چنلِ کُدی :»
352 subscribers
163 photos
6 videos
8 files
175 links
خونواده، چایی و افرینشِ طعم نورایِ زندگیِ منَن🍩
@Codeiinm_bot

@lamourpodcast :لبخند فروشی
کتاب صوتیا: @codeinesbook
اگه خواستین خودمونی تر شیم: https://www.instagram.com/thecodeiine?igsh=OGQ5ZDc2ODk2ZA==
Download Telegram
امشب ازون شباییه که به زمین و زمان توپیدنم‌ میاد بابت همه اتفاقایی که آزرده خاطرم کرده.
هروقت به مسئله "عشق" میرسم، حس میکنم از من خیلی دوره. کسی عاشق من نشد و منم بخودم اجازه عاشق شدن ندادم. وقتی حس میکنم ارزشم توو یه ارتباط فقط به بدنم ختم شه، حس ناامنی و گناه و از همه مهم تر بیهودگی منو توو خودش حل میکنه. اون وقته که بخودم تشر میزنم که حواسمو جم کنم.
من خیلی دوس دارم عشقو تجربه کنم اما کسی نخواسته با من تجربش کنه. واسه همینم الان دلگویه ها و گلایه هامو اینجا مینویسم، بلکه دو نفر بخونن و تهش بگن چقد این طفلکی اذیته.
اذیت؟ نه ببشتر حس میکنم باید سرمو بزارم زمین بمیرم از بس با سنم قضاوت شدم. دلم‌پره از همه. همه کسایی که فک میکردم دوستمن. فک میکردم شاید براشون مهم باشم یکوچولو. ولی نه. چیزی که سهمم شد تنهایی بود و خود خوری. که چرا فلان و چرا بهمان. بزارین فقط به حال خودم گریه کنم. دیگه نمیتونم ادامه بدم‌. گریم گرفته.

- کدعین
Forwarded from چنلِ کُدی :»
امشب خیلی شبه.
گاهی وقتا ادم بی هوا دلش میخواد عاشق شه.
دوس داره یکی بهش بگه: "خیلی وقته میخوام یجیزیو بهت بگم".
گاهی عجیب دلت میخواد اکسی توسین خونت انقد بره بالا که از ذوق غش کنی.
یا مثلا کسی که فکرشو نمیکنی بیاد و پات بمونه.
دلت عجیب گاهی بغل شدن میخواد.
اینکه از خجالت سرتو بندازی پایین و لپات گل بندازه.
اینکه حس کنی خیلی قشنگتر از قبل میخندی.
اینکه یکی توو شارژ یک درصد بهت ویس بده خیلی وقته بهت علاقه داره و بعد تا گوشیش شارژ کنه که جوابتو ببینه، قلبش میلیون ها بار بتپه‌.
گاهی عجیب دلم میخواد عاشق شم.
اینکه بلخره ینفر بیاد، دیگه نره.
دوس دارم دونفره های قشنگو تجربه کنم گاهی.
دلم‌میخواد دوست دارم بشنوم.
دوست دارم بگم.
گاهی میخوام از ذوق بپرم توو بغلش و اون ترقومو ببوسه.
صدام کنه دخترم.
محو نگا کردنم بشه و فک کنه اسمون وا شده و فقط من ازش افتادم پایین.
نازمو به لیست خریداش اضافه کنه.
هروقت گفتم دوست دارم بگه من یکی بیشتر.
ادمیزاده دیگه.
دوس داره درگیر ینفر دیگه بشه.
دوس داره دوست دارم بشنوه.
دوس داره یه دست مردونه موهاشو ببافه.
دوس داره بپره توو بغل یکی دیگه.
گاهی وقتا ادم بی هوا دلش میخواد عاشق شه.

- کدعین
چرا ازدواج نکردی؟
پیش نیامد...اول ها فکر می‌کردم کارهای مهم تری باید بکنم. بعد فکر کردم باید با زنی در مسائل مثلاً خیلی مهم تفاهم داشته باشم. دیر فهمیدم که تفاهمی مهم‌تر از این نیست که مثلا دیوار را چه رنگی کنیم و اسباب خانه را چه جوری بچینیم و تابلوها را کجا بکوبیم و شام و ناهار چی درست کنیم و سر همه این ها با هم بخندیم!
ـ عادت می‌کنیم

