چنلِ کُدی :»
355 subscribers
163 photos
6 videos
8 files
175 links
خونواده، چایی و افرینشِ طعم نورایِ زندگیِ منَن🍩
@Codeiinm_bot

@lamourpodcast :لبخند فروشی
کتاب صوتیا: @codeinesbook
اگه خواستین خودمونی تر شیم: https://www.instagram.com/thecodeiine?igsh=OGQ5ZDc2ODk2ZA==
Download Telegram
چنلِ کُدی :»
Photo
- از اولین روزِ پاییزِ 1404.
1
امروز "هردو در نهایت میمیرند" و تمومش کردم و با کمال تعجب وقتی ایدی ادماشو سرچ کردم، دیدم واقعا وجود دارن و اون دونفر واقعا توو همون سن و توو همون سالِ 2017 از دنیا رفتن و ایدی پلوتونی هارم پیدا کردم و حقیقتا بغض =°) .
چنلِ کُدی :»
شبِ پسر و دختری که توو قرن 21 بهمدیگه متعهدن بخیر؛ بقیه میخوان بخوابن، میخوان نخوابن 💅🏽.
شبِ اونایی که توو بغلِ کسی که دوسش دارن خوابن، بخیر. شب ما معمولیام فقط میگذره.
چنلِ کُدی :»
t.me/codeinevoice – دلایلی برای زنده ماندن (12)
قسمت یازدهم و دوازدهم #کتاب_صوتی
#دلایلی_برای_زنده_ماندن "
کاری از گروه کدعین
جهت حمایت فوروارد کنین رفقا.

- t.me/codeinevoice
Forwarded from FUCK WEED🌿
‏باید یه نفر که مث خودم مخالف ازدواجه رو پیدا کنم و باهاش ازدواج کنم.

🤔
Hds 🌿 : @fuck_weedi
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
تنهایی رو اگه باورش کنی و باهاش اشتی باشی، دیگه خیلی تلخ و زشت بنظر نمیاد؛ ولی سخته. همیشه سخته.
میخوام با پارتنرم بشینم فیلم ببینم؛ فیلمِ خوبو سراغ دارم، لطفا اگه میشناسین، پارتنرِ خوب معرفی کنین 🐜.
محبوبم دیگه نیا

با این وضعیت دیگه فایده نداره😂
Forwarded from «بازرگانی پارس طیور» (ســــوفیا)
چه می‌دونم، مثلاً برام آهنگ بفرست و بگو وقتی شنیدم یاد تو افتادم.
یکیَم نیس توو بیوش بزنه " you are the قند to my چای" و منظورش از قَند، من باشم 🦔.
دائم الگرسنگی، از بزرگترین‌ مشکلاتِ غیر قابل کنترلِ زندگیِ منه.
چنل رو به افول هست
علت چیست؟

بله درسته
مثل زندگی میمونه
تخمیست
چنلِ کُدی :»
پادکست بعدی راجب چه موضوعی باشه؟
ازونجایی که محتوای "عشق" براتون جذابتره، سعی میکنم همین هفته یا نهایتا هفته بعد، یه پادکستِ خوب درمورد عشق براتون اماده کنم. یادتون نره حمایتاتون دلگرمیه 🫶🏽.
چنلِ کُدی :»
| By X9 Converter
بچها "ما" رو پلی کنین، بهتون قول میدم کلی حسِ خوب بگیرین ازش. خودم که گرفتم :>.
بچها بیاین ناشناس و "عشق" رو از نگاه خودتون توو یه جمله توصیف کنین لطفا:
https://t.me/pinkChats_bot?start=sec-gefgfdcjcc
بووسم به کله هاتانه 🎀.
یچیزیو نمیتونم بفهمم؛

اگه تنهایی مال همَست، چرا همیشه سهم‌ِ من خیلی بیشتر بوده؟ اگه همه اکثر اوقات حالشون خوب نیست، چرا من هیچوقت حسِ خوشحالی نمیکنم؟ سعی میکنم اکثرِ اوقات لبخند رو لبم باشه، با آدما ارتباط بگیرم، اگه نخواستن و ارتباطمو نپذیرفتن، با همه سختیش خودمو بکشم کنار تا به انتخابشون احترام گذاشته باشم. همیشه سعی کردم بفهمم و درک‌ کنم و کم توقع باشم. همیشه سعی کردم تا جایی که میتونم خودم باشم و خودمو بزارم وسط توو ارتباطام و از بعضی چیزا کوتاه بیام و سخت نگیرم. همیشه همه از دور گفتن تو فرشته ای و خوشبحالِ کسی که تو رو داره ولی هیچکس به خودش زحمت نداد واسه داشتنم تلاش کنه. از دست دادنم واسه همه مثِ آب خوردنه؛ انگار منتظر بودن از دست بِدنم. همیشه اخرش تنها موندم؛ چه وقتایی که تنهایی انتخابم بود چه وقتایی که به اجبار. همیشه خجالت کشیدم بگم من تا حالا دِیت نرفتم، یا در حال حاضر شغلی ندارم و متنفرم که بخاطر پول هر شغلی رو انتخاب کنم. یا اینکه با خونوادم همه جا میرم، یا اینکه نمیتونم بعد هشتِ شب بیرون باشم، یا اینکه وقتی با جنس مخالف بخوام برم بیرون خیلی استرس میگیرم و نمیتونم جلوش ادمِ نرمال یا خنده رویی باشم و ممکنه اون این وایب رو بگیره که من ازش بدم‌ میاد و ازین متنفرم که از رفتارم اشتباه برداشت بشه.یا اینکه از نه شنیدن میترسم و واسه همین نمیتونم برم کافه ها تا ازشون بخوام ازم کیک ساچر و تیرامیسو بخرن تا حس کنم مثلا آدمِ بدرد بخوریم و یکمم پول دربیارم و تا حدی دستم توو جیبِ خودم بره و بابتِ این نشدنا مدام باید سرزنش بشم، حالا یا از سمتِ خودم یا از سمتِ بقیه. فقط خواستم بگم‌ منم دوس ندارم بدونِ شغل بمونم. منم دوس ندارم تنها باشم. منم از بی رفیقی رنج میکشم. منم دلم‌ میخواد دستِ یه ادمِ واقعی رو بگیرم و کنارش دلم قرص باشه. منم از بیهدفی و پوچی بدم‌میاد. منم متوجه مشکلاتم هستم. پس چرا بعضیا فک‌ میکنن من بی خیالترینم یا مثلا خودم انتخاب کردم ادمِ بدردنخور و تنهایی باشم؟ چرا سعی نمیکنیم فقط یذره همدیگرو درک‌کنیم؟ چرا شونه نمیشیم برِ هم؟ چرا زخمِ زبون شدن بلدیم ولی "بودنِ واقعی" رو بلد نیستیم؟ خستگی کلمه مناسبی بنظر نمیاد واسه احوالِ من. شاید "فرسودگی" بتونه بیشتر حقِ مطلبو ادا کنه. با خیالِ راحت و بدونِ خجالت میگم: "من یه فرسوده ام". صدام بزنین هاژِ کهنه. چون هم درموندم، هم فرسوده.

- کدعین
دلم تجربه یه روزِ خفنِ متفاوت میخواد؛ ازونا که صبحتو با ورزش شرو میکنی، صبحونه پنکیک با شیر میخوری، استایل پاییزی میزنی و با یکی از ادمای مهم زندگیت میرین پارک و بعدشم بازار و کلی چیز میزِ خوشگل میخرین. ناهار مرغ سوخاری میخورین و بعدش باهم میرین جاهایِ خوشگلِ شهرتون. عصر میرین کنسرت خواننده ای که جفتتون اهنگاشو حفظین و باهاش داد میزنین و میخونین و بعدش یه هات چاکلت داغِ فرانسوی و بعدم میرین خونه با همدیگه پپرونی درس میکنین و فیلم میبنین و بعدش چایی و حرف و حرف و حرف تا جایی که خوابتون ببره ... ازین ذوق و بغضایِ فراوونِ مسرت بخشِ دوپامین و سروتونین سازِ دوست داشتنی میخوامممم :°) .