Forwarded from alone
چیشد که به این نتیجه رسیدیم نادیده گرفتن آدم هایی که خودمون وابستشون کردیم برد حساب میشه
اگه میموندی عکستو میزاشتم بکِ گوشیم.
اسمتو my always سیو میکردم.
ویس بارون میکردم پیویوتو.
اگه میموندی واست اهنگ میخوندم.
باهمدیگه میرفتیم لب دریا، رادیو دریا رو واقعیش میکردیم باهم.
اگه میموندی بهت نشون میدادم قلبمو.
دوس داشتنمو با همه وجودم برات خرج میکردم.
نمیزاشتم حس کنی تنهایی.
اگه میموندی باهم درستش میکردیم.
اگه ادم موندن بودی نمیرفتی.
بجای جا زدن و کنار کشیدن حرف میزدیم.
بجای بهونه اوردن واقعیتو میگفتیم.
اگه میموندی بخاطر تو عود روشن میکردم.
کتابای اشپزی رو میجوریدم که خوشمزه ترین قورمه سبزی دنیا رو برات درست کنم.
اگه میموندی میموندم کنارت. تنهات نمیزاشتم.
باهم میرفتیم جنگل، کوه، پارک، کافه، برات چایی میریختم نگات میکردم ببینم چجوری میخوری.
وقتایی که خواب بودی میشستم زل میزدم بهت و کیف میکردم که با منی.
اگه میموندی باهمدیگه یاد میگرفتیم چجوری عاشق هم باشیم.
یاد میگرفتیم بهم بگیم دوست دارم.
بقول قیصر امین پور ما در عین متفاوت بودن شبیه هم میشدیم.
صدات ارامش میشد برام.
من ارامش میشدم برات.
اگه میموندی میدیدی چقد پات وامیستم.
میدیدی دوس داشتنم چقد میتونه بدردت بخوره.
میدیدی دوس داشتنت چقد قشنگه برام.
اگه میموندی واسه انتخابم سرمو میگرفتم بالا، نه اینکه شرمنده خودم شم.
واسه شکرانه بودنت هرروز ایت الکرسی میخوندم فوت میکردم توو صورتت.
اگه میموندی ویگن پلی میکردیم میزدیم به دل جاده.
رو مژه هات ریمل میزدم، توعم موهامو پسرونه میزدی بعد جلو آینه عکس میگرفتیم.
اگه میموندی دو تا کاکتوس ست تتو میکردیم رو ترقوه هامون.
وقتی کسی توو کوچه نبود کولم میکردی.
اگه میموندی هم خونت میشدم و وقتی از سرکار اومدی، شربت آلبالوی خودم پز میزاشتم جلوت.
هرروز همو بغل میکردیم و یه روزمون بی بغل نمیگذشت.
وقتایی که گریه میکردم صدات عین مسکن میشد برام.
اگه میموندی وقتی مریض میشدی برات سوپ درست میکردم.
تب که داشتی کنارت میموندم کل شبو.
اگه میموندی تنها نمیموندم.
ولی نموندی و تنها موندم.
نموندی و تنهایی شربت البالو میخورم.
نموندی و تنهایی ویگن گوش میکنم.
نموندی و کسی نیس وقتایی که گریه میکنم بهم بگه گریه نکن من هستم.
نموندی و نخواستی دوس داشتنمو خرجت کنم.
نموندی و خودم موهامو پسرونه کوتاه میکنم.
نموندی که ذوق کنم از انتخابم.
نموندی برات خوشمزه ترین قورمه سبزی دنیا رو درس کنم.
نموندی برات چایی بریزم بعد نگا کنم به چایی خوردنت.
نموندی ببینی چقد پات وامیستم.
نموندی باهم درستش کنیم.
نخواستی بمونی.
نخواستی باشی.
نخواستی نگهم داری.
نخواستی.
نخواستی و من موندم و خودم.
مث سابق.
مث همیشه.
خیلی کوتاه بود ولی زیبا بود.
حداقل برای من.
تو رو که نمیدونم.
امیدوارم خوشحال ترین آدم روی زمین باشی.
وقتی دلشو شکستی و اون بازم بهترینارو برات بخواد، ینی کسیو از دست دادی که دیگه هیچوقت هیچجا پیداش نمیکنی.
اصلا دنبالش نمیگردی.
چون یبار پیداش کردی.
امیدوارش کردی.
دل بستش کردی.
وابستش کردی.
ولی نخواستی داشته باشیش.
نخواستی و تموم شد.
خواستی که تموم شه و اصرار واسه کسیه که یه درصد فک کنه طرفش دوسش داره.
اگه دوسم داشتی که نمیرفتی.
پای همه مشکلا وامیستادم اگه مشکل خودت نبودی.
اگه خواستنتو داشتم،
اگه اعتمادم نمیشکست،
اگه چشامو از نبودت خیسشون نمیکردی،
اگه
اگه
اگه ...
من واقعا میخواستم بمونیم.
نمیخواستم خراب شه.
نمیخواستم تموم شه.
نمیخواستم نباشیم.
خواستم بگم دلم برات خیلی تنگ میشه ولی چه فایده؟
پس خیلی ساده خدافظت.
- کدعین
اسمتو my always سیو میکردم.
ویس بارون میکردم پیویوتو.
اگه میموندی واست اهنگ میخوندم.
باهمدیگه میرفتیم لب دریا، رادیو دریا رو واقعیش میکردیم باهم.
اگه میموندی بهت نشون میدادم قلبمو.
دوس داشتنمو با همه وجودم برات خرج میکردم.
نمیزاشتم حس کنی تنهایی.
اگه میموندی باهم درستش میکردیم.
اگه ادم موندن بودی نمیرفتی.
بجای جا زدن و کنار کشیدن حرف میزدیم.
بجای بهونه اوردن واقعیتو میگفتیم.
اگه میموندی بخاطر تو عود روشن میکردم.
کتابای اشپزی رو میجوریدم که خوشمزه ترین قورمه سبزی دنیا رو برات درست کنم.
اگه میموندی میموندم کنارت. تنهات نمیزاشتم.
باهم میرفتیم جنگل، کوه، پارک، کافه، برات چایی میریختم نگات میکردم ببینم چجوری میخوری.
وقتایی که خواب بودی میشستم زل میزدم بهت و کیف میکردم که با منی.
اگه میموندی باهمدیگه یاد میگرفتیم چجوری عاشق هم باشیم.
یاد میگرفتیم بهم بگیم دوست دارم.
بقول قیصر امین پور ما در عین متفاوت بودن شبیه هم میشدیم.
صدات ارامش میشد برام.
من ارامش میشدم برات.
اگه میموندی میدیدی چقد پات وامیستم.
میدیدی دوس داشتنم چقد میتونه بدردت بخوره.
میدیدی دوس داشتنت چقد قشنگه برام.
اگه میموندی واسه انتخابم سرمو میگرفتم بالا، نه اینکه شرمنده خودم شم.
واسه شکرانه بودنت هرروز ایت الکرسی میخوندم فوت میکردم توو صورتت.
اگه میموندی ویگن پلی میکردیم میزدیم به دل جاده.
رو مژه هات ریمل میزدم، توعم موهامو پسرونه میزدی بعد جلو آینه عکس میگرفتیم.
اگه میموندی دو تا کاکتوس ست تتو میکردیم رو ترقوه هامون.
وقتی کسی توو کوچه نبود کولم میکردی.
اگه میموندی هم خونت میشدم و وقتی از سرکار اومدی، شربت آلبالوی خودم پز میزاشتم جلوت.
هرروز همو بغل میکردیم و یه روزمون بی بغل نمیگذشت.
وقتایی که گریه میکردم صدات عین مسکن میشد برام.
اگه میموندی وقتی مریض میشدی برات سوپ درست میکردم.
تب که داشتی کنارت میموندم کل شبو.
اگه میموندی تنها نمیموندم.
ولی نموندی و تنها موندم.
نموندی و تنهایی شربت البالو میخورم.
نموندی و تنهایی ویگن گوش میکنم.
نموندی و کسی نیس وقتایی که گریه میکنم بهم بگه گریه نکن من هستم.
نموندی و نخواستی دوس داشتنمو خرجت کنم.
نموندی و خودم موهامو پسرونه کوتاه میکنم.
نموندی که ذوق کنم از انتخابم.
نموندی برات خوشمزه ترین قورمه سبزی دنیا رو درس کنم.
نموندی برات چایی بریزم بعد نگا کنم به چایی خوردنت.
نموندی ببینی چقد پات وامیستم.
نموندی باهم درستش کنیم.
نخواستی بمونی.
نخواستی باشی.
نخواستی نگهم داری.
نخواستی.
نخواستی و من موندم و خودم.
مث سابق.
مث همیشه.
خیلی کوتاه بود ولی زیبا بود.
حداقل برای من.
تو رو که نمیدونم.
امیدوارم خوشحال ترین آدم روی زمین باشی.
وقتی دلشو شکستی و اون بازم بهترینارو برات بخواد، ینی کسیو از دست دادی که دیگه هیچوقت هیچجا پیداش نمیکنی.
اصلا دنبالش نمیگردی.
چون یبار پیداش کردی.
امیدوارش کردی.
دل بستش کردی.
وابستش کردی.
ولی نخواستی داشته باشیش.
نخواستی و تموم شد.
خواستی که تموم شه و اصرار واسه کسیه که یه درصد فک کنه طرفش دوسش داره.
اگه دوسم داشتی که نمیرفتی.
پای همه مشکلا وامیستادم اگه مشکل خودت نبودی.
اگه خواستنتو داشتم،
اگه اعتمادم نمیشکست،
اگه چشامو از نبودت خیسشون نمیکردی،
اگه
اگه
اگه ...
من واقعا میخواستم بمونیم.
نمیخواستم خراب شه.
نمیخواستم تموم شه.
نمیخواستم نباشیم.
خواستم بگم دلم برات خیلی تنگ میشه ولی چه فایده؟
پس خیلی ساده خدافظت.
- کدعین
چنلِ کُدی :»
کدوم کار مستت کرد؟(خیلی موودت بود و دوسش داشتی)
یه نگا بندازین رفقا ببینم چقد حال کردین با کارا.
چپ سینمین🤍
چپ سینمین🤍
Forwarded from سرمست• (غَین.)
«چه میدانم حتماً اگر دوستم میداشتی چنین نمیکردی.
حتماً اگر دوستم میداشتی مرا طوری به آغوش میگرفتی که تکههای مغمومِ تخریبیِ وجودم به هم پیوند بخورد.
تک به تکِ مصراعهای گمشدهام را مییافتی و کنار هم میگذاشتی تا دوباره غزل شوم.
چه میدانم، تو مرا دوست نداشتی.
وَ دیگر چیزی مهم نیست.»
حتماً اگر دوستم میداشتی مرا طوری به آغوش میگرفتی که تکههای مغمومِ تخریبیِ وجودم به هم پیوند بخورد.
تک به تکِ مصراعهای گمشدهام را مییافتی و کنار هم میگذاشتی تا دوباره غزل شوم.
چه میدانم، تو مرا دوست نداشتی.
وَ دیگر چیزی مهم نیست.»
چنلِ کُدی :»
| By X9 Converter – Boro-codeine
"برو" پیشنهاد امشب کدعین به توعه.
Forwarded from علی سلطانی
سیمین بهبانی میگه؛
شما زنها را نمىشناسيد
زنها از همه چيز مىترسند
از تنهايى...
از دلتنگى...
از ديروز...
از فردا...
از زشت شدن...
از ديده نشدن...
از جايگزين شدن...
از تكرارى شدن...
از پير شدن...
از دوست داشته نشدن...
و شما براى رفع اين ترسها
نه نياز به پول داريد
نه موقعيت و نه قدرت
نه زيبايى و نه زبان بازى
كافيست فقط حريم بازوانتان راست بگويد
كافيست دوست داشتن و ماندن را
بلد باشيد.
شما زنها را نمىشناسيد
زنها از همه چيز مىترسند
از تنهايى...
از دلتنگى...
از ديروز...
از فردا...
از زشت شدن...
از ديده نشدن...
از جايگزين شدن...
از تكرارى شدن...
از پير شدن...
از دوست داشته نشدن...
و شما براى رفع اين ترسها
نه نياز به پول داريد
نه موقعيت و نه قدرت
نه زيبايى و نه زبان بازى
كافيست فقط حريم بازوانتان راست بگويد
كافيست دوست داشتن و ماندن را
بلد باشيد.
دُختر نیستی که بفهمی
Khodahafez-Codeine
| By X9 Converter
راستی حبیب، اون بیرون هنوز آدما بفهمن دوسشون داری عوض میشن؟"
پ.ن:متن از من نیست.
امشب خیلی خیلی خیلی دلم تنگ شده. میطلبید بخونمش. کاش رفتنت شوخی بود.
پ.ن:متن از من نیست.
امشب خیلی خیلی خیلی دلم تنگ شده. میطلبید بخونمش. کاش رفتنت شوخی بود.
- کدعین
ببخشید اگه رو حرفت حساب میکردم.
ببخشید اگه فک میکردم تو فرق داری.
ببخشید اگه از نوتیف پی امات خر کیف میشدم.
ببخشید اگه آرامشم بودی.
ببخشید اگه کنار هم بودنمونو تصور میکردم.
ببخشید اگه هنوزم اورثینک میکنم.
ببخشید اگه هنوزم امیدوارم بیای.
ببخشید اگه هنوز از مرحله انکار به باور نخواستنت نرسیدم.
ببخشید اگه بیشتر از خودت دوست داشتم.
ببخشید اگه یه علامت سوال گنده تا ابد همراهم میمونه.
ببخشید اگه نمیفهمی منو.
ببخشید اگه به ناخون کوچیکه پاتم نیستم ولی همه فکر و ذکرمی.
ببخشید اگه باورت کردم.
ببخشید اگه دارم خودمو میخورم تا تموم شم و بهت فک نکنم.
ببخشید اگه منو پیش خودم و بقیه شرمنده کردی.
ببخشید اگه مث پرت کردن اشغال بستنی کیمی کنار جوب بیتفاوت ازم رد شدی، ولی مث نفس کشیدن توجهم بهته.
ببخشید اگه توو کوتاهترین زمان ممکن شدی فراموش نشدنی ترین ادم زندگیم.
ببخشید اگه هنوز آدم زندگیم حسابت میکنم.
ببخشید اگه هنوز توو خیالم باهات زندگی میکنم.
ببخشید اگه خوابتو میبینم.
ببخشید اگه دوس داشتنم راجبت تموم نمیشه.
ببخشید اگه دارم خفه میشم از دردی که نمیتونم جوری که هست بیانش کنم.
ببخشید اگه آرزوی مرگتو کردم توو ذهنم.
ببخشید اگه اندازه نوک سوزن برات ارزش ندارم.
ببخشید اگه گریه هام تموم نمیشن.
ببخشید اگه از دلتنگیت دارم میمیرم و زنده میشم.
ببخشید با معرفت.
ببخشید.
ببخشید.
همین.
- کدعین
ببخشید اگه فک میکردم تو فرق داری.
ببخشید اگه از نوتیف پی امات خر کیف میشدم.
ببخشید اگه آرامشم بودی.
ببخشید اگه کنار هم بودنمونو تصور میکردم.
ببخشید اگه هنوزم اورثینک میکنم.
ببخشید اگه هنوزم امیدوارم بیای.
ببخشید اگه هنوز از مرحله انکار به باور نخواستنت نرسیدم.
ببخشید اگه بیشتر از خودت دوست داشتم.
ببخشید اگه یه علامت سوال گنده تا ابد همراهم میمونه.
ببخشید اگه نمیفهمی منو.
ببخشید اگه به ناخون کوچیکه پاتم نیستم ولی همه فکر و ذکرمی.
ببخشید اگه باورت کردم.
ببخشید اگه دارم خودمو میخورم تا تموم شم و بهت فک نکنم.
ببخشید اگه منو پیش خودم و بقیه شرمنده کردی.
ببخشید اگه مث پرت کردن اشغال بستنی کیمی کنار جوب بیتفاوت ازم رد شدی، ولی مث نفس کشیدن توجهم بهته.
ببخشید اگه توو کوتاهترین زمان ممکن شدی فراموش نشدنی ترین ادم زندگیم.
ببخشید اگه هنوز آدم زندگیم حسابت میکنم.
ببخشید اگه هنوز توو خیالم باهات زندگی میکنم.
ببخشید اگه خوابتو میبینم.
ببخشید اگه دوس داشتنم راجبت تموم نمیشه.
ببخشید اگه دارم خفه میشم از دردی که نمیتونم جوری که هست بیانش کنم.
ببخشید اگه آرزوی مرگتو کردم توو ذهنم.
ببخشید اگه اندازه نوک سوزن برات ارزش ندارم.
ببخشید اگه گریه هام تموم نمیشن.
ببخشید اگه از دلتنگیت دارم میمیرم و زنده میشم.
ببخشید با معرفت.
ببخشید.
ببخشید.
همین.
- کدعین
چنلِ کُدی :»
ببخشید اگه رو حرفت حساب میکردم. ببخشید اگه فک میکردم تو فرق داری. ببخشید اگه از نوتیف پی امات خر کیف میشدم. ببخشید اگه آرامشم بودی. ببخشید اگه کنار هم بودنمونو تصور میکردم. ببخشید اگه هنوزم اورثینک میکنم. ببخشید اگه هنوزم امیدوارم بیای. ببخشید اگه هنوز از…
•
ببخشید که
اندوه منی
روح منی
شُکوه منی
ببخشید که
اشتباه خوب منی
حسرت مطلوب منی
نیستی کنارم و
نداشته ی محبوب منی
ببخشید اگر نور منی
نزدیک ترین دور منی
رویای شب دیجور منی
باز هم ببخشید که
اعتراف می کنم
امید لایموت منی
غم نهفته در سکوت منی
آزادي مشروط منی
من، دلم تنگ و شما
امنیت دلخواه این زنی
زخمی جامانده روی تنی
واقعا ببخشید که برایم وطنی.
#آرزو_رنجبر
ببخشید که
اندوه منی
روح منی
شُکوه منی
ببخشید که
اشتباه خوب منی
حسرت مطلوب منی
نیستی کنارم و
نداشته ی محبوب منی
ببخشید اگر نور منی
نزدیک ترین دور منی
رویای شب دیجور منی
باز هم ببخشید که
اعتراف می کنم
امید لایموت منی
غم نهفته در سکوت منی
آزادي مشروط منی
من، دلم تنگ و شما
امنیت دلخواه این زنی
زخمی جامانده روی تنی
واقعا ببخشید که برایم وطنی.
#آرزو_رنجبر
دلتنگی.
خیلی سخته.
خیلی تنهاست.
سرده.
خیلی سرده.
بعضی وقتا بدجایی خِرِ گلوتو میگیره. درست وقتی نشستی پای تلویزیون و داری چایی میخوری، یهو میپره توو بغلت؛ بدون اینکه منتظرش بوده باشی.
همچنان زل زدی به مستند با موضوع طراحی داخلی توو تلویزیون و داری بهش فک میکنی.
کوتاه بود ولی همون انقد بموقه و قشنگ بنظرت میرسه که انگار بر همه عمرت کافیه ... همش با خودت میگی خب دیگه تموم شد. دیگه بهش فک نمیکنم. کنار اومدم با نبودنش.
بعد درست وسط زندگی، وقتی همه چی خوب بنظر میرسه و اصلا فک نمیکنی دوباره بهش فک کنی، بخودت میای میبینی داری بغض توو گلوتو هی قورت میدی و حواست هیچجا نیس. جز پیش دلیل بغضی که توو گلوته. نمیدونم. نمیدونم چرا فراموش نمیشه کسی که فراموشت کرده. از چشم نمیوفته کسی که از چشم انداختت. مغزت قبول نمیکنه که همه چیز تموم شده وقتی "همه چیز تموم شده".
دلم میخواد چشمامو ببندم و یه نفس عمیق بکشم و همه چیزایی که تموم شده توو زندگیمو توو ذهنم و قلبم تمومش کنم و بعد بفهمم دقیقا باید چیکار کنم و بیخیال هر آدمی که توو زندگیم بوده و حالا نیست بشم و پاشم برم یه کاری انجام بدم که با همه وجودم دوسش دارم و خودمو مشغول کنم و مستش بشم و تا ابد به هیچکس فک نکنم و نیازم پیدا نکنم به کسی. هیچوقتِ هیچوقتِ هیچوقت.
کاش میشد چن لحظه به هیچی فک نکرد.
به هیچکس.
خلا.
خلا مطلق.
بجای اینکه خودم توو خلا مطلق باشم، فکرم باشه و مغزم خالی شه از فکرایی که داره به جنون میرسونتش و نمیتونه با خیال راحت داد بزنه و بگه من مُردم. ولم کنین فکرای لنتی. بسمه. شاید فکرا مطمئن شن که دیگه جونی نیست که احاطش کنن و ولش کنن و ولو شم رو زمین و عمیق بخوابم چن ساعتِ شیرینِ بدون فکر.
بعد که خستگیم در رفت چشامو وا کنم و به زندگی ای که دوباره شروعش کردم لبخند بزنم و از جام بلند شم. ظرفا رو بشورم. شیشه هارو تمیز کنم، قورمه سبزی درست کنم و یه دست لباس راحتی خنک بپوشم. بعد بشینم رو مبل و لم بدم و از پنجره بیرونو تماشا کنم و چایی بخورم. بعد ببینم چقد زندگی قشنگه و من چقد لایق قشنگیاشم ...
همش توو فکرم بود و بازم برمیگردم به جلوی تلویزیون، مستند طراحی داخلی، چایی توو دستم سرد شده. بهش نگا میکنم و لبخند میزنم. من نمُردم. و این ینی هنوز فرصت دارم لایق قشنگیا باشم و تجربشون کنم. که بهت فک نکنم. یا اینکه حداقل ذهنمو راضی کنم که دیگه نیستی و این به این معنی نیست زندگی من تموم شده. زندگی هست، چایی هست، لباس خنک راحتیم هست. دلتنگیم هست ...
دلتنگی.
خیلی سخته.
خیلی تنهاست.
سرده.
خیلی سرده.
ولی زندگی هنوز نمُرده.
- کدعین
خیلی سخته.
خیلی تنهاست.
سرده.
خیلی سرده.
بعضی وقتا بدجایی خِرِ گلوتو میگیره. درست وقتی نشستی پای تلویزیون و داری چایی میخوری، یهو میپره توو بغلت؛ بدون اینکه منتظرش بوده باشی.
همچنان زل زدی به مستند با موضوع طراحی داخلی توو تلویزیون و داری بهش فک میکنی.
کوتاه بود ولی همون انقد بموقه و قشنگ بنظرت میرسه که انگار بر همه عمرت کافیه ... همش با خودت میگی خب دیگه تموم شد. دیگه بهش فک نمیکنم. کنار اومدم با نبودنش.
بعد درست وسط زندگی، وقتی همه چی خوب بنظر میرسه و اصلا فک نمیکنی دوباره بهش فک کنی، بخودت میای میبینی داری بغض توو گلوتو هی قورت میدی و حواست هیچجا نیس. جز پیش دلیل بغضی که توو گلوته. نمیدونم. نمیدونم چرا فراموش نمیشه کسی که فراموشت کرده. از چشم نمیوفته کسی که از چشم انداختت. مغزت قبول نمیکنه که همه چیز تموم شده وقتی "همه چیز تموم شده".
دلم میخواد چشمامو ببندم و یه نفس عمیق بکشم و همه چیزایی که تموم شده توو زندگیمو توو ذهنم و قلبم تمومش کنم و بعد بفهمم دقیقا باید چیکار کنم و بیخیال هر آدمی که توو زندگیم بوده و حالا نیست بشم و پاشم برم یه کاری انجام بدم که با همه وجودم دوسش دارم و خودمو مشغول کنم و مستش بشم و تا ابد به هیچکس فک نکنم و نیازم پیدا نکنم به کسی. هیچوقتِ هیچوقتِ هیچوقت.
کاش میشد چن لحظه به هیچی فک نکرد.
به هیچکس.
خلا.
خلا مطلق.
بجای اینکه خودم توو خلا مطلق باشم، فکرم باشه و مغزم خالی شه از فکرایی که داره به جنون میرسونتش و نمیتونه با خیال راحت داد بزنه و بگه من مُردم. ولم کنین فکرای لنتی. بسمه. شاید فکرا مطمئن شن که دیگه جونی نیست که احاطش کنن و ولش کنن و ولو شم رو زمین و عمیق بخوابم چن ساعتِ شیرینِ بدون فکر.
بعد که خستگیم در رفت چشامو وا کنم و به زندگی ای که دوباره شروعش کردم لبخند بزنم و از جام بلند شم. ظرفا رو بشورم. شیشه هارو تمیز کنم، قورمه سبزی درست کنم و یه دست لباس راحتی خنک بپوشم. بعد بشینم رو مبل و لم بدم و از پنجره بیرونو تماشا کنم و چایی بخورم. بعد ببینم چقد زندگی قشنگه و من چقد لایق قشنگیاشم ...
همش توو فکرم بود و بازم برمیگردم به جلوی تلویزیون، مستند طراحی داخلی، چایی توو دستم سرد شده. بهش نگا میکنم و لبخند میزنم. من نمُردم. و این ینی هنوز فرصت دارم لایق قشنگیا باشم و تجربشون کنم. که بهت فک نکنم. یا اینکه حداقل ذهنمو راضی کنم که دیگه نیستی و این به این معنی نیست زندگی من تموم شده. زندگی هست، چایی هست، لباس خنک راحتیم هست. دلتنگیم هست ...
دلتنگی.
خیلی سخته.
خیلی تنهاست.
سرده.
خیلی سرده.
ولی زندگی هنوز نمُرده.
- کدعین
جرعت داشتن چیز مهمیه. اینکه جرعت داشته باشی حقیقتو بگی، خیلی بهتره تا اینکه طرفو بازیش بدی. بازی دادن فقط دادن حس دوست داشته شدن به طرف و بعد رها کردنش نیست؛ هرکاری که باعث بشی یکی جوری که باهاش نیستیو باور کنه بازی دادن عه. باهاش جوری که اون فک میکنه نیستی ولی ادعا میکنی هستی. یا جوری نشون میدی که انگار اون داره اشتباه میکنه که تو حقیقتتو نشون نمیدی ولی اشتباه نمیکنه و تو حقیقتت نیستی. میگیری که چی میگم؟
چنلِ کُدی :»
| By X9 Converter – Emam reza-codeine
دلامونو چار دیقه بسپریم به "امام رضا جآن".
بچگیام همیشه عذاب وجدان داشتم که چرا من امام رضا رو بیشتر از همه اماما دوس دارم؛ با همون بچگیم، امام رضا یه ادم دیگه ای بود برام. آدم نبود، یه موجود ماورایی بود که همیشه دوس داشتم تصورش کنم. دوس داشتم بدونم ادمی که انقد مهربونه که ضامن اهو شده، چه شکلی میتونه باشه؟
بزرگتر که شدم، یکی از دلایل دوس داشتنمو پیدا کردم. چون ایران خونه امام رضا شده بود و تنها امامی بود که میتونستم بدون پاسپورت و دردسر زیاد برم زیارتش. فکرشو بکن؛ یکی از خوبترین ادمای دنیا توو خاکی دفنه که منم توو همون خاک نفس میکشم. قصه معجزه هاشو که شنیدم، بیشتر از قبل خواهانش شدم.
الان دلم خیلی گرفته.
دلم خیلی تنگه.
یسری حرفا توو دلمه به خودمم نمیتونم بزنم ولی دلم میخواد به امام رضا بگمشون.
دلم شکسته، نه مچاله شده توو خودش.
حس میکنم دلم یه گریه مشتی میخواد توو حرم امام رضا.
یه سفر دلچسب به مشهد.
پیش کسی که حس میکنم بابامه.
بابا؛
دلم شکسته. گرفته. مچاله شده. دردش اومده.
فکر کسی که سرنوشتش با من نیستو از سرم بنداز یا اصلا توو سرم نیارش.
راهی که مال منه بهم نشون بده.
تنهاییمو پر کن از خودت.
نزار ازت دور شم.
حواست بهم باشه.
خیلی تنهام.
خیلی زیاد.
خیلی حرفا توو دلمه که بهت بگم.
ولی وقتی بهت فک میکنم تنها چیزی که به ذهنم میاد و میخوامش اینه:
ضامنم میشی؟ منو وصل کن بخودت ...
همه ماهایی که توو دلمونه اسمت و ذکرت ولی حواسمون نیست که حواست هست و وصل کن بخودت ...
فردا اخرین فرصتیه که شاید دیگه نداشته باشمش ...
بغلم کن لطفا.
منو دریاب بابایی :)"
مارو دریاب ....
- کدعین
بزرگتر که شدم، یکی از دلایل دوس داشتنمو پیدا کردم. چون ایران خونه امام رضا شده بود و تنها امامی بود که میتونستم بدون پاسپورت و دردسر زیاد برم زیارتش. فکرشو بکن؛ یکی از خوبترین ادمای دنیا توو خاکی دفنه که منم توو همون خاک نفس میکشم. قصه معجزه هاشو که شنیدم، بیشتر از قبل خواهانش شدم.
الان دلم خیلی گرفته.
دلم خیلی تنگه.
یسری حرفا توو دلمه به خودمم نمیتونم بزنم ولی دلم میخواد به امام رضا بگمشون.
دلم شکسته، نه مچاله شده توو خودش.
حس میکنم دلم یه گریه مشتی میخواد توو حرم امام رضا.
یه سفر دلچسب به مشهد.
پیش کسی که حس میکنم بابامه.
بابا؛
دلم شکسته. گرفته. مچاله شده. دردش اومده.
فکر کسی که سرنوشتش با من نیستو از سرم بنداز یا اصلا توو سرم نیارش.
راهی که مال منه بهم نشون بده.
تنهاییمو پر کن از خودت.
نزار ازت دور شم.
حواست بهم باشه.
خیلی تنهام.
خیلی زیاد.
خیلی حرفا توو دلمه که بهت بگم.
ولی وقتی بهت فک میکنم تنها چیزی که به ذهنم میاد و میخوامش اینه:
ضامنم میشی؟ منو وصل کن بخودت ...
همه ماهایی که توو دلمونه اسمت و ذکرت ولی حواسمون نیست که حواست هست و وصل کن بخودت ...
فردا اخرین فرصتیه که شاید دیگه نداشته باشمش ...
بغلم کن لطفا.
منو دریاب بابایی :)"
مارو دریاب ....
- کدعین