کتاب هر دو در نهایت می‌میرند کامل و بدون سانسور🌞🌞


@Smokingchannel | زویا پیرزاد
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اگه دوسم داشتی برام اِبی و ویگن و معین میفرستادی.
پس کی قراره کنار یکی با خیال راحت خودمون باشیم؟
Forwarded from คhนrค!
۱ سال و ۶ ماه پیش بهم گفتی همیشه بهترین رابطه ها فقط ۳ ماه اولش خوبه، گفتم نه بابا مگه میشه؟ من و تو که بدون هم نمیتونیم نفس بکشیم یعنی چی فقط ۳ ماه؟
اما... اما الان دلیل نفسات شده یکی دیگه؛
یادمه هر روز رویا پردازی میکردیم برای آیندمون و بچه هامون...
اسم بچه هامون رو گذاشتیم جک و رز، آخه خیلی عاشق هم بودیم گفتیم اسم بچه هامون هم عاشقانه باشه.
راستی از دخترم و پسرم چه خبر؟ بابای جدیدشون خوبه؟ خوب از بچه هام مراقبت می‌کنه؟
امیدوارم واسشون کم نزاره!
بهم گفتی محاله روزی برسه که تو رو کنم ترکت. منم گفتم الهی زندگیم فدای چشمای خونگرمت...
کدئین می‌خوام نقاشی بکشم، مداد آبیمو بده، آسمونم این روزا بدجوری سیاه شده!
البته، البته مگه اون ماه من نبود؟ آخه آسمون بدون ماه که قشنگ نیست
پس ولش
مداد مشکیمو بده، چشماشو بکشم، قشنگ ترین رنگ مشکی که دیدم رنگ چشماش بود! چشماش هم که مثل آب زلال...
البته باز چشماشو بکشم اشکم در میاد کاغذ خیس میشه چشماش خراب میشه
پس این هم ولش
حداقل مداد قرمز رو بده، لباش رو بکشم؛
آخ لباش، مثل شراب قرمز خوشمزه و شیک، لامصب مگه میشه خمار لباش نشم، ولی حیف که بوسش نکردم تا حالا
پس این هم ولش
اصن نقاشی برای چی بکشم وقتی که واقعاً نیست ها؟
من خودش رو می‌خوام وقتی که نمیتونم اون صورت جذابشو با هیچ رنگی توصیف کنم روی کاغذ...
البته کدئین می‌دونی، من نقاشیم اصلا خوب نیستااا ولی چشماشو قشنگ می‌کشیدم، جوری که واقعاً حسش میکردم.
چیشد که تهش اینجوری شدیم، دیگه چرا آرزو به دل موندم که لمسش کنم و یک‌بار ببینمش...
خونمون، بچه هامون، اون همه فانتزی ها، چرا همش پوچ شد رفت هوا..؟
عشق از هرچیز دیگه ای قشنگع، هم از هرچیز دیگه ای خطرناک تر...
حاضر بودم از خودم بزنم برای این که حداقل اون خوشبخت باشه، اما متوجه نشدم که تهش منو تبدیل به یک سیاره متروکه می‌کنه...
بهم میگفت بابا، کدئین نمیدونی وقتی بهم میگفت بابا انگار کلللللللل دنیارو دادن بهم
اصن بهش میگفتم تو بهم هیچی نگو فقط با صدای جذابت صدام کن بابا.
ولی دخترم به یکی دیگه میگه بابا، و اون یکی باباش، عشقی که من میچشیدم رو میچشه..!
هر دوتامون هم ۲۲ دی بدنیا اومدیم، روز تولدمم نمیتونم مثل همیشه باشم، چون تو هم همون روز... از این به بعد دیگه تولد نمیگیرم چون متنفرم از روز ۲۲ دی»
حداقل تهش دیگه چرا بازی کرد باهام، مگه چه اشکالی داشت روراست میومد بهم میگفت همه چیز رو، اینجوری خیلی برای خودم و خودش بهتر بود، حتما باید یهویی عکس و فیلمش رو با یکی دیگه برام بفرسته؟
آخ اون شب...
اون شب با خودم گفتم واقعاً این که زنده بمونم خیلی حرفه،
اما دیگه مغز و قلبم سِر شده و دیگه مهم نیست چیکارا میکنی. چون زیاد تکرار کردی...
مهم نیست حقیقتش، همین که بهم ثابت شده با اون خوشحال و خوشبختی، برام کافیه، با من که نشد، حداقل امیدوارم با اون بابات هرچیزی که میخوای بشه برات،
هه چقدر زیاد نوشتم..!
البته مهم نیست، حرف حرفه؛ صبحت های اصلی رو باید از تو چشمام بخونی.
که بعد اون دیگه چشمی نموند...
Text by: @Ahura_whale
Forwarded from چنلِ کُدی :»
دلم واست خیلی تنگ شده بیمرفت.
به کسی که رهات کرده، امیدوار نباش.
به کسی که رهات کرده، امیدوار نباش.
به کسی که رهات کرده، امیدوار نباش.
به کسی که رهات کرده، امیدوار نباش.
به کسی که رهات کرده، امیدوار نباش.
به کسی که رهات کرده، امیدوار نباش.
به کسی که رهات کرده، امیدوار نباش.
به کسی که رهات کرده، امیدوار نباش.
به کسی که رهات کرده، امیدوار نباش.
به کسی که رهات کرده، امیدوار نباش.
به کسی که رهات کرده، امیدوار نباش.
به کسی که رهات کرده، امیدوار نباش.
به کسی که رهات کرده، امیدوار نباش.
به کسی که رهات کرده، امیدوار نباش.
به کسی که رهات کرده، امیدوار نباش.
به کسی که رهات کرده، امیدوار نباش.
به کسی که رهات کرده، امیدوار نباش.
به کسی که رهات کرده، امیدوار نباش.
به کسی که رهات کرده، امیدوار نباش.
به کسی که رهات کرده، امیدوار نباش.
به کسی که رهات کرده، امیدوار نباش.
به کسی که رهات کرده، امیدوار نباش.
به کسی که رهات کرده، امیدوار نباش.
به کسی که رهات کرده، امیدوار نباش.
میخواهم خیال جفتمان را راحت کنم و بعد به خوابی عمیق فرو بروم؛ دوستت دارم و خداحافظ.
deltangetam
codeine
پس دادی منو بخودم، پس ندادمت به خودت"

- کدعین
وقتی کسی نخواد نون بخره پتو رو از رو سرش نمیکشه پایین‌.
این جمله راجب نونوایی نبود.
سلام رفقا. دلتون اروم و زنده. یه ایده ای به ذهنم رسید که کتاب صوتی براتون اماده کنم. منتاها دلم میخواد فقط من نخونم و کسایی که تمایل دارن کنارم باشن باهم پیش بریم. اگه کسی موافقه به نظر سنجی پایین جواب بده و هرکی دوس داره کنارم باشه بیاین بات ناشناس:

@Codeiinm_bot
بووس به پیشونی تک تکتون🤍
چنلِ کُدی :»
کتاب صوتی؟
باید خوشحال باشم که خیلیاتون با پادکستا ارتباط خوبی گرفتین و مخلص همتونم🤍
بزودی کتاب صوتیم را میندازیم
آدما تا وقتی با من در ارتباطن دوازده شب به بعدو نمیبینن و وقتی نیستم لَست سین 05:43.
راجب تایم خواب صحبت نمیکنم.
پاییز که میشه ما بی اختیار دلمون میگیره.
اصن انگار قلبمون دیگه صدای تاپ تاپِش نمیاد.
از پنجره بیرونو نگا میکنیم.
نسیم خنک میزنه توو صورتمون.
صدای خش خش برگای خشکِ رنگی سکوت اتاقو میشکنه.
بی اختیار میبرتمون به خاطرات گذشته.
حبیب یادت میاد هرسال پاییز ذوقمون میومد بر باقالی داغای سر چارراه؟
دستای یخ زدمونو گرم میکرد حبیب.
الان کی دستامونو گرم میکنه؟
الان که نمیریم سرچارراه باقالی داغ بخوریم...
حبیب، اون درخت بلنده وسط حیاط مدرسه رو یادته؟
تا وقت گیر میاوردیم جم میشدیم زیرش، انقد میخندیدیم و زمان از دستمون در میرفت که صدای ناظم از جا میپروندمون و بدو میرفتیم سر کلاس.
بچه ها عاشق میشدن، ما گوش میکردیم.
از یار میگفتن، ما گوش میکردیم.
فارغ میشدن، بازم ما فقط گوش میکردیم ...
هیچوقت نشد خودمونم عاشق بشیم یا کسی دلش بر ما بلرزه. یادته حبیب؟
از وقتی یادمون میاد ما فقط پاییزا رو بر این ذوق کردیم که لباس کَتِ کلفتمونو از توو کمد بکشیم بیرون و بارونا و برفا بزنیم به خیابون و بقیه رو با یار ببینیم و لبخند رو لبمون بیاد که اینا کنار هم چقد قشنگترن ...
بعدم سرخوش از قدم زدن زیر بارونا و برفامون برگردیم خونه و هیچوقت هیشکی نفهمه توو دلمون چی میگذره.
حبیب، راستی تو چی؟ توعم دیگه عاشق نشدی؟ هنوزم تنهایی قدم میزنی زیر بارونا و برفا؟ تو دیگه چرا حبیب؟ تو چرا مث من شدی؟ حیف نیس پاییز باشه دلت بر کسی نلرزه؟ پس زندگی به چه دردی میخوره حبیب؟
وقتایی که سردته بغل کی گرمت کنه حبیب؟ کی فنجون چایی داغ بزاره توو دستات وقتی هوا سرده؟ کی پتو بندازه رو دوشت و یه بوسه بکاره وسط کَلَت؟ کی مراقبت باشه حبیب؟!
انگار ما قرار نیس هیچوقت معشوقه کسی باشیم و کسی بخاطر ما باقالی داغ بخره و کسی چایی بزاره توو دستمون و کسی توو سرما گرممون کنه با بغلش و تو بارونا و برفا دستمونو بگیره و کنارمون قدم بزنه ...
بعد توو گوشمون ویگن بخونه:
اما بهارِ دل انگیزِ من
بارونِ پاییزِ من
نازی که داری تو فراوون
یا که ذغالِ زمستونِ من
آبِ یخِ تابستونِ من
بخدا تویی تنها توو ایرون ‌‌‌‌...

"بوقت اولین روز بیستو سومین پاییز عمرم."

- کدعین