بنویس. لطفا بنویس. خواهشا بنویس. نمیدونی چی بنویسی؟ چن صفحه بنویس نمیدونم چی بنویسم. ولی خواهشا بنویس 🙏🏼.
چنلِ کُدی :»
موضوعِ پادکستِ بعدی؟
پادکست بعدی رو راجب امید مینویسم و ضبطش میکنم. نظراتتون دلگرمیه💘.
اگه میخواست پَیام بده تا الان میداد. خودتو گول نزن، پَتو رو بکش رو سَرت و بخواب.
پتانسیلِ هر ادمی تا یه حدیه. از هرکسی تا یه حدی میشه انتظار داشت. باید ظرفِ روانیش پُر نشه. اگه بشه سَخت میشه جا وا کرد واسه تجربه حسایِ قشنگ. مثِ من، که ظرفیتِ روانی عشق جویی و عشق بینی و عشق ورزیم در حدِ تموم شُدنه.
این فکر که یه روز یکی میاد که نجاتت بده با اینکه مطمئنی الکیه داره دیوونم میکنه.
گاهی فقط چَن کلمه حرف زدن و یخورده درک شدن، از ورطه فرسودگی و اضطراب، هُلت میده توو بغلِ آرامش و زندگی. حرف بزنین بچِها.
تنها جایی که احساسِ امنیت میکنم زیر پتومه. نه کسی کاریم داره، نه جن پامو میخوره، تازه محکم بغَلم میکنه تا خودِ صبح.
چنلِ کُدی :»
نشسته بودم و زل زده بودم به دستاش؛ اون انگشتایِ ظریف و کشیدش، زیر نور ملایمی که خورشید، مصرانه از پشت پرده پنجره به دستاش میتابوند، عجیب میدرخشیدن. بلخره طاقتش تموم شد و پرسید: چیو داری نگا میکنی این همه وقت؟ به خودم اومدم و لبخند زدم و نگاهمو از رو دستاش…
حس میکنم به این نوشتَم کم توجهی شد. توجه میدین بهش بووسی بووسیا 💘؟
ولی شناختنِ ادما خیلیم سخت نیست. اونی که واقعی بِخوادت، کنارِت میمونه. به همین سادِگی.