده کنم. منتاها دلم میخواد فقط من نخونم و کسایی که تمایل دارن کنارم باشن باهم پیش بریم. اگه کسی موافقه به نظر سنجی پایین جواب بده و هرکی دوس داره کنارم باشه بیاین بات ناشناس:

@Codeiinm_bot
بووس به پیشونی تک تکتون🤍
چنلِ کُدی :»
کتاب صوتی؟
باید خوشحال باشم که خیلیاتون با پادکستا ارتباط خوبی گرفتین و مخلص همتونم🤍
بزودی کتاب صوتیم را میندازیم
آدما تا وقتی با من در ارتباطن دوازده شب به بعدو نمیبینن و وقتی نیستم لَست سین 05:43.
راجب تایم خواب صحبت نمیکنم.
پاییز که میشه ما بی اختیار دلمون میگیره.
اصن انگار قلبمون دیگه صدای تاپ تاپِش نمیاد.
از پنجره بیرونو نگا میکنیم.
نسیم خنک میزنه توو صورتمون.
صدای خش خش برگای خشکِ رنگی سکوت اتاقو میشکنه.
بی اختیار میبرتمون به خاطرات گذشته.
حبیب یادت میاد هرسال پاییز ذوقمون میومد بر باقالی داغای سر چارراه؟
دستای یخ زدمونو گرم میکرد حبیب.
الان کی دستامونو گرم میکنه؟
الان که نمیریم سرچارراه باقالی داغ بخوریم...
حبیب، اون درخت بلنده وسط حیاط مدرسه رو یادته؟
تا وقت گیر میاوردیم جم میشدیم زیرش، انقد میخندیدیم و زمان از دستمون در میرفت که صدای ناظم از جا میپروندمون و بدو میرفتیم سر کلاس.
بچه ها عاشق میشدن، ما گوش میکردیم.
از یار میگفتن، ما گوش میکردیم.
فارغ میشدن، بازم ما فقط گوش میکردیم ...
هیچوقت نشد خودمونم عاشق بشیم یا کسی دلش بر ما بلرزه. یادته حبیب؟
از وقتی یادمون میاد ما فقط پاییزا رو بر این ذوق کردیم که لباس کَتِ کلفتمونو از توو کمد بکشیم بیرون و بارونا و برفا بزنیم به خیابون و بقیه رو با یار ببینیم و لبخند رو لبمون بیاد که اینا کنار هم چقد قشنگترن ...
بعدم سرخوش از قدم زدن زیر بارونا و برفامون برگردیم خونه و هیچوقت هیشکی نفهمه توو دلمون چی میگذره.
حبیب، راستی تو چی؟ توعم دیگه عاشق نشدی؟ هنوزم تنهایی قدم میزنی زیر بارونا و برفا؟ تو دیگه چرا حبیب؟ تو چرا مث من شدی؟ حیف نیس پاییز باشه دلت بر کسی نلرزه؟ پس زندگی به چه دردی میخوره حبیب؟
وقتایی که سردته بغل کی گرمت کنه حبیب؟ کی فنجون چایی داغ بزاره توو دستات وقتی هوا سرده؟ کی پتو بندازه رو دوشت و یه بوسه بکاره وسط کَلَت؟ کی مراقبت باشه حبیب؟!
انگار ما قرار نیس هیچوقت معشوقه کسی باشیم و کسی بخاطر ما باقالی داغ بخره و کسی چایی بزاره توو دستمون و کسی توو سرما گرممون کنه با بغلش و تو بارونا و برفا دستمونو بگیره و کنارمون قدم بزنه ...
بعد توو گوشمون ویگن بخونه:
اما بهارِ دل انگیزِ من
بارونِ پاییزِ من
نازی که داری تو فراوون
یا که ذغالِ زمستونِ من
آبِ یخِ تابستونِ من
بخدا تویی تنها توو ایرون ‌‌‌‌...

"بوقت اولین روز بیستو سومین پاییز عمرم."

- کدعین
چنلِ کُدی :»
کدوم کتابو مایلی بشنوی؟
طبق نظر رفقا "قهوه سرد اقای نویسنده" بر کتاب صوتی انتخاب شد:>
حس اینکه میدویی سمت نور ولی هی داری ازش دور تر میشی <<<
به اندازه موهای سرم آدم توو زندگیم از دست دادم. غیر واقعیا باید برن. رفتنیا باید برن. پس بسلامت. بسلامت کسی که فک میکردم واقعیه ولی نبود.
نمیدونم چرا ولی زندگی دیگه مزه نمیده.
روابط محدود شده به یه سلام خشک و خالی و لبخند تصنعی اونم گذری توو خیابون خلوت، وقتی مجبوری طرفو نادیده نگیری.
دوست دارم گفتنا الکی شده.
دیگه کسی واقعا عاشق نمیشه.
کسی از پاییز خوشش نمیاد.
بارون وادارمون نمیکنه بنویسیم دلم برات تنگ شده و بفرستیمش برِ دلبر.
تعهد مرده.
دیگه هیچ مردی به هیچ زنی متعهد نیست. هیچ زنیم به هیچ مردی.
لج و لجبازی شده کار اونایی که بی منت دوست داشتنو، پشت یه مَن سیبیلشون قایم کردن.
عشق معنی خودشو بین اینهمه کثافتکاری گم کرده.
دیگه لبوی داغ سر چارراه وسط زمستون مزه نمیده.
دیگه در وا نمیشه با یه کیسه میوه و یه مشت لواشک بیاد توو. چشمت به در خشکم بشه نمیاد.
دیگه کسی واقعی دوسِت نداره.
نداره دیگه.
با بهونه های صد تا یه غاز دوسِت نداره:
" من برات کافی نیستم.
تو از سر من زیادی.
ما بدرد هم نمیخوریم.
برای دوست داشتنت زیادی ضعیفم.
من ارزشتو ندارم.
لیاقت تو بیشتر از منه.
مجبورم ولت کنم وگرنه خودم نمیخوام‌.
دوست دارم ولی نمیشه ..."
جرعت اینو ندارن بگن "من دوسِت ندارم" ...
من ضعیفم نمیتونم عاشق شم.
نمیتونم جلوی مشکلات واستم بخاطر تو.
حتی جرعت اینم نداشتی اینارو بگی.
کثیفش نکن ذهن کسیو که بهت دل بسته بود.
که روزی هزار بار از خودش بپرسه: چرا براش کافی نبودم؟
تهشم اورثینک پدرشو دربیاره و با یه مشت کدعین سعی کنه بخوابه تا بر چن ساعتم شده شاید یادش بره کجای این دنیا وایساده. اگه خوابای مزخرف بزارن بخوابه.
عزیز من؛
اگه تعهد داشتن برات سخته به کسی حس دوست داشته شدن نده.
اگه بلد نیستی عشقو، اگه طرف برات وسیله هوسته، اگه فک میکنی براش کافی نیستی بهش حس دوست داشته شدن نده.
چون تو میری، ولی اون با فکرت ادامه میده.
نمیتونه کسیو باور کنه بعدت.
حس ناکافی بودن میکنه.
پس بمیر ولی عشقو بی معنی نکن برکسی.
زندگی کوتاهه ولی خوب بلده یروزی یجایی که فکرشو نمیکنی یکاری کنه که بگی کاش اونروز بی دلیل رهاش نمیکردم. کاش اشکشو در نمیاوردم وقتی حقش نبود. کاش کوتا میومدم از بهونه کردنایی که روحشو خراش میداد و من اینو میدونستم. کاش بهش نمیگفتم دوست دارم بعد از خودش متنفرش کنم. کاش باورشو خراب نمیکردم. کاش ...
و اون روز شاید بر جبران کردن وقتی نباشه. البته اگه اون روز برسه که تو جبران کردنو بخوای. نرسه که از آسمونت چخبر؟ هنوز آبیه؟
پنجره و فکر و هوا و عشق و زمین مال توعن هنوز؟

- کدعین
چنلِ کُدی :»
@codeinevoice – قهوه سرد آقای نویسنده (1)
قسمت اول و دوم #کتاب_صوتی :
" #قهوه_سرد_آقای_نویسنده "
به ترتیب با صداهای: کدعین، همراز، یاسمینا، نهال و نازنین و از پارت پنجم به بعد زینب و آسا.
کاری از گروه کدعین
جهت حمایت فوروارد کنین رفقا.
@codeinevoice
پاییز «بغل می‌خوام» ترین فصلِ ساله.
چنلِ کُدی :»
codeine – deltangetam
یه "دلتنگتم" بر تویی که فک میکنی توو دلتنگیات تنهایی. پلی کن دلتنگی که مثل منه.
با کسی که پارتنرت نیست مثل پارتنرت رفتار نکن.
بعضیا باید برن تا بفهمی گاهی نبودنِ یه آدم چقد میتونه قشنگتر از بودنش باشه